* آقای پویا! اگر موافق هستید گفتگو را با نگاهی اجمالی در روند نهضتهای اسلامی در کشورهای مسلمان آغاز کنیم، به طور مشخص نهضتهای اسلامی معاصر، با چه انگیزهای و از کدامین مقطع زمانی آغاز گردید.
** کمتر از 250 سال پیش، کشورهای مسلمان اکثراً تحت سلطه استعمار بودند، عثمانی رو به ضعف بود، از اقتدار دولت صفویان کاسته شده و پایههای حکومت مغولان نیز دچار تزلزل شده بود. در آن دوره عثمانیان، صفویان و مغولان، سه حکومت سلطنتی مسلمان بودند، اگرچه اسلامی نبودند.
* در واقع به تعبیر جنابعالی حکومتها، مسلماننشین بودند و نه اسلامی، بر این اساس علل ضعف و انحطاط این حکومتها را چگونه ارزیابی مینمائید؟
** علل ضعف آنها ریشه در نوع حکومت آنها داشت چرا که نوع حکمرانی حاکمان آن هیچ نسبتی با آموزههای اسلامی نداشت و در قلمرو این حاکمیتها، مردم از این سلطنتها ناراضی بودند. در همین مدت کشورهای مسلمان زیر سیطره کشورهای استعمارگری چون: انگلیس، فرانسه، روسیه، هلند، ایتالیا و تا حدودی نیز آلمان قرار میگیرند. کشروهای استعمارگر در درون ملتهای مسلمان، چهار نهضت منحصرف را ایجاد و یا تقویت کردند. وهابی، بهائیت، قادیانیه و اسماعیلیه. آنها سعی داشتند با این کار، اسلام را منحرف کنند و مسلمانان را از محور اصلی دین اسلام یعنی پیامبر اکرم(ص)، دور سازند. ولی از اوائل قرن گذشته در سه کشور مصر، ایران و پاکستان نهضتهای اصیل اسلامی به رهبری علما آغاز شد. در این دوره مهمترین موفقیت این نهضتهای اسلامی، تأسیس کشور پاکستان بود.
* یعنی نهضتهایی که به دنبال بازیابی هویت اصلی جامعه اسلامی و بازگشت بدان بودهاند؟
** بله، به عنوان مثال در مصر نهضت اخوانالمسلمین آغاز میشود و با کمی فاصله از آن جماعت اسلامی ابوالاعلی مودودی که ارتباطی با سید قطب داشته است آغاز شده و همزمان در ایران نیز حرکتهایی به رهبری علما و متدینین شروع میگردد در واقع آنها را میتوان اصل و منشاء تحولات پنجاه ساله اخیر عنوان نمود که به عنوان مثال یکی از مهمترین آثار این تحولات، شکلگیری و تشکیل کشور پاکستان بعنوان ثمره یک نهضت مسلمانی و نه یک نهضت اسلامی میباشد. چرا که به هر حال ریشه این حرکت اسلامی بوده است و تأثیر زیادی در حرکتها و نهضتهای دیگر، در کشورهای مسلماننشین داشته است. همزمان با این حرکتها و متأثر از آنها در این دوره اکثر کشورهای اسلامی از زیر استعمار آشکار و مستقیم انگلیس و فرانسه آزاد شدند ولی متأسفانه اکثر این کشورها بدلیل نداشتن ایدئولوژی خاص و چهارچوب منسجم فکر اسلامی، به دامن آمریکا گرفتار شدند. به خاطر دارم در سالها قبل گفتگویی با «بن بلا» بنیانگذار مبارزات مردم الجزایر علیه فرانسه داشتم، وی میگفت که «ما اشتباه خیلی بزرگی کردیم. در انقلاب الجزایر ما یک و نیم میلیون نفر مسلمان شهید دادیم که آرمانشان اسلام بود و ما از اسلام منحرف بودیم و آرمانمام سوسیالیزم بوده است و خیلی اشتباه بزرگی کردیم. اصل محور شهادتطلبی مردم ما، اسلام بوده است.
* به بیانی دیگر میتوان گفت در این برهه بسیاری از حرکتهای استقلالطلبانه در کشورهای اسلامی از سوی مردم مسلمان و با انگیزههای دینی همانند شهادتطلبی، آزادیخواهی و ... آغاز و همراهی میشد ولی متأسفانه این حرکتها در رهبری، جهتگیری و غایت دچار فقدان هدفگیری برای رسیدن به حاکمیت آرمانهای اسلامی بودند؟
** بله، همینطور بود و هدف متأسفانه اسلام نبود.
* این نگرش از چه مقطعی اصلاح شد؟
** ببینید همانگونه که عرض کردم همزمان با آغاز اندیشه بازگشت به اسلام اصیل، روند اصلاح دینی نیز آغاز شد. بعنوان مثال خود تشکیل کشور اسلامی با حکومت جمهوری اسلامی یکی از اهداف و مطالبات مودودی بود و حرکت وی هم تأثیر زیادی در کشورهای عربی داشت و هم در ترکیه آثار خوبی برجای گذاشت. اخوانالمسلمین هم چنین گرایشی داشته است یعنی پیش از شروع نهضت اسلامی ایران، علمبردار نهضتهای اسلامی، مودودی و اخوانالمسلمین بودند ولی به هر حال هم تردیدهایی وجود داشته است و هم اینکه اصلاً اینها نه آماده چنین کاری بودند و نه راه انقلاب را میخواستند انتخاب بکنند. بلکه میخواستند راه خودشان را در همان سیاست موجود ادامه دهند و از آن یک اسلامی بتراشند یعنی بدنبال انقلاب اصیل و عمیق نبودند.
اگر به تاریخ مراجعه کنید میبینید بنیانگذار دانشگاه آمریکایی بیروت مینویسد: «ما هیچگاه نخواهیم توانست مسلمانان را به مسیحی تبدیل کنیم. بلکه باید سعی ما فقط این باشد که اینها مسلمان نمانند» و از این تز، ناسیونالیزم را در سراسر جهان اسلامی از مصر تا شبه قاره ایجاد میکنند. در پاکستان توسط محمدعلی جناح، در ترکیه توسط کمال آتاتورک و در ایران به وسیله رضاخان گسترش این تفکر آغاز میشود. اما نکته مهم دیگر این است که در این زمان در کشورهای مسلمان، اقلیتهای غیرمسلمان در سیاستهای منطقه مقدم میشوند، در مصر، مسیحیان، در ترکیه شبه قاره و ایران فراماسونرها و در عراق و سوریه حزب بعث سرکار میآید که مسیحیان بنیانگذار آن هستند. همچنین در ایران بهائیت قدرت و نفوذ بسیار پیدا میکند. توسط این اقلیتها، استعمار به دنبال ایجاد جوامعی نو در کشورهای مسلمان بوده است. من اشاره میکنم به نماینده امپراطوری انگلستان در سودان که عنوان میکرد: «ما نباید این منطقه را ترک کنیم تا موقعی که یک عدهای را با افکار و عقایدمان سرکار بیاوریم و جایگزین ما باشند». به همین جهت بعد از جنگ جهانی اول استعمار، کسانی را در کشورهای مسلمان بر سر کار میآورد که افکار استعمار را داشتند و برای این افراد، اسلام مطرح نبود. با این حال توسط علمای جهان اسلام، نهضتهای اسلامی پراکندهای شکل میگیرد که در میان آنها بزرگترین نهضتی که تا به حال به پیروزی نایل گردید، تفکر و نهضت اسلامی در ایران به رهبری امام راحل(ره) بود.
در همین زمان در پاکستان مقالهای 18 صفحهای در مجله ترجمان القرآن و در تمجید از حرکتهای امام خمینی(ره)، و روحانیت ایران و علیه شاه مینویسد. خوب است بدانید که بزرگترین کشتار شیعیان در پاکستان در همین مقطع رقم میخورد که دست عوامل سیا و ساواک شاه در آن کاملا مشهود است. یعنی در بسیاری از این کشورها با اسلام و هرگونه حرکت اسلامی و حتی شعائری همچون حجاب، عزاداری سیدالشهداء و .. به شدت مبارزه میشد. لذا در چنین فشار و سرکوبی چشم امید جهان اسلام که باز میشود به نهضت امام راحل(ره) دوخته میشود.
* کدام ویژگیها باعث شد تا نهضت امام برای امت اسلامی از همان ابتدا این چنین شاخص باشد؟
** ببینید براساس برخی شنیدهها شاید بتوان گفت که در عین حال با توجه به تسلط و سرکوب بسیار شدیدی که در ایران توسط شاه صورت میگرفت، امام (ره) خیلی امید به پیروزی نهضت اسلامی در کوتاهمدت و در داخل ایران نداشتند و بیشتر توقع پیروزی انقلاب اسلامی در مصر و پاکستان را داشتند. یعنی معتقد هستم امام راحل(ره) در نهضت اسلامی خود، هرگز تنها به ایران نظر نداشتند، بلکه ایشان ایران را بعنوان «پایگاه» قرار داده بودند و نه بعنوان یک «هدف». نگاه امام راحل فراملیتی بود و تمام پهنه امت اسلامی برای ایشان موضوعیت داشت.
یکی از تبلیغاتی که دشمن برای مهار نهضت امام به کار میبرد انحصار حرکت امام و نهضت ایشان در قالب «انقلاب تشیع» بود. اما امام این انقلاب را تنها برای احیاء شیعه ایجاد نکرد بلکه انقلاب امام(ره)، انقلاب مستضعفین علیه مستکبرین بود.
* از این تعبیر جنابعالی که امام راحل(ره)، ایران را پایگاهی برای نهضت اسلامی قرار داده بودند، میتوان نتیجه گرفت که همچنان استمرار و تداوم نهضت اسلامی امام خمینی(ره) موضوعیت داشته و تا رسیدن کامل به اهداف این نهضت راه زیادی در پیش است. از این منظور مهمترین آثار و دستاوردهای حضرت امام خارج از مرزهای ایران اسلامی و در مواجهه مظلومین و محرومین و متستضعفین جهان با مستکبرین نظام سلطه را چگونه ارزیابی میکنید؟
** ما معتقدیم که اسلام باید در تمام شئون جامعه حضور داشته باشد. این امر یا به تدریج باید اتفاق بیافتد و یا با انقلاب؛ که البته این مسأله بستگی به شرایط محیط اجتماعی دارد و باید شرایط را در نظر گرفت. در طول سالیان گذشته، قیامهای مختلفی بر علیه استعمار و طاغوت صورت گرفت، اما هیچ کدام به گستردگی قیام امام خمینی(ره) نبود! قیام امام از جنس دیگری بود. حرکت امام جهانی بود و توازن جهان را برهم زد و یکی از ثمرات نهضت اسلامی امام راحل(ره) فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بود. و در اینجا من با قاطعیت میگویم که تا سال 2010 طاغوت بزرگ یعنی آمریکا نیز از بین خواهد رفت و شواهد آن را نیز میبینیم.
همه بحرانسازیهایی که در این سالها در منطقه اتفاق افتاده و نتیجه همه آنها نیز شکست استکبار بوده است. همگی برای مقابله با نهضت امام خمینی(ره) بوده است ولی با تمام این اوضاع نهضت امام(ره) پیروز خواهد شد و تجربه افغانستان، عراق، لبنان و .. نیز همگی موید این ادعاست.
* برای استمرار این حرکت، نظرتان در ارتباط با استراتژی تشکیل جبههای ضد سلطه توسط ملل محروم جهان در برابر کشورهای سلطهجو و مستکبر چیست؟
** مقر و مکان چنین نهضتی در حال حاضر در ایران وجود دارد، هماکنون هیچکدام از کشورهای جهان همانند جمهوری اسلامی ایران، در صف مبارزه با استکبار وجود ندارند. اکثر آنها دارای دولتهایی ساز شکار هستند که نگاهی لیبرالی دارند.
مقر فعلی برای نجات مستضعفین در ایران است و با تأکید بر صدور پیام انقلاب اسلامی ایران باید این جبهه ضدسلطه را گسترش داد.
* همانگونه که در خلال گفتگو اشاره کردید، هر چند که ظرفیت پیشبرد نهضت اسلامی در میان مردم و نخبگان کشورهای اسلامی بالقوه است، اما به دلیل سازشکاری برخی از دولتها در این کشورها هنوز موانعی برای فعلیت یافتن این خواست عمومی امت اسلامی و تحقق همگرایی مسلمانان در مواجهه با نظام سلطه وجود دارد. به نظر شما، احزاب اصیل کشورهای اسلامی چگونه میتوانند در ایجاد چنین وحدتی گام برداشته و زمینه اتحاد امت اسلامی برای تحقق نهضت اسلامی امام(ره) را فراهم سازند؟
** قبلاً یک سری همکاریهای بین احزاب وجود داشته است، اما متأسفانه طی دهه اخیر کمی کاهش یافته است و باید آن را احیاء کرد. هماکنون این احساس در جهان اسلام وجود دارد که باید یک نهضت همهگیر علیه نظام سلطه بینالمللی به راه بیافتد. این هماکنون لازم است. الان چشم تمام جهان اسلام و مستضعفین جهان به رهبری امام خامنهای است. و همگان میبینید که چگونه ایشان راه امام راحل(ره) را به بهترین نحو ادامه میدهند. امروز با سر دادن ندای وحدت از سوی ایشان جهان اسلام یکپارچه لبیک خواهد گفت و احزاب اسلامی در این زمینه نقش اساسی برعهده دارند. بنده از این که میبینم حزبی همانند موتلفه اسلامی بیش از چهل سال است که در جهان اسلام به حیات خود این چنین ادامه میدهد، بسیار خوشحال هستم و این مساله نشان میدهد که موتلفه اسلامی در عملکرد خود موفق بوده است.