مترجم: مانیا عرشی
کنگره آمریکا تقریباً به طور متفقالقول بر سر چیزی که طرح پاسخگویی سوریه نامیده میشود توافق کرد.
این طرح در جهت استفاده به عنوان «سلاح مشروع» جدید در دستان کاخ سفید به مبارزه علیه چیزی که تروریسم بینالمللی نامگذاری شده تحویل سنا خواهد شد.
در شرایط جدید وضعیت حضور نظامیان سوریه در لبنان و موقعیت لبنان چگونه خواهد بود.
چندی قبل، ژنرال «عون» برای ارائه یک سخنرانی از پیش طراحی شده در یکی از کمیتههای سنا که با یهودیان زیادی پر شده است، به واشنگتن سفر کرد و اظهار داشت که یک «ائتلاف» میتواند در سرزمین لبنان تشکیل شود تا روند حضور سوریه دنبال شود. این «ائتلاف میتواند مشابه ائتلاف شمال افغانستان» یا «کردهای عراقی» باشد. افراد ژنرال همچنین اطلاعاتی را افشا کردند که براساس آن «روزهای سوریه» در لبنان به پایان خود نزدیک میشود. ژنرال مثل همیشه در کمال صداقت به آمریکاییها گفت که آنها موجب ورود سوریه به لبنان شدهاند و بنابراین آنها تنها کسانی هستند که میتوانند زمینه خروج آن را فراهم کنند. در واقع عون همیشه با آمریکا مخالف بوده و در ارودوگاه اروپاییها بوده است و این اقدام تنها به این معنی است که یک طرح اعلام نشده از معامله اروپا ـ آمریکا در جریان است که ژنرال در آن نقش پیاده ویژه را بازی میکند. آن هم در یک بازی که بارها بزرگتر از بازی «قدرت» معمولی در صفحه شطرنج است.
در یک مسیر کاملاً مخالف با مسیر ژنرال، «پاترپارچ اسفیر» در تلاش برای قدرت بخشیدن به لبنانیهای مسیحی از آمریکا دیدن کرد، اقدامی لازم و ضروری برای تقویت روابط آمریکایی ـ لبنانی.
به هر حال، وی از اروپای غربی نیز دیدار میکند که در این مناطق از وی به بهترین نحوی که از یک مقام خاورمیانهای استقبال میشود، استقبال میکنند.
وی اظهار داشت که از اهداف ژنرال عون حمایت میکند، ولی از راهی که وی در پیش گرفته راضی نیست و به نظر میرسد که طرح آمریکایی تغییر شکل دادن سیاسی منطقه مثل یک طلسم رخ میدهد، خصوصاً با دانستن اینکه این اقدام شامل تغییر نقشه کشورها خواهد شد.
این تفکر کاملاً غلط است که لبنان غرق شده در بدهی که تحت حسابهای مالی انحصاری شده بینالمللی آن را نگهداری میکند، درست مثل طرح مهاجرتهای انبوه برای شهروندان لبنانی و تغییر ساختار اقتصادی، اجتماعی و آماری همگی «بدشانسی» هستند.
تمام این موارد به معنی نابود کردن آبروی لبنانیها و اداره آنها بدون در نظر گرفتن تصمیم ملی مستقل آنهاست تا مخالفانی که در پی «برتری یافتن» هستند نظیر حامیان ژنرال و طایف به واشنگتن، پاریس، لندن و سایر پایتختهای بینالمللی ثروتمند و قدتمند رفته و جدالی را برای «نجات!» لبنان آغاز کنند.
آخرین «اقدام» آمریکا علیه سوریه که یک حلقه از زنجیر این طرح است، به روشنی در پی ارائه یک «نسخه جدید» از توافق سایکس ـ پیکو برای مردم منطقه است. این دقیقاً همان چیزی است که ژنرال را به سخنرانی در واشنگتن روانه کرد، درست مثل بشیر حمیل که لحظات آخر را با طرح «یهودی کردن» لبنان سپری کرد.
در دوران جهانی شدن، قهرمانها خود کشورها نیستند، بلکه ممانعتهای مالی بینالملل کشورها را به زانو در میآورد، حتی آمریکای ابرقدرت.
دو قهرمان فعلی عبارتند از:
1ـ جبهه مالی یهودی ـ آنگلو ـ ساکسون واقع در آمریکا که به سمت اروپا پیش میرود 2ـ جبهه مالی کاتالولیک ـ اروپایی در اروپا که به سمت آمریکا حرکت میکند.
برای درک اینکه دقیقا در صحنه عرب ـ اسلامی و در حالت کلی صحنه بینالمللی چه اتفاقی رخ میدهد باید سومین قهرمانی را که همپای دو تای دیگر حرکت میکند، در نظر بگیریم، این قهرمان بلوک مالی عرب اسلامی است که در اعمال چاههای نفت قرار گرفته است. در سایه این پسزمینه، در عصر صلح اسرائیلی که امپریالیسم صهیونیست قصد اداره، اعراب را بعد از مشروع ساختن قدرت اسرائیلی دارد، لبنان در معادلات بینالمللی بلوکهای مالی بینالمللی نقشی ویژه و حیاتی ایفا میکند.
سران این بلوکها بر این باورند که لبنان از «کیفیت»هایی سود میبرد که این وظیفه را برعهدهاش گذاشته و مهمترین آنها عبارت است از: موقعیت، طبیعت جغرافیایی، ساختار آماری ناهمگون که این کشور را به پل بین مسیحیان، مسلمانان و یهودیان تبدیل میکند. پل میان اروپا و دنیا از یک طرف و خاورمیانه از طرف دیگر که با سوریه اول از همه آغاز میشود.
ـ طبیعت سیستمشکننده و اسبهای تروای داخلی در کنار سنتهای بعضی از گروههای این کشور که در هر حال حاضر به فروش هر چیزی به کسی در پائینترین قیمت هستند. با در نظر گرفتن این وضعیت منحصر به فرد لبنان دو شرط ایجاد میکند:
اول: تبدیل این کشور به یک قدرت خارجی «عالی»، یک مرکز استثنایی مالی و تجاری برای هر دو بلوک مالی که بیش از هر حالتی با وضعیت لبنان هماهنگی دارد.
دوم: گسترش جغرافیایی و غیرجغرافیایی اسرائیل که غیرجغرافیایی شامل مسائل مالی و تجاری جبهه یهودی ـ آنگولا ـ ساکسون است.
بنابراین طرحهای سیاسی، اقتصادی و استراتژیک مهم اجرا میشود که شامل تخلیه لبنان در حالت کلی و جنوب این کشور در حالت خاص و در دست گرفتن این مناطق به هر راه ممکن است که میتواند شامل تبدیل این کشور به منطقه تجارت آزاد و تبدیل آن به مرکز مالی خاورمیانه باشد.
همچنین ساختن یک راه بینالمللی در منطقه مدیترانه، ساختن یک پل یا تونل در تنگه جبلالطارق برای خاتمه کمربند محاصره، احیای «دریای مرده» آوردن لولههای نفت، گاز و آب از ترکیه به دره نیل و برعکس، گذشتن از عراق، سوریه، لبنان، اردن و «کشور فلسطینی» و اسرائیلی به اروپا، آمریکا و سایر دنیا، تشکیل یک شبکه ارتباط بینالمللی که از مدیترانه آغاز میشود و تمام قارهها و اقیانوسها را در برمیگیرد و ... از جمله کارهایی است که لبنان میتواند انجام دهد.
نسخه جدید سایکس ـ پیکو که با توجه به تحولات موازنه قدرت در دنیا اصلاح شده، حکایت از آن است که فلسطین تاریخی، اردن و عراق به منطقه قدرت آنگلو ـ ساکسون ـ یهودی بعد از انگلیسی شدن تبدیل شود. لبنان بزرگ و سوریه به یک قدرت اروپایی ـ کاتولیک بعد از نسخه فرانسوی تبدیل شوند. به هر حال، روسها نیز نقشی به عنوان یک شریک «پس پرده» در پیمان سایکس ـ پیکو ایفا میکنند. این یک مشکل جدی است که لبنان در آینده با آن رو به روست و یک موضعگیری ملی واقعی باید قبل از تبدیل کشور به یک منطقه یهودی اتخاذ شود. سوریه همچنین در خطر است و لبنان تنها در صورتی میتواند این نقش را ایفا کند که سوریه اشغال یا تسلیم شود.