تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۹۹۹۴۹

منظر شریعتی به عدالت اجتماعی


محمدرضا طورانی
جایگاه عدالت اجتماعی از دیدگاه شریعتی را می‌توان در تفکرات او نگریست. شریعتی برای اینکه بتواند ایده‌های خود را درباره عدالت اجتماعی شفاف‌تر نماید، همانطور که در شان یک جامعه‌شناس و تاریخ‌شناس برجسته است از ابزارهای گوناگون استفاده کرده است.
یکی از مهمترین ابزارهای شریعتی معرفی الگوهای چهره‌های برجسته‌ای است که در صدر اسلام بی‌تابانه مسائل مربوط به عدالت اجتماعی را تعقیب می‌کرده‌اند. شاید این همه ارادت و علاقه‌مندی شریعتی به ابوذر و تاکید بر ضرورت شناخت چهره‌هایی چون ابوذر، سلمان، بلال و میثم در این چارچوب قابل توضیح باشد. جلد سوم از مجموعه آثار شریعتی بخصوص مقدمه شیوایی که این استاد بر نمایشنامه «یک بار دیگر ابوذر» نوشته است، در واقع نشان دهنده عمق روح عدالتخواهانه این مرد بزرگ است و به آن نکاتی که در مباحث مربوط به ابوذر توجه کرده است، دقیقا نشاندهنده این است که چقدر بی‌تاب و توان بود تا بتواند نشان دهد که هرقدر چهره‌های صدر اسلام برجسته‌تر هستند، بیش از هر چیز به خاطر خصلت عدالتخواهی آنها بوده است.
شریعتی در جلدهای 10 و 11 مجموعه آثار خود، مباحث را در رابطه جهت‌گیری طبقاتی شیعه مطرح و به موضوع سمت‌گیری‌های جاهلی و اشرافی قرار می‌دهد و به تعبیر روشن و واضح می‌گوید: آنچه علی، ابوذر، سلمان، بلال و میثم را در برابر طلحه، زبیر، سعد بن ابی‌وقاص و عبدالله رحمن بن عوف قرار می‌دهد در واقع بر محور اندیشه عدالتخواهی قابل توضیح است و بس.
از دیدگاه شریعتی این رویارویی بر محور عدالت شکل گرفته بود، در واقع تلاش‌های علی(ع) و یاران نزدیک او نیز فقط بر این محور قابل توضیح است چرا که رسالت انبیا اقامه قسط است یعنی اقامه قسط در عرصه عمل اجتماعی توسط مردم و برای مردم.
طبق دیدگاه شریعتی همه امتیازات جدید جاهلیت و اشرافی‌گری که بعد از رحلت رسول‌اکرم مطرح شد، در واقع به کلی با اسلام مغایرت دارد.
تعبیری که وی درباره بلال مطرح می‌کند و توصیفی که از منزلت بلال در دوران‌های قبل و بعد از طلوع اسلام می‌کند دقیقا در این چارچوب قابل توضیح است. شریعتی تصریح می‌کند، این جهت‌گیری ضد اشرافی‌گری اسلام است که بلال را به آنچنان مرتبه‌ای می‌رساند که اشراف در برابر او احساس حقارت می‌کنند.
شریعتی به عنوان یک جامعه‌شناس، برای تعقیب ایده عدالت اجتماعی و زمینه‌های برقرار نمودن آن، دو نوع نگاه جدید را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عرصه‌های ملی و بین‌المللی و ساختارهایی که در این دو عرصه تعامل دارند مرتبا پدیده نابرابری را بازتولید می‌کنند. به عبارت دیگر به زعم ایشان مجموعه‌ای از نیروها به صورت کارکردی با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند و در واقع زمینه‌های برقراری عدالت اجتماعی را در عرصه‌های ملی و بین‌المللی دشوار می‌سازند. از نظر او دگرگونی عمده‌ای که به سرمایه‌داری شکل جدید می‌بخشد، عبارت از تغییرات سیستم (کالا، پول، کالا) به سیستم (پول، کالا، پول) است.
وی معتقد است، در واقع در رژیم سرمایه‌داری پول به عنوان یک هدف فی‌نفسه موضوعیت پیدا می‌کند و در ادامه با اشاره به آیه شریفه‌ای از قرآن (الذی جمع مالا و عدده) سمت‌گیری عالمانه قرآن را نسبت به اشرافی‌گری بیان می‌دارد. در این آیه نفس جمع‌آوری و شمارش پول به عنوان هدف اشرافی‌گری مطرح می‌شود. قطعا در عرصه اقتصادی عاملی که باعث فروپاشی جامعه خواهد شد نابرابری است.
شریعتی در جلد چهارم از مجموعه آثار خود تحت عنوان «در بازگشت به خویشتن» یک دید بسیار ظریفی را مطرح می‌کند وی در این مسیر بعد از طرح موضوع به سمت ارائه راه‌حل می‌رود. وی معتقد است برخلاف کسانی که ابتدا بر روی عنصر آگاهی تمرکز یافته‌اند و از طریق دستکاری آگاهی در جامعه اهداف اقتصادی و اشرافی‌گری خود را تعقیب کردند.
شریعتی در اولین گام جهت کار فکری به معرفی دست‌پرورده‌های اصیل نهضت اسلامی می‌پردازد. یعنی اباذر این چهره مطلوب و دوست‌داشتنی خود را تحلیل می‌کند و به نوعی بیان می‌دارد که خط اصلی مبارزه با ابوذر، مبارزه با هر نوع تبعیض و تلاش برای استقرار عدالت است و آنجا که دیالوگ‌های بین او و حاکم وقت را تصویر می‌کند به خوبی نشان‌دهنده این واقعیت تلخ است که اصول مباحث میان این دو جبهه ثابت و بدون تغییر ادامه می‌یابد.
این مباحث، حتی در سطح آکادمیک نیز قابل تعمیم است و هنر شریعتی آن است که بیش از هرکس دیگر افشاکننده سوابق تاریخی و طولانی مباحث این دو جناح لااقل از زمان ابوذر به این طرف است.
دکتر شریعتی به تفصیل توضیح می‌دهد که چرا ابوذر یک اصرار غیرعادی بر تداوم در قرائت آیه کنز داشت.
ابوذر بارها تصریح می‌کند که مگر این آیات، آیات خداوندی نیستند پس چه دست‌هایی در کار است که آیه کنز متروک شده در برابر او حاکم وقت و معاویه هردو به اشکال مختلف استدلال می‌کردند که مگر خداوند فقط همین یک آیه را نازل کرده است.
شریعتی براین باور است که آیه کنز در آن دوران به عنوان برجسته‌ترین و بارزترین مظهر سرمایه‌داری قرار دارد و اصرار ابوذر در این زمینه به خاطر آن بود که از دیدگاه اسلام نفس کنز ولو از طریق حلال جمع‌آوری شده بود، مذموم و شایسته عذاب الهی است و متاسفانه مباحث مطرح شده از سوی ابوذر تا امروز هم استمرار پیدا کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات