تورج حاتمی
4- همکاری متقابل و سیاست عدم انزواگرایی
حضرت امام خمینی(ره) به حفظ صلح، امنیت و عدالت از طریق همکاری مبتنی بر احترام متقابل تاکید داشته و همزیستی مسالمتآمیز ملتها بر مبنای عقاید یکدیگر و پایبندی به هنجارها، عرف و قراددادها را به کمکی به بشریت در جهت نیل به آرامش میدانستند که چرا التزام ملتها به رعایت قواعد و نهادهای مشترک منطقهای و بینالمللی میتواند از برخورد و ستیز میان دولتها بکاهد و منطق گفتگو سوءتفاهمها را مرتفع سازد.
لذا این سیاست که تلفیقی از جهانگرایی و منطقهگرایی محسوب میشود، بستر لازم برای سازگاری و انطباق منافع ملتها و دولتها را فراهم مینماید.
در این ارتباط امام خمینی(ره) ضمن تاکید بر پرهیز از تنش در روابط با کشورهای غیرمتخاصم، اساس روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران را بر مبنای گفتگو و احترام متقابل تلقی میکنند و میفرمایند:
«با همه ملل جهان براساس حفظ آزادی و استقلال کشور گفتگو خواهیم کرد.»(11)
«سیاست خارجی ایران با همه دولتها بر حسب احترام متقابل است.»(2)
«آنچه غایت تعلیمات اسلامی است همزیستی مسالمتآمیز در سطح جهان است.»(3)
«ما به این دولتهای منطقه تذکر دادهایم که با شما نمیخواهیم بجنگیم، ما آن طور نیستیم که وقتی زور پیدا کردیم، با قلدری بخواهیم در یک کشور دیگری دخالت کنیم، میخواهیم با همه... برادر باشیم.(4)
عدهای از مفهوم استقلال و شعار «نه شرقی، نه غربی» این معنا را دریافته بودند که نباید با کشورهای دیگر ارتباط داشته باشیم مگر در حالت اضطرار. اما تکرار واژه استقلال و مطرح شدن مفهوم «نه شرقی، و نه غربی» در کلام امام (ره) به معنی قطع ارتباط با کشورهای دیگر نیست بلکه تنها نپذیرفتن سلطه آنان است. اصولاً اصل دعوت که در اسلام از ضروریات است، ایجاب میکند که اگر ارتباط با کشورها و ملتها منفعت مادی نیز نداشته باشد، باید برقرار گردد. پیام حضرت امام(ره) به آقای «گورباچف» نیز این ابهام را به طور کلی زدود و امروز کمتر کسی تردید دارد که ارتباط اصولی از موضع صحیح نه تنها جایز بلکه ضرورتی است برای تعقیب منافع ملی، و بلکه ضرورتی مهمتر است برای تفهیم پیام و القای ارزشهای اصیل انسانی و اسلامی و جوامعی که از این ارزشها بیگانهاند و یا درک و فهم درستی از آنها ندارند و همچنین اهتمام به امور مسلمین و مستضعفین بدون ارتباط گسترده و همه جانبه با دول دیگر گاه غیرممکن است و اگر هم ممکن باشد کم تاثیر است.(5)
امام خمینی(ره) با تاکید بر حفظ استقلال، بر گسترش و تعمیق، روابط بینالمللی که بر پایه همکاری و احترام متقابل باشد اهتمام ویژهای داشتند. ایشان میفرمایند: «ما نمیخواهیم در کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشیم، ایران امروز نمیتواند این طور باشد، بلکه کشورهای دیگر هم نمیتوانند این طور باشند که در یک جا بنشینند و مرزهایشان را ببندند، این غیر معقول است. امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است، دیگر شهر دارای محله های مختلفی است که با هم ارتباط دارند. وقتی دنیا وضعش این طور است ما نباید منعزل باشیم... آقایان در این فکر باشند و روابط را تحکیم کنند. البته ما با آنهایی که بخواهند به ما تعدی کنند نمیتوانیم بسازیم و از اول هم اعلام کردیم، مگر آنها خودشان را اصلاح کنند. این معنا که گاهی اهل غرض یا جهال این حرف را میزنند که ما نباید روابط داشته باشیم، از باب این است که یا نمیفهمند یا غرض دارند، زیرا تا انسان جاهل یا مخالف با اصل نظام نباشد، نمیتواند بگوید که یک نظام از دنیا منعزل باشد. اسلام یک نظام اجتماعی و حکومتی است و میخواهد با همه عالم روابط داشته باشد».(6)
«در هر صورت ما باید روابط داشته باشیم، آنها که غرض ندارند ما هم با آنها غرض نداریم، کم کم باید روابط حسنه بشود. من امیدوارم این اعمال را انجام دهید و دولت هم موفق باشد...»(7)
«اسلام میخواهد با همه کشورهایی که در جهان هستند دوست باشد و دولت اسلامی میخواهد با همه ملتها و با همه دولتها ارتباط صحیح داشته باشد در صورتی که آنها هم متقابلاً احترام دولت اسلامی را مراعات کنند»(8)
«... نمی توانیم بنشینیم و بگوییم که با دولتها چکار داریم، این برخلاف عقل و برخلاف شرع است و ما باید با همه ارتباط داشته باشم. اما این که با هیچ دولتی نباید ارتباط داشته باشیم، هیچ عقل و هیج انسانی آن را نمیپذیرد، چون معنایش شکستخوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر، و ما باید با ملتها و دولتها ارتباط پیدا کنیم.»(9)
حضرت امام خمینی(ره) با درک ضرورت وابستگی متقابل بین دولت ـ ملتها و با رد صریح سیاست انزاواگرایی، تمایل جمهوری اسلامی ایران به دوستی با ملتها و دولتها و گسترش ارتباط با آن را اعلام مینماید و میفرماید:
«ما با هیچ ملتی بد نیستیم، ما به حسب طبع اولیه میخواهیم با همه دولتها دوست باشیم.