تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۰۰۱۸۲

نجات ساختار فرهنگی و تاریخی تهران

اشاره: اردشیر اروجی کارشناس ارشد شهرسازی است، وی سالها زمینه شهرسازی و ساماندهی فضای شهری را مطالعه کرده است. اروجی همچون مدت‌ها با سازمان میراث فرهنگی، به عنوان مشاور همکاری نزدیک داشته است مقاله فوق، بحثی بود که وی در زمان تدوین منشور تهران در سلسله سخنرانی‌های تخصصی در صحن شورای شهر مطرح کرد.

مقدمه
بررسی تاریخ گذشته شهر تهران بیانگر آن است که رشد شتابان جمعیت این شهر، گرایش به تجددطلبی و دوری از الگوهای معماری و شهرسازی ایرانی، هویت این شهر را در معرض خطر جدی قرار داده است. به خصوص هسته قدیمی شهر که در قالب حصار طهماسبی و حصار ناصری قرار دارد و ساختمان‌های ارزشمند تاریخی، فرهنگی که در سطح شهر پراکنده هستند در معرض تخریب‌ جدی قرار گرفته‌اند.
به‌گونه‌ای که غفلت در این زمینه هویت تاریخی، فرهنگی شهر تهران را به نابودی خواهد کشاند و آنچه بیانگر تجربیات معماری و شهرسازی گذشته این شهر می‌باشد از بین خواهد رفت و چنین شهر بی‌هویت و بی‌نام و نشانی لایق پایتختی کشور تاریخی، فرهنگی ایران که زمانی شوش، ‌هگمتانه، تخت جمشید و... این مسئولیت را برعهده داشتند، نخواهد بود. برای رهایی از مسایل و مشکلات عمده هویتی شهر تهران تسریع در انجام طرح ساختار تاریخی،‌ فرهنگی این شهر یک ضرورت قطعی تلقی می‌گردد و میراث فرهنگی با مشارکت شهرداری باید هر چه سریعتر اقدامات خود را در این خصوص هماهنگ نماید تا با همکاری دیگر نهادهای ذیربط و مشارکت شهروندان فرهیخته ضمن توقف تخریب‌های نابهنجار، هویت تاریخی و فرهنگی این شهر را در خود پایخت کشور اسلامی ایران احیا نماید. در این مقاله نحوه برخورد با ساختار تاریخی، فرهنگی شهرها خصوصا شهر تهران در قالب عنوان‌های زیر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
الف – تاریخچه کوتاهی از شهر تهران
ب- مسایل و مشکلات عمده هویت کالبدی شهر تهران
ج- نظریه‌ها و خط‌مشی‌های راهبردی
د- ارایه پیشنهادات
الف- تاریخچه کوتاهی از شهر تهران
تهران کلان‌ شهری است با جمعیت ثابت (شبانه) حدود هفت میلیون نفر و جمعیت شناور (روزانه) حدود 12 میلیون نفر که مسئولیت پایتختی کشوری 60 میلیون نفری را برعهده دارد و علی‌رغم نقش محلی، منطقه‌ای، ملی، نقش بین‌المللی نیز ایفا می‌کند. سکونت در منطقه‌ای که تهران در آن واقع شده به علت وجود تپه چشمه علی ری و تپه ازبکی قدمتی هشت هزار ساله دارد و نام تهران به عنوان یکی از توابع ری در اواخر سده دوم پیش از میلاد در متون قدیمی ذکر شده است و کاوش‌های باستان‌شناسی‌ در تپه قیطریه نیز از تهران 3200 ساله نام می‌برد، لیکن این محل از زمان پادشاهان صفوی به تدریج شهرتی پیدا کرد و در دوره سلطنت شاه طهماسب اول آبادانی و رونق آن آغاز گردید و به دستور وی در سال 961 (ه.ق) پیرامون تهران را باروی مستحکم کشیدند که دارای چهار دروازه و 114 برج بود که بعدا به حصار طهماسبی معروف گردید.(1)
- پیتر دولاواله جهانگرد ایتالیایی که در سال 1028 ه ق (1618 میلادی) به تهران آمده می‌نویسد:
«جمعیت این شهر نسبت به مساحتش خیلی کم است و بیشتر از هر شهر ایران دارای باغ میوه و آب بوده و خیابان‌های آن سایه‌سار،‌خنک و پوشیده از درختان چنار ستبر می‌باشد و به همین مناسبت تهران را چنارستان نیز می‌نامند.»
آغامحمدخان قاجار در سال 1200 ه ق رسما تهران را به عنوان پایتخت برگزید و از آن پس به عنوان مقر سلطنت، دارالسلطنه و دارالخلافه معروف گردید که بیش از 200 سال از پایتختی آن می‌گذرد و تاکنون این نقش را ایفا کرده است.
فتحعلی‌شاه قاجار، قصر قاجار، باغ نگارستان، باغ لاله‌زار، مسجد امام فعلی، مسجد سیدعزیزالله، مدرسه مروی را در این شهر احداث کرد.
در زمان ناصرالدین شاه به سال 1285 ه ق حصار جدیدی به شکل هشت ضلعی با 12 دروازه پیرامون شهر کشیده شد که بعدا به حصار ناصری معروف شد.
از حدود سال 1300 ه‌ش همزمان با حکومت پهلوی اول تحولات شدیدی در تهران آغاز شد و به‌گونه‌ای که در سال 1310 هجری شمسی خندق‌ها و دروازه‌های دوران ناصری همه از میان رفت و با ایجاد خیابان‌ها و بناهای جدید، شهر از هر سو گسترش می‌یافت.
در سال 1320 تا 1332 به دلیل تاثیرات جنگ جهانی دوم و مشکلات و مسایل سیاسی،‌ تغییرات چشمگیری در تهران انجام نشد.
ولی طی سال‌های 1332 تا 1357 شهر تهران به سرعت گسترش یافت و با احداث خیابان‌های جدید و بزرگراه‌ها و شهرک‌های نوبنیاد و ساختمان‌های مرتفع تغییرات زیادی در آن ایجاد شد.
طی سال‌های 1357 تا 1368 عمدتا گسترش شهر تهران در حومه صورت گرفت و طی سال‌های 1368 به بعد تهران علی‌رغم رشد افقی شروع به افزایش ارتفاع بی‌رویه کرد و بار دیگر هویت معماری شهر تهران در معرض خطر جدی قرار گرفت و جمعیت ساکن آن در سال 1375 به حدود هفت میلیون نفر رسید.
ب – مسایل و مشکلات عمده هویت کالبدی تهران
عمده‌ترین مشکلات هویت کالبدی شهر تهران عبارتند از:
1- فرسودگی و تخریب بافت تاریخی،‌ فرهنگی مرکز شهر و رشد بافت‌های بی‌هویت با توجیه نوگرایی، پیشرفت، تکنولوژی، ترویج روش‌های جدید ساخت و ساز و تغییر اوضاع اقتصادی و اجتماعی.
2- فراموش شدن کیفیت فرهنگی ساخت و سازهای امروزه شهر و تاکید بر سه عنصر عمده (تولید بیشتر، هزینه و مدت زمان کمتر.)
3- عدم نگرش ساختاری به (بناها، مجموعه‌ها، بافت‌ها و محوطه‌های) تاریخی، فرهنگی که سبب ضایعات غیرقابل جبرانی گردیده است.
4- درک اشتباه از اقتصاد آزاد و طراحی ساختار (استراکچر پلان) و روی آوردن به اقدامات موردی مبتنی بر سعی و خطا که بیشترین آسیب را به هویت کالبدی شهرها وارد آورده است.
5- گرایش به استانداردهای ملی که بهره‌مند شدن از ویژگی‌های محلی را به عنوان عناصر خلاق و هویت‌دهنده بدون تاثیر کرده است.
6- سر برآوردن ساختمان‌های بلند بی‌هیچ ملاحظه به‌گونه‌ای که در اغلب موارد ویژگی‌های زیبایی‌شناسی، خط آسمان و مناظر شهری را از بین برده‌اند و تمام چشم‌اندازهای شهری را مخدوش کرده‌اند.
7- وسایط نقلیه موتوری بیش از حد تحمل شبکه دسترسی و توان خودپالایشی فضای شهری افزایش یافته به‌گونه‌ای که سیمای شهر را بدمنظر نموده و مشکلات بصری، اجتماعی و فرهنگی به بار آورده است.
8- افزایش حجم خودروها و اتوبان‌ها به همراه ساختمان‌های بلند، دو سمبل شهر امروزی ما شده‌اند و عدم قانونمند کردن آنها هویت فرهنگی شهرها را در معرض خطر جدی قرار داده‌اند.
9- آلودگی هوا به حدی افزایش یافته که شهردار تهران در سال 1376 به عنوان رییس همایش بین‌المللی آلودگی هوای تهران می‌گوید:
«در تهران سالانه چهار هزار نفر بر اثر ناراحتی‌های ریوی می‌میرند و آلودگی هوا یک مرگ تدریجی و قتل نفس مستمر است و بی‌سر و صدا بودن آن از مسئولیت‌ انسانی و مذهبی ما برای مقابله با آن کم نمی کند.»(2)
ج- نظریه‌ها و خط‌مشی‌های راهبردی
1- نظریه‌ها
در مقدمه باید به این نکته اشاره شود که ما در فرهنگ شهرسازی خودمان به علت نوپایی، به طور مناسب شهرها را طبقه‌بندی نکرده‌ایم و تمام آنها را همانند تصور می‌کنیم و به همه آنها شهر اطلاق می‌کنیم و لذا راه‌حل‌های همگون برای آنها متصور می‌شویم، در صورتی که در فرهنگ شهرسازی کشورهای توسعه‌یافته هر کدام متناسب با ویژگی‌های خاص خود دارای نام مشخصی هستند و به تناسب همان ویژگی‌ها نیز دارای الگوهای متفاوتی برای حل معظلات خود می‌باشند.
همانند:
Vilage-Town-City-Capital-Metropolis
بنابراین نخست باید تاکید شود که ما در خصوص چه شهری سخن می‌گوییم تا ویژگی‌های متمایز و راه‌حل‌های متفاوت و حتی اصطلاحات شهرسازی خاص آن مشخص شود و بتوان به تعریف مسایل آن پرداخت و راه‌حل مطلوب ارایه کرد.
از طرف دیگر آشنایی با نظریه‌های شهرسازان دوره‌های مختلف می‌تواند راه‌گشای اقدامات ما باشد. از جمله، دوره‌های پیش شهرسازی و شهرسازی که شامل‌ سنت‌گرایان (کامیلوسیت و راب کرییر) و نوگرایان (لوکوربوزیه) می‌گردد، همچنین دوره نقد جدید بر شهرسازی (1960 به بعد) که شامل عمدتا انسانگرایان، (لوئیس مامفورد با گرایش آمایش سرزمین و کوئین لینچ با گرایش ادراک شهری) می‌شود، ولی از آنجایی که در جریانات اجتماعی و هنری این دوره‌ها پیوسته سه اندیشه عمده (سنت‌گراها، نوگراها و انسان‌گراها) فعال بوده‌اند. بنابراین بررسی نظریه‌های عمده این سه اندیشه شهرسازی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
1- کامیلوسیت از شاخه سنت‌گرایان، عمدتا با دید نوستالوژیک چشم را بر واقعیات امروزه می‌بندد و صرفا با در نظر گرفتن جنبه‌های هنری بافت‌های قدیمی به موضوع می‌نگرد و می‌گوید باید برای گذشته از دست رفته تاسف خورد، ولی راه‌حلی برای مشکلات امروزه ارایه نمی‌نماید.
2- نوگراها همچون لوکوربوزیه در نظریه‌های خود به هویت شهرها بی‌توجهی می‌کنند و شدیدا تحت تاثیر مقتضیات اقتصادی روز عمل می‌کنند به نحوی که راب کریبر می‌گوید: «لوکوربوزیه با احداث بزرگراهها و برج‌ها، هویت شهرها را متلاشی و نظارت اجتماعی را از بین برده است.»
3- انسانگراها همچون لینچ به این خصلت فطری انسان توجه می‌کنند که انسانها علاقمند هستند تصویر روشنی از کل داشته باشند تا با خیال راحت در جز عمل کنند. بر این اساس لینچ می‌گوید، برای آرامش شهروندان باید بتوانیم طرح روشنی از کلیات شهر به همراه نشانه‌ها و سمبل‌های مشخص ارایه دهیم تا تشتت و حیرانی آنها را در شهر از بین ببریم و شهروندان بتوانند با آرامش در هر نقطه‌ای از شهر با توجه به نشانه‌ها و سمبلها، موقعیت خود را در کلیت شهر به لحاظ مکانی و زمانی بیابند.
4- لوئیس مامفورد نیز از گروه انسانگراها برای حفظ هویت کلان شهرها یا متروپولیتن‌ها توزیع جمعیت و فعالیت در سطح ملی و منطقه‌ای را توصیه می‌کند.
در همین رابطه نوگراها سیمای کلان شهرها را با توجه به تبعیت از شرایط اقتصادی روز به صورت هرم می‌بینند و نوسازی و ساخت و سازهای بلند مرتبه را در مرکز کلان شهرها توصیه می‌کنند که این نگرش خود باعث نابودی هسته قدیم شهرها و بی‌هویتی آنها می‌شود، زیرا افزایش تراکم و نوسازی در مرکز شهرها را تشویق می‌نمایند.
ولی انسانگراها به سیمای معقر مقطع کالبدی شهرها نظر دارند و لذا مرکز شهر را با حفظ بافتهای با ارزش و بازسازی فضاهای ارزشمند مورد توجه قرار داده و سعی می‌کنند مرکز شهر را تبدیل به فضاهای باهویتی کنند تا با ایجاد فضای سبز، فضاهای فرهنگی، تفریحی در بخش‌های فاقد ارزش کالبدی، مکان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت شهروندان ایجاد نمایند تا شهروندان به مرکز شهرها مراجعه نموده و به آثار گذشته خود و نحوه بازپیرایی و نگهداری آنها افتخار کرده و به هویت خویش ببالند.
در راستای نظریه‌های فوق تمرکززدایی از کلانشهر تهران نه تنها در سطح ملی بلکه در برنامه‌های منطقه‌ای و شهری نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا از طریق توزیع مناسب فعالیت و جمعیت در شهرهای اقماری آن و دیدن تهران به عنوان یک (شهر منطقه) از فشار جمعیت و فعالیت در مرکز شهر و بافت قدیمی آن کاسته شده و با تهیه طرح ساختار تاریخی فرهنگی امکان بهسازی، بازسازی و نوسازی پویای آن فراهم آید تا با اختصاص این مرکز به منطقه آرام و با هویت و سرشار از فضاهای تاریخی، فرهنگی، تفریحی بتوان محلی مناسب برای گذران اوقات فراغت شهروندان و ابراز هویت غرور و تشخص شهروندان به وجود آورد.
سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها
1- انسان موجودی فرهنگی و آینده‌نگر است که پیشینه خود را حفظ می‌کند و به آینده می‌اندیشد لذا تهی کردن شهرها از تاریخ گذشته آنها دشمنی با فرهنگ جامعه است و عواطف شهروندان را به بازیچه گرفتن و در آنان ایجاد بی‌علاقگی و از خود بیگانگی کردن است لذا خردمندانه نیست از سویی هویت شهرهایمان را از بین ببریم و از دیگر سو سالها بر هویت از دست رفته تاسف بخوریم و در فکر هویت بخشیدن به آنها باشیم.
2- شخصیت شهرهای تاریخی عمدتا مدیون همجواری مناسب بافت جدید با معماری هسته قدیمی آنها است. لذا مساله را نباید صرفا حفظ چند ساختمان با ارزش تاریخی دانست بلکه مهم حفظ و احیای یک ناحیه کامل با شبکه خیابانها، گذرهای پیاده، رعایت مقیاس انسانی، رنگ و بافت آنها است. برای این نجات‌بخشی باید آمادگی چشم‌پوشی از یک ساختمان قدیمی تک افتاده که در نوع خود یک نمونه درجه یک نباشد و مانع اجرای طرح بهتری برای توسعه شده باشد را داشته باشیم.
3- براساس رابطه کمیت و کیفیت و ظرف و مظروف باید بپذیریم که کالبد شهرها تابع و بیانگر عملکرد نظامهای (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) جامعه است.
بنابراین برای دست یافتن به یک طراحی شهری مناسب باید ابتدا نظامات فوق‌الذکر قانونمند و مبتنی بر اصول علمی باشند تا معماری و شهرسازی مناسب آن تبلور یابد. البته هدایت این نظامات نیز در راستای اصول علمی تابع ضرورتها،‌ محدودیت‌ها و امکانات موجود است که حرکت به سوی هدف را بسیار کند و تدریجی می‌کند. برای نمونه تا زمانی که شهرها با یک اقتصاد آشفته و رشد جمعیت شتابان همراه هستند توجه به مرمت شهری همانند شهرهای اروپایی که دارای اقتصاد سالم بوده و جمعیت خود را به شدت کنترل کرده‌اند غیرممکن خواهد بود.
4- اگر رابطه بین ظرف و مظروف، کمیت و کیفیت را نپذیریم باز هم باید بگوییم هر کالبدی فرهنگ خود را لازم دارد و هر فرهنگی کالبد مناسب خود را می‌طلبد و از طرفی هر سطحی از تمدن مرتبط با فرهنگ خود است لذا با توجه به تغییر تکنولوژی به مفهوم تغییر در (دانش فنی، ماشین‌آلات و تجهیزات، مدیریت فنی و...) فضاهای کالبدی ارزشمند قدیمی برای تداوم بقای خود می‌بایستی کاربردی مناسب پیدا کنند یا آنکه تغییرات کالبدی حساب ‌شده‌ای را بپذیرند.
5- منطق طراحی شهری (اسلامی، ایرانی) باید مورد توجه قرار گیرد. نه فرمهایی که بعضا زاییده تنگناهای تکنولوژیکی و اطلاعاتی زمان خود بوده‌اند. باید تاثیر تحولات اقتصادی، اجتماعی در کالبد شهرها را مورد توجه قرار داد، زیرا یک کالبد ایستا در مقابل تحولات پویای شهر تاب مقاومت نخواهد داشت مگر آنکه آگاهانه آن را به سمت و سوی صحیح هدایت کنیم. لذا اصول و ضوابط طراحی شهری باید براساس ارزشهای تاریخی، فرهنگی و عوامل اقتصادی، اجتماعی و نیازهای روز تدوین شود.
6- ظرفیت جمعیتی و فعالیتی مجموعه‌های تاریخی ارزشمند باید از طریق کنترل تراکم جمعیتی و ساختمانی و ضریب اشتغال زمین‌های شهری مورد توجه قرار گیرند تا بتوانند در گذر زمان با نیازهای پویا، بقای خود را به گونه‌ای شاداب حفظ کنند. نمی‌توان بدون تغییر در کالبدهای گذشته، مجموعه‌های قدیمی را زنده نگهداشت.
7- گذشته معماری و طراحی شهری خود را باید بشناسیم آن را تجزیه و تحلیل و پیرایش کنیم و برای آینده الگودهی و اجتهاد کنیم.
8- باید به الگوسازی با معرفی نمونه‌های خوب و تدوین ضوابط پرداخت و بر افزایش اختیارات مدیریت شهری انتخاباتی تاکید کرد.
9- الگوی نوسازی آینده شهرها را با پژوهش در معماری و طراحی شهری گذشته آنها باید تدوین کرد و معضلات معماری و طراحی شهری امروزه را با استفاده از اصول معماری (اسلامی، ایرانی) و تاریخ گذشته شهرها راهیابی کرد.
10- از نظریه (بهسازی، بازسازی و نوسازی) فعال در نگهداری بافتهای تاریخی، ‌فرهنگی باید استفاده کرد.
11- حفاظت، مرمت و بازسازی نماهای (مجموعه‌ها، محوطه‌ها و بناهای) با ارزش شهری را برای حفظ هویت معماری شهرها باید مورد توجه قرار داد و سبک، مصالح به کار رفته و روش اجرای بناهای تاریخی، فرهنگی شهرها را در نوسازی آنها مورد توجه قرار داد.
12- نظریه‌پردازان توسعه پایدار (آب، هوا، خاک) را از عناصر غیرقابل تجدید عنوان کرده‌اند و اعتقاد نگارنده براین است که باید آثار تاریخی، فرهنگی را نیز به عنوان عناصر غیرقابل تجدید در توسعه پایدار مورد توجه قرار داد.
13- برای سنجش توسعه کشورها، شاخصهای مختلفی معرفی کرده‌اند ولی یکی از شاخصهای فرهنگی توسعه را می‌توان میزان توجه آن کشورها به آثار تاریخی، فرهنگی دانست.
د- ارایه پیشنهادات
با توجه به آنچه شد انکار پدیده فرسودگی، پیشرفت تکنولوژی و روشهای ساخت و تغییر اوضاع اقتصادی و اجتماعی کاری عبث و ساده‌لوحانه است.
باید نیاز فزاینده به دسترسی بهتر و معیارهای بهینه زندگی و کار و ایجاد محیط آسایش انسان از قبیل (نور، هوا، فضا و شرایط بهداشتی مناسب) استفاده از اتومبیل به لحاظ گسترش سطح شهرها، افزایش تراکم و سطح اشتغال ساختمان‌ها به لحاظ افزایش قیمت زمین، استفاده از مصالح و روش‌های ساخت اقتصادی و تغییرات ناشی از آنها را بپذیریم و به دنبال تعیین اندازه شهرها و انطباق بافتهای قدیمی با نیازهای عصر حاضر باشیم.
زیرا با افزایش جمعیت،‌شهرها به عنوان یک عنصر پویا، ابتدا رشد افقی خواهند کرد که این گسترش نیاز به اتومبیل را ضروری خواهد کرد و سپس زمین‌های مرکز شهر دارای ارزش افزوده فراوانی خواهند شد که به تبع آن تقسیم پلاک‌های مرکز شهر به قطعات کوچکتر و افزایش ارتفاع ساختمان‌ها را باعث خواهد شد و مجددا بر شدت جمعیت‌پذیری خود خواهند افزود و نیاز به افزایش وسایط نقلیه را دامن خواهند زد. البته تا حدودی این روند اجتناب‌ناپذیر می‌نماید ولی در صورتی که کنترل نشود،‌افزایش جمعیت از طریق نیاز به جاده‌های دسترسی، کل اراضی شهری را نابود خواهد کرد و شهرهای افقی تبدیل به شهرهای بی‌هویت عمودی خواهند شد و برج‌هایی شناور بر روی شبکه آلوده دسترسی‌ها مشخصه کلان شهرهای آینده ما خواهند شد، لذا پیشنهاد می‌گردد:
1- جمعیت و اندازه شهر کنترل شود:
با توجه به موارد فوق‌الذکر کنترل جمعیت و اندازه شهرها دو اصل اساسی در زمینه حفاظت از ساختار تاریخی، فرهنگی شهرها محسوب می‌گردد و میزان آن در رابطه با عوامل متعدد از جمله آستانه اقتصادی شهر، سرشکن کردن هزینه‌های نگهداری شهر، متناسب با درآمد سرانه شهروندان و مدیریت شهری تعیین می‌گردد.
2- سیاست عدم تمرکز در سطوح ملی و منطقه‌ای و شهری مورد توجه قرار گیرد.
برای نجات هویت کالبدی شهر تهران، لزوما باید بر سیاست عدم تمرکز در سطوح ملی، منطقه‌ای و شهری تاکید نمود.
3- تراکم جمعیتی، ساختمانی و سطح اشتغال زمین کنترل شود:
کنترل تراکم جمعیتی،‌ساختمانی و سطح اشتغال زمین در محدوده حصار طهماسبی و حصار ناصری ضروری است.
4- حفاظت و بازسازی نماهای قدیمی و با ارزش مورد توجه قرار گیرد:
حفاظت یا بازرسان نماهای قدیمی با ارزش، حتی در صورت ضرورت تغییر در فضاهای داخلی پس از تغییر پلان معماری متناسب با نیازهای جدید و در صورت نیاز به افزایش ارتفاع، با حفظ نمادهای قدیمی و ادامه ارتفاع با نمای همگون پس از یک مرز تفکیک قدیم و جدید توصیه می‌گردد. زیرا اگر روش‌های جدید حفظ هویت را آگاهانه معرفی نکنیم فرآیند فرسایش و تخریب براساس فشارهای سیاسی و ملاحظات تجاری و نوگرایی تشدید و توقف آن کار بسیار دشواری خواهد بود.
5- روش‌های بهسازی، بازسازی و نوسازی فعال و پویا مورد استفاده قرار گیرد:
برای جلوگیری از فرسودگی و احیای بافت‌ها، روش (بهسازی، بازسازی و نوسازی) فعال و پویا به شرح ذیل پیشنهاد می‌گردد:
الف) استفاده از روش سیستمی در شناخت بناها و محوطه‌های تاریخی، فرهنگی شامل (شناسایی آثار با ارزش، مستندسازی آنها، تهیه گزارش ثبتی، تعیین حریم و تدوین طرح حفاظتی و استحکام بخشی،‌تهیه طرح مرمتی و احیا).
ب) صدور مجوز بهسازی (مرمت‌های جزیی) در قالب تهیه و اجرای طرح مرمت به منظور انجام مداخلات فنی و علمی برای تداوم عمر بنا.
ج) صدور مجوز بازسازی و احیا به عنوان مرمت کلی با حفظ فرم قبلی بنا و ساخت مجدد عناصر تخریب شده براساس اسناد و شواهد باستان‌شناسی و معماری،‌تلفیق کالبد گذشته با نیازهای امروز و تامین کاربری مناسب به منظور احیای بناها و توجه به تغییر شرایط آسایش از قدیم به جدید.
د) صدور مجوز نوسازی یا تجدید بنا با حفظ فرام اصلی معماری ایرانی همجوار، برای ساختمان‌ها و محوطه‌های غیرارزشمند واقع در مجموعه‌ها یا محوطه‌های با ارزش‌ تاریخی، فرهنگی.
ه) درخواست نقشه‌های وضع موجود (پلان، نما، مقاطع) در مقیاس مناسب و تصویب طرح بازسازی، نوسازی در خصوص هر یک از بناها براساس اصول فوق‌الذکر توسط سازمان میراث فرهنگی و ارایه به شهرداری برای صدور پروانه ساختمانی.
و) نظارت بر ساخت و سازهای شهری و جلوگیری از الگوهای مغایر با هویت فرهنگی شهرها.
6. انواع حمایت‌هایی که باید مورد توجه واقع شود:
قوانین حمایتی از آثار تاریخی، فرهنگی به خصوص خانه‌ها و اماکن عمومی باید با نحوی باشد که افراد برای سکونت و فعالیت خود ترجیحا خانه‌های با ارزش را انتخاب کنند و خود مردم نگهدارنده این فضاها باشند، چون قوانین تهدیدآمیز مشکلی را حل نمی‌کند بلکه کسی که خانه تاریخی، فرهنگی دارد را جریمه می‌کند. باید این کمک‌ها به نوعی باشد که وقتی با همسایه خود مقایسه می‌کند، ببینید به لحاظ اقتصادی در وضعیت بهتری قرار دارد هرچند به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز باید چنین باشد.
در این راستا انواع حمایت‌های پیشنهادی که بعضا برای اجرا نیاز به مصوبات قانونی جدید دارند ارایه می‌شوند:
الف- حمایت‌های قانونی:
شامل: ثبت اثر، تصویب حریم و ظوابط طراحی آن...
ب- حمایت‌های فیزیکی:
شامل: بازدیدهای مرتب کارشناسی، تهیه و اجرای طرح‌های حفاظتی استحکام‌بخشی و آسیب‌شناسی، مرمتی و احیاء و...
ج- حمایت‌های مالی:
- اختصاص وام کم بهره به مالکان ساختمان‌های تاریخی، فرهنگی جهت مرمت سالیانه.
- کمک‌های اعتباری بلاعوض به مالکان ساختمان‌های تاریخی، فرهنگی جهت مرمت سالیانه.
- اعمال معافیت‌های مالیاتی.
- حذف عوارض نوسازی شهرداری.
- کاهش تعرفه‌های آب، برق، تلفن، گاز، فاضلاب.
- دریافت درصدی از عوارض شهرداری مربوط به صدور پروانه برای ساختمان‌های واقع در محوطه‌های تاریخی، فرهنگی جهت اجرای طرح‌های بهسازی و بازسازی بناها و محوطه‌های باارزش.
- دریافت درصدی از ارزش افزوده ناشی از صدور مجوز بازسازی و نوسازی برای بهره‌برداران.
- دریافت درصدی از فروش بلیت سفرهای بین‌ شهری جهت اجرای طرح‌های بهسازی و بازسازی بناها و محوطه‌های با ارزش.
7- مشارکت مردمی مورد توجه قرار گیرد:
در موضوع نگهداری، مرمت و احیای بافت‌های ارزشمند می‌بایستی از مشارکت مردم (بهره‌برداران) غفلت نکرد و از مشارکت واقعی آنان در این زمینه بهره جست،‌ از همفکری آنها در امر برنامه‌ریزی و از همیاری مادی و معنوی آنها در امر اجرا استفاده نمود. آنها را کارفرما و بهره‌بردار به حساب آورد و سازمان را مشاور صدیق آنها، در این خصوص موارد ذیل پیشنهاد می‌گردد:
الف- تشکیل هیات امنای بازسازی و مرمت مجموعه‌ها از افرادی ذی‌نفوذ، ذی‌نفع ولی فرهنگی و متعهد برای تبادل نظر با آنها در امر برنامه‌ریزی، اجرا و برقراری ارتباط با دیگر بهره‌برداران.
ب- اعمال سیاست مشارکت در مرمت بناها از 20 تا 50 درصد به تناسب اهمیت بناها با بهره‌برداران (اوقاف، ساکنان، شهرداری، هیات امنا و...)
ج- استفاده از مکانیزم تبصره‌های بودجه دولت در مشارکت با بهره‌برداران.
8- مقررات تضمینی که برای اجرای ضوابط و مقررات لازم است مورد توجه قرار گیرد.
برای اطمینان از اجرای ضوابط و مقررات تصویبی، موارد زیر پیشنهاد می‌گردد:
الف- ارزشیابی دوره‌ای معماران و مهندسان برای ارایه گواهی طراحی در بافت‌های تاریخی، فرهنگی.
ب- تدوین ضوابط و مقررات عمومی بهسازی و نوسازی بناها، مجموعه‌ها و محوطه‌های با ارزش تاریخی فرهنگی و قرار دادن آن در دسترس مهندسان فوق‌الذکر.
ج- اعمال نظارت عالیه توسط میراث فرهنگی برای اجرای ضوابط و مقررات.
9- تهیه طرح‌های نظام‌مند مورد توجه قرار گیرند.
با توجه به خط‌مشی‌ها و پیشنهادات فوق‌الذکر تهیه طرح‌های زیر به ترتیب اولویت ضروری می‌باشند:
الف- طرح راهبردی ساختار تاریخی، فرهنگی شهر تهران.
ب- طرح جامع ساختار تاریخی،‌فرهنگی شهر تهران در سه حوزه منفصل (تجریش، مرکزی، ری‌باستان).
ج- طرح تفصیلی حوزه‌های سه‌گانه فوق در قالب طرح جامع ساختار تاریخی، فرهنگی شهر تهران.
د- تدوین ضوابط و مقررات بهسازی، بازسازی و نوسازی بناهای با ارزش و محورهای تاریخی،‌فرهنگی در حوزه‌های سه‌گانه فوق.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات