محمد فرازمند / سفیر سابق ایران در بحرین
انتشار اسناد ویکی لیکس یک شوک بزرگ برای دیپلماسی آمریکا و کشورهایی است که دارای روابط دیپلماتیک فشرده با آمریکا هستند. گذشته از سوالات و ابهامات فراوانی که درباره چرایی و چگونگی انتشار این اسناد وجود دارد، به نظر میرسد که دیپلماسی پنهان پس از این شوک دچار تحولی اساسی خواهد شد. دیپلماتها و مقامات سیاسی از این پس با دقت بیشتری در جلسات غیرعلنی سخن خواهند گفت، چراکه نمیتوانند به امنیت اطلاعات طبقهبندی شده اعتماد داشته باشند. برخی از سوالات و ابهاماتی که انتشار این اسناد به همراه داشته از این قرار است:
انتشار این حجم از اسناد و اطلاعات در باره دیپلماسی آمریکا و اطلاعات مربوط به مسائل نظامیآمریکا در عراق و افغانستان با چه هدفی صورت میگیرد؟ آیا آمریکا توان جلوگیری از انتشار این اسناد را نداشته است؟ و آیا سیستم امنیت اطلاعات آمریکا تا این اندازه ضعیف شده که هزاران سند ظرف مدت کوتاهی افشا میشود؟ انتشار این اطلاعات و اسناد چه تاثیری بر روابط بین کشورها و روابط بین الملل خواهد داشت؟
وضعیت امنیت اسناد محرمانه و دیپلماسی محرمانه کشورها پس از انتشار اسناد ویکی لیکس چه وضعیتی خواهد داشت؟ واقعیت این است که هنوز برای این سوالها پاسخ روشنی وجود ندارد و شاید ماهها زمان ببرد تا آثار انتشار این اسناد در عرصه روابط بینالملل روشن شود. اسناد از تنوع و حجم بالایی برخوردار است؛ گرچه ضربه اصلی به دیپلماسی آمریکا و کشورهای متحد آمریکا خورده است ولی هیچ دولتی نمیتواند با توجه به تنوع این اسناد و تنوع اطلاعات منتشر شده برخورد یکسویه و کلی با آنها داشته باشد. نگاه کلی و یک سویه در تحلیل اسناد نمیتواند روشن کننده زوایای پنهان آن باشد، بلکه در تحلیل این اطلاعات باید به جزئیات آنها توجه کرد. به طور مثال آنچه درمورد مذاکرات آمریکا و سوریه منتشر شده، نشان میدهد دیپلماسی آشکار و پنهان سوریه در رابطه با ایران تعارضی نداشته است؛ و مقامات سوری در مورد ایران دیپلماسی صادقانهای در پیش گرفتهاند. اما این اسناد نشان میدهد که برخی از کشورهای دیگرعربی که مدعی رابطه دوستانهای با ایران بودهاند، در مواضع پنهان و آشکار آنها تعارض آشکاری وجود دارد.
برخی تحلیلگران معتقدند اسناد ویکیلیکس پرده از هیچ رازی برنمیدارد زیرا همه آنچه ویکی لیکس درباره گفتوگوهای محرمانه سران عرب درباره ایران افشا کرده، قابل حدس بوده و غیر از این هم انتظاری نبوده است. این نکته که برخی اطلاعات ویکی لیکس با قراین و شواهد آشکار نیز تطابق دارد نکته درستی است که در عین حال تکذیب این اطلاعات را نیز از سوی آمریکاییها و دیگران مشکل ساخته است. اما بهنظر من تطابق اطلاعات منتشر شده با قرائن آشکار، از اهمیت این اطلاعات نمیکاهد زیرا از یک سو این تطابق تکذیب صحت اطلاعات را سخت میکند و از سوی دیگر باید در نظر داشت که همواره اسناد دیپلماسی پنهان، حتی آنهایی که پس از چند دهه منتشر میشود منبع قابل اعتنایی برای پژهشگران و تحلیلگران سیاسی است.
حال این اسناد مربوط به مسایلی است که در جریان است و بی شک به فهم زوایای مخفی روابط بین الملل و سیاست خارجی کمک میکند. و تاثیر غیرقابل انکاری نیز بر دیپلماسی محرمانه کشورها خواهد داشت. پارهای از این اسناد برای دیپلماسی ایران میتواند فرصت باشد به شرط آنکه فرصت سوزی نکند و موشکافانه و با اعتبار دادن به نظرات کارشناسی با شرایط جدید برخورد کند و از این فرصت خوب استفاده کند.ضربه اصلی این اسناد به دیپلماسی آمریکا و کشورهای هم پیمان آمریکاست و کشورهایی مانند ایران که روابطی با آمریکا ندارند از خطرات انتشار این اسناد مصون هستند و نباید نگران آثار ناشی از این انقلاب اطلاعاتی باشند.
همچنین باید به فضای افکار عمومی عربی در پی انتشار این اسناد نیز توجه داشت؛ رسانههای عربستان و برخی کشورهای عربی دیگر نیز کاملا در سکوت فرو رفته و از درج و تحلیل اخبار مربوط به افتضاح دیپلماتیک سران خود طفره میروند، اما رسانههای مستقل تر عربی عصبانیت افکار عمومی عربی را از خبر طرفداری سران عرب از حمله به ایران منعکس کرده اند و سوال میکنند چرا باید سران عرب از جنگ دیگری در منطقه و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت کنند؟ جالب اینجاست علیرغم این مواضع، طبق نظر خواهی که اخیرا در منطقه عربی برگزار و در روزنامه گاردین روز سه شنبه این هفته منتشر شده، 88 درصد مردم منطقه، اسرائیل را خطر و تهدید اصلی میدانند. این حقایق نشان دهنده شکاف عظیم بین افکار عمومی و سیاستهای رسمی برخی کشورهای عربی است.
گرچه احمدی نژاد این اسناد را بی اعتبار خواند و تاثیر آنها را در نحوه روابط ایران با اعراب کم اهمیت جلوه داد ولی سکوت کشورهای عربی که بر اساس این اسناد اظهارات خصمانهای علیه ایران داشتهاند معنادار است. بدون شک این کشورها از این امر که حرفهای خصوصی آنها علنی شود راضی نیستند و تمایلی ندارند که مسئولیت این مواضع خصمانه را بپذیرند. اما باید توجه داشت چنانچه این کشورها تمایل ندارند که مسئولیت علنی شدن این مواضع خصمانه را بپذیرند، رفع مسئولیت صرفا با سکوت امکانپذیر نیست. دیپلماسی ایران باید این توقع را ایجاد کند که این کشورها در چارچوب روابط دیپلماتیک و همچنین در چارچوب دیپلماسی عمومی به تصحیح آثار ناشی از انتشار این اسناد نزد طرف مقابل و افکار عمومی اقدام کنند.