تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۰۰۲۷۴

ناتو؛ دیپلماسی عمومی یا میلیتاریسم نوین (بخش دوم)

اشاره: ناتو در اجلاس لیسبون راهبرد 10 سال آینده خود را ترسیم کرد. سران این پیمان در نشست یاد شده به بررسی محورهای مبهمی چون روابط آینده خود با روسیه و راهبرد جنگ افغانستان پرداختند، اما تردیدی وجود ندارد که طرح سپر دفاع موشکی، پذیرش آن از سوی کشورهای عضو و مکانیسم استقرار آن، مهمترین موضوع و دغدغه اصلی اجلاس لیسبون بود. مقاله حاضر ضمن اشاره کوچکی به دیپلماسی عمومی ناتو، نگاهی گذرا به طرح سپر موشکی و نقش آن در راهبردهای ترکیه و روسیه خواهد داشت.

«بابست» افزود: در مورد به کارگیری ابزار رسانه‌ای جدید، قطعاً می‌توان «آندرس فوگ راسموسن» دبیرکل ناتو را پیشتازی در این زمینه نامید. وی در پایگاه‌های اینترنتی صفحه شخصی دارد و شخصاً به سوال‌ها و نظرات شهروندان عادی پاسخ می‌دهد.
وی در ادامه مقاله خود تأکید ‌کرد: ناتو قطعاً به این درک رسیده است که استراتژی دیپلماسی عمومی امروزی و پاسخگو برای این سازمان تا چه حد اهمیت دارد. رهبران این سازمان به این واقعیت پی برده‌اند که وجهه آن‌ها، چه خوب و چه بد، در دستان خودشان قرار دارد و اینکه نمی‌توان از طریق شعار و تبلیغ به تنهایی به نامی مثبت و قوی رسید؛ بلکه آن امر از راه سیاست‌های متقاعد‌کننده و اقدامات سیاسی تحقق می‌یابد و این دقیقاً همان کاری است که 28 عضو ناتو برای رسیدن به آن، به طور روزانه تلاش می‌کنند.
«بابست» نوشت: اجلاس لیسبون فرصتی برای متحدان بود تا تصمیم خود را برای ادامه یک مشارکت امنیتی بین‌المللی شفاف و موثر، نشان دهند. آن‌ها در یک سالن همایش محرمانه پنهان نشدند و سعی کردند این پیام را با صدای بلند به مردم برسانند که آنها بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارند!
این پایان سخنان معاون دبیرکل ناتو بود و طبیعی است که چنین مقامی بکوشد تا نهاد خود را (که محور اصلی فعالیتش نظامیگری و ژاندارمی جهان است) به طرزی وقیحانه، صلح طلب و مردم محور جلوه دهد، اما نکته درخور توجه برای خواننده ما، ابزارهای جدید و شیوه‌های نوینی است که ناتو می‌خواهد به کمک آنها برجهان سلطه یابد و مهمترین آنها «دیپلماسی عمومی» و برقراری ارتباطات گسترده مردمی از طریق رسانه‌های جمعی است.
اما سوال اساسی اینجاست که آیا ناتو استراتژی آینده خود را واقعاً آنگونه که مدعی است، برتأمین صلح جهانی متمرکز کرده است؟ اجلاس سران ناتو در لیسبون و تصمیماتش بویژه در مورد سپر موشکی، به سرعت به این سوال پاسخ منفی داد. این مسأله به ویژه در ارتباط با ترکیه بسیار درخور توجه است.
ترس خودساخته
یک روزنامه غربی با اشاره به برنامه سپر موشکی ناتو و فشار بر ترکیه برای پذیرش آن نوشت که پیمان آتلانتیک شمالی فقط دچار یک ترس مبهم است. روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی پیرامون برنامه‌های آینده پیمان نظامی ناتو می‌نویسد: 19 نوامبر اجلاس سران این پیمان در لیسبون برگزار شد و درخصوص دو موضوع بحث و تبادل نظر کرد. ایجاد یک ائتلاف برای تاسیس سیستم دفاع موشکی و چگونگی همکاری با روسیه، دو موضوع مهم برای این سازمان نظامی بود.
پیمان ناتو تا آخرین لحظات در رابطه با نقاط استراتژیک به توافق نرسیده بود و این موارد شامل خلع سلاح هسته‌ای، اختلافات فرانسه و آلمان و نیز رابطه این سازمان با اتحادیه اروپا درخصوص مسائل قبرس، یونان و ترکیه بود.
دبیرکل ناتو مدعی شد که بیش از 30 کشور جهان دارای تکنولوژی موشکی هستند که بعضی از آنها می‌توانند کشورهای متحد ناتو را هدف قرار دهند، بنابراین ضرورتی ندارد که از کشوری خاص (مشخصاً ایران) به عنوان هدف طرح موشکی نام برده شود و به این ترتیب موافقت ترکیه را برای پیوستن به آن جلب کرد.
به نوشته این نشریه، پیمان نظامی ناتو هر چند در برنامه‌های استراتژیک خود از تهدید و خطر سخن می‌گوید، ولی شاید به همین دلیل از اینکه مشخص کند کدام کشور دشمن است، اکراه داشت.
آنکارا و اجبار ناتو
ترکیه در نشست عالی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که 19نوامبر (28 آبان) در لیسبون برگزار شد، نظر نهایی خود را درباره استقرار سامانه سپر موشکی آمریکا- ناتو در خاک خود اعلام کرد که این تصمیم به علت موقعیت ترکیه در ناتو برای غربی‌ها بسیار مهم بود.
طرح سپر موشکی موسوم به «دفاع استراتژیک» اوایل دهه 1980 از سوی دولت رونالد ریگان رئیس‌جمهوری وقت آمریکا تحت عنوان جنگ ستارگان مطرح و در ادامه تحویل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شد تا اعضای خود را بدون هزینه برای آمریکا، وادار به پذیرش استقرار آن کند.
پس از روی کار آمدن جرج واکر، بوش در سال 2002 به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا و اعلام وی مبنی بر اجرای این پروژه بزرگ، کشورهای بریتانیا و دانمارک خواهان مشارکت در این طرح شدند که هم اکنون رادارهای مربوط به این طرح در بخش‌هایی از این دو کشور مستقر شده‌اند.
هر چند این طرح در ابتدا برای مقابله با توان موشکی شوروی و چین و احتمالا کره شمالی طراحی و مطرح شد، اما با فروپاشی شوروی، اهداف نهایی این طرح منحرف شد تا این که پس از روی کار آمدن باراک اوباما به علت هزینه بالای طرح، ایالات متحده آمریکا پذیرفت یا مجبور شد این طرح را به پیمان ناتو واگذار کند.
آمریکا با واگذاری این طرح در سال 2009 به ناتو موفق به تحمیل بار مالی این پروژه بزرگ بر دوش کشورهای دیگر و فرار خود از تحمل بخش اعظم هزینه‌های آن شد.
از سوی دیگر واشنگتن توانست با هدایت ناتو به سمت خواست‌های خود، به طور غیر ملموس ضمن در اختیار گرفتن ارتش بسیاری از کشورهای این سازمان، خواست‌های خود را نیز برای کنار آمدن با طرح‌های نظامی و امنیتی تحمیل کند که در همین چارچوب لهستان، بلغارستان، ترکیه، حتی روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس در دامنه گسترش این طرح قرار گرفتند.
اقدام آمریکا برای همراه کردن کشورهای اروپایی در استقرار سپر موشکی موجب شد ناتو نیز با پیروی از خواست‌های پنتاگون، کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان، بلغارستان و در نهایت ترکیه را نیز مجبور به پذیرش استقرار سیستم سپر موشکی در خاک خود کند.
به نظر می‌رسد پس از آنکه ترکیه به عنوان یکی از مهمترین اعضای ناتو داد به استقرار سیستم سپر موشکی در خاک خود تن داد، ایالات متحده توانسته است با کمترین سرمایه‌گذاری، کمربند امنیتی خود را تا منتهی الیه اروپا و مرزهای آسیا گسترش دهد.
روند پیوستن آنکارا به این طرح در ابتدا با ابهام‌ها و تردیدهایی همراه بود که مهمترین آن‌ها به مخاطره افتادن سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه به ویژه در ارتباط با همسایگان این کشور در دوران اخیر است.
به همین علت، بررسی فرآیند پیوستن ترکیه به طرح سپر موشکی آمریکا - ناتو اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد که به اختصار به بخشی از این پروسه که در نهایت در مذاکرات اجلاس سران ناتو که 20-19 نوامبر (28و 29 آبان ماه) در لیسبون کامل شد، اشاره می‌شود.
در نشست اهداف راهبردی جدید که هر 10سال یک بار صورت می‌گیرد، اعضای ناتو راهبرد جدید این پیمان از جمله استقرار سامانه سپر موشکی در خاک ترکیه را مورد بررسی قرار دارند.
صرف نظر از حجم هزینه‌های مادی و معنوی تحمیلی برترکیه پس از پذیرش این طرح، راهبرد ناتو نیز قابل توجه است.
در همین چارچوب، محل استقرار طرح سپر دفاع موشکی در سپتامبر 2009 از سوی دولت باراک اوباما که با شعار تغییر روی کار آمد، تغییر کرد.
با این تغییر، طرح سپر موشکی پروژه آمریکا به پروژه ناتو تبدیل شد و به صورت رویکرد انطباق پذیری مرحله‌ای در دستور کار واشنگتن - ناتو قرار گرفت.
این رویکرد دارای چهار مرحله است که پیش بینی می‌شود اولین مرحله آن سال 2011 آغاز شود و عملیات احداث سیستم نیز طی 2سال به پایان برسد.
پس از انتقال طرح به ناتو، آمریکا نیز بیکار نماند و با آغاز مذاکرات دوجانبه با برخی کشورها عملاً در تسریع استقرار سامانه‌های سپر موشکی در منتهی الیه قاره اروپا تلاش فزاینده‌ای را شروع کرد.
بر همین اساس ترکیه و رومانی در راس کشورهای طرف مذاکره با آمریکا قرار گرفتند و واشنگتن کوشید در طول مذاکرات آنها را برای پذیرش سامانه سپر موشکی در خاک خود متقاعد کند.
کارشناسان معتقدند در این میان، نقش ترکیه برای استقرار این سامانه در خاک خود از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا کاخ سفید یا ناتو به این ترتیب نیمی از راه را پیموده‌اند.
چندی پیش «جیم تاونسند» معاون وزیر دفاع آمریکا با اشاره به اینکه ترکیه به علت موقعیت جغرافیایی خود نقش مهمی ایفا می‌کند، گفت: «با توجه به منبع تهدیدهای موشک‌های بالستیک، خواهید دید ترکیه در خط اول این تهدیدها قرار دارد».
البته وی به منبع تهدید علیه آنکارا اشاره‌ای نکرد، اما افزود: «ترکیه مناسب‌ترین کشور برای نصب این سیستم است. اکنون در این کشور در مورد دو موضوع ابهام وجود دارد و لازم است درباره آنها تصمیم‌گیری شود.
اول اینکه نمی‌دانیم موضع سیاسی ترکیه در قبال تبدیل سیستم دفاع موشکی به پروژه ناتو چه خواهد بود، اما خوب واقفیم که آنکارا در ناتو فقط یک رای دارد و دوم هم این که ترکیه در مورد سیستم دفاع موشکی چه نقشی ایفا خواهد کرد؟»
گرچه این مقام آمریکایی، اشاره مستقیمی به هیچ یک از کشورها به عنوان تهدید نکرد، اما کاخ سفید پیشتر هنگام اعلام راهبرد جدید خود در خصوص سپر دفاع موشکی، ایران را بهانه بزرگترین تهدید خود اعلام کرده بود که با واکنش سخت مسکو روبه رو شد و کرملین هدف واشنگتن از استقرار سپر موشکی به بهانه تهران را پنهانکاری برای تهدید روسیه خواند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات