بهنام اسماعیلی
اگر با نگاه استراتژیک به جهان و منطقه بنگریم درمی یابیم که جنگ با حزب الله در سال 2006 برای رسیدن به اهدافی مهم صورت پذیرفت؛ تشکیل حکومت نیل تا فرات و شروع برای پروژه های آخرالزمان «Apocalypse» و آرماگدونی «Armageddon»، جنگی که صهیونیست ها ادعا می کنند جنگ آخرالزمان است. خوشبختانه این پروژه ها آنچنان که صهیونیست ها انتظار داشتند کارآمد نبوده و موقتا ناتمام مانده است. در اقدامات بعدی، کشمکش لفظی با جمهوری اسلامی ایران، صدور قطعنامه های رنگارنگ، وارد کردن فشار با گزینه های مختلف و اخیرا راه اندازی و هدایت جنگ نرم با کمک برخی از مزدوران خودفروخته داخلی، ربایش و ترور دانشمندان ایرانی، همگی از ابزارهای رسیدن به این اهداف به شمار می آیند. چرا که جمهوری اسلامی ایران بزرگ ترین دشمن فراماسونری در جهان است.
با نگاهی به تاریخ می بینیم که با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن هیجدهم میلادی، فراماسون ها فعالیت رسمی خود را آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام قوانین، آداب و رسوم فراماسون ها همچنان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها با خطر جدی روبرو می شد. با گسترش و غلبه فراماسونری در اروپا، این جریان توطئه گر که در کالبد رژیم حاکم بر انگلستان به عنوان کانون قدرتمند استعماری جهان حلول کرده بود متوجه هندوستان و مشرق زمین شد و همگام با سپاهیان استعماری و میسیونرهای مذهبی به تأسیس لژ فراماسونری در مشرق زمین مبادرت ورزیدند. با فتح هر سرزمینی بلافاصله لژهای فراماسونری تأسیس می شد تا با تربیت نیروهای بومی و نفوذ عوامل خودی در دستگاه حاکمه، زمام امور را در آن سرزمین ها به دست بگیرند. سابقه ورود فراماسونری به ایران به سال 1224 هجری قمری بازمی گردد.
در این سال «سرگور اوزلی بارت» به عنوان سفیر کبیر انگلستان به همراه سفیر یهودی زاده ایران در انگلیس یعنی «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» به ایران آمدند. وی به عنوان اولین ایرانی وارد لژ فراماسونری شده بود تا ضمن انجام مأموریتهای سیاسی به تأسیس نخستین لژ فرماسونری در ایران مبادرت کند. میرزا ابوالحسن خان ایلچی موفق شد تعداد زیادی از اطرافیان فتحعلی شاه را وارد جرگه فراماسونری نماید. بعدها در سال 1275 هجری قمری «میرزا ملکم خان» اولین لژ فراماسونری را تحت عنوان فراموشخانه در تهران تأسیس می کند که فعالیت آن تا سال 1278 هجری قمری تداوم می یابد. افشاگری آیت الله حاج ملاعلی کنی بساط قرارداد رویتر و فراموشخانه ملکم را جمع کرده و به تلاشهای علنی فراماسونری در ایران خاتمه می دهد. عضویت تعداد زیادی از دانش آموزان دارالفنون در فراموشخانه ملکم دست آورد خوبی برای جریان فراماسونری بود که سعی داشت از طریق جذب نخبگان اداره کشور را به دست بگیرد. فراموشخانه ملکم باتوجه به ماهیت غیردینی این جمعیت و اباحی گری حاکم بر آن کانونی بود برای تجمع گروههای مختلف بابی، بهایی، صوفیه و... که حاکمیت قاجار و روحانیت شیعه را سد بزرگی در مقابل تحقق خواسته های نامشروع خود می دانستند. با ترور ناصرالدین شاه قاجار و روی کار آمدن مظفرالدین شاه فرصت مناسبی برای گروههای ماسونی و فرقه ضاله جهت گسترش تشکیلاتی فراماسونری بوجود آمد. انجمن اخوت و جامع آدمیت دو تشکلی بودند که در خلال سالهای سلطنت مظفرالدین شاه فعالیت گسترده ای داشتند.
این دو تشکل بعدها به محل مناسبی برای شکل گیری انجمنهای مخفی تبدیل شدند که اعضای اصلی آن را فراماسونها تشکیل می دادند. فراماسونها مستقیماً در مشروطیت دخالت داشتند. تحولات ایران در آغاز دهه دوم سال 1300 هجری قمری شتاب بیشتری بخود گرفت. نفوذ بیشمار بیگانگان و عوامل آنها در ایران و شدت یافتن اعمال بی رویه مستبدین، علما و دلسوزان کشور را به فکر انداخت. نجات ایران در گرو محدود کردن قدرت حاکمین و سد نفوذ بیگانگان بود. علمای ایران در این خصوص نسبت به اعمال بی رویه حکام قدرتمدار اعتراضاتی نمودند که با حمایت مردم نیز مواجه شد. حرکت حساب شده روحانیت با طرح عدالتخانه، ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی کشور را هدف گرفته و مردم را به صحنه مبارزه ای کشانده بود. روشنفکران غربزده و اعضای مجامع ماسونی که فقط در جمع محدود خود قدرتی داشتند از زمینه به وجود آمده نهایت استفاده را کرده و با نفوذ در این صفوف و تند کردن سیر نهضت، کنترل آن را به دست گرفتند. اوج این تحرک، در ترتیب دادن تحصنی در سفارت انگلستان مشاهده می شود که اعضای افراطی مجامع ماسونی نظیر «اردشیرجی» و «حیدرخان عمواوغلی» صحنه گردان آن بودند. با شدت گرفتن سیر تحولات تشکل جامع آدمیت توسط عناصر افراطی، انجمن حقوق که شعبه ای از جامع آدمیت بود دچار انشعاب شد و انشعابیون با کمک معلمین و مدیران مدرسه «آلیانس اسرائیلیت» که جهت آموزش اطفال یهودی تأسیس شده بود اقدام به تأسیس لژ بیداری ایران نمودند.
مقدمات تأسیس لژ از سال 1323 هجری قمری آغاز و اعضاء در ارتباط تنگاتنگ با هم بودند. با امضای فرمان مشروطیت زمینه برای فعالیت لژ بهتر شد و لژ بیداری درسال 1325 هجری قمری رسما تاسیس شد. دخالت اعضای لژ در تدوین قانون اساسی براساس قوانین غربی و ضدیت آنان با روحانیت و اسلام در کنار افراطی گری مطبوعات فراماسونری مثل روزنامه های کوکب دری، صوراسرافیل، مساوات، حبل المتین و کانونهای سیاسی نظیر انجمن غیبی، انجمن بین الطلوعین و انجمن ستار وضعیت کشور را پس از صدور فرمان مشروطیت دچار اغتشاش و هرج و مرج کرد که درنهایت منجر به تعطیلی مجلس و مشروطیت شد. حضور فعال اعضای لژ بیداری در زد و خوردهایی که منجر به تعطیلی مجلس شد حکایت از آمادگی اعضای لژ برای درگیری داشت. این دخالت ها پس از فتح تهران نیز تداوم یافت و تمامی امور کشور در اختیار لژ بیداری ایران قرارگرفت. حضور گسترده فراماسونها در مناصب سیاسی، قضایی و مجلس گواه از غلبه آنان بر نهضت مشروطیت بود. شهادت حاج شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی، شیخ علی فومنی و انزوای علمای مشروطه خواه نتیجه قهری این غلبه بود. اسناد لژ بیداری ایران، سلطه فراماسونها را برای ارکان کشور و انحراف نهضت مشروطیت کاملا مشخص و آشکار می سازد.
امروزه از آغاز تهاجم فرهنگی دشمن گرفته تا ایجاد جنگ نرم و مخملین درکشور، بار دیگر محیط آماده برای حضور گسترده فراماسونها شد و از آنجا که اغلب اعمال این گروه، مخفیانه انجام می پذیرد روند شکل گیری آن از چشم افراد جامعه و حتی مسئولان امر می تواند پنهان بماند همانند آنچه در ایستگاه متروی ولیعصر(عج) اتفاق افتاد و نمادهای فراماسونری در قالب تابلوهای هنری زینت بخش دیواره های این ایستگاه شد و چشم هر انسان بی خبر را به خود جلب کرد. فراماسونری عمده تعلیمات خود را از حکومت طاغوتی مصر باستان کسب کرده است. در هر صورت ردپای حکومت طاغوتی فراعنه مصر را می توان در سراسر تعالیم ماسونی یافت.
استفاده از نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف درسراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد. دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد چشمی است که به همه جا می نگرد «AII Seeing eye» نمادی که مربوط به یکی از خدایان مصر باستان است. با کمال تاسف این نماد در تابلوهای نصب شده در ایستگاه متروی ولیعصر(عج) به کرات دیده می شود همانطور که در برخی از آثار تجسمی و معماری های شهری نیز می توانیم آنها را رصد کنیم.