تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۰۰۳۴۴
یک تحلیل از بنیاد کارنگی

روس‌ها چگونه به ایران نگاه می‌کنند؟

مقدمه: دو تحلیلگر روس بنیاد آمریکایی کارنگی با نگارش گزارشی مفصل به تحلیل مناسبات ایران و روسیه و نقش آمریکا در آن پرداخته اند. با وجود آنکه ابعاد مختلف این تحلیل قابل مناقشه جدی است، بخش های اصلی این گزارش برای استفاده خوانندگان منتشر می شود. این مقاله به قلم دیمیتری ترنین و الکسی مالاشنکوف نوشته و متن کامل آن در پایگاه اینترنتی بنیاد کارنگی منتشر شده است. آنچه می خوانید ترجمه خلاصه ای از این گزارش است.

 اهداف هسته‌ای ایران از نگاه روس‌ها
می توان هدف اصلی ایران را در زمینه هسته ای اینگونه برشمرد. ایجاد چرخه کامل سوخت هسته ای در داخل ایران از منظر ایران مصالحه قابل قبول در این زمینه با جامعه بین المللی باید تامین کننده همه اهداف فوق باشد و در عین حال امکان دسترسی کامل ایران به فناوری های پیشرفته را فراهم کند و ایران بار دیگر به صورت کامل به جامعه بین المللی بپیوندد. جریان آزاد سرمایه برای ایران فراهم شود و ایران به بازارهای جهانی و منطقه ای دسترسی پیدا کند. شاید ایران قبول کند که از نظر فنی غیرهسته ای بماند و از این طریق به متن معاهده منع تکثیر هسته ای پایبند بماند اما ایران تاکید خواهد کرد که برنامه هسته ای اش در حد آستانه هسته ای شدن باشد یعنی همانند الگویی که ژاپن در پیش گرفته است. اینکه جامعه بین المللی چنین وضعی را بپذیرد یا خیر به نوع نگاه جامعه جهانی به حاکمیت ایران بستگی دارد. شاید جامعه جهانی اعتماد کند که توان هسته ای در اختیار ایرانی باشد که دوست غرب باشد یعنی همان حکومتی که شبیه رژیم شاه مخلوع باشد یا اینکه حکومتی که برخی از تغییرات دموکراتیک در آن حادث شده باشد اما ایرانی که خوی خصمانه داشته باشد مشمول محدودیتها و تحریم های جامعه بین المللی خواهد بود.
 هیچ دولتی در ایران درباره غنی‌سازی معامله نمی‌کند
باید توجه داشت که هیچ دولتی در ایران حتی یک دولت خیالی دموکراتیک درباره برنامه هسته ای ایران و برچیده شدن آن به مذاکره نخواهد پرداخت. از آنجا که دموکراسی ها به سمت ملی گرایی حرکت می کنند ایران دموکراتیک احتمالا به برنامه هسته ای اش به چشم نمادی از تولد مجدد در داخل و تثبیت جایگاه بین المللی اش نگاه خواهد کرد.
 نگاه چین به ایران
در این میان باید به نقش چین و الگوی رفتار روسیه نیز توجه داشت. چین به صورت فزاینده ای به بازیگر اصلی در منطقه خاورمیانه و مسائل مربوط به ایران تبدیل شده است. چین عملگرا به ایران نه تنها به چشم یک تامین کننده اصلی انرژی نگاه می کند بلکه ایران را کشوری می داند که منابع نفت و گاز آن می تواند از طریق زمینی به مناطق غربی چین برسد و در نتیجه احتمال خرابکاری در مسیر دریایی توسط نیروی دریایی آمریکا و هند برای محموله های انرژی چین از بین برود. روسیه بازیگر حاشیه ای مهمی در بازی ایران است. روسیه نمی تواند به صورت مستقیم بر رفتار ایران تاثیر بگذارد و در عین حال نمی تواند در نقش واسطه میان ایران و آمریکا عمل کند. اما روسیه در مقام همسایه ایران و شریک آن در همکاری های نظامی و حوزه انرژی هسته ای و یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد این موقعیت را در اختیار دارد که شخصیتهایی را در ایران تشویق کند که تقابل با آمریکا را دنبال می کنند یا از کسانی در ایران حمایت کند که به دنبال مصالحه و سازش هستند. تاکنون روسیه هیچ انتخاب روشنی در این زمینه انجام نداده است. روابط روسیه با ایران بسیار مبهم است. در طول تاریخ روابط روسیه با ایران آمیخته با روابط تجاری دوجانبه، رقابتهای تلخ منطقه ای و رقابت ژئوپلیتیک روسیه با کشورهای دیگر برای کسب سلطه بر ایران بوده است.
 برقراری توزان میان تهران و واشینگتن
مسکو به گونه ای عمل کرده است که در مناسباتش با ایران از یک سو و روابطش با آمریکا از سوی دیگر نوعی توازن را حفظ کند. روسیه فناوری های پیشرفته را به ایران نداده است تا غرب را راضی نگاه دارد و از سوی دیگر با ایران همکاری های نزدیکی داشته و به همین خاطر خشم آمریکا را به جان خریده است.
 تاریخچه بوشهر
نیروگاه اتمی بوشهر که به صورت رسمی در اوت 2010 وارد چرخه هسته ای شد نمونه همکاری های ایران و روسیه در حوزه اقتصادی است اما همین پروژه گویای محدودیتهای مطرح در مسیر چنین همکاری هایی است. ارزش این قرارداد حدود یک میلیارد دلار است. روسها درباره تاخیر ایران در پرداخت وجوه این قرارداد شکایت دارند. ایران نیز از روند کند احداث این نیروگاه شکایت دارد. از نظر سیاسی پروژه نیروگاه اتمی بوشهر بسیار آسیب پذیر است. روسیه هر از چندگاهی اجرای این پروژه را متوقف کرده و مشکلات فنی را علت این کار عنوان کرده است. البته در واقع روسیه به حساسیتهای آمریکا در این زمینه واکنش نشان داده است.
البته در این میان ایران با پیشنهاددادن پروژه های پولساز به روسیه و اروپا این کشورها را وسوسه کرده است. پیشنهاد احداث نیروگاههای اتمی دیگر از جمله این پیشنهادهای وسوسه کننده ایران بوده است.
 روابط نظامی ایران و روسیه
روسیه از اوایل دهه1990 مقادیر قابل توجهی از تسلیحات و تجهیزات نظامی را به ایران فروخته است. تجهیزات نظامی از قبیل تانکهای تی72 خودروهای رزمی پیاده نظام و نفربرهای زرهی از جمله این تجهیزات فروخته شده به ایران هستند. هواپیماهای جنگی از قبیل اس یو 24 و زیردریایی ها از جمله جدیدترین فروشهای نظامی روسیه به ایران به شمار می روند. ایران می تواند از زیردریایی های روسی برای حمله به نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس استفاده کند. در این میان مقامات ]رژیم[ اسرائیل می گویند بخشی از منابع مالی برای انعقاد قراردادهای جدید تسلیحاتی روسیه با سوریه از جمله میگ29 را ایران تأمین کرده است و قرار است در نهایت این تجهیزات نظامی به ایران داده شود. البته برنامه فروش جتهای جدیدتر روسی از قبیل تی یو 204 به ایران بخاطر مخالفت روسیه با تحویل دادن سامانه دفاع هوایی اس سیصد به ایران متوقف شده است.
 هراس روسیه از رقابت گازی با ایران
ایران پس از روسیه بزرگترین منابع گازی جهان را در اختیار دارد. علاقه روسیه به منابع گاز طبیعی ایران دوسویه است. روسیه از یک سو می خواهد در تولید گاز طبیعی در ایران سهم داشته باشد و از سوی دیگر در انتقال گاز ایران به کشورهای آسیای جنوبی درگیر باشد. آنچه روسیه با آن مخالف است انتقال گاز طبیعی ایران به اروپاست. اروپا پولسازترین بازار گازی برای شرکت ملی گاز روسیه، «گازپروم» است. عملیاتی بودن احداث خط لوله «ناباکو» که پروژه ای جایگزین خطوط انتقال گاز شرکت گازپروم است به این بستگی دارد که ایران گاز خودش را در اختیار مجریان این پروژه قرار بدهد. با آنکه ایران با روسیه و قطر در اجلاس کشورهای تولیدکننده گاز همکاری کرده است مسکو از هرگونه تحولی بیم دارد که به صورت قابل توجهی آزادی عمل آن را در بازار گازی جهان محدود کند. بنابراین بعید است که گروه گازی جهان به سازمانی همانند اوپک تبدیل شود.
 نگرانی‌های روسیه از هسته‌ای شدن ایران
بی تردید روسیه به هیچ وجه علاقه ندارد ایران به جنگ افزارهای هسته ای و ابزار لازم برای استفاده از این جنگ افزارها دست پیدا کند. اگر چنین اتفاقی رخ بدهد توازن راهبردی و سوق الجیشی منطقه از قفقاز گرفته تا آسیای میانه به شدت برضد مسکو تغییر خواهد کرد. روسیه از اوایل قرن نوزدهم بر این مناطق مسلط بوده است و حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق موقعیت قوی در این مناطق حفظ کرده است. مسکو درباره مسائلی از قبیل رژیم حقوقی دریای خزر و مرزهای منطقه که مسائل مشکل ساز با ایران هستند نگاه های خاص خودش را دارد. اگر ایران به توان هسته ای دست پیدا کند روسیه دیگر نمی تواند به اختلاف هایی که در این زمینه با تهران دارد به راحتی بی توجهی کند. در واقع ایران هسته ای رقیب منطقه ای بسیار جدی تری برای روسیه در مناطقی از قفقاز گرفته تا تاجیکستان خواهد بود. قابلیت هسته ای می تواند فضایی در اطراف ایران ایجاد کند به طوری که کشورهای همسایه ای از قبیل ترکمنستان مجبور باشند سیاست های مطلوب تهران را در پیش بگیرند. این وضع می تواند بر مسائل سوق الجیشی انرژی در اطراف دریای خزر تاثیر بگذارد.
 نزدیکی روسیه به آمریکا
با آنکه ایران به نظر روسیه عامل راهبردی با اهمیت منطقه ای است، روسیه به نظر ایران ابزاری برای تضعیف سیاست های آمریکا به شمار می رود. محافل حکومتی ایران در محافل خصوصی و در برخی مواقع در محافل نه چندان خصوصی به شدت از روسیه ابراز انزجار می کنند به همین خاطر صبر روسیه در قبال ایران پایان یافته است. حضور باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در کاخ سفید سبب شد فرصت بهتری برای مسکو فراهم شود تا رویکرد کلی اش را درباره نظم بین المللی به مناسباتش با آمریکا و ایران مرتبط کند. باراک اوباما دکمه آغاز مجدد روابط آمریکا با روسیه را فشار داده است و در روند حذف برخی از عوامل ناراحت کننده اصلی برای روسیه از قبیل توسعه ناتو و عضویت اوکراین و گرجستان در آن و حذف سامانه دفاع موشک های بالستیک آمریکا در اروپا حرکت کرده است.
ظاهرا او برای روسیه رئیس جمهوری است که مسکو می تواند با وی به تعامل بپردازد. مسکو که از موضع باراک اوباما مبنی بر پرهیز از گزینه تغییر رژیم در ایران و حمله نظامی به این کشور رضایت داشت در نوامبر 2009 ژوئن و 2010 با اعمال تحریم های اقتصادی محدود بر ضد ایران موافقت کرد. در اواسط سال 2009 روسیه قرارداد تحویل پنج سری از سامانه دفاع هوایی «اس-300» به ایران را لغو کرد. یک سال بعد نیز روسیه به قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد بر ضد ایران رای داد که اساسا صدور تسلیحات سنگین به ایران را ممنوع کرده است. ارزش قرارداد موشک های «اس-300» حدود یک میلیارد دلار است. اینکه این قرارداد در زمان به اوج رسیدن تنش های آمریکا و روسیه منعقد شد و زمان کاهش تنش مسکو و واشنگتن متوقف شد به روشنی گویای آن است که مناسبات آمریکا و روسیه چگونه بر سیاست گذاری های مسکو در خصوص ایران تاثیر می گذارد.
در ژوئیه سال 2010 محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه به شدت انتقاد کرد و او را به دنباله روی از سیاست خارجی آمریکا و تبدیل شدن به ابزاری در تبلیغات آمریکا بر ضد ایران متهم کرد. از منظر ایران، روسیه به اردوی دشمنان تاریخی ایران ملحق شده است. شدت اتهامات مقامات ایرانی بر ضد روسیه گویای عمق نارضایتی تهران از تغییر سیاست های مسکو است که سبب شده آنها از بازی دیپلماتیک محبوبشان یعنی استفاده از روسیه برای ایجاد شکاف در داخل شورای امنیت سازمان ملل متحد و جلوگیری از سیاست های آمریکا محروم شوند.
 روسیه کاملا به جبهه غرب نمی‌پیوندد
روسیه به ایران به چشم کشور در حال افزایش موقعیت و قدرت با بلندپروازی های زیاد نگاه می کند و نه اینکه ایران را کشوری بداند که بخواهد دشمن روسیه باشد. بنابراین روسیه با هیچ گونه اقدام نظامی بر ضد ایران همراهی نخواهد کرد. رهبران روسیه نه تنها به افزایش تعداد مسلمانان در روسیه و مرزهای جدید آن توجه دارند بلکه پیامدهای فاجعه بار ائتلاف مسکو با جبهه فرانسه و بریتانیا را در اوایل قرن بیستم به خاطر دارند که سبب شد روسیه به دامن جنگ جهانی اول بیفتد و زمینه برای انقلاب بلشویکی سال 1917 مهیا شود. روسیه دیگر همانند گذشته متحدی ندارد که با خطری موجودیتی مواجه باشد یعنی همان وضعیتی که در سال 1914 در صربستان با آن مواجه بود. بنابراین روسیه تلاش می کند در مناقشه های اصلی جهان امروز مواضع خنثی اتخاذ کند. این سخن به معنای آن است که هرگونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا یا ]رژیم[ اسرائیل برضد ایران سبب خواهد شد روسیه خودش را از عاملان حمله دور کند و هرگونه استفاده از قوه قهری را بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد محکوم کند. البته این سخن به معنای آن نیست که روسیه در چنین شرایطی ایران را به آغوش خود خواهد کشید بلکه روسیه خود را برای مواجهه با موجهای شوکی آماده خواهد کرد که حمله احتمالی به ایران در منطقه خاورمیانه به وجود خواهد آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات