نوشته: محمدرضا حسینی
*پروتکلهای حکمای یهود، گزارشی است که از طرف سران یهود در اولین کنگره صهیونیستها در شهر «بال» سوئیس در سال 1897 در 24 بند به شرکتکنندگان ارائه شده است.
مطالب پروتکلها صریح و دربرگیرنده متدهای جامعه یهودی برای دستیابی به قدرت جهانی است. در یک ارزیابی عمومی از مفاد پروتکلها، میتوان از یک سو به عمق شناخت و مطالعه دانشمندان یهودی پی برد و از طرف دیگر به شیوههایی که آنها برای رسیدن به آن طرحریزی کردهاند واقف شد. آنچه بیش از همه میتوان از متن پروتکلها درک کرد، حاکمیت روح ماکیاولیستی بر آنها است. با بررسی ابعاد مختلف بندهای پروتکلها، آنچه در درجه اول اهمیت قرار میگیرد، انهدام تمامی عقاید و اخلاق و تأسیسات تمدنی و فرهنگی اقوام غیریهود است. مبارزه بنیادین با اخلاق و فرهنگ جوامع غیریهودی و تخریب ارزشها و هنجارهای جوامع، از جمله روشهای صهیونیستها در جهت تسلط بر دنیاست. توجه جدی به اساس و تشکیلات خانواده و انهدام ساختاری آن با هدف ایجاد فرهنگ مسلط پیرو سیاستهای صهیونیستی از جمله مواردی است که در پروتکلها به آن توجه شده است.
رواج تجملپرستی و از بین بردن اخلاق جوامع با شگردهای منحصر به فرد، از مواردی است که با یکی از بندهای پروتکل، مبنی بر از بین بردن تمامی ادیان بهجز دین یهود، همخوانی دارد. این کتاب مجموعهای است از سخنرانیهای یک شخصیت شناخته شده یهودی افراطی که برای چند تن از ثروتمندان و افراد بانفوذ صهیونیست ایراد کرده و پنجههای خونین صهیونیسم از لابهلای صفحات کتاب بهخوبی پیدا است. صدق گفتار «اوسکارلیفی» یهودی افراطی که میگوید: «پادشاهان، اخلالگران، فتنهانگیزان و جلادان جهان ما هستیم. در این کتاب بهخوبی معلوم میشود.1 پروتکلهای صهیونیستی درواقع استراتژی رژیم اسرائیل برای بقای خود است؛ بقایی که به قیمت نابودی هرچیزی تعریف شده است که بر سر راه آن قرار گیرد. پروتکلهای صهیونیستی به مثابه یک دستورالعمل است که در آن چگونگی ترسیم سیاستهایی که اسرائیل بتواند اهداف منطقهای و بینالمللی خود را به کمک آنها عملیاتی کند، پیشبینی شده است. در یکی از بندهای آن چنین عنوان شده است: «هدف ما دستیابی به یک قدرت جهانی است» و در تکمیل این بند آمده است: «ما باید دولتهای غیریهودی را مجبور کنیم در جهت تحقق خواستهای ما قدم بردارند».
توجه دقیق به این سطور، شعارهای اولیه اسرائیل (از نیل تا فرات) را در ذهن تداعی میکند که بر مبنای تصرف زمین قرار داشت و در بند دوم، منظور مذاکرات به اصطلاح صلح است که باید دولتهای غیریهودی، هرآنچه را که رژیم اسرائیل به آنها دیکته میکند، قبول کنند! با بیداری که در ملل منطقه پدید آمد، دیگر امکان توسعه ارضی برای اسرائیل وجود ندارد، بنابراین در ارزیابی جدید از شعار «از نیل تا فرات» استراتژی نوینی تعریف شد مبنی بر هژمونی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در منطقه که بر پایه طرح خاورمیانه جدید قرار میگرفت. بنابر این سیاستهای امروزی رژیم صهیونیستی، هنوز هم بر اساس راهبردهای پروتکلها است، ولی بنابر شرایط، گاهی در تاکتیکها تغییراتی بر اساس وضع جدید صورت میگیرد. بهطور کلی مفاد پروتکلهای صهیونیستی بر چندین پایه مهم بنا نهاده شده است: 1ـ مبارزه بنیادین با اخلاق، ارزشها و خانواده. 2ـ ایجاد جنگهای منطقهای و اختلافات سیاسی در بین کشورها.
3ـ تسلط بر شریانهای اقتصادی جهان. 4ـ کنترل بر رسانههای جهان که حساسیت ویژهای در این مورد دیده میشود. 5ـ ایجاد جنگهای مذهبی و قومی با هدف تجزیه کشورها بهخصوص کشورهای اسلامی که در ادامه فروپاشی خلافت عثمانی صورت گرفت. 6ـ القای این مطلب که یهود، قوم برگزیده است و اینکه توده مردم وحشی هستند.
اگر به شرایط امروز سیاسی منطقه و نظام بینالملل توجه کنیم، میتوانیم چند پروتکل را با آنچه که در حال حاضر جریان دارد، مورد بررسی قرار دهیم. پروتکل شماره 5 چنین پیشبینی کرده است: «بذر دشمنی، کینهتوزی و حسد را در خانهها بکاریم و در این زمینه از تعصبات مذهبی، قبیلهای و غیره استفاده کنیم»
دنیای اسلام با بیش از 5/1 میلیارد جمعیت دارای اقوام مختلف و نحلههای دینی و مذهبی گوناگون، اما دارای یک پیغمبر و کتاب واحد است. این نیروی عظیم چنانچه یکپارچه و واحد باشد، جایی برای تجاوزهای رژیم اسرائیل نمیگذارد. همین دنیای بزرگ اسلام، متأسفانه دچار اختلافات فراوانی است که در ایجاد آن، مسلمانان مقصر هستندو دخالتهای جوامع یهودی نیز بر آن تأثیرگذار است.
در خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره هند و شمال آفریقا، متأسفانه اختلافات زیادی بین کشورهای مسلمان وجود دارد. حمایت رژیم یهود از به اصطلاح قومیتهای مختلف در کشورهای اسلامی و تحریک آنها به سمت تجزیه و استقلال، از خطرناکترین اقدامهایی است که وحدت ملی کشورها و درنهایت وحدت اسلامی را هدف قرار داده و سود آن فقط متوجه اسرائیل میشود. جنگهایی که در منطقه، بهویژه خاورمیانه رخ داده است را باید با تأمل بیشتری مدنظر قرار داد. ضررهای مادی و معنوی این جنگها برای سالهای طولانی، توسعه و پیشرفت را عموماً در سرزمینهای اسلامی از بین برده است.
توجه به پروتکل شماره 6 در این خصوص، زنگ خطر هولناکی را به صدا درمیآورد. مفاد پروتکل 6 چنین است: «جنگهایی که به پا خواهیم کرد، احتیاج به ثروت سرشاری دارد. این پول هنگفت را به وسیله احتکارهای بزرگ تأمین خواهیم کرد تا هم دولتها بیچاره شوند و هم هزینه جنگ تأمین شده باشد!» جنگی را که رژیم بعث عراق بر ایران تحمیل کرد، در این راستا مورد ارزیابی قرار میدهیم. این جنگ به مدت هشت سال نیروهای مادی و معنوی دو کشور بزرگ اسلامی خاورمیانه و دنیای اسلام را از بین برد. در طول این مدت، رژیم صهیونیستی به تجهیز خود پرداخت. این جنگ تبعات دیگری هم داشت. اختلاف میان کشورهای اسلامی و ناامنی در منطقه، پس از پایان جنگ هم براساس تئوری مهار دوجانبه که از طرف «مارتین ایندایک» سفیر یهودیالاصل آمریکا در اسرائیل در دولت کلینتون پیشنهاد شد، تماماً به ضرر دو ملت ایران و عراق بود. ادامه دارد...