مهدی خانعلیزاده
«فائزه هاشمی رفسنجانی»؛ این اسم آنقدر حواشی به همراه خود دارد که توجه کنجکاوانه مخاطبان را به خود جلب کند. شاید به همین دلیل است که روزنامهها و نشریات علاقه خاصی به مطرح کردن این نام در صفحات خود دارند؛ نامی که در یک سال و نیم اخیر یک بار دیگر بر سر زبانها افتاده و با فتنه 88 گره خورده است. البته اگر فائزه هاشمی در انتخابات مجلس ششم از سوی اصلاحطلبان مورد شدیدترین حملههای رسانهای و تبلیغاتی قرار گرفت و تصویر ویلای مجلل او در شهر بیرمنگام انگلستان در روزنامههای این طیف منتشر شد (و هیچگاه با تکذیب او مواجه نشد)، در انتخابات ریاست جمهوری دهم خود او سردمدار جبهه اصلاحات شده بود و علیرغم مخالفت پیشین با میرحسین موسوی، به صورت غیررسمی مسئولیت کمیته تبلیغات او را برعهده گرفت.
فعالان سیاسی معتقدند تحرکات پررنگ فائزه هاشمی پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری، ریشه در نحوه ورود و تحرکاتش در همین انتخابات دارد؛ چرا که او پس از سالها سکوت این بار با تمام توان و انرژی و تمام قد برای حمایت از موسوی به میدان آمده بود و پذیرش شکست خارج از تحملی بود که در این 10 سال در غربت به سر آمده بود و میخواست تمام آتش خود در عالم سیاست را یکباره شعله ور کند. وی بعد از آن که در انتخابات مجلس ششم و ماجراهای روزنامه «زن»، از سوی یاران امروزش از پارلمان رانده شد، به پناهگاه سکوت خود رفت و دیگر نامی از او در عالم سیاست برده نشد. اما پائیز سال گذشته همزمان با انتخاباتی شدن فضای سیاسی کشور، تصمیم گرفت سکوت خود را بشکند. او در اولین مصاحبهای که بعد از سالها با هفتهنامه «شهروند امروز» انجام داد، اعلام کرد که «هنوز هم اهل جنگیدن» است و با چنین رویکردی بود که پرونده سیاسی خود را در انتخابات دهم باز کرد.
فائزه: ما ول نمیکنیم!
فائزه از پرکارترین افراد در انتخابات ریاست جمهوری بود و در حمایت از کاندیداتوری موسوی سنگ تمام گذاشت. اتفاقاً شباهتهایی هم با کاندیدای مورد حمایتش داشت از این لحاظ که نیمی از دوران گوشه نشینی آخرین نخستوزیر، او نیز سکوت و انزوا را برگزیده بود و همانند او شکست برایش باورناپذیر بود. واکنشها و ادعاهای بعد از انتخابات این دو چهره سیاسی بعداز یکی دو دهه خانه نشینی نزدیکی بسیاری با هم داشت تا آنجا که تحلیلگران اینگونه رفتارها را ناشی از فراموشی قواعد بازی سیاسی ارزیابی کردند. فائزه هاشمی از زمانی که تصمیم جدی برای مقابله با احمدینژاد گرفت، با وجود مخالفت پیشینش با کاندیداتوری موسوی، به حمایت از او برخاست و در زمینه ساماندهی سیاسی و تبلیغاتی فعال شد. ساماندهی دختران فیروزهای شاید نقطه عطف فعالیتهای تبلیغاتی فائزه برای ستاد موسوی بود که ظهور و بروز بسیاری یافت. البته این اقدام فائزه مقدمهای نیز به همراه داشت؛ فائزه پیش از پیوستن به ستاد موسوی، نکاتی را درباره حجاب زنان بیان داشته بودکه در نوع خود ساختارشکنانه و قابل تأمل است. او درچهارم اسفندماه سال 87 در مصاحبه با پایگاه اینترنتی الشروق الجزایر، خواستار اختیاری شدن حجاب در ایران شده و گفته بود: «به عقیده من حجاب همچنان که در کشورهای اسلامی معمول است، باید در ایران هم اختیاری باشد نه اجباری.»
او در عین حال در یک برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان حرفهایی از همین جنس زد و گفت: «متأسفانه بعد از انقلاب ما یکسری رفتارها برای خانمها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگهای تیره و مرده ارزش شد. این ارزشها خوب نبود.» او همچنین گفت: «متأسفانه در سالهای اخیر سیاستها به سمتی میرود که زنان را بیشتر خانهنشین کنند.» دختران فیروزهای اما قرار بود همه آنچه پس از انقلاب ارزش شده بود را کنار بزنند و با لباس و روسریهای نامتعارف و آرایش سبز ظاهر شوند. چنین هم شد و بزرگترین اجرای دختران فیروزهای در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادی بروز یافت. او در این مراسم و در حضور خاتمی و زهرا رهنورد دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دوران کنونی گفت: «در شرایطی به سر میبریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است.» او همچنین حرف تاریخی دیگری زده و گفته بود: «دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است و ما آقای موسوی را میخواهیم برای این که استمرار همان راه است.» سخنان رئیس جمهور در مناظره با میرحسین موسوی درباره این اظهارات او و بیان اینکه «یعنی اشرافیتی که جناب آقای هاشمی در کشور پایهگذاری کرد، قرار است ادامه پیدا کند»، عزم فائزه را برای تقابل علنی با احمدینژاد جزمتر کرد تا جایی که حتی اتمام انتخابات و اعلام نتایج هم چیزی از فعالیتهای او کم نکرد. در واقع پایان انتخابات برای فائزه هاشمی، پایان فعالیتهای انتخاباتیاش نبود و از همان ابتدا در برنامهریزی و هدایت آشوبها نقشآفرینی ویژهای کرد. او 26 خرداد، یعنی چهار روز پس از انتخابات در تجمعی روبهروی جامجم و در میان آشوبگران صریحاً اعلام کرد که «ما ول نمیکنیم!»
تحریک به ادامه آشوبها با طعم توهین به مسئولان
چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات و درگیریهای پراکندهای که در برخی خیابانهای شمالی تهران صورت گرفت، رسانه ملی تصاویری از حضور فائزه هاشمی در میان اغتشاشگران منتشر کرد که او در حال تحریک آنان به ادامه حضور در خیابان بود. البته صداوسیما تنها به همین چند ثانیه اکتفا کرد و از پخش صدای فائزه و مطالبی که او در آن تجمع غیرقانونی بیان کرد، خودداری کرد.
با این حال، چند روز بعد فایل صوتی اظهارات فائزه هاشمی در اینترنت منتشر شد و به سرعت به سایتها و خبرگزاریها راه یافت؛ اظهاراتی که بعدها به سندی برای اثبات برنامهریزی گسترده پیش از انتخابات برای آشوبها بدل شد. او در عین حال که پایه انتخابات را مخدوش میدانست، تعریضهایی توهینآمیز و بیسابقه هم به مسئولان ارشد و مقدسات ملت ایران داشت.
جذابیت ساندویچفروشی برای فائزه
اما تحرکات تحریک آمیز فائزه هاشمی به 26 خرداد محدود نشد و او نشان داد که بطور جدی قصد همراهی و حتی هدایت جریان آشوب را دارد. در همین راستا بود که روز 30 خرداد و پس از خطبههای نمازجمعه مقام معظم رهبری و اتمام حجت با اغتشاشگران برای پایبندی به قانون، بار دیگر فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین دلیل توسط مأموران نیروی انتظامی دستگیر شد. اگرچه فائزه هاشمی بعد از آزادی مدعی شد که قصد ایجاد ناآرامی و تحریک آشوبگران را نداشته و به دلیل گرسنگی در آن حوالی به دنبال ساندویچ میگشته است اما «حسن لاهوتی» فرزند فائزه همزمان با دستگیری وی، در مصاحبه با تلویزیون دولتی انگلیس (BBC) اعلام کرد که مادر و بستگانش به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی در روز شنبه دستگیر شدهاند. وی مدعی شد که از مادرش خواستهاند تا متعهد شود دیگر در تجمعات شرکت نکند. البته دستگیری فائزه به همراه چهارتن از بستگانش در این تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید و فشارهای زیادی که برای آزادی او صورت گرفت، در نهایت آزادی او را یکروزه رقم زد. چندی بعد «اسماعیل کوثری» عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گزارشی که از دیدارهای هیأت منتخب مجلس با برخی از چهرههای سیاسی ارائه داد، اعلام کرد: «آقای هاشمی گفتند که قصد داشتند بیانیهای در این خصوص (حوادث پس از انتخابات) صادر کنم اما کسی نیستم که زیر فشارها اقدام به صدور بیانیه کنم، منظور ایشان از اعمال فشار، دستگیری دخترشان در اغتشاشات بود.
گویا دختر آقای هاشمی به ایشان گفته بود که من برای خوردن ساندویچ به آن خیابان رفته بودم اما من را دستگیر کردند.» «حسین طائب» فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج هم درباره تحرکات فائزه هاشمی پس از انتخابات گفت: «فائزه هاشمی در تجمعی خواستار برگزاری مراسمی برای کشته شدگان در روز پنجشنبه بود اما وقتی قرار شد مقام معظم رهبری در نماز جمعه شرکت کنند، آنها این برنامه را تعطیل کرده و برای برهم زدن نمازجمعه برنامهریزی کردند.» البته این اولین پرونده فائزه در دستگاه قضا نبود. «آیتالله محمد یزدی» رئیس سابق قوه قضائیه، سال گذشته و در دیدار با مدیران گروه تبلیغی اعزام مبلغ سازمان اوقاف و امور خیریه کشور از پرونده چندین ساله او در دستگاه قضایی خبر داد و گفت: «در زمان ریاست بنده در قوه قضائیه دختر آقای هاشمی پرونده داشت و بهبنده میگفت پرونده را ببندم، من میگفتم که بگو بیاید دادگاه و من پرونده را بررسی کنم، چگونه شما میخواهید پرونده را ببندید در حالی که قوه قضائیه را قبول ندارید و دختر شما در دادگاه حاضر نمیشود؟»
این ماجرا ادامه دارد؛ انقلاب مخملی که چیز بدی نیست!
انتظار میرفت تا بازداشت فائزه هاشمی رفسنجانی سبب شود تا او دیگر دست از اقدامات سیاسی و تحریک و دعوت به آشوب بردارد اما او نشان داد که به گفته پیشین خود درباره « ما ول نمیکنیم» همچنان اعتقاد دارد و از هر فرصتی برای همراهی با این جریان استفاده میکند. فائزه مدت کوتاهی پس از آزاد شدن در مصاحبه با یکی از سایتهای حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلیاش درباره تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شده است. او همچنین در واکنش به برخورد با متهمان اغتشاشات اخیر مدعی شد که «برای افراد بیگناه پروندهسازی میکنند و برعکس پروندهدارها را به مقام و پست میرسانند.» او در مصاحبه خود «انقلاب مخملی» را نوعی فرافکنی خواند و گفت: «انقلاب مخملی در مفهوم عام آن میتواند به معنی اصلاحطلبی و بیان مسالمتآمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست.» او همچنین به بهانه اعترافات «حسین رسام» تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس که در اغتشاشات دستگیر شد، به دفاع تمام قد از حکومت بریتانیا پرداخت و گفت: «اعترافات کارمند سفارت انگلستان البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه.
هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه میکند تا سیاستهایشان را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمیکنند؟» فائزه در عین حال در مقام تطهیر تلویزیون بیبیسی از مداخله در امور داخلی ایران نیز برآمده و با مقایسههای عجیب و نتیجهگیریهای عجیبتر میگوید: «این که حالا رسانههای خارجی یا خارجیها در تأیید تحرکات مردمی چیزی بگویند، این نشانه وابستگی نیست. مگر امام در خارج از کشور در فرانسه نبودند؟ مگر مقامات فرانسوی کشور خود را پناهگاه انقلابیون قرار نداده بودند؟ مگر بسیاری از دانشجویان در امریکا مبارزه نمیکردند؟ مگر رسانههای خارجی و از جمله BBC در آن زمان مسائل ایران را بشدت و به قوت پوشش نمیدادند؟ مگر در آن زمان در نهایت بیاعتمادی به رسانههای ملی، اخبار را از رسانههای خارجی نمیگرفتند؟ پس با این اوصاف باید بگوییم که انقلاب اسلامی هم در مسیر خواست بیگانه رقم خورد و یا انقلاب مخملی بود.»
اگر حضور فائزه پس از بازداشت یک روزه، بیشتر به فضای رسانه محدود شده بود و او تلاش میکرد تا با مصاحبههای متعدد با رسانههای داخلی و خارجی، همچنان تنور فتنه را داغ نگه دارد، 16 آذر روز بازگشت دوباره او به عرصه آشوبهای خیابانی؛ آن هم در فازی تازه و با رهبری و هدایت اغتشاشات بود. فائزه هاشمی در حاشیه مراسم روز دانشجو در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات که خود مشغول به تحصیل در آن است، دانشجویان را به ادامه تجمعات تا پایان روز ترغیب کرد و وقتی مسئولان حراست دانشگاه خواستار پایان دادن به این تجمع شدند، فائزه، راهپیمایی تعداد اندکی از دانشجویان را که شعارهای تندی علیه نظام و در حمایت از او سر میدادند به سمت بیرون از دانشگاه و خیابانهای مجاور بلوار شهید اشرفی اصفهانی هدایت کرد که پلیس مجبور به دخالت شد و راهپیمایان را متفرق کرد. تلویزیون بی.بی.سی هم ضمن پخش تصاویر حضور فائزه هاشمی به عنوان هدایتگر این تجمع، برنامههای متعددی را برای تحلیل و بررسی سخنان تند او علیه مسئولان نظام در میان حامیان میرحسین موسوی ترتیب داد.
و اما عاشورا...
آخرین حضور رسمی و تأثیرگذار فائزه در میان آشوبگران اما روز دانشجو نبود؛ بلکه هنوز چند ساعت از خاموش شدن آتش اغتشاشات در روز عاشورای 88 نگذشته بود که منابع خبری از حضور فائزه هاشمی رفسنجانی به همراه 15 نفر از بستگان خود در آشوبهای این روز خبر دادند تا او یک بار دیگر هم آشوبگران را تنها نگذاشته باشد. انتشار این خبر با واکنش تند و شدید مردم داغدیده از هتک حرمت عزای سیدالشهدا (ع) روبهرو شد؛ تا جایی که سایتهای نزدیک به فائزه، حضور او در اغتشاشات عاشورا را دروغ خواندند و آن را تکذیب کردند اما روز بعد، خبرگزاری فارس فیلمی را منتشر کرد که مؤید حضور او در میان آشوبگران و همراهی با آنان در روز عاشورا بود. انتشار این فیلم، خط پایانی بر صبر مردم نسبت به اقدامات غیرقانونی فائزه هاشمی رفسنجانی بود. حضور فائزه در آشوبهای عاشورا که با هتک حرمت مقدسات دینی و توهین به کلامالله مجید همراه بود، مسئلهای نبود که به راحتی از خاطر مردم پاک شود. این مسئله سبب شد تا جمعی از دانشجویان دانشگاههای کشور با برگزاری تجمعی در مقابل دادستانی تهران، خواستار برخورد قضایی سریع و صریح با فائزه شوند.
همچنین فعالان سیاسی اصولگرا نسبت به عدم برخورد با او تذکرهای پیاپی را خطاب به دستگاه قضا منتشر کردند که با همراهی مردم روبهرو شد. از این تاریخ به بعد بود که پلاکاردهای تقاضا از قوه قضائیه برای دستگیری و محاکمه فائزه هاشمی به پای ثابت راهپیماییهای مردمی در اعتراض به اهانت حامیان موسوی به قرآن و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا تبدیل شد. آشوبهای عاشورا که خشم و اعتراض مردم، دانشجویان و دانشگاهیان، مراجع تقلید و علما، نمایندگان مجلس، مسئولان و فعالان سیاسی را برانگیخت و سبب برپایی راهپیماییهای متعددی در سراسر کشور شد، رسماً به پایان حضور علنی فائزه هاشمی برای هدایت جریان فتنه تبدیل شد؛ چرا که شعارهای مردم در راهپیمایی تاریخی 9 دی نشان از لبریز شدن صبر مردم در برابر همراهی او با هتاکان به مقدسات داشت و شاید به دلیل ترس از مواجهه مردمی بود که از آن تاریخ به بعد، فائزه تلاش کرد تا حضور مرئی خود را کاهش دهد و در پشت پرده به برنامهریزی برای طرح استراتژیهای جدید جریان فتنه بپردازد؛ مسئلهای که علاوه بر مسافرتهای خارجی پیدرپی و اشرافی او، تاکنون چندین بار رسانهای شده و مصاحبه گاه به گاه او با تلویزیونهای مخالف جمهوری اسلامی ایران، مجدداً نام «فائزه هاشمی رفسنجانی» را بر صدر اخبار مینشاند.