نزهت امیرآبادیان
ساعتی قبل از غروب خورشید تازه زندگی و تحرک در خیابانها آغاز میشود، یعنی همان ساعاتی که در اکثر نقاط جهان مردم خسته از کار روزانه به سمت خانههای خود میروند. زنان باپوشینه، گروهی یا همراه با شوهرانشان در معابر، پاساژها و مغازههایی که اغلب عرضهکننده معروفترین مارکهای جهان هستند رفت و آمد میکنند و اگر در گرمای تابستان گرمشان شود، از دستگاههای فروش نوشابه یا سوپرمارکتهایی که به وفور در طول همه خیابانها وجود دارد نوشیدنی مورد علاقه خود یا بستنی تولید روز فلان کشور اروپایی را خریداری میکنند. زندگی شبانه در عربستان سعودی تعریف خود را دارد. در این میان تلفنهای همراه آخرین مدل مدام زنگ میخورد و رسیدن اساماس یا آخرین بلوتوث روز را که میتواند همه چیز را تا موسیقی شمال آفریقا باشد، اعلام میکند. در شهرهای بزرگ مدرنیته و سنت دوشادوش هم در حرکتند و مدام سعی میکنند از دیگری سبقت بگیرند. مردان در جدیدترین مدل خودروهای ساختهشده غربی با شیشههای رنگی در کنار زنان روبندهپوش مینشینند. با وجود نفوذ شدید مدرنیته در جامعه عربستان، سنتها با کنترل پلیس و نظارت دولت در جامعه اعمال میشوند. مردم عربستان در ظاهر میان سنت و مدرنیته تعادل برقرار کردهاند. نوع پوشش مردم در خیابانها درست همانند ساختار سیاسی این کشور متعلق به قرنها پیش است. اما در درون اوضاع به گونهای دیگر است. با وجود اینکه قاچاق و مصرف مواد مخدر در عربستان جرم بزرگی محسوب میشود و مجازات مرگ در پی دارد، اما مواد مخدر به خصوص در میان جوانان به طور گستردهای شایع است. حشیش و مواد مخدر دیگری همچون کوکائین، کات و گرس به طور گستردهای قابل دسترسی است. درمیان مردان متمول عرب مشروبات الکلی طرفداران زیادی دارد.
ازدواجهای اجباری، از پیش تعیینشده و خانوادگی همچنان در عربستان شایع است اما صیغه نیز چندسالی است که باب شده. در دیدگاه سنتی عربستان سعودی، همواره دختران از آموزش دیدن در مدارس محروم بودند و تنها پسران حق شرکت در آنها را داشتند. با تشکیل دولت جدید عربستان و تاسیس وزارت آموزش، دختران نیز اجازه یافتند به مدرسه بروند. در سال 1948 نخستین دبستان دخترانه در مکه تاسیس شد. از آن سال به بعد مدارس، آموزشکدهها و دانشگاههای دخترانه بسیاری در شهرهای مختلف عربستان سعودی بنیاد شد اما همچنان تحصیل دختران تابوهای زیادی در جامعه عربستان دارد. بسیاری از زنان تحصیلکرده عربستان از عدماعتماد به جنس مخالف رنج میبرند و همیشه ترس از ازدواج مجدد همسرشان مانع بزرگی بر سر راه تشکیل خانواده برای آنان است. تازه در پایان سال 2004 زنان که تاکنون شناسنامه مستقل نداشتند، و فقط اسمشان در شناسنامه پدر ذکر میشد، دارای شناسنامه مستقل شدند، اما با پافشاری برخی مفتیها مبنی بر حرام بودن گشودن چهره زنان، شناسنامههای آنان بدون عکس است. در عربستان بانکها و بسیاری از ادارات قسمت زنانه و مردانه جداگانهای دارند. بسیاری زنان و دختران به دلیل موانع عرفی و قانونی بیکار هستند چون زنان تنها میتوانند در محلهای کاملاً زنانه مشغول به کار شوند. آمار رسمی بیکاری در عربستان در سال 2007 در میان مردان 3/8 درصد و در میان زنان 7/24 درصد گزارش شده است. گفته میشود ارقام غیررسمی بسیار بالاتر از اینهاست. با وجود اینکه در عربستان محدودیتها برای همه وجود دارد اما جوانان تحت فشار بیشتری قرار دارند. ارزشهای غربی توسط ماهواره و اینترنت به جامعه تزریق میشود و با وجود ممنوعیت ماهواره و بسته بودن اکثر سایتهای اینترنتی، تقریباً همگی از این امکانات برخوردارند. سینما، تئاتر و موسیقی ممنوع است. هر گونه نشانه خلاقیت به عنوان خطری برای جامعه محسوب میشود. پسران جوان اجازه ندارند مدل موهای غیرمتعارف را انتخاب کنند چراکه نشانهای از ارزشهای غربی محسوب میشود.
مانند هر جامعه دیگری، در عربستان هم کسانی که از موقعیت مالی خوبی برخوردارند کمتر تحت فشار محدودیتهای جامعه هستند و قشر کمدرآمد بیشتر در فشار قرار دارد. جوانانی که موقعیت خارج شدن از کشور را ندارند یا از خانوادگان ثروتمند نیستند که آنها را پشتیبانی مالی کنند در وضعیتی سردرگم به سر میبرند و طعمه مناسبی برای گروههای افراطی هستند. بیکاری جوانان، عدم هماهنگی بین تحصیلات و فعالیتهای اقتصادی و جامعهای که از لحاظ رفتارهای اجتماعی و اخلاقی کنترل میشود موجب به وجود آمدن نوعی سرخوردگی و یأس در این کشور شده است. البته افزایش بهای نفت در سالهای گذشته تا حدودی تنشها را کاهش داده اما اساساً چیزی را تغییر نداده است زیرا اصلاحات که تنها با نظر پادشاه عربستان صورت میگیرد روندی بسیار کند دارد.
معضل جانشینی
به تازگی وضعیت سلامت سه تن از قدرتمندترین مردان عربستان سعودی در رسانهها ناگهان مهم شده است. ملکعبدالله پادشاه عربستان که 86 سال دارد، برای درمان دیسک کمر به امریکا سفر کرده است. سلطان بنعبدالعزیز ولیعهد عربستان که اکنون 80 سال دارد و پس از دوران نقاهت خود در مراکش به کشورش بازگشته است. او یک سال است که از صحنه سیاسی این کشور دور بوده است. شاهزاده سلمان فرماندار ریاض که از او به عنوان یکی از وارثان احتمالی سلطنت یاد میشود. بعد از پشت سر گذاشتن یک عمل جراحی در حال بازگشت به کشورش است. تمامی این اتفاقات حتی بر اساس معیارهای عربستان (که در آن سران خاندان سلطنتی همه کهنسال هستند) بسیار غیرمعمول است. این امر میتواند به این پرسش پاسخ دهد که چرا خاندان سلطنتی سعودی در مقابل اخبار مربوط به وضعیت مزاجی پادشاه این کشور، نسبتاً زود واکنش نشان دادند. این خاندان همواره به دنبال ایجاد اطمینان در بازارهای جهانی نفت و متحدان بینالمللیاش بوده است؛ اطمینان از اینکه در زمانی که ملکعبدالله در کشور نیست، هیچ خلاء قدرتی به وجود نخواهد آمد. در هفتههای اخیر رئیسجمهور مصر، پادشاه بحرین و رئیسجمهور یمن با تماس تلفنی با پادشاه عربستان جویای احوال او شدهاند. ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی که از سال 2005 به حکومت رسیده، تنها امسال، به دلیل بیماری مهمترین مسوولیت خود، یعنی نظارت بر مناسک حج را، به «امیر نایف بن عبدالعزیز» وزیر کشور واگذار کرد، این موضوع مقامات سیاسی عرب را به شدت نگران کرده است.
برادران ناتنی پادشاه عربستان که سالهاست مترصد این وضعیت هستند، فعالتر شدهاند و گفته میشود «امیر طلال بن عبدالعزیز» که فعالترین چهره ناراضی خاندان سعودی است، خود را برای ورود به چالش جانشینی پادشاهی عربستان آماده میکند. چند سال پیش برای زدودن هر نوع شک و شبههای در مورد جانشینی، ملکعبدالله دست به تشکیل یک نهاد جدید زد؛ نهادی به نام «شورای وفاداری». این نهاد به شاهزادگان این قدرت را میدهد که ولیعهد آینده را انتخاب کنند؛ کاری که در گذشته حق منحصر بهفرد پادشاه بود اما این نهاد تا پیش از مرگ ملک عبدالله فعال نخواهد شد. از سوی دیگر مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم عربستان به خصوص نسل جوانی که خود را به لحاظ نظام سیاسی و اجتماعی در فاصله بسیار دوری از حداقلهای قابل قبول در دنیا میبیند شرایط را بحرانیتر میکند. در حقیقت موقعیت کنونی نتیجه طبیعی زمامداری پیدرپی شاهزادگان بدون کمترین نیاز برای مراجعه به افکار عمومی مردم یا حتی اقناع آن و رعایت نسبی تمایلاتشان است. عربستان سعودی برای دهههای متوالی نتوانسته است فرمولی اقناعکننده برای جانشینی در قدرت سیاسی ارائه کند که اگر نه مردم، لااقل شاهزادگان را به آن قانع کرده و هزینههای جنگ قدرت را کمتر کند. موضوع جانشینی درحالی به نبردی میان شاهزادگان تبدیل شده است که بدون وجود حق داوری مردم نمیتوان سرنوشت روشنی برای آن پیشبینی کرد. نظام سنتی سعودی اکنون در سادهترین نیاز خود که ایجاد نوعی ارتباط با افکار عمومی داخل کشورش است کاملاً عاجز مینماید. ملک عبداللهبنعبدالعزیز ششمین پادشاه عربستان سعودی و دهمین فرزند «عبدالعزیز آل سعود» بنیانگذار عربستان جدید است. او از سال 1995 و پس از بیماری و زمینگیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست گرفت و پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز و از تاریخ اول آگوست 2005 پادشاه عربستان است. دولت کنونی آل سعود در واقع سومین دولت سعودی است که آن را عبدالعزیز بن عبدالرحمن بنیان نهاد. پس از مرگ عبدالعزیز سه پسر دیگرش با نامهای ملک فیصل، ملک خالد و ملک عبدالله در چند دوره به حکومت رسیدند. با مرگ خالد برادرش فهد، به طور رسمی پادشاه عربستان شد و لقب خادمالحرمینالشریفین را برای خود برگزید و روابط و مناسبات سیاسی با غرب برقرار کرد. از سال 1932 که سلطنت سعودی سوم بنیان نهاده شد، این کشور پادشاهی مطلقه داشته است. در این کشور از فعالیت سیاسی مخالفان به شدت جلوگیری میشود. مطبوعات در این کشور به طور کامل زیرنظر دولت است و آنان در حقیقت، بازگوکننده خط فکری و سیاست حاکم بر کشور هستند و خط مشی دولت را تبلیغ میکنند. فساد مالی و اخلاقی شاهزادگان سعودی نیز یکی از عوامل مهم ضعف سیاسی دستگاه حاکم بر عربستان سعودی است. داستان خوشگذرانیهای افسانهای شاهزادگان عربستان سعودی در اروپا و منطقه در دهههای گذشته بارها در رسانهها مطرح شده است.
مسائل اجتماعی و فرهنگی
تناقضها در زمینه اجتماعی نیز کمتر از تناقضها در صحنه سیاسی عربستان سعودی نیست و در حقیقت میتوان گفت در بسیاری موارد بازتاب آن است. روشن است الگوی دموکراسی غربی برای عربستان قابل پذیرش و اجرا نیست ولی عربستان برخلاف بسیاری از کشورهای عرب از جمله مصر، قطر، امارات و اردن سعی در حفظ الگوی اجتماعی خود دارد و در این زمینه نیز با توجه به امتیاز مهم اقتصادیاش مورد اغماض غرب قرار گرفته است. اما در این مورد نیز انفجار اطلاعات و انقلاب رسانهای دهه اخیر مشکلات حادی برای جامعه عربستان سعودی پدید آورده که بیتدبیری رهبران این کشور بر شدت این مشکلات افزوده است. ماهوارههایی که با بودجه مستقیم و غیرمستقیم دولت سعودی تامین میشود برنامهها و فیلمهایی را پخش میکنند که هیچ تناسبی با شیوه زندگی مردم عربستان سعودی ندارند. جامعه بسته عربستان سعودی اگر انفجاری ساکت را در پی نداشته باشد به از همگسیختگی فکری و اجتماعی منجر میشود و این چیزی است که این جامعه اکنون در حال تجربه آن است.
مسائل بینالمللی
گرچه مواضع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی غرب و کشورهای غربی و در راس آنها امریکا بسیار از مواضع عربستان دور و حتی متناقض است اما بر اساس روابطی خارج از روابط دیپلماتیک و تنها مبتنی بر روابط فروشنده و خریدار غرب غالباً به عنوان متحد و حامی حکومت عربستان سعودی در منطقه ظاهر میشوند. این روابط منفعتمحور عامل اصلی رکود سیاسی عربستان سعودی است. منافع قدرتها و رهبران سعودی هیچ گاه به این دولت اجازه نداده است به اصلاح واقعی سیستم سیاسی خود بپردازد و به این ترتیب این حکومت مشخصههای آغاز پیدایش خود را در طول دهها سال حفظ کرده است و همین شیوه برخورد موجب ناکارآمدی وسیع در سیستم سیاسی این کشور شده که در شرایط بحرانی کنونی منطقه و جهان آثار خود را در سیاست خارجی و داخلی این کشور نشان میدهد. نمونه بارز این روابط در افشاگریهای اخیر وبسایت ویکیلیکس درباره روابط عربستان و امریکا آشکار میشوند. بر اساس اسناد ویکیلیکس هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا سال گذشته در یادداشتی محرمانه که اکنون افشا شده، اخطار داده بود عربستان سعودی مهمترین منبع تامین مالی گروههای تروریست سنی در سراسر جهان است. او نوشته بود راضی کردن مقامهای سعودی به برخورد با چنین فعالیتهایی به عنوان یک اولویت استراتژیک یکی از چالشهای جاری برای امریکاست. او افزوده است گروههایی که مورد حمایت مالی قرار میگیرند شامل القاعده، طالبان و لشگر طیبه است، در حالی که دولت امریکا با کشورهایی که به نوعی مظنون به حمایت از تروریستها هستند صریحاً و به سرعت برخورد میکند.
تسامح با عربستان بیانگر در نظر گرفته شدن منافعی است که امریکا در این کشور دارد. در اسنادی که توسط ویکیلیکس فاش شده در یک مکاتبه محرمانه به تاریخ دسامبر 2009، خانم کلینتون دیپلماتها را تشویق کرده تلاشهای خود را برای جلوگیری از رسیدن کمکهای پولی به پیکارجویان مضاعف کنند و نوشته است این کمکها ثبات در پاکستان و افغانستان را تهدید میکند و به حمله به سربازان نیروهای ائتلافی منجر میشود. او نوشته است درحالی که پادشاهی عربستان سعودی تهدید تروریسم را در داخل عربستان جدی میگیرد، راضی کردن مقامهای سعودی به برخورد با تامین مالی تروریستها توسط شهروندان این کشور به عنوان یک اولویت استراتژیک همچنان مشکلی مستمر است. به گفته او القاعده، طالبان و لشگر طیبه سالانه احتمالاً میلیونها دلار از منابع خود در عربستان سعودی را جمعآوری میکنند. موقعیت استراتژیک عربستان سعودی در خاورمیانه به عنوان کشوری که کنترل بیش از یکپنجم منابع نفت خام دنیا را در اختیار دارد در میانه بحرانهای اقتصادی جهان تنها یکی از عوامل این تسامح است. اکنون دلارهای نفتی چنان قدرتی به دیپلماسی سعودیها داده که تاکنون سابقه نداشته است. به عنوان یکی از متحدان کلیدی غرب و بازیگران مهم صحنه سیاست در منطقه خاورمیانه، نیاز به حمایت و همراهی سعودیها در مورد بسیاری از مسائل منطقهای به شدت برای غرب احساس میشود. با توجه به تمامی مسائل فوق، نظام سعودی اینک در سختترین گذرگاههای زمانی خود را با شدیدترین بحرانهای سیاسی و در بالاترین سطح در موضوع جانشینی مواجه میبیند و آینده این کشور قدرتمند در هاله تاریکی از ابهامات اساسی است.