* حضرت آیت الله خامنهای 2هفته پیش در جمع برخی از اندیشمندان بر روند تدوین و طراحی الگوی اسلامی - ایرانی تأکید کردند. ایشان در جلسهای که با برخی اندیشمندان داشتند فرمودند، مسیر برنامههای توسعهای گذشته با الگوی اسلامی- ایرانی تغییر میکند. حضرتعالی فکر میکنید چرا مسیر گذشته از نگاه رهبری نادرست بوده و دلیل اینکه دولتهای گذشته در مسیر پیشرفت حرکت نکردند، چیست؟
** به فاصله اندکی از پیروزی انقلاب اسلامی، قانون اساسی بهعنوان یک قانون اساسی مترقی، روزآمد، آرمانی و اسلامی به تصویب رسید، اما متأسفانه برنامههای توسعهای در کشور که باید در راستای قانون اساسی میبود و سازوکارهای زمانبندی شده برای تحقق قانون اساسی را پیشبینی میکرد از یک الگوی مشخص و متناسب با قانون اساسی تبعیت نمیکرد. این خلأ از همان ابتدا مشهود شد و حتی هیچ راهکاری نیز در این باره ارائه نشد. باید اذعان کرد هنوز هم با اینکه 32 سال از عمر انقلاب اسلامی میگذرد، فعالیت قابل توجهی در جهت تحقق الگوی توسعه اسلامی- ایرانی در همه ابعاد جامعه صورت نگرفته است.
ضرورت بهرهبرداری نظام برنامهریزی از مبانی دینی و لزوم جاری شدن آن در بخشهای عملیاتی برنامه، باعث شده است تا توجهات کارشناسانه و مدبرانه مقام معظم رهبری که از دیرباز بر این مقوله تأکید داشتهاند، همچنان در بستر زمان تداوم یابد و معظم له در نشستهای متعدد بر آن تأکید کنند. تفکر عالمانه مقام معظم رهبری، حداقل 20 سال از نظام برنامهریزی کشور جلوتر است، چرا که ایشان براساس مطالعاتی که حدود 20 سال پیش تا به امروز داشتهاند بارها بر لزوم بهرهگیری همه جانبه از الگوی توسعه متکی بر آرمانهای اسلامی و مقتضیات جامعه ایران تأکید داشتهاند. نگاهی بر برخی سخنرانیها و اظهارات ایشان در مراسم مختلف این ادعا را اثبات میکند. منظور بنده این است که ضرورت وجود الگوی توسعه اسلامی سالهاست که احساس میشود، اما متأسفانه خارج شدن از الگوهای غربی مقداری کار را برای دولتمردان سخت کرده است.
باید این را بدانید که الگوهای غیراسلامی، در واقع سازوکارهای مدنظر استعمارگران غربی برای تزریق سیستم برنامهریزی مرکزی و تحت سلطه نگهداشتن تفکر و شیوههای برنامهریزی براساس مدلهایی است که هیچ همخوانی و سازگاری با ساختار فعالیت کشورهای در حال توسعه و بویژه کشورهای جهان اسلام نداشته و در موارد زیادی با اصول آنها در تضاد نیز بوده و میباشد. کشورهای استعمارگر برای عملیاتی شدن این خط مشی، خودشان برنامه استراتژیک داشته و در این راستا دارای سیستم آموزشی و حتی دانشکده هستند.
* آقای دکتر! یک الگوی ایرانی- اسلامی چه ویژگیهایی باید داشته باشد. منظورم این است که هدف رهبری از طراحی یک الگوی اسلامی - ایرانی چیست؟
** در پاسخ به این سؤال اول باید توجه داشته باشیم که مواردی همچون ناکامی اکثر کشورهای کمتر توسعه یافته در دستیابی به توسعه از یک سو، میوههای تلخ توسعه غرب از قبیل افزایش شکافهای طبقاتی، از خود بیگانگی انسان، قدرت شرکتهای بزرگ، عقلانیت ابزاری و تسلط افسانهای تکنولوژی بر انسان، افزایش هزینههای اجتماعی ناشی از خودمحوری و نفع طلبی و تخلیه نظام محتوایی جوامع غربی از فلسفه زندگی و مرگ، از سوی دیگر موجب شد که در دو دهه اخیر مباحث توسعه پایدار، توسعه انسانی و توسعه حکیمانه به نحو گستردهای در ادبیات توسعه طرح و رایج شود. اگر زمانی عنصر اصلی توسعه رشد اقتصادی بود، امروزه چهار موضوع: رشد اقتصادی، عدالت در توزیع، مشارکت سیاسی و ارزشهای متعالی، عناصر اصلی پیشرفت، انتخاب شدهاند. اگر در ابتدای دهه 60 میلادی بیشتر بعد اقتصادی توسعه مورد توجه بود، امروزه بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ابطال نظریه «افیون بودن دین برای تودهها» و بعد از چالش جدی دین با سکولاریسم، ابعاد دیگر توسعه نیز مورد اقبال قرار گرفته است. در یک الگوی جامع اسلامی- ایرانی بایستی شش بعد: اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگ اسلامی، الگوی زندگی کامل مبتنی بر اصول اسلامی و زیست محیطی مدنظر قرار گیرد.
شما میدانید تدوین الگوی اسلامی- ایرانی همواره مدنظر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری قرار داشته است. از نظر رهبری، نظام اسلامی که در رأس آن فقیهی عالم و مدبر قرار دارد بایستی برای رسیدن به توسعهای پایدار، عادلانه، حکیمانه و انسانی، اقدامات متعددی به عمل آورد که از آن جمله تأسیس بنیادهای قانونی نظیر قانون اساسی، برنامهریزی برای توسعه براساس اصول و شاخصهای اسلامی، سرمایهگذاری در امور زیربنایی، فرهنگی و اجتماعی به منظور بهرهبرداری بهینه از طبیعت با حفظ محیط زیست، توسعه مشارکت مردم در همه امور، دخالت مسئولانه حکومت در بازار، تأمین اجتماعی و تعادل اجتماعی و... است. از این منظر، هدف نهایی دولت اسلامی توسعه معرفت الله است، در همین راستا لازم است اهداف متوسط (میانی) مورد نظر دولت اسلامی را نیز بیان کنم. این اهداف عبارتند از عدالت اجتماعی، رشد اقتصادی، تعالی معنوی و ایجاد روح اعتماد به نفس و خودباوری، آزادی و مشارکت مردمی و استقلال و نفی هر نوع وابستگی به بیگانه. این دولت برای تأمین توسعهای پایدار، عادلانه، حکیمانه و انسانی نیز میبایست وظایف ذیل را عهدهدار شود:
1- تأسیس بنیادهای قانونی 2- برنامهریزی 3- سرمایهگذاری 4- توسعه مشارکت مردم 5- دخالت دولت پاسخگو و مسئول 6- تأمین اجتماعی
مقام معظم رهبری «مدظله العالی» همواره بر این مهم تأکید داشتهاند. ایشان در جلسات مختلف بر ضرورت تدوین الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی تأکید داشته و در مقاطع مختلف، در دیدار با مسئولان نظام و اصحاب اندیشه و برنامهریزان، از جمله رئیس و معاونان وقت سازمان برنامه و بودجه در سال75 دغدغههای خود را از برنامههای توسعه اینگونه بیان کردند. «اساس کار در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تحقق آرمانهای اسلامی است. بنابراین در یکایک کارهای برنامهریزی و سیاستهای کلان کشور در امر توسعه، این مهم باید مورد توجه قرار گیرد و هیچ فشار سیاسی و خارجی و نیز هیچ ضرورت اجتماعی نباید موجب صرف نظر کردن از آرمانهای اسلامی شود. حفظ ارزشها برای ملت ما یک اصل مبنایی است و هدف و انگیزه حضور ما در صحنه کشور نیز همین است. عدالت اجتماعی در مرتبه اول آرمانهای ماست و مسئله توزیع درآمد، کم کردن فاصله بین طبقات جامعه و نیز فراهم کردن فرصتهای شغلی برای همه باید بهعنوان شاخصهای عدالت اجتماعی در برنامههای کلان کشور مورد توجه قرار گیرد.» همچنین در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با مقام معظم رهبری ایشان در سخنان مهمی ضمن تبیین تفاوت دیدگاه مبانی اسلام و غرب نسبت به انسان و وظایف فردی و اجتماعی او، لزوم بازشناسی الگوی توسعه و مدل مورد نیاز برای پیشرفت کشور را مورد تأکید قرار دادند. لذا ویژگیهای یک الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی پارامترهایی است که معظم له همواره آنها را برای مسئولان و اندیشمندان جامعه تبیین کردند. همان طور که خدمت شما عرض کردم نگاهی به برخی سخنرانیها و اظهارات ایشان نشان میدهد که لزوم یک الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت، سالها پیش از دغدغههای ایشان بوده است.
* در صورت عملی شدن الگوی اسلامی - ایرانی آیا مسیر جامعه ایران تغییر خواهد کرد؟
** در صورت عملی شدن الگوی توسعه اسلامی –ایرانی، اهداف و آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در ابعاد بیشتری بیش از پیش محقق خواهد شد؛ عدالت اجتماعی، استقلال همه جانبه، پاسخگوبودن مسئولان، مبارزه با فقر، استحکام پیوندهای اجتماعی، خدمتگزاری، قانون مداری، ارتقای عزت جامعه اسلامی در سطح جهانی، انجام درست و دقیق وظایف حاکمیتی، رعایت مساوات، تأمین نیازهای اصولی مردم در جامعه و... از جمله مواردی است که در صورت اجرای الگوی توسعه اسلامی-ایرانی محقق خواهد شد.
* رهبر معظم انقلاب در فرمایشات خود در مورد مدلهای غربی فرمودند انحراف در مدلهای توسعه غربی مشهود است و حتی تأکید کردند که توسعه یک واژه غربی است و به جای آن باید از واژه پیشرفت استفاده کرد. استدلال حضرت آقا در این باره چه بوده است. فکر میکنید چرا ایشان استفاده از واژه توسعه را منع کردند؟
** مفهوم توسعه یکی از مهمترین مفاهیم در نیمه دوم قرن بیستم در عرصه نظریهپردازی و تلاشهای اجرایی در جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه بوده است. توسعه در لغت به معنای گسترش دادن است. اساس توسعه در غرب به معنای بهبود حداکثری زندگی مادی است. بر این اساس الگو و فرایند توسعه نیز مکلف است که همه تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را برای تحقق این مطلوب و آرمان تئوریزه و مدیریت کند.
مایکل تودارو، توسعه را جریانی چندبعدی میداند که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشهکن کردن فقر مطلق است. میردال دیگر توسعهدان معروف، توسعه را عبارت از حرکت یک مجموعه یکدست اجتماعی به سمت جلو میداند. هر چند ادبیات توسعه در غرب گستردهتر از اقتصاد توسعه مینماید اما توسعه اقتصادی بر همه ارکان جامعه تأثیر گذاشته و در بسیاری موارد ابعاد دیگر توسعه را تحتالشعاع خود قرار میدهد. توسعه اقتصادی امری است نسبی و عوامل بسیاری در تکوین و تحقق آن مؤثرند که از آن جمله است؛ سرمایهگذاری صنعتی و تولیدی، اشاعه تخصص فنی، تربیت نیروی انسانی متخصص، پیشرفت تکنولوژی، ابداع، ابتکار و تجربیات فنی و اعمال روشهای جدید که در بالابردن سطح تولید، بهرهوری و بازده مؤثر است، سازمانهای معتبر مالی، پولی، منابع طبیعی و از همه مهمتر روحیه و طرز تفکر ملتها، فرهنگ و عوامل اجتماعی در پذیرش تحولات جدید، همچنین توسعه اقتصادی به معنای تحولی ژرف در ساخت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظم حاکم بر تولید، توزیع و مصرف جامعه است. در تعریف دیگر، توسعه اقتصادی ترکیبی از تغییرات روحی و اجتماعی جمعیت با ملتی دانسته شده است که در نتیجه آن تغییرات روحی و اجتماعی، بتواند محصول حقیقی ناشی از تولید اقتصادش را بطور جمعی، پیوسته و مداوم افزایش دهد.
همانطور که از تعاریف فوق برمیآید، در دیدگاههای مختلف، توسعه مبتنی بر نگرش مادی بر حیات است و به هیچ وجه مفهوم پیشرفت در تمام ظرفیتهای مادی و معنوی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر ندارد بر پایه ایننگرش و جهانبینی، توسعه با همه شاخصهایش از دایره رفاه مادی در نمیگذرد. اما جایگاه پیشرفت در بیانات مقام عظمای ولایت فراتر از ابعاد مادی انسان است. در واقع، در دیدگاه معظمله که مبتنی بر اصول اسلامی میباشد، انسان موجودی است که از جسم و روح ترکیبی یافته و افزون بر نیازهای مادی، خواستهای معنوی نیز دارد. اسلام ذاتاً شیوهای برای توسعه و تکامل انسان، برنامهای برای تأمین نیازهای مادی و معنوی انسان و طرحی برای برآوردن خواستههای دنیایی و آخرتی اوست. بطوری که از این رهگذر، جایگاه انسان به حیات سعادتمندانه بشری ارتقا یابد.
در منظر اسلام، جهانبینی مادی نمیتواند به نیازهای واقعی انسان پاسخ گوید، حتی اگر شاخصهای متعدد دیگری را به شاخص توسعه بیفزاید، باز هم قادر به نیل انسان و جامعه انسانی به سوی تعالی و کمال نخواهد بود. در پرتو این نگرش، ویژگی نخست پیشرفت اسلامی، فراگیری و شمول آن در دایره همه ابعاد حیات انسان است. با این نگرش، منظور مقام معظم رهبری از پیشرفت، فرایندی است که متضمن رشد مداوم در ابزار مادی و معنوی و بنیانهای اقتصادی- اجتماعی است و انسان دراین جریان میتواند به تعالی و کمال برسد. در این تعریف ویژگیهای توسعه به قرار زیر است: 1- توسعه یک جریان پویاست نه ایستا. 2- رشد پویا و مداوم در آن منظور شده است. 3- این پیشرفت تنها مربوط به اقتصاد نیست و همه جانبه است و توسعه اقتصادی تنها به وجه اقتصادی این تحول اطلاق میشود. 4- پیشرفت، در این تعریف هدفدار است و محور آن انسان، تعالی و کمال اوست.
در بینش حیکمانه مقام معظم رهبری از پیشرفت، هدف الگوی اسلامی توسعه، تحقق عدالت فراگیر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. عدالتی که خود را در جلوه و چهره عزت، استقلال، اقتدار اسلامی، رفاه اسلامی و نیز حداکثر بهرهبرداری از ظرفیتها و فرصتهای جامع و واحد زندگی مادی و معنوی نشان میدهد و این در حالی است که واژه توسعه، رویکردی غربی بوده که در آن، همه عوامل، حتی انسان باید در خدمت سرمایهقرار گیرد.
* با این اوصاف ما سالهاست از مدلهای غربی برای توسعه جامعهمان استفاده میکنیم. حالا این سؤال است که چرا استفاده از مدلهای غربی نیازهای اقتصاد ایران را پاسخ نداده است. اصلاً دلیل نرسیدن اهداف برنامههای توسعهای در 30 سال گذشته چه بوده است؟
** الگوهای بهکار گرفته شده در برنامههای توسعه کشور، بسیار ابتدایی و مجزا از سایر قسمتهای برنامه بوده و هر کدام برای تبیین بخش خاصی به کار برده شدهاند. در این برنامه رویکرد پروژهای وجود داشته و طبق نظر کارشناسان رویکرد سیستمی در این برنامهها به چشم نمیخورد، که این موضوع یکی از ایرادات اساسی به نظام برنامه ریزی کشور است. همانطور که مشاهده میشود در تمام برنامهها تلقی مسلط از توسعه برپایه الگوهای دیگر کشورها شکل گرفته بود. در این برنامهها اهداف میانمدت مد نظر بوده و نگرش بلندمدت و سیستمی وجود نداشته است. بیشتر اجزای برنامهها جدا از یکدیگر بوده و در قالب یک پروژه بوده است. برخی از منتقدان نظام برنامهریزیکشور، برنامههای اجرا شده را صرفاً پروژه دولت میدانند نه یک برنامه جامع و کامل، گام اصلی در نیل به اهداف پیشرفت همه جانبه بهگونهای که ارتقای تمام ظرفیتهای مادی و معنوی کشور را محقق سازد طبق فرمایشات مقام معظم رهبری طرح الگوی اسلامی- ایرانی برای برنامهریزی پیشرفت است. همانگونه که اشاره شد در برنامههای توسعه، چنین رویکردی به مفهوم پیشرفت وجود نداشته و همواره از الگوهای دیگر کشورها برای توسعه کشور استفاده شده است. این موضوع، مهمترین دلیل عدم موفقیت برنامهریزی در ایران محسوب میشود.
* اگر الگوی اسلامی - ایرانی دراختیار داشتیم به کجا میرسیدیم؟
** تاکنون تجربه اداره کشور در همه سطوح از جمله برنامهریزی بر پایه راهبردها و در چارچوب ضوابط اسلامی آزموده نشده است. همان طور که اشاره شده، نظام برنامهریزی کشور متأثر از تجربیات کشورهای دیگر بوده و الگوی مشخص و واحدی برای برنامه ریزی و توسعه همه جانبه وجود نداشته است. لذا تدوین الگوی اسلامی- ایرانی از ضروریات نظام برنامه ریزی کشور است که میتـواند تمام نیازهای جامعه اسلامی ایرانی را در تمام ابعاد پاسخگو بوده و پیشرفت کشور را در همه زمینهها تضمین کند.
قانون اساسی مصوب سال 1358 با بهرهگیری از دیدگاههای اسلام در همه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... تردیدی در اسلامی بودن مبانی انقلاب اسلامی باقی نمیگذارد. قانون اساسی در واقع، قانونی بر پایه دین مبین اسلام است. برنامههای پیشرفت، واسط بین قانون اساسی و برنامههای اجرایی هستند، با توجه به لزوم سنخیت بین ابزار و هدف، برنامه پیشرفت برای ایران اگر اسلامی- ایرانی نباشد از بعد نظری نمیتواند در خدمت قانون اساسی باشد. تکیه برالگوهای توسعه غربی و موضوعاتی که با اصول و مبانی ارزشی و اعتقادات جامعه در تناقض بودهاند، فقدان نگرش اسلامی لازم در تدوین برنامهها، سیاستگذاریها وتصمیمگیریها از اساسیترین کاستیهای نظام برنامهریزی در کشور است.
شکست الگوهای برنامه ریزی توسعه در ایران گویای این واقعیت است که باید با توجه به مبانی اسلامی وتحولات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور الگوی توسعه اسلامی- ایرانی خویش را از بطن مباحث اسلامی، قانونی و همچنین با تکیه بر استعدادها و منابع بومی جوشیده از همین جامعه برگزینیم. زیرا پس از پایان چهار برنامه توسعه، هنوز به جایگاه مطلوب و مورد قبول دست نیافتهایم. طبق فرمایشات مقام معظم رهبری اگر این الگوی اسلامی- ایرانی در مرحله عمل به اجرا گذاشته شود، قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگر تبدیل خواهد شد و در فراگیرشدن الگوهای والای انسانی و اقتصادی و اجتماعی اسلامی عزیز در سراسر جهان اثرگذار خواهد بود.
* در برهه کنونی چه دلیلی برای تدوین و طراحی یک الگوی مطلوب اسلامی - ایرانی وجود دارد؟
** با این که 32 سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامی میگذرد، اما هنوز فعالیتقابل توجهی در جهت تحقق الگوی توسعه اسلامی- ایرانی در همه ابعاد جامعه صورت نگرفته است. بهرغم این که در طول چند دهه، تلاشهای ارزشمندی در حوزه پیشرفت اسلامی شده است، اما هنوز برای راهبردهای تحقق الگوی توسعه با ویژگیاسلامی- ایرانی در سطح برنامه ریزی و اجرایی اقدام عملی چندانی صورت نگرفته است. جاری نشدن مبانی دینی که نظام برنامهریزی باید از آن تغذیه کند در بخشهای عملیاتی برنامه، باعث شده است تا توجهات کارشناسانه و حکیمانه علمای دینی، با تأخیر مورد توجه قرار بگیرد، چرا که مقام معظم رهبری بارها بر لزوم بهرهگیری همهجانبه از الگوی توسعه متکی بر آرمانهای اسلامی و مقتضیات جامعه ایران تأکید داشتهاند.
در این راستا اگر برنامهای بخواهد توفیق یابد، باید با جهان بینی حاکم بر رفتار مردم هماهنگ باشد. چرا که برنامه، خود ابزار هدایت رفتار عمومی مردم است و اگر رفتار مردم، رفتاری الهی باشد و برنامه در جهت چنین رفتاری تنظیم نشده باشد، آن برنامه به چالشهای متعددی دچار شده، جامعه را بامشکلات عدیدهای روبهرو میکند. برای مثال، بر اساس جهانبینی الهی، ارزش و ضد ارزش در تمام شئون فردی و اجتماعی با توجه به مناسک دین تعریف میشود.