از تجربه تان در کاروان آزادی غزه بگویید. شما در میان فعالان این کاروان بودید و توسط ارتش اسرائیل به طور وحشیانه بازداشت و شکنجه شدید؛ در حالی که تلاش میکردید محاصره غزه را بشکنید. در آغاز ورود به کشتی چه اتفاقی افتاد؟ چگونه با شما رفتار کردند؟ واکنش شما چگونه بود؟ چرا مخالف کاروان شما بودند؟
اسرائیلیها حملات خود را در تاریکی شروع کردند؛ در ساعت 3:40 صبح. در 5 دقیقه اول حمله، حتی قبل از اینکه کماندوهای رژیم صهیونیستی از هلیکوپتر پایین بیایند و وارد کشتی شوند ما تلفات داشتیم و یکی از افراد ما با اصابت گلوله به سرش کشته شد. نارنجک، گاز اشک آور، بمبهای دودزا و مهمات مورد استفاده قرار گرفت. مثل شرایط جنگی بود، با این تفاوت که یک طرف مسلح نبود.
حدود یک ساعت بعد از شروع حمله، حداقل 5 نفر به قتل رسیدند و دهها تن زخمی شدند. دو بار در طول دوره حمله، من به طور مستقیم با یک کماندو روبهرو شدم. در هر دو مورد خودم با یک مدافع دیگر آنها را خلع سلاح کردیم. در طول اولین مواجهه من یک تپانچه 9 میلی متری به دست آوردم؛ همان سلاحی که 8 نفر از آن 9 نفر با آن کشته شدند. ما توانستیم سه نفر از کماندوهای اسرائیلی را خلع سلاح کنیم و آنها را به زیر عرشه ببریم...
کاپیتان کشتی در نهایت از طریق یک بلند گوی دستی اعلام کرد که اسرائیلیها کنترل سکوی کشتی را در اختیار گرفتهاند. او سپس از ما خواست که مقاومت خودمان را متوقف کنیم.
در ساعات بعدی، یکی یکی تسلیم شدیم. هر یک از ما مورد تفتیش قرار میگرفت و سپس دستبند زده میشد.
از این لحظه به بعد با ما مثل حیوان رفتار میشد. مردان سالخورده را آزار جسمانی میدادند و زنان نیز در هنگام تفتیش مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگرفتند. نه آب میدادند نه غذا و نه اجازه دستشویی رفتن داشتیم. لوازم شخصی ما از قبیل پول نقد، کارتهای اعتباری، لپ تاپ، دوربین و کامپیوتر هایمان را دزدیدند. از همه مهم تر فیلمها و دوربینها بود که جنایتهای آنها را به خوبی ضبط کرده بود.
همه ما را در بازداشتگاههای اسرائیلی نگه داشته بودند و به سبب شرایط وخیم آنجا، بسیاری از ما توانایی مان را برای دیدن از دست دادیم.
سربازان رژیم صهیونیستی همگی دچار شستشوی مغزی شده بودند و تصور میکردند که برگزیده خدا هستند و حق دارند که با دیگر انسانها مانند حیوان رفتار کنند. بسیاری از ما مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم.
به محض اینکه به بندر «اشدود» رسیدیم آنها پاسپورت فلسطینی من را گرفتند. من قبلا پاسپورت ایرلندی ام را در کشتی پنهان کرده بودم. برخی از سربازان رژیم صهیونیستی از فعالیتهای قبلی من اطلاع داشتند و این مسأله خشم آنها را بیشتر کرد. من از امضای برگه برگشت خودداری کردم و خواستار برگزاری دادگاه شدم... بازداشت من غیر قانونی بود و خواستار بازگشت به غزه شدم. در نهایت من از اسرائیل اخراج شدم.
دو روز بعد از اخراج، سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل با صدور بیانیه مطبوعاتی، من را بهعنوان یک عامل تروریستی معرفی کرد که برای آموزش یک واحد از کماندوهای حماس به غزه سفر کرده است.
این ماهیت ماشین تبلیغاتی صهیونیستها است که مقاومت کنندگان را به تروریسم متهم میکنند. جنایتهای جنگی، نسل کشی، قتل، دزدی، دروغ، شکنجه، آپارتاید، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت همه توجیه و سزای کسانی است که از خود دفاع میکنند.
این واقعه یک افتخار برای کشتی مرمره و برای برادران و خواهران ترک من است. مردم ترکیه دارای شجاعت و قدرت خاصی برای مقابله با نیروهای ظالمی از قبیل رژیم صهیونیستی و برای دفاع از رسالت خود هستند. مقاومت بی باکانه همان چیزی است که برای مقابله با غول رژیم صهیونیستی مورد نیاز است؛ رژیمی که بچهها را میکشد و زندگی بسیاری از قبیل 800 هزار نفر در غزه را نابود کرده است. ما باید این بچهها را مثل بچههای خود بدانیم و از آنها دفاع کنیم.