اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اَلاصْلاحِ فی اُمةِ جَدّی
مفهومشناسی
الف : اصـولگـرایـی : اصـولگـرایـی در فـرهـنـگ و گـفتمان سیاسی غرب به معنای بنیادگرایی است . در تعریف این عنوان آمده است : بنیادگرایی به جنبش محافظه کار در آمـریـکای پروتستان اطلاق میشود که از جنبش هزاره گرای (اعتقاد به سلطنت هزار ساله مـسـیـح ) قـرن 19 بـرخـاسـتـه اسـت و بـه صـورت بـنـیـادی بـر اصول مسیحیت تاکید دارد، دوم حضرت مسیح (ع ).گـفـتـنـی اسـت کـه بـنـیادگرایی تنها مخصوص مسیحیت نیست ، بلکه طبق گفتمان یاد شده سـایر ادیان را نیز در برمی گیرد. لذا درباره مشخصات بنیادگرایی به صورت کلی آمده است :مـشـخصه اصلی بنیادگرایان یک شریعت آن است که بیش از دیگر پیروان شریعت که با دنـیـای پـیـرامـون همساز شده اند، پیگیر مفاهیم بنیادی نخستین میمانند. آنان به بنیادهای ایـدئولوژی یعنی متن های بنیادی مقدس باز میگردند .جزمیات مدارا ستیز در اصل باید مدام فتنه گر، خشونت پیشه و جنگجو باشند و هر تفکر جزمی به ناگزیر مدارا ستیز است .بـنـابـرایـن هـنـگـامـی کـه در گـفـتـمـان لیـبـرال غـربـی از اصولگرایی درباره یک دین یا مکتب سخن گفته میشود، نگاه منفی نسبت به آن آشـکـار اسـت . مـرادشـان مـفـهـوم مـثـبـت پـایـبـنـدی بـه اصول و مبانی منطقی نیست بلکه تنگ نظری را القاء میکنند.
مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:
در مـفـهـوم فـرهـنـگـی بـنـیـادگـرایـی ، تـعـصـب و تـحـجـر و جـمـود هـسـت . بعضی از ماها خـیـال میکـنـنـد بـنـیـادگـرایـی یـعـنـی پـایـبـنـدی بـه اصول ... او که میگوید بنیادگرا یعنی متحجر یعنی متعصب ، یعنی هیچی ندان ، که این کلمه و این واژه در فرهنگ متفاهم غرب معنایش این است .در جـای دیـگـر نـیـز تـذکـر میدهـنـد کـه مـقصود غربیها از بنیادگرایی ، التزام به اصـول و پـایه های فکری و ارزش های اساسی نیست بلکه مرادشان واپس نگری ، کهنه پرستی و متحجر به مسائل نگاه کردن است . بنیادگرا در این فرهنگ یک دشنام است یعنی متحجر، عقب افتاده و دگم .بـنـابـرایـن فـرض اسـت کـه بـه تـبـیـیـن درسـت مـفـاهـیـم و عـنـاویـن از جـمـله اصـولگـرایـی بـر اسـاس فـرهـنـگ و گـفـتـمـان اسـلامـی بـپـردازیـم . اصولگرایی در جامعه امروز ما اگر به شکل درست ترویج شود با پایبندی به مبانی اسـلام ، ولایت محوری ، ارزش های جمهوری اسلامی ایران ، عدالت محوری ، خدمتگزاری ، مـردم گـرایـی و پـرهـیـز از رانـت مـبـانـی و شـاخـص هـای اصولگرایی در گفتمان امروز جمهوری اسلامی کاملا متفاوت از نگاه غربی آن است . بر پـایـه انـدیـشـه سـیـاسـی مـقـام مـعـظـم رهـبـری مـبـانـی اصولگرایی برگرفته از قوانین اسلام و نظریات اندیشمندانی همچون امام خمینی(ره) میباشد.بـا تـوجـه بـه ایـن مـبـانـی رهـبـر مـعـظـم انـقـلاب اسـلامـی شـاخـص هـای مـهـم اصولگرایی را به قرار زیر برمی شمرند:
1. عدالت خواهی و عدالت گستری ؛
2. فساد ستیزی ؛
3. اعتزاز (افتخار) به اسلام ؛
4. ساده زیستی و مردم گرایی ؛
5 . خـرد گـرایـی و تـدبـیـر و حـکـمـت در تـصـمـیـم گـیـری و عمل ؛
6 . اهتمام به علم و پیشرفت علمی ، (جهاد علمی )؛
7. سعه صدر و تحمل مخالف ؛
8 . شایسته سالاری ؛
9. قانون گرایی ؛
10. انس با قرآن و استمداد دائمی از خدا؛
11. ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن ؛
12. حفظ استقلال سیاسی ؛
13. تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی ؛
14. تثبیت و تامین آزادی و آزاد اندیشی ؛
15. اصلاح طلبی (اصلاح و تصحیح روش ها)؛
16. شکوفایی اقتصادی .
روشن است که مبانی و شاخص های یاد شده ، ریشه در قرآن کریم و سیره ائمه اطهار(ع ) دارد. بـنـابـرایـن اصـولگـرایـی بـر اسـاس فـرهـنـگ اسـلامـی یعنی اعتقاد به مبانی ، اصول ، ارزشها و احکام اسلام و تلاش جدّی برای اجرای آنها در جامعه .
ب : اصـلاح طلبی : به سامان آوردن امور، تغییر شرایط و تقاضا برای موقعیتی بهتر از آنـچـه هـسـت ، خـواسـت طـبـیـعی انسان هاست . بر این اساس اصلاح طلبی در فرهنگ های مـشـابـه وجـود دارد. مـدتی پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات نیز این اصطلاح در جامعه ما از سوی طرفداران ایشان رواج یافت . آنـان پـس از راهـبرد ((توسعه سیاسی )) به عنوان شعار خود، ((اصلاح طلبی )) را نیز بر آن افزودند و به جای ((جبهه دوم خرداد))، نام ((اصلاح طلبان )) را بر خود گذاشته ، در مـقـابـل اصـولگرایان صف کشیدند. پرسش این است که مراد آنان از مفهوم یاد شده ، برخاسته از کدام فرهنگ و گفتمان بود؟!قـبـل از پاسخ به این پرسش به توضیح مفهوم اصلاح طلبی در گفتمان های مختلف میپردازیم .در گفتمان لیبرال غربی ، مفهوم اصلاح با واژه رفرم (Reform) بیان میشود و منظور از آن اقدامات اصلاحی انجام یافته از سوی نظام سیاسی حاکم برای جلوگیری از وقوع انقلاب (Revolution) و تثبیت نظام سیاسی حاکم است .در کـنـار مـفـهـوم یـاد شده ، اصطلاح رفرماسیون (Reformation) نیز وجود دارد که به انقلاب مذهبی در کلیسای کاتولیت غربی در قرن 16 میلادی اطلاق میشود. بزرگترین رهـبـران آن مـارتین لوتر و جان کالوین بودند. این انقلاب مذهبی اثرات وسیع سیاسی ، اقـتـصادی و اجتماعی از خود در اروپا بر جای گذاشت و مبنای تاسیس یکی از سه شاخه بزرگ مذهب مسیحیت به نام ((پروتستان )) شد.ریـشـه های اولیه رفرماسیون در قرون وسطا و در نقد نگرش کلیسای کاتولیکی ظاهر شـد و در نـهـایـت در قـالب پـروتستانتیزم توانست گونهای دیگر از کلیسای مسیحی در غـرب تـاسـیـس کند. آنان بر این باور بودند که کلیسای کاتولیک با بهره گیری از اعـتـقادات نادرست مردم به سودجویی همت گماشته است و لذا هدف اولیه خود را ((اصلاح مذهبی )) و نیل به ((روح واقعی حاکم بر دین مسیحیت )) معرفی کردند.رفرماسیون بر بستر اومانیسم (اصالت انسان ) روئید، این حرکت ابتدا به عنوان یک مکتب فکری و سپس به یک جنبش (Movement) تبدیل شد.اصلاح طلبان واقعی اگر خود را منتسب به اسلام میکنند که چنین نیز هست ، میبایست از مـنـابـع اصیل اسلامی راه بجویند و آن نیز جز با تمسّک به ثقلین (قرآن و عترت ) میسر نیست .اصـلاح طـلبـان واقـعـی جـز ایـن راهـی نـدارنـد و گـرنـه دچـار سـردرگـمـی التـقـاط و انـفـعـال خـواهـنـد شـد، هر اصلاح طلب مسلمانی میبایست معنای دقیق این عنوان را از منابع اسلامی بجوید و به آن ملتزم باشد.
به تعبیر شهید مطهری:
اصـلاح طـلبـی یک روحیه اسلامی است . هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواه ناخواه اصـلاح طـلب و لااقـل طـرفـدار اصـلاح طـلبی است . زیرا اصلاح طلبی هم به عنوان یک شـان پـیـامـبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است .بر این اساس اصلاح طلبی جزء جوهر اسلام است و از درون دین سرچشمه میگیرد نه از بیرون آن ، یک ضرورت دینی است و یک فریضه مذهبی ، چنانکه رهبر فرزانه انقلاب میفرماید:واژه اصـلاح در فـرهنگ اسلامی فراتر از رفورم غربی ، متفاوت و متغایر از آن در هر دو گـفـتـمان لیبرال و مارکسیستی است. کلمه ((اصلاح )) و مشتقات آن در قرآن کریم فراوان بـه کـار رفـتـه است . عمل صالح در این کتاب آسمانی هیچ گاه از ایمان جدا نیست . انسان هـایـی کـه در اصلاح یعنی به سامان آوردن امور فردی ، گروهی و اجتماعی کوشا هستند مورد ستایش خداوند قرار دارند.
حضرت شعیب (ع ) خطاب به مردم زمانش ماهیت حرکت خود را اصلاح طلبی معرفی میکند و اعلام میدارد که با تمام توان و به توفیق الهی چنین خواهد کرد.
از رسول خدا(ص ) نیز بیان شده است که :اصلح الناس ، اصلحهم للناس ؛
صالح ترین انسان ها، اصلاح طلب ترین آنهاست .بـا تـوجـه بـه آنـچـه آمـد، مـعلوم میگردد که اصلاح طلبی در گفتمان اسلامی جزو متن اسـلام اسـت و چنانکه از قول رهبر معظم انقلاب اسلامی قبلا بیان کردیم ، از شاخصه های اصـلی اصـولگـرایـی اسـلامـی اسـت . اصـلاحـات اصـولگـرایـانـه و اصولگرایی مصلحانه درهم تنیده اند.پـس از انـبـیـاء(ص )، امـامـان بـزرگـوار شـیـعـه سـرآمـد جـریـان اصـولگـرایـی و اصـلاح طـلبی در تاریخ بودهاند و در این میان پرچم اصلاح طلبی اصـولگرایانه حسین بن علی (ع ) برای اصلاح طلبی اصولگرایانه را از دیدگاه آن حضرت بیان میکنیم ، تا هر که خود را اصلاح طلب و اصولگرای اسلامی میداند، با مـیـزان ولایـت حـسـیـن بـن عـلی (ع ) خـود را بـسـنـجـد و حـق را از باطل تشخیص دهد.
اهداف اصلاحطلبی اصولگرا از دیدگاه امام حسین (ع)
یـکـی از مـهمترین منابعی که به وسیله آن میتوان اهداف اصلاح طلبی اصولگرایانه امـام حـسـیـن (ع ) را دریـافـت ، خـطـبـه تـاریـخـی آن حـضـرت در سـال 58 هـجـری قـمـری در مـنـاسـت . در شـرایـطی که خفقان و استبداد معاویه بر جامعه اسـلامـی گـسـتـرده شـده و بـه قـیـام شـکـوهـمـنـد امـام (ع ) در کـربـلا سـه سـال بـاقـی اسـت . ایـن خـطـبـه مـفـصـل بـه نـقـل از مـرحـوم طـبـرسـی دو سال قبل از هلاکت معاویه در منا ایراد شده است و بیش از هزار نفر از علما و نخبگان جامعه آن روز حضور داشته و بیانات آن حضرت را تصدیق کرده اند.
حـسـیـن بـن عـلی (ع )، ابـتـدا بـه جـایـگـاه والای پـدر بـزرگـوارش نـزد رسـول خـدا(ص ) اشـاره میکـنـد و فـضـایـل آن حـضرت را یک به یک بر میشمرد و از خـواص حاضر در صحنه اعتراف میگیرد. علمای حاضر پس از هر قسمت از سخنان امام در فضایل علی (ع ) بیانات امام حسین (ع ) را تصدیق میکنند.
در بخش دوم ، امام (ع ) خواستار پندگیری و عبرت آموزی ، از نکوهش خداوند درباره علمای یـهـود اسـت و عـلت لعـن و نفرین آنان را عدم اقدام آنان نسبت به نفی و نهی از ظلم و فساد عـصـر خـود اعـلام میکـند. آن حضرت انگیزه سکوت در برابر ظلم و فساد توسط علمای یهود را ((مال دوستی )) و ((ترس از آزار و تعقیب )) بیان میکند، سپس در وصف فریضه والای امر به معروف و نهی از منکر سخن میگوید .در بـخـش سـومِ خـطـبـه ، امـام حـسـین ، به اوصاف عالمان دینی و نفوذ و اقتدار آنان میپردازد و سپس از کوتاه آمدن آنان در اجرای حق الهی ، استخفاف حق ائمه و ضایع کردن حق ضعفا، از بی تفاوتی در برابر نقض عهد الهی و بی توجهی به طبقات پایین اجتماع ، چاپلوسی و سازش با ستمکاران شکوه میکند.امام (ع ) اعلام میکند که مجاری امور در نظام اسلامی باید به دست علما باشد و از اینکه ایـن جـایـگـاه در عـصـر مـعـاویـه از آنـان سـلب شده است ، مصیبت علما را از همه مردم بیشتر مـعرفی میکند: وَ اَنْتُمْ اَعْظَمُ النّاسِ مُصیبَةً. علت این وضعیت را نیز پراکندگی و اختلاف از حقّ و سنت برمی شمارند. امام (ع ) در ادامه تحلیل خود از اوضاع عصرش به وضع سیاسی حاکم بر جامعه آن روز، از خـطـبـای دسـت نـشـانـده ، گـسـتـرش ظـلم در شـهـرهـا، بـنـدگـی مردم برای ستمکاران ، دیـکـتـاتـوری ، کـیـنـه ورزی حاکم و خدانشناسی حاکمان اموی سخن میگوید و در پایان خطبه از هدفش در نهضت اصلاحی خود چنین سخن میگوید:خـداوندا! به درستی آگاهی که اقدام ما [مبارزه علیه دستگاه اموی ] رقابت بر سر قدرت نـیـست و در پی افزایش ثروت نیستیم بلکه میخواهیم نشانه های دین تو را نشان دهیم و در سرزمین های تو اصلاح را آشکار کنیم و بندگان مظلوم ترا امنیت بخشیم و به واجبات ، مستحبّات و احکام تو عمل کنیم .دقـت در ایـن قـسـمـت از سـخنان حسین بن علی (ع ) به وضوح ما را به اهداف خدائی اش در اصـلاح طـلبـیِ اصـولگـرایـانـه آن حـضـرت میرسـانـد کـه هـر اصولگرا و اصلاح طلب حقیقی باید در هدف گذاری خود در صحنه رقابتها و مبارزات سـیـاسـی آن را نـصـب العـیـن قرار دهد. امام (ع ) از دو دسته اهداف به شرح زیر سخن میگوید:
الف . اهداف سلبی
1. نفی قدرت طلبی سیاسی : ... ما کان مِنّا تنافسا فی سلطان
2. نـفـی ثـروت انـدوزی و مـال طـلبـی : ... وَ لا التـمـاسـا مـن فضول الحطّام
نـگـاه ابـزاری امام حسین (ع ) به قدرت سیاسی ، پرستیژ اجتماعی و ثروت و فدا کردن هـمـه آنـهـا در راه خـدا، مـیـزانِ راسـتـی آزمـایـی افـکـار و اعـمـال مـاسـت و صـحـت و سـقـم ادعای اصولگرایی و اصلاح طلبی را آشکار میکند. آن حـضـرت در اهـداف سـلبـی نـهـضـت ، خـدا را گـواه میگـیـرد و بـر بـنـیـاد خـداباوری ، خداحاضری و خدا ناظری اش ، در مقابل چشمان علمای عصر خود با خدا چنین سخن میگوید: اللهمّ انّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ... .
ب . اهداف ایجابی
1. ارائه نشانه های دین خدا: ... ولکن لِنُرِیَ المَع الِمَ مِنْ دینکَ
نـشـانـه هـای دین خدا بر دو گونه اند، نشانه های ظاهری و نشانه های باطنی . در بخش اول اگـر ظـواهر احکام الهی در جامعهای رعایت شود، نشانه های ظاهری دین خدا ارائه شده اسـت . بـا تـوجـه به این مطلب پرسش این است که آیا در جامعه اموی آن روز ظواهر دینی رعـایـت نمیشـد. پـاسـخ نـسـبت به غیر از دربار معاویه و یزید و حاکمان او مثبت است ، بـنابراین منظور از نشان دادن معالم دین تنها این بخش نیست . بلکه باید به نشانه های باطنی و واقعی نیز توجه اساسی شود. اقـدام امـام(ع ) ایـن نـکـتـه را بـه مـا میآمـوزد کـه اصولگرایی تنها به معنای کوشش برای حفظ ظواهر دینی نیست ، حساسیتها تنها نباید مـتـوجـه ظواهر باشد بلکه روح دین باید در جامعه زنده بماند، جامعه اموی از نظر دینی یـک جـسـم بـی جـان بـود و حـسـیـن (ع ) احـیـای مـبـانـی ، اصول و ارزش های درخشان اسلام را هدف گرفته بود. بندگی حقیقی خداوند، نفی شرک ، اجـتـنـاب از طاغوت ولایت مداری و برپایی عدالت از معالم روح دین به حساب میآیند و اصـولگـرایـی یـا اصـلاح طـلبـی اسـلامـی بـدون تـلاش بـرای زنـده نـگه داشتن این اصول در کنار حفظ و ترویج نشانه های ظاهری دین بی معناست .
2. اصلاح طلبی : ... و نُظْهِرَ الاِصلاحَ فی بلادِکَ
بی گمان جامعه اموی از جهات متعددی فاسد بوده است و این فساد دامن گیر جامعه اسلامی آن روز شـده بـود. امـام حـسین (ع ) در همین خطبه ابعاد مختلف فساد اجتماعی در عصر حاکمیت معاویه را به شرح زیر برمی شمرد:
1. سهل انگاری و سکوت عالمان دینی در برابر زشتیها و فسادهای آشکار ستمکاران :
... لاَِنَّهُمْ یَرَوْنَ مِنْ اَلظَّلَمَةِ اَلّذینَ بَیْنَ اَظْهُرِهِمْ اَلْمُنْکَرَ وَ اَلْفَس ادَ، فَلا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذلک .
2. حـاکـمـیـت روحـیـه دنـیـا خـواهـی و تـرس از مـرگ امـام (ع ) عـلت سـهـل انـگـاری و سـکـوت عـالمـان جـامـعـه آن روز را میل به ثروت دنیا و ترس از آزار و تعقیب برمی شمرد:
رَغْبَةً فیما ک انُوا یَن الونَ مِنْهُمْ و رَهبَةً مِمّا یَحْذَرُونَ
3. تـضـعـیـف روحـیه خداترسی و حاکمیت روحیه ترس از مردم . امام (ع ) اشاره میکنند که به جای ترس از مردم باید از خدا بترسند:
وَ اللّهُ یَقولُ: فَلا تَخْشَوُا الناسَ وَ اخْشَوْنِ
4. تـرک روحیه امر به معروف و نهی از منکر. سرور آزادگان پس از اشاره به این مطلب در خطبه مِنا نزد کبار علمای عصر خود اهمیّت والای فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بـرمـی شـمـارند و در تعریف آن ، چنان که قبلا نیز بیان شد، آن را دعوت به اسلام ، بـازگرداندن حقوق ستمدیدگان ، مبارزه با ستمکاران و توزیع عادلانه ثروت عمومی و غنایم جنگی و سیستم صحیح مالیات گیری و مصرف درست آن برمی شمارد.
5 . بـی تـفـاوتـی در بـرابـر نـقـض پـیـمـان هـای الهـی در عـیـن حـال نـگـرانی درباره نقض تعهدات خانوادگی خود و بی اعتنایی در مورد تعهدات نسبت به رسول خدا(ص ).
6. سـلب مـقـام واقـعـی عالمان دینی در جامعه و خارج شدن مجاری اجرای امور جامعه و احکام الهی از دست علماء باللّه و تسلیم امور الهی به ستمکاران و اسیر کردن ضعیفان در دست آنها.
7. حـاکـمـیـت سـتـمـکـارانـی کـه بـه دلیـل کـوتـاهـی عـلمـا بـه شـبـهـات عمل و در شهوات سیر میکنند، از اشرار پیروی میکنند و در برابر خدا گستاخند.انـجام اصلاحات به منظور بسامان کردن امور و رفع مفاسد یک نیاز ضـروری است . امام (ع ) در صدد است تا به عالمان عصر خود یادآور شود که بسیاری از امـور جـامـعـه از مـجـرای حـقـیقی و اعتدال خارج شده ، بازگرداندن امور به جایگاه خود یک ضرورت است .بـا مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید اوضاع اسفناک تر میشود فساد در امت فزون تر میگردد، سیره رسول خدا(ص ) و علی بن ابیطالب (ع ) نه تنها به فراموشی سپرده شـده اسـت بـلکـه درسـت خـلاف آنـهـا عـمـل میشود. امام حسین(ع ) در اشاره به این وضعیت هنگامی که ولیدبن عقبه در صدد برآمد تا از امام (ع ) برای یزید بیعت بگیرد فرمود:امـام (ع ) در پـاسـخ به مروان بن حکم (استاندار قبلی معاویه ) که اصرار بر بیعت داشت پس از ذکر ((انّا للّه و انّا الیه راجعون )) فرمود:بـایـد فـاتـحـه اسلام را خواند هنگامی که مسلمانان به حاکمی مانند یزید گرفتار شده انـد. از جـدّم رسـول خـدا(ص ) شـنـیـدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است . اگر روزی معاویه را بر منبر من دیدید شکمش را پاره کنید. ولی مردم مدینه او را بر منبر پیامبر(ص ) دیدند امّا او را نکشتند و خداوند آنان را به یزید فاسق مبتلا کرد. بـراسـاس چـنـیـن تـحـلیـلی از واقـعـیـت زمـانـه و احـسـاس تـکـلیـف الهـی نـسـبـت بـه تـحـول در اوضـاع سـیاسی ـ اجتماعی ، حسین بن علی (ع )، اصلاح طلبی اصولی خود را برای نجات اسلام و مردم آغاز میکند، لذا در وصیت به برادرش محمدبن حنفیّه مینویسد:
وَ اِنّما خَرَجْتُ لِطَلَب الاِصْلاح فی اُمَّةِ جَدّی (ص ).
اقـدام بـه اصـلاحـات سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ضروری است ، امّا برنامه اصـلاحـات چـیست ؟ امام حسین (ع ) به وضوح اعلام میدارد که اصلاح طلبی اش بر بنیاد اصولگرایی اسلامی است ، لذا برنامه اصلاحات خود را به قرار زیر بیان میکند
1. انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر.
2. عمل به سیره رسول خدا(ص) و علی بن ابیطالب (ع)
طـبـق سـیـره رسـول اعظم (ص ) و امام اوّل ، حاکمی باید در راس قدرت سیاسی در جامعه اسـلامـی حـضـور داشـتـه بـاشـد کـه مـهـذّب ، لایـق ، شـریـعـت مـحـور و عادل باشد. امام (ع ) در پاسخ به نامه های مردم کوفه میفرماید:بـه جـانـم سـوگـنـد! پـیـشـوای حـقـیـقـی کـسـی نـیـسـت مـگـر ایـنـکـه بـه قـرآن عمل کند، عدل و قسط را پیشه سازد، پیرو حقّ باشد و نفس خود را وقف خدا کند.امّا در شرایطی که به حق عمل نشود و از باطل جلوگیری نگردد و دین لقلقه زبان باشد و افـراد تـنـهـا بـه دلیـل مـنافع مادی خود از آن طرفداری کنند مرگ برای مؤ من بهتر از تـحـمـّل زنـدگـی بـا ظـالمـان اسـت : ((اَلا تـَرَوْنَ اِلی الحَقّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ اِلی الباطِلِ لا یـُتـَنـاهـی عـَنْهُ لِیَرْغبِ المُؤ مِنُ فی لِقاء اللّه فَاِنّیَ لا اَری الموتَ اِلاّ سَعادةً وَ الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ اِلاّ بَرَما.))
3. امنیتبخشی به مظلومان : ...
افرادی کـه ظـلم حـاکـم را نـپـذیـرفـتـه و در مـقـابـل آن قـیـام میکـنـنـد، امـّا بـه دلایل مختلف توانایی گرفتن حقّ خود را ندارند، از هر طبقهای از اجتماع که باشند، ویژه از مـحـرومـان و مـسـتـضـعـفـان ، اقـشـار آسـیـب پـذیـر و طبقات پایین اجتماع . این گروه به دلیـل نـاهـمـاهـنـگـی بـا سـتـمـگـران از امـنـیـّت لازم در جـامـعـه بـرخـوردار نـیـسـتـنـد. مال و جان و حیثیت آنان در معرض خطر گروههای تبهکار قرار دارد، به علّت دوری از قدرت ، حـاشیه امنی برایشان وجود ندارد، صاحب ثروت های کلان و مقامات عالیه دنیوی نیستند تا از خود دفاع کنند، نیازمند کسانی هستند تا امنیّت و آرامش و آسایش را به زندگی آنان باز گرداند و دست متجاوزان به حقوق آنها را کوتاه کند. بنابراین یکی از اهداف اصلی نـهـضـت هـای اصـلاحی باید ایجاد امنیت برای مظلومان باشد. چگونه میتوان نام اصلاح طـلب یـا اصـولگرا بر خود گذاشت امّا از دغدغه های اصلی طبقات پایین اجتماع و محرومان غـافـل بـود و نیازهای اصلی آنان را درک نکرد؟! هرگونه بی توجهی به مظلومان جامعه خروج از خط اصیل اصولگرایی اصلاح طلبانه است .
4. اجرای شریعت در جامعه
عـمـل بـه واجـبـات ، مستحبات و احکام خداوند در جامعه از دیگر اهداف حسین بن علی (ع ) به شمار میرود. بر این مبنا اصلاح طلبی بدون هدف گیری اجرای شریعت در جامعه و تحقق اسـلام فـقـاهـتـی مـعـنـا نـدارد.
معیارهای اصلاح طلبی اصولگرا در نگاه امام حسین (ع)
اصـلاح طـلبـی آن حـضـرت اصولی و اصولگرائی اش مصلحانه بود. نهضت جاوید آن حـضـرت الگـویـی فـرا زمـانـی و فـرامـکـانـی بـرای هـمـه کـسـانـی اسـت کـه دل در گـرو اجـرای اصول و ارزش های دینی دارند و در صدد رفع نابسامانیها و انواع فساد در جامعه برآمده اند. بنابراین جهت جلوگیری از انحراف هر حرکت اصلاح طلبانه و اصولگرایانه ، اهداف ، معیارهای اصلاحاتِ اصولیِ اسلامی را با بهره گیری از سـخـنـان آن حضرت بویژه از وصیت نامه و خطبه مِنا در دو بعد سلبی و ایجابی به قرار زیر برمی شمریم :
الف . بـعـد سـلبـی : شـاخـص هـایـی کـه حـرکـت اصـلاح طـلبـی اصولگرا باید از آن بری باشد عبارتند از:
1. نفی طغیانگری ... اِنّی لَمْ اَخْرُج اَشِرا؛ من از برای طغیان و خودخواهی قیام نکرده ام .
. نفی تکبر، خوش گذرانی و ریا کاری ... و لا بَطِرا؛
3. نفی فساد... وَ لا مُفْسِدا؛
4. نفی ظلم ... و لا ظالِمَا؛
5 . نفی قدرت طلبی ... لم یکن ... تنافسا فی سلطان ؛
6 . نفی مال خواهی ... و لا التماسا من فضول الحُطّام ؛
7. نفی سازشکاری و ذلت پذیری ... هیهات مِنّا الذِّلَةِ.
ب . بـعـد ایـجـابـی : شـاخـص هـایـی کـه حـرکـت اصـلاح طـلبـی اصولگرا باید براساس آن بنا شود عبارتند از:
1. عزت طلبی و تسلیم ناپذیری در برابر دشمن ، چنانکه فرمود:
چـه دور اسـت از مـن ذلت ! خـدا و رسولش و دامنهای پاک واشخاص غیرتمند و جانهای ذلت ناپذیر، همه از اینکه اطاعت دونان را بر قتلگاه سرافرازان برگزینم ابا دارند.
2. خـدا مـحـوری : چـنـانکه در خطبه منا تنها خدا را مخاطب قرار داد و در سراسر وصیت نامه نـیـز تـنها سخن از خداست و هنگام شهادت نیز رضایت خود را از قضای الهی و تسلیم به درگاه معبود بی همتا اعلام میدارد.
3. اصلاح طلبی ... ونظهر الاصلاح فی بلادک ... انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی .
4. امر به معروف و نهی از منکر... ارید ان آمر بالمعروف و انی عن المنکر.
5 . رفتار نبوی (ص ) و علوی (ع )... و اسیر بسیرة جدّی و اَبی .
6 . قرآن محوری ... ما الامام الاّ العامل بالکتاب .
7. عدالت گستری : ما الامام الاّ... و الا خِذُ بالقسط
8 . حق گرایی : ما الامام الا... و الدائنُ بالحَقِّ.
10. قانون (شریعت ) محوری ... و یُعْمَلُ بفرائضک و سننک و احکامک .
11. خدمت به محرومان و مظلومان ... و یاءمَنَ المظلومون من عبادک
12. ترویج شعائر الهی ... لِنُری المعالم من دینک .
13. رفـتـار انـقـلابـی : مـن رای سـلطـانـا جـائرا... فـلم یـُغـَیـّر عـلیـه بفعل و لا قولٍ...
14. تـکـلیـف گرایی : به خدا سوگند! امیدوارم که آنچه خدا برای ما خواسته خیر باشد، چه به شهادت برسیم و چه پیروز شویم .
نتیجهگیری
1. به شهادت قرآن ، احادیث نبوی و سیره ائمه اطهار(ع ) بویژه امام حسین (ع )، ((اصلاح طلبی )) جزو متن اسلام ناب است و از درون آن سرچشمه گرفته است .
2. بـر ایـن مـبـنـا اصـلاح طـلبـی اسلامی از اصولگرایی اسلامی جدا نیست ، اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه در هم تنیده است .
3. اصـلاح طـلبـی در گـفـتـمان اسلامی به معنای رفع فساد در همه سطوح اندیشهای ، گـرایـشـی و رفـتـاری در جـامـعـه و بـسـامـان کـردن امـور بـر اسـاس مـبـانـی ، اصول و ارزش های اسلامی است .
4. اصـلاح طلبی در گفتمان اسلامی مترادف با رفرم نیست ، بلکه فراتر و عمیق تر از آن است ، همچنین اصولگرایی مترادف با بنیادگرایی نیست تا مفهوم ارتجاع و تحجّر و بی توجهی به مقتضیات زمان و مکان را در خود نهفته باشد.
5 . انـبـیـاء الهی سرآمد اصلاح طلبان تاریخ بودهاند و پس از آنان بویژه خاتم انبیاء مـحـمـد مـصـطـفـی (ص )، امـامـان شیعه و فقیهان پارسا در راس پیشوایان اصلاح طلبی اصولگرا قرار داشته اند. در این میان نقش حسین بن علی (ع ) فوق العاده برجسته است .
6 . معیارهای برجسته اصلاح طلبی اصولگـرا در نـگـاه آن حـضرت در دو بعد سلبی و ایجابی عبارتند از: نفی طغیانگری ، نفی تـکـبـر، خـوش گـذرانـی و ریـاکـاری ، نـفـی فـسـاد، نـفی ظلم ، نفی قدرت طلبی ، نفی مـال خـواهـی ، نـفـی سـازشـکـاری و ذلت پـذیـری ، عـزّت طـلبـی و تسلیم ناپذیری در مقابل دشمن ، خدامحوری ، اصلاح طلبی ، امر به معروف و نهی از منکر، رفتار نبوی (ص ) و عـلوی (ع )، قـرآن مـحـوری ، عـدالت گـستری ، حق گرایی ، الهی ، رفتار انقلابی و تکلیف گرایی .
7. حـسـیـن بـن علی (ع ) پیشوای همه اصولگرایان راستین و اصلاح طلبان واقعی است ، لذا وظـیـفـه مـاست که حرکت خود را مطابق با اهداف و معیارهای ارائه شده از سوی آن اسوه ناب محمدی (ص )، هماهنگ کنیم .انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة .
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.