عماد افروغ
گروه اندیشه
مفهوم کلاسیک جامعه مدنی
تا سده هجدهم، جامعه مدنی کمابیش مترادف با دولت یا جامعه سیاسی بوده است. در آثار جان لاک، ژان ژاک روسو و امانوئل کانت، معنای فوق از جامعه مدنی کاملا مشهود و غالب است. منظور لاک روسو و کانت از دولت مدنی به تعابیر مختلف Civil Society در اندیشه لاک Civil Etat در آثار روسو و Geseuschattbargerlich در افکار کانت) همان دولت است که همانند مفهوم پولیس یونانی کل قلمرو سیاست را شامل میشود. به تعبیر لاک، اولین و اساسیترین گام برای زندگی جمعی انسانها ایجاد قوه قانونگذاری در جامعه است. وی قوه قانونگذاری را بالاترین قوه میداند و بر تفکیک قوا به منظور جلوگیری از تصویب قانون در جهت منافع شخصی مجریان قانون تاکیدی خاص دارد.
متفکر سیاسی دیگری با مفهوم کلیدی «قرارداد اجتماعی» نقش اساسی در مفهوم جامعه مدنی کلاسیک و حقوق شهروندی مدرن داشته است، ژان ژاک روسو است.
در اندیشه هگل، دولت در واقع سنت خانواده به عنوان یک کل و جامعه مدنی به مثابه عرصه فردیت است در تحلیل وی خانواده معرف کل متجسم و جامعه مدنی معرف وجه فردی است که فرد برخلاف اعضای خانواده به دنبال اهداف شخصی است. این دو عنصر یعنی وجه عام خانواده و وجه خاص جامعه مدنی نمیتوانند مستقل از یکدیگر باشند، چون این دو عنصر در هم تنیدهاند، وحدت آنها را میتوان در دولت مشاهده کرد، مادامی که دولت سنتز وجه عام وجه خاص، یعنی خانواده و فرد است، آزادی فردی به مثابه عنصر لاینفک جامعه مدنی تامین است.
در اندیشه توکوویل جامعه مدنی مجموعهای از نهادهای مستقل و انجمنهای داوطلبانه است که دولت در ایجاد و مدیریت آنها نقشی ندارد. در کل، جامعه مدنی اولا دلالت بر آن دارد که در زندگی افراد بر پایه حقوق اولیه و تعریف شده آنها، قلمرویی وجود دارد که از دخالتهای دولت به عنوان مظهر نظم سیاسی رسمی مبراست و ثانیا افراد عطف به حقوق اولیه خود و با توجه به مفهوم قرارداد اجتماعی مجاز به تشکیل گروهها و انجمنهای ارادی و مستقل از دخالتهای بیرویه و غیر قانونی دولت، علاوه بر اجتماعات طبیعی ناشی از گروهبندیهای زیستی - اجتماعی، از قبیل گروهبندیهای جنسی، قومی، نژادی و مذهبی هستند.
مفهوم معاصر جامعه مدنی
طرح جدید جامعه مدنی، واکنشی در برابر تمامیتخواهی (توتالیتاریسم) بویژه تمامیت خواهی حکومتهای سوسیالیستی بوده است که از مشخصات بارز آن مطلقگرایی، دولت گرایی است. پیتر لویس طرح مجدد جامعه مدنی را نوعی نوزایی در دوران معاصر میداند. در واقع این شرقیها بودند که مفهوم جامعه مدنی را برای موج جدید آزادیخواهی دموکراسی و جنبشهای حقوق بشر انتخاب کردند و در حقیقت غربیها از این بابت مدیون شرقیها هستند. جامعه مدنی در قرائت جدید خود که تنها محصور به عرصه سیاست نیست، وعده جامعهای مطلوب، آرمانی و کثرتگرا را میدهد.
در نظم اخلاقی فرهنگی به تعبیر هابر ماس افراد واجد حقوق فرهنگیاند، به عبارت دیگر افراد حق تعلق به فرهنگ خاص و سهیم شدن در شکوفایی آن دارا هستند. نظم فرهنگی - اخلاقی، در واقع قلمرو ایدههاست، ایدههای علمی، فلسفی، ادبی و غیره. این قلمرو از آن رو که قلمرو ایدههاست، قلمرو آزادی است.
هدف اصلی نظم سیاسی نیز خیر یا عدالت (اجتماعی) است. نظم سیاسی جامعه مدنی در واقع همان دموکراسی است و کارکرد آن ایجاد هماهنگی است. در نظم سیاسی، تحمیل و اجبار مترادف با استبداد، اقتدارگرایی یا تمامی خواهی است. نظم خودجوش سیاسی مساوی با دموکراسی لیبرال (دولت قانونی) است.
تمام موارد زیر از آن جهت میتوانند ارزش تلقی شوند که افراد جامعه مطلوبیتی در آن دیده و آن را مورد تحسین قرار دهند.
1- قانونمند بودن جامعه.
2- تفکیک قوا به منظور جلوگیری از تصویب قانون در جهت منافع شخصی مجریان قانون.
3- اطاعتپذیری در برابر قانون به عنوان نماینده و مظهر اراده کل.
4- حق گرایی در برابر تکلیف گرایی (در قرائت کلاسیک، حق گرایی به معنای خاصی است و عمدتا منظور حقوق طبیعی افراد است که در اندیشه لاک عمدتا عبارت است از حق آزادی و مالکیت).
5- حرمت عرصه خصوصی افراد و استقلال نسبی آن از تعدیات دولت.
6- برابری انسانها.
7- تساهل و مدارا در برابر آراء دیگران چه در مقام استماع و چه در مقام پاسخ به دیگران.
8- آزادی و رهایی از قید و بند، تنها مورد پذیرش قید و بندهای ناشی از قانون مبتنی بر حقوق طبیعی و رضایت اکثریت است.
9- فرد گرایی و تقدم فرد بر جامعه و سنتهای اجتماعی دست و پاگیر.
10- خرد گرایی و باور به تواناییهای فکری و عقلائی انسان در حل مسائل و بینیازی از نیروهای ماوراءالطبیعه در امور مربوط به سرنوشت انسان.
11- استقلال و آزادی نیروهای اقتصادی.
12- قرارداد گرایی به عنوان اصل بنیادین حاکم بر انجمنهای سیاسی و ارادی و ضامن آزادی قانونی و حرمت به آزادی دیگران.
13- مشارکت گرایی، اینکه افراد در سرنوشت خود در کلیه شوون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و برای صیانت از حقوق طبیعی و اولیه خود مشارکت داشته باشند.
14- رقابت گرایی.
15- وفاق ملی در برابر وفاق قومی، نژادی و گروهی.