اینگونه که توسط محققان علوم اجتماعی در غرب عنوان شده است و بر آن تأکید شده، حزب ابزاری است که واسطه بین مردم با حکومت و دولت است. و مردم از طریق حزب میتوانند مطالبات خود را به دولت منتقل کرده و در پی مطالبات خویش باشند. دیگر این که حزب با داشتن برنامههای کوتاهمدت یا بلندمدت و یا میانمدت میتواند راهکار برای مشکلات جامعه ارائه داده و تا حدودی آنها را کاهش دهد.
حزب به معنای جماعتی از مردم، سلاح، پیروان و هممسلکان مشخص، و گاهی به معنای بهره و قسمت و نیز یک قسمت از قرآن آمده است.
پس اینگونه که با معنای لغوی حزب آشنا شدهایم در حزب گروهی از اشخاص و یا مردم تجمع میکنند که دارای افکار و اهداف مشترکی میباشند و به دنبال آن هدف مشترکاند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند و از آن فکر یا ایده دفاع میکنند. و همانگونه که عنوان شد معلوم میشود که حزب باعث گروه گروه شدن مردم میگردد. بنابراین عناصر احزاب را میتوان تفرق، اشتراک و مبارزه دانست، که در تمامی فرهنگها وجود دارد و عمل حزبی نیز وجه مشترک میان این تشکلهاست.
حال که با معنای لغوی و عناصر احزاب و همچنین عمل حزبی آشنا شدیم بد نیست که ببینیم که احزاب چه کارهایی انجام میدهند و دقیقاً کار ویژههای حزب چیست؟
کار ویژههای احزاب سیاسی را به دو عنوان کلی میتوان تقسیم کرد:
1- کار ویژههای عام که مربوط به همهی احزاب بوده و مورد نظر همه نظریهپردازان است.
2- کار ویژههای مربوط به کارکرد احزاب که کار ویژههای پنهانی را نیز در بر میگیرد.
کار ویژههای عام احزاب را به کار ویژههای انتخاباتی و اجتماعی - آموزشی میتوان منقسم کرد. در مورد کارویژه انتخاباتی میتوان گفت که احزاب سیاسی در ارتباط مستقیم با انتخابات هستند و بیشتر به دنبال برگزاری انتخاباتند.
پس آنگونه که از نوشتههای فوق برمیآید قدرتگیری و به دست گرفتن قدرت و برگزاری انتخابات برای کسب قدرت یکی از مهمترین کارهای احزاب سیاسی است. بنابراین احزاب به دنبال شکل دادن به افکار عمومی و نیز گزینش نامزدها و همچنین ترتیب و تنسیق کار انتخابشدگان هستند. و همین دخالتهای احزاب در امور باعث شده است که احزاب به بازیگرانی فعال و چندکاره مبدل شده که به مراتب فراتر از امور انتخابات را به خود اختصاص میدهند.
پس با این اوصاف میبینیم که احزاب در دنیا خیلی بیشتر از امور انتخابات و رأیگیری نقش دارند. احزاب بزرگ در دنیا به دنبال برنامههای بلندمدت بوده تا جایی که برای جوانان برنامهریزی کرده که در آینده از آرای آنها بهرهمند باشند. و نظر مساعد آنها را به سوی خویش جلب کنند.
موضوع دیگری که در مورد احزاب سیاسی باید بدان پرداخته شود تحت عنوان تألیف منافع است که در این مورد آمده است که احزاب سیاسی در آغاز به صورت گروههای برکنار مانده که برای کسب قدرت به رقابت میپردازند و یا گروههای مسلطی که برای بقای خویش سعی در جلب حمایت مردم داشتهاند نمود میکنند.این موضوع میرساند که احزاب سیاسی در برای کسب قدرت و به چنگآوردن قدرت و یا برای حفظ قدرت سیاسی تلاش میکنند.
حال که تا اندازهای با کارویژههای احزاب سیاسی در دنیا آشنا شدهایم بهتر است که به دنبال کشف جواب خویش که همان عدم نهادینه شدن احزاب در جهان سوم است باشیم یکی از دلایلی که باعث شده است که تحزب نتواند آنچنان که باید و شاید در کشورهای در حال توسعه رشد کند فراوانی جمعیت است که اغلب هم بیسواد و یا کمسواد هستند و همین بیسوادی باعث شده است که نتوانند آموزش ببینند و از بستر لازم برای آموزشهای حزبی و سیاسی برخوردار باشند.
مورد دیگری که باعث عدم رشد تحزب در جهان سوم شده است اقتصاد ضعیف و ناتوان این کشورهاست. که این وضعیت مشکلات اجتماعی را در پی داشته است. عامل دیگر در عدم رشد تحزب در کشورهای عقب نگهداشته یا در حال توسعه درگیریهای قومی و قبیلهای است که این فرهنگ در میان مردم بیشتر به دنبال اهداف قوم و قبیلهای خود باشند تا به دنبال برنامههای حزب، همانند درگیریهای روآندا که باعث کشته شدن بیش از 800 هزار نفر در مدت کوتاهی شده بود. پس فقدان اجماع ملی عاملی است که نمیگذارد تحزبگرایی در میان کشورهای در حال توسعه رشد و نمو داشته باشد.
بنابراین باید با فرهنگسازی در اینگونه جوامع و برتریدادن برنامههای حزبی در راستای منافع ملی از رشد قومگرایی کاست و با آن مبارزه جدی کرد. مورد دیگری که باعث شده که احزاب در جهان سوم آنچنان که باید و شاید به اهداف خویش نائل نشوند چالشهای نظام بینالملل است که این موانع و چالشها آنچنان عرصه را بر برنامههای احزاب در کشورهای در حال توسعه تنگ میکند که باعث میشود که این احزاب از برنامههای خود عدول کرده و برای این که فشارهای بینالمللی را کاهش دهند و نتوانند آنچنان که باید و شاید به وعده وعیدهای خود برسند و آنها را عملی نمایند.
از سوی دیگر چون احزاب سیاسی بر بستری از تحولات سیاسی - اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی غرب رشد و نمو داشته و به کمال رسیدهاند برای مردم کشورهای در حال توسعه و جهان سومی ناآشنا بوده و این عامل باعث شده است که با فرهنگ مردم این بلاد چندان انس نگرفته و اجین نشوند.
که این به نظر میرسد عامل بسیار مهمی باشد چرا که حزب یک امر وارداتی است و از غرب به مردم کشورهای جهان تحمیل شده است ولی احزاب در غرب در فضای کاملاً طبیعی تولد و رشد داشتهاند و پیوند عمیق و همه جانبهای بین احزاب سیاسی و محیطی که در آن حزب خلق شده وجود داشته است.
عامل دیگری که باعث تفرق میان رشد حزب در اروپا با کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است این میباشد که کشورهای اروپایی چیزی را تحت عنوان مداخلات خارجی نداشته که آنها را تحت فشار قرار داده و عرصه را بر آنها تنگ کند و آنها با فراق بال خاطر و تحت شرایط محیطی، مطالبات مردم خود و برنامهها حزب را جرح و تعدیل میکردهاند.
اما در جهان سوم در راه پذیرش یک نظام حزبی با این مشکل روبرواند که یا باید با تقلید از نظامهای سیاسی اروپایی پدیدهای خارجی را که هیچ مرجع داخلی برای آن وجود ندارد را در محیطی وارد کنند که تمامی عوامل و عناصر آن در جهت خلاف برنامههای آنها قرار داشته و دارد و چون در جهان سوم مشکلات عدیده است و این مشکلات از پیچیدگیهای زیادی برخوردار است، نظامهای غربی به چشم آنها کارآمدتر آمده و چون روند جهانیشدن نظامهای اروپایی و غربی مانند پارلمان فراگیر شده است به دنبال آن میبایست که از سایر نهادهای همزاد با این گونه نظامها مثل احزاب سیاسی حمایت شود که این روند با ارزشها و سنن کشورهای جهان سوم تعارض داشته از اینرو هیچ دردی از دردهای مردم درمان نشده است.
چنین است که معضل تحزب در جهان سوم به صورت مسألهای لاینحل باقی مانده است. مورد دیگری که باید به آن پرداخته شود این است که چون مبدع حزب سیاسی خود اروپاییان بودهاند حزب را به طوری بازآفرینی میکنند که با طی مراحل مختلف رشد و توسعه خودشان همراه باشد.
ولی در کشورهای عقب مانده بالعکس، نه تنها هیچ تغییر و تحولی در اساسنامه و مرامنامه احزاب وارداتی لحاظ نمیکنند بلکه بر عکس درست آن را کپی کرده و آن را سرلوحه کارها و اعمال خویش قرار داده که این باعث میشود که احزاب نتوانند آن کارایی لازم را در جهان سوم داشته باشند.
مشکل دیگری که باید به آن پرداخته شود این است که غربیان در طی دو یا سه قرن با موضوعات دموکراسی و حزب روبرو بوده و با آن همراه بودند که این بستر لازم را برای قبول آن فراهم آورد. ولی بر عکس در جهان سوم این موضوع در مدتی کوتاه به خورد مردم این کشورها داده شده است و از اینرو باید با آن مقابله و در مقابل آن جبههگیری شود.