محمدرضا سبحانی
غلامعباس توسلی عضو نهضت آزادی و ائتلاف ملی - مذهبیها تنها از عدم وفاق تشکیلاتی ملی - مذهبی سخن میگوید. به هنگام تأسیس این ائتلاف پس از دوم خرداد عزتالله سحابی به عنوان میداندار ائتلاف، جنبش مسلمانان مبارز، حزب ملت ایران، بقایای سوسیالیستهای خداپرست و جاما را گرد هم آورد و در برابر نهضت آزادی به عنوان یک رقیب عرض اندام کرد.
ائتلاف ملی - مذهبیها چهرههایی سوسیال دموکرات بودند که بیشتر منش چپگرایانه در دیدگاههای اقتصادی و منش راستگرایانه در دیدگاههای سیاسی دارند. اما اعضای نهضت آزادی لیبرال دمکرات هستند. با این حال نهضت آزادی کوشید با نزدیک شدن به این ائتلاف در جلد رقیب حلول کند تا کنترل آن را به دست گیرد.
البته صحنهگردانی عوامل ناآرامیهای تیر ماه 1378 بیشتر با سحابی و پیمان بود و نهضت آزادی فاصله خود را با آتش فتنه حفظ میکرد. برخورد دادگاه انقلاب اسلامی با ملی - مذهبیها و به ویژه با پیمان، سحابی، علیرضا رجایی و... عملاً فروپاشی ائتلاف ناتمام ملی - مذهبیها را موجب گردید. ائتلافی که در آرزوی عزتالله سحابی باید به یک حزب تبدیل میشد.
بنابراین به رغم تصویری که جمهوریت میخواهد از فقدان انسجام تشکیلاتی ملی - مذهبیها نشان دهد، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی هم چندان بیمیل نیست در این تصویر جمهوریت را همراهی کند تا در مقابل ملی - مذهبیهای بینفس نهضت آزادی را منسجم و وفاقمند معرفی کند.
جبران ضعف
"توسلی" به ضعف تشکیلاتی ملی - مذهبیها اعتراف میکند و این امر را یک عیب میشمارد. معنای این سخن آن است که باید این ضعف جبران شود و نهضت آزادی به عنوان تشکیلاتی که خود انسجامی بیشتر از ملی - مذهبیها دارد باید مدیریت تشکیلاتی ملی - مذهبیها را بر عهده گیرد.
تلاش ابراهیم یزدی برای همسویی با سازمان مجاهدین و حزب مشارکت بدان معناست که نهضت آزادی بیمیل نیست یارگیری خود را به سوسیال - دموکراتها متوقف نکند و از میان گروههای مجوزداری که تا مرز اپوزیسیون رفتهاند نیز یارگیری کند.
بازوانی گشاده و توانی محدود
نهضت آزادی با تحقیر ملی - مذهبیها میکوشد مدیریت سحابی بر آن را کاسته و خود مدیریت آن را برعهده گیرد. سحابی بیشتر هم به دلیل آرای مستقلانه خود در دوران جوانی از نهضت آزادی محترمانه اخراج شده بود. این در حالی بود که پدر او مرحوم یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت و رییس سنی آن تا هنگام حیات بود.
نهضت آزادی با بازوانی گشاده هر چند با احتیاط از دو سوی به یارگیری میپردازد اما برای توسعه زمانی و وفاق درونی چندان تلاش به خرج نمیدهد. واقعیت آن است که از ائتلاف ملی - مذهبیها - حتی با میانداری نهضت آزادی - دیگر جز نامی باقی نمانده است. آرمانهای متفاوت این ائتلاف از مبانی متزلزل سوسیالیسم تا لیبرالیسم در جامعه مسلمان ایرانی هیچ جاذبهای ندارد. تنها گروههایی چون سازمان مجاهدین که از آرمانهای جامعه مسلمان ایرانی فاصله گرفتهاند به این ائتلاف حاشیهنشین نزدیک خواهند شد.
در میان علاقهمندان ملی - مذهبیها و نهضت آزادی - حتی اگر دانشجویان مسنی هم پیدا شوند - هیچ جوانی پیدا نخواهد شد. ملی - مذهبیها و نهضت آزادی نه تنها با ضعف انسجام درونی مواجه هستند بلکه اگر برای جبران "پیر تشکیلاتی" خود هم اندیشهای جدی نداشته باشند تا دو دهه دیگر در" نام" هم چیزی به نام ملی - مذهبیها باقی نخواهد ماند. تنها با شعار نمیتوان در میان دانشجویان حرفی برای گفتن داشت.