تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۰۱۰۰۱

قومیت‌ها و وحدت ملی


سعید صابر
سرزمین پهناور ایران با تاریخ و گذشته‌ای کهن، وارث فرهنگ و تمدنی فراگیر است که طی هزاران ظهور و با پشت‌سر گذاشتن مسیر پرفراز و نشیبی تحول یافته و با دستاوردهای عظیم مادی و معنوی که نمود آن را‌حتی امروزه می‌توان در اماکن باستانی و تاریخی بی‌شمار و میراثی غنی مشاهده کرد، خود را به جهانیان نمایانده است.
کشور ما با وجود اینکه از قومیت‌های مختلف کرد، ترک، بلوچ و ... تشکیل شده، سالهاست که این اقوام در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و هویت مشترک خود را در ایران و اسلام جستجو می‌کنند. به جز موارد انگشت‌شماری که بیشتر بر سر کسب قدرت کشمکش‌هایی وجود داشته است، هیچ گاه بین قومیت‌های ایرانی درگیری و اختلافی نبوده است. اما در دنیای کنونی وحدت ملی یکی از مولفه‌های اساسی است که هر کشوری برای حفظ و بقای خود به آن نیازمند است.
یکپارچگی و وحدت ملی بعد از دوران جنگ سرد از جمله مسایل مورد توجه به ویژه دولت‌ها در کشور‌های در حال توسعه‌ای است که با چالش‌های فراوان هم در درون مرز‌های ملی و هم در سطح وسیع بین‌المللی مواجه هستند. از آنجا که اغلب کشورهای در حال توسعه در امتداد مرزبندی‌های قومی، نژادی، مذهبی و یا زبانی باقی‌مانده‌اند با چالشی جدی برای دستیابی به یکپارچگی و توسعه ملی دست به گریبان‌اند.
تهدید اصلی برای ثبات بین‌المللی و ساختار دولت مدرن ناشی از منازعه بین دولت‌های ملی نیست بلکه تهدید اصلی ناشی از ناآرامی قومی در درون دولت‌های ملی است. تا زمانی که حرکت به سوی توسعه سیاسی و اقتصادی ملی با مساله وفاق اجتماعی و انسجام ملی برای قدرت بخشی به اقلیت‌ها رابطه نداشته باشد تهدیدات قومی و مخالفت اقلیت‌ها و شورش علیه اقتدار ملی دولت‌ها هم چنان به قوت خود باقی است.
اساساً انسان‌ها هم هویت فردی دارند و هم هویت جمعی. اما آن هویتی که هر انسان به واسطه زندگی جمعی به دست می‌آورد بسیار متفاوت از هویتی است که به صورت فردی از آن برخوردار است. هر انسانی دارای آزادی‌ها و حقوق اساسی فردی است که ناشی از ماهیت وجودی اوست. از سوی دیگر انسان‌ها به زندگی جمعی نیز خو گرفته و لذا هر اجتماعی صاحب عینیت و تشخیص جدا‌گانه‌ای نسبت به فرد شده است تا آنجا که امروزه بیشتر از جامعه و اجتماع سخن گفته و فرد کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم فرد و هم جمع به گونه‌ای متمایز صاحب حقوق و آزادی‌هایی هستند که ناشی از هویت‌یابی و تشخیص عینی آنهاست. پس باید ضمن نگاهداشت حوزه حقوق فردی و حقوق جمعی معیاریی و ملاک‌هایی پدید آورد که با تمسک به آن، افراد با یکدیگر پیمان بسته تا حقوق فردی انسان‌های دیگر را به رسمیت شناسند.
اکنون با نگاهی به ویژگی‌ها و مسایل مربوط به قومیت‌های کشورمان بهتر می‌توان به تبعات ناشی از این مسائل اشاره کرد. قومیتهای کشور ما دارای ویژگی‌هایی هستند که شاید بتوان گفت همین ویژگی‌ها وجه تمایزی بین آنها و سایر قومیت‌ها در مناطق مختلف دنیاست. این ویژگی‌ها عبارتند از:
1- موازی بودن شکاف قومی با شکافهای مذهبی و زبان، در هر کشوری بنا بر ساختار اجتماعی و تحولات تاریخی، شکاف‌ها و تعارض‌های گروهی متنوع و متعددی به وجود می‌‌آید که تعامل آنها با یکدیگر نقش مهمی در حفظ ثبات یا ایجاد بی‌نظمی و ناامنی کشور ایجاد می‌کند. این شکافها ممکن است متقاطع یا موازی، فعال یا غیر فعال و واحد یا متعدد باشند تعدد، موازی بودن و فعال شدن شکاف‌ها موجب ایجاد اختلاف با سایر مناطق و دولت مرکزی و در نتیجه بی‌ثباتی و ناامنی می‌شود. الگوی فوق به شکل حاد در مورد کشورمان صدق می‌کند.در اغلب مناطق قومی‌نشین کشور تضاد قومی، موازی با تضاد‌های زبانی و مذهبی قرار دارد و آنان در سه بعد با دولت مرکزی و سایر مناطق تعارض دارند. در اغلب مناطق قومی‌نشین کشور، مثل مناطق کرد‌نشین، آذربایجان غربی، کردستان، ترکمن صحرا، بلوچستان اقوام سنی مذهب سکونت دارند. که زبان محلی آنها نیز با زبان فارسی سایر مناطق و مذهبشان با مذهب رسمی تفاوت دارد. در برخی مناطق نیز شکاف زبانی وجود دارد. مثل آذربایجان شرقی که مذهب آنها تشیع است ولی زبان آنها تفاوت دارد.
2- استقرار قومیت‌های مشابه در مناطق همجوار کشور‌های همسایه: مرزبندی‌های مصنوعی به جای مانده از دوران استعمار در خاورمیانه موجب تقسیم و پراکندگی قومیت‌ها در چند کشور منطقه شده است. مثل کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها در چند کشور پراکنده‌اند در حالی که این اقوام عمدتاً ایرانی‌اند و این کشورها نیز در گذشته جزو خاک کشور، محسوب می‌شدند، اما امروزه بخشی از این اقوام در ایران و بقیه در مناطق همجوار سایر کشور‌ها ساکن شده‌اند. هر چند حضور چنین اقلیت‌ها و اقوام ایرانی در کشورهای دیگر می‌تواند مورد استفاده کشورمان قرار بگیرد و موجبات نفوذ فرهنگی ایران در کشورهای مجاور را فراهم آورد، اما در عمل به گونه معکوس سبب‌ساز دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان گردیده است. معمولاً افکار ناسیونالیستی و قومی تجزیه‌طلبان از همین مناطق به کشور ما وارد می‌شود و مناطق قومی کشور را آلوده می‌کند.
3- استقرار قومیت‌ها در مناطق مرزی و حاشیه‌ای: نگاهی گذرا به نقشه و تعمق در جغرافیای انسانی کشور نشان می‌دهد که اغلب قومیت‌ها مانند کردها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، عرب و آذری‌ها در مناطق حاشیه‌ای و مرزی ایران سکونت دارند. هر قدر از مرکز کشور که محل سکونت فارس زبان شیعه مذهب است به سمت مرزها و حاشیه کشور برویم، حضور گروه‌های قومی پررنگ‌تر می‌شود. به گونه‌ای که به جز بخش‌هایی از نوار مرزی آبی و خشکی کشور در گیلان مازندران، بوشهر و خراسان می‌توان گفت سایر مرزنشینان کشور متشکل از گروه‌های قومی هستند و اتفاقاً در نقاط حساس و گذر‌گاه‌های مرزی سکونت دارند.
4- رشد گرایش‌های قومی واگرایانه در جهان و تأثیر، آن بر قومیت‌ها: ظرف دهه گذشته پدیده قوم گرایی در سطح جهانی رشد چشمگیری داشته و بدل به یکی از معضلات اساسی کشورهای چند قومی شده است به گونه‌ای که کارشناسان، عصر حاضر را عصر انفجار قومیت‌ها دانسته‌اند مخصوصاً تحولات شوروی(سابق) و اروپای شرقی در این زمینه تأثیر فراوانی بر جای نهاد. چرا که یکی از عوامل اصلی فروپاشی شوروی(سابق) و یوگسلاوی وجود قومیت‌های متعدد و تلاش آنها برای استقلال بود. بنابراین امروزه افکار عمومی جهان همدلی و همنوایی بیشتری با گروه‌های قومی به ویژه قومیت‌های کشورهای خاورمیانه نشان می‌دهد. جلوه آشکار این پدیده را می‌توان در واکنش افکار عمومی به ویژه غرب نسبت به تحولات کرد‌های ترکیه مشاهده کرد.
5- زمینه سازی دخالت قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه در امور داخلی کشور، ویژگی و سرشت نظام بین‌الملل در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم این است که در آن بسیاری از مسایل داخلی به سرعت جنبه بین‌المللی می‌یابند. چنین وضعیتی مرهون گسترش ارتباطات، انبوه سازی و تبادل سریع اطلاعات است که عملاً مرزهای سیاسی متعارف را از میان برداشته است. طبعاً در چنین وضعیتی مساله مهمی چون قومیت‌ها که مبتلا به سایر کشورها نیز بود، و در غرب با حساسیت به آن نگریسته می‌شود را نمی‌توان صرفاً مساله‌ای داخلی دانست. این قضیه به ویژه در مورد قومیت‌هایی که در کشور‌های دیگر اکثریت جمعیتی را تشکیل می‌دهند از حساسیت مضاعفی برخوردار است و هر گونه تصمیم‌گیری در مورد این اقلیت قومی می‌تواند حساسیت و دخالت کشور موصوف را بر‌انگیزد. بنابراین احتمال دخالت قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه در امور داخلی کشور به بهانه کمک به این اقوام را باید تهدید بالقوه از این ناحیه دانست.
6- افزایش سریع جمعیت و قدرت اقتصادی گروه‌های قومی: پرواضح است که اقتصاد و جمعیت دو مولفه مهم قدرت به شمار می‌روند. در گذشته، گروه‌های قومی کشور به لحاظ جمعیتی و قدرت اقتصادی در مقابل اکثریت فارس زبان و شیعه مذهب اقلیتی بیش نبودند، اما در سال‌های اخیر وضعیت دگرگون شده است به لحاظ جمعیتی در حالی که با توجه به سیاست‌های اقتصادی و بهداشتی و جمعیت فارس زبان شیعه مذهب ساکن نقاط مرکزی کشور در قالب طرح‌های کنترل جمعیت شدیداً کنترل می‌شد، در مناطق قومی نشین حاشیه‌ای چنین اتفاقی نیفتاد. فقر اقتصادی و کمبود امکانات و حاشیه‌ای بودن مناطق قومی‌نشین از یک سو و تعهد قومیت‌ها و تاکید نخبگان سیاسی و مذهبی آنان مبنی بر لزوم افزایش جمعیت، ترکیب نفوس در این مناطق و به عبارتی کل کشور را به هم زده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات