تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۰۱۰۰۲

تکنوکرات‌های در سایه


رامتین احمدی
آن شانزده نفر
تکنوکرات‌های تحصیلکرده طرفدار دولت اول هاشمی در آستانه انتخابات مجلس چهارم ائتلافی را به وجود آوردند که نقش بسزایی را در نتیجه انتخابات ایفا کرد و آن ائتلافی بود که مابین تکنوکرات‌ها و جامعه روحانیت مبارز ایجاد شد.
این ائتلاف توانست رئیس مجلس سوم را که از شانس‌های اول تهران بود از حضور در لیست 30 نفره انتخاب شدگان تهران دور نگه دارد. این ائتلاف پیامد مهمتری نیز داشت و آن این بود که بسیاری از نیروهای طیف چپ حاضر در مجلس به مدت چهار سال از کرسی‌های سرخش به دور ماندند.
اما پر واضح بود که تکنوکرات‌های تحصیلکرده اختلاف نظر‌های بسیاری با متحدان – تازه‌اشان داشتند و این ائتلاف، ائتلافی مقطعی برای ورود به مجلس بود.
چه این که پس از گذشت چند ماه، اختلاف گسترده مجلس چهارم با دولت هاشمی هویدا شد. به هر حال چهار سال مجلس چهارم با تمام سختی‌هایش برای دولت هاشمی به پایان رسید.
هنگامه انتخابات مجلس پنجم بود که با زمزمه همان ائتلاف قدیمی در محافل سیاسی شکل گرفت. یعنی همگان انتظار داشتند تا باز هم تکنوکرات‌های طرفدار دولت با نامزد‌های مورد نظر جامعه روحانیت مبارز و تشکل‌های همسویش ائتلافی را ایجاد کنند و در مجلس پنجم نیز حضور یابند.
اما این بار تاریخ تکرار نشد و اتفاقاتی افتاد که موجب تحولات جدیدی در صحنه سیاسی کشور شد. تکنوکرات‌های طرفدار دولت در بحث‌های خود 12 نفر را برای معرفی از طرف هاشمی‌رفسنجانی به جامعه روحانیت مبارز به منظور حضور در لیست انتخاباتی آنها گزینش کرده بودند. لیست 12 نفره‌ای که بعد از بحث‌های طولانی تبدیل به لیست 5 نفره‌ای با حضور عبدالله نوری، روغنی زنجانی، سعیدی‌کیا، دکتر فاضل و دکتر معین شد. هاشمی‌رفسنجانی روز بیستم دی در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز به همراه مهدوی‌کنی و سایز اعضا این تشکل حضور یافت و این حضور خود خبر از ائتلاف دوباره می‌داد.
اما فردای آن روز علی‌اکبر ناطق‌نوری که در آن زمان ریاست مجلس چهارم را نیز بر عهده داشت خبری را به صورت تلفنی به هاشمی‌رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت منتقل کرد که تمام پیش بینی‌های سیاسی را برهم ریخت.
خبری که ناطق نوری به رئیس‌جمهور به صورت تلفنی گفت این بود که جامعه روحانیت مبارز هیچ کدام از پنج نفر معرفی شده از طرف وی را در لیست خود قرار نخواهد داد.
و از همان روز بود که هاشمی‌رفسنجانی دیگر منعی برای مدیران و وزیران خود برای حضور د ر صحنه سیاست به صورت مستقل نگذاشت. یک هفته بعد بیانیه‌ای منتشر شد که بازتاب بسیاری در محافل سیاسی داشت.
بیانیه‌ای با 16 امضا
16 عضو دولت هاشمی بیانیه‌ای را با عنوان "جمعی از کارگزاران سازندگی ایران اسلامی" صادر کردند که خبر از تشکیل حزبی تازه می‌داد. حزبی که می‌خواست به صورت مستقل و این بار جدا از متحد قدیمی خود یعنی جامعه روحانیت مبارز در انتخابات حضور یابد.
16 تن از اعضای هیات دولت که بیانیه را امضا کردند، عبارت بودند از اکبر ترکان (وزیر راه) ، محمدعلی نجفی (وزیر آموزش و پرورش)، غلامرضا شافعی (وزیر تعاون)، اسماعیل شوشتری (وزیر دادگستری)، غلامرضا فروزش (وزیر جهاد سازندگی)، مرتضی محمدخان (وزیر اقتصاد و دارایی)، محمد غرضی (وزیر پست و تلگراف)، عیسی کلانتری (وزیر کشاورزی)، حسین محلوجی (وزیر معادن وفلزات)، محمدرضا نعمت‌زاده (وزیر صنایع)، عطاالله مهاجرانی (معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور)، محمد هاشمی (معاونت اجرایی رئیس‌جمهور)، مصطفی هاشمی‌طبا (معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت‌بدنی)، رضا امرالهی (معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی)، محسن نوربخش (رئیس کل بانک مرکزی)، و غلامحسین کرباسچی (شهردار تهران).
کارگزاران سازندگی نام حزبی شد که بعد از تشکیل در فرهنگ سیاسی احزاب ایران لقب "راست مدرن" را نصیب خود کرد. اما این بیانیه اعتراض زیادی را به همراه داشت.
منتقدان، این حرکت را به نوعی دخالت دولت در انتخابات تفسیر کرده‌اند . در این میان حتی کار بدان جا کشیده شد که برخی احتمال دخالت در نتیجه انتخابات را نیز طرح کردند.
اما کارگزاران بر روی حرف خود ایستادند و فهرستی را منتشر کردند که نام هیچ یک از اعضای جامعه روحانیت را در بر نداشت. این اعتراضات موجب دلخوری جامعه روحانیت مبارز از هاشمی‌رفسنجانی نیز شد.
بالاخره انتخابات مجلس پنجم برگزار شد و طیف موسوم به راست سنتی اکثریت مجلس را به دست آورد کارگزاران سازندگی حزب تازه متولد شده، به همراه مجمع روحانیون و طیف چپ حاضر در مجلس اقلیت پنجم را تشکیل دادند.
جایی از بدنه قدرتمند جریان اصولگرا برای آنان اکثریت را به ارمغان نیاورد.
دوم خرداد، کارگزاران سازندگی
هر چه زمان به پایان دور دوم ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی نزدیکتر می‌شد این سئوال نیز در اذهان عمومی پر رنگ‌تر می‌شد که رئیس‌جمهور پس از هاشمی کیست؟
تا این که زمزمه‌ای به پا خاست مبنی بر این که با تغییر قانون اساسی می‌توان کاری کرد که هاشمی برای بار سوم در مسند ریاست جمهوری قرار گیرد.
هر چند شواهد این گونه نشان می‌داد که این تئوری سعی بسیاری در تحقق خود می‌نماید. اما بعدها مشخص شد که در پس این تئوری، تئوری دیگری نهفته است. پس از بحث و جدل‌های فراوان میان طرفداران راست سنتی و پدید آورندگان تئوری ماندن هاشمی، هنگامی که مشخص شد هاشمی نمی‌‌آید تقریبا همگان بر این باور بودند که علی‌اکبر ناطق‌نوری نامزد مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز رئیس‌جمهور بلا منازع آینده است.
اما این که چرا پیشنهاد تغییر قانون اساسی برای حضور دوباره هاشمی‌رفسنجانی در عرصه ریاست جمهوری مطرح شد نکته بسیار مهمی است، باید توجه داشت که این پیشنهاد اولین بار از سوی کارگزاران سازندگی مطرح شد. توضیح عطاالله مهاجرانی در این خصوص روشن‌کننده این نکته است.
عطاالله مهاجرانی، نماینده اسبق مجلس جمهوری اسلامی، معاون حقوقی و پارلمانی و نخست‌وزیر در دولت میرحسین موسوی و ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت خاتمی بود. مهاجرانی دبیر کمیته فرهنگی و از موسسان حزب کارگزاران سازندگی نیز بود. ولی در خصوص علت مطرح کردن پیشنهاد حضور هاشمی برای سومین بار در انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید:
" این طرح را من و آقای عبدالله نوری مطرح کردیم، دلیل آن هم این بود که جناح راست همه موازنه‌ها را به نفع خود رقم زده بود و تنها امید ما به اصلاحات باقی ماندن آقای هاشمی‌رفسنجانی در پست ریاست جمهوری بود، پیش‌بینی ما این بود که با این کار جناح راست به آقای هاشمی‌رفسنجانی حمله کنند و ما هم در این فرصت شخص بهتری را برای تغییرات و اصلاحات پیدا کنیم."
روزنامه کیهان 18 اسفند 1380 ص2
در آن زمان یعنی یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری نامزد‌های دیگری همچون دکتر ولایتی، حسن روحانی، دکتر حبیبی و مهندس میرحسین موسوی برای حضور در عرصه انتخابات بودند که هر یک به دلیلی وارد این صحنه شدند.
تا این که وزیر مستعفی دولت هاشمی، یعنی سیدمحمد خاتمی حاضر به حضور در عرصه رقابت شد.
سیدمحمد خاتمی از اعضای مجمع روحانیون مبارز بود که طبعاً اعلام حضور وی در عرصه انتخابات حمایت مجمع روحانیون و طیف چپ را نیز به دنبال داشت اما کارگزاران برای تصمیم‌گیری مدت زمانی را گذراندند.آنها پس از تحث‌های طولانی به این نتیجه رسیدند که خاتمی فرد مورد نظرشان برای حضور در انتخابات است.
آنچه باعث شد آنها بر سر کاندیداتوری خاتمی به توافق برسند این بود که آنها بر این اصل معتقد بودند که باید با نامزد مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز مخالفت کنند و از نامزد مقابل وی حمایت نکنند چرا این که خاتمی نیز روزگاری وزیر هاشمی‌رفسنجانی بوده و اتفاقاً جزو وزرایی بوده که مورد مخالفت راست‌های سنتی کابینه و مجلس بوده است.
به هر حال اکنون که هفت سال از آن زمان می‌گذرد به خوبی نقش کارگزران در به قدرت رساندن خاتمی واضح و مبرهن شده است. کارگزارانی‌ها با حمایت وسیع (با استفاده از امکانات در اختیار خود) از خاتمی باعث شدند که وی یارای بسیار بالایی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود. که البته در این زمان نباید نقش غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران و دبیر کل وقت کارگزاران را در آن میان فراموش کرد.
از غلامحسین کرباسچی به عنوان یکی از بزرگترین عوامل پیروزی خاتمی نام می‌برند. آنچه مسلم است چنانچه حمایت وسیع کارگزاران از خاتمی نمی‌بود وی هرگز نمی‌توانست رقیبی چون ناطق‌نوری را شکست دهد. ائتلاف کارگزاران با مجموعه طیف چپ و موجب شد که تمام پیش‌بینی‌های ائتلاف به هم ریخته شود.
هاشمی‌رفسنجانی
نمی‌توان در خصوص کارگزاران سازندگی مطلبی نوشت و نامی از هاشمی‌رفسنجانی نبرد. مردم ایران وقتی با چهره هاشمی‌رفسنجانی آشنا شدند که وی در کنار امام(ره) حکم انتصاب مهندس بازرگان را به سمت نخستین رئیس دولت انقلاب خواند.
هاشمی از آن پس در تمام رویداد‌های مهم نظام حضور داشت. او پس از جنگ، بر صندلی ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور تکیه زد. هاشمی دو دوره در این مسند قرار داشت، دورانی که از سوی روزنامه دولت، لقب سردار سازندگی را از آن خود کرد هاشمی که یکی از اعضای اصلی جامعه روحانیت مبارز است، به عنوان پدر معنوی کارگزاران سازندگی از وی نام برده می‌شود.
تفکرات هاشمی و نوع تصمیم‌گیری‌هایش او را بیشتر متعلق به جناحی می‌کند که رقبا محافظه کار می‌نامیدند راست می‌کند هر چند که وی می‌کوشد تا از جناح و جناح بازی بدور باشد اما همانطور که گفته شد نوع تصمیمات و سیاست‌هایش او را بیشتر به جناح قدرتمند اصولگرا نزدیک می‌کند چرا اینکه وی یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز است.
در این میان گاهی نیز در مقابل جناح همسو با جامعه روحانیت قرار می‌گیرد و یا به عبارتی گاهی وی را در مقابل جناح راست قرار می‌دهند.
این قضیه تاکنون چند پیامد مهم داشته است. نخست نقشی بود که او هنگامی که در زمان انتخابات مجلس پنجم در مقابل جناح راست قرار گرفت بازی کرد و مدیران خود را آزاد گذاشت تا " کارگزاران" را پدید بیاورند.
نقش دیگری که هاشمی در قبال این جناح بازی کرد، تأثیر وی و "کارگزاران" در به قدرت رساندن دوباره چپ‌ها بود.
هر چند اصلاح‌طلبان و مشخصا طیف چپ حضور دوباره خود را مدیون هاشمی‌رفسنجانی بودند، اما آنها در مقابل برخورد بسیار بدی با وی کردند. تصمیم هاشمی برای حضور در انتخابات مجلس ششم مواضع منفی بسیاری برانگیخت، چه اینکه بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی و صاحبنظران سعی در منصرف کردنش داشتند. اما به هر حال هنگامی که حضورش قطعی شد، نخستین ضربه از حزب مشارکت ایران اسلامی به وی وارد شد.
تئوریسین‌های این حزب که سرمست از پیروزی ریاست جمهوری بودند و صندلی‌های سرخ مجلس ششم را هم در یک قدمی خود می‌دیدند، با فراموش کردن نقش هاشمی در به قدرت رساندنش، اظهار داشتند که هیچ فرد مشترکی را با لیست جناح راست نخواهند داشت. منظور اصلی این حرف هاشمی‌رفسنجانی بود. به هر حال نه تنها آنها به همین مقدار بسنده نکردند بلکه برای بالا رفتن میزان محبوبیتشان در سطح افکار عمومی شخصیت وی را تخریب کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات