عماد بهاور
دفتر تحکیم وحدت به عنوان تنها اتحادیه متعلق به جنبش دانشجویی ایران، همواره در تحلیلهای سیاسی جایگاه خاص خود را داشته است. این که گفته میشود دفتر تحکم تنها اتحادیه جنبش دانشجویی موجود است، نه به این معناست که اتحادیه دیگری متشکل از دانشجویان در ایران وجود ندارد، بلکه متضمن این عقیده است که دفتر تحکیم، تنها اتحادیهای است که پشتوانه دانشجویی دارد و ساخته و پرداخته دستهای خارج از دانشگاه نمیباشد. علاوه بر دفتر تحکیم وحدت، حداقل پنج اتحادیه دیگر نیز وجود دارد که بنابر اهداف دیگری از بیرون بر دانشگاه تحمیل شدهاند و دارای اعضای اندک و پشتوانه دانشجویی ناچیزی بودهاند.
دفتر تحکیم اما، اگرچه در نوع خود منحصر به فرد است؛ با این حال دارای نقاط ضعف زیادی نیز بوده است که گاهی در میان هیاهوی سیاسی نادیده انگاشته شدهاند. این ضعفها زمانی خود را نشان داد که صداها و هیجانات سیاسی فروکش کرده بود. فرصتی لازم بود که پس از سالها فعالیت، احزاب و گروههای سیاسی در گذشته خود تأمل کرده و به بازخوانی و جمعبندی فعالیتهای 7 ساله بپردازند. سال آخر ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، به نظر مناسبترین فرصت برای این کار است.
با نگاهی گذرا به عملکرد 25 ساله گروهها و نیروهای سیاسی ایران، متوجه این نکته خواهیم شد که روند تغییرات عملکردی و ساختاری نیروهای سیاسی متناسب با تغییرات ساختاری نظام سیاسی حاکم بر ایران به پیش رفته است. تحولات بینالمللی از یک سو و تغییرات نسلی و اجتماعی از سوی دیگر باعث شد تا نظام سیاسی حاکم در ایران دچار تغییرات ساختاری شود. تحلیلگران معمولاً تغییرات ساختاری نظام سیاسی را به صورت روندی در "سه مرحله" تشریح میکنند.
در واقع طبق این تحلیلها، نظام سیاسی ایران در مرحله اول تا مقطع 1368 دارای یک "دموکراسی صوری" با خصلتی پوپولیستی بود. در مرحله دوم از 1368 به بعد و مخصوصا در دهه 70، در نتیجه عقبنشینی ساختارهای حقیقی، یک نوع "شبهدموکراسی" به صورت آشکار نظام را دربر گرفت. آنچنان که این تحلیلگران پیش از این پیشبینی میکردند، در مرحله سوم، نظام باید وارد فاز "دموکراسی واقعی" میشد و این زمانی به وقوع میپیوست که اصلاحات آغاز شده در نیمه دوم دهه 70 به سرانجام میرسید.
در تطبیق با این سه مرحله، میتوان تغییرات گروهها و نیروهای سیاسی ایران را نیز بررسی نمود. گروههای درگیر با نظام سیاسی، طبیعتاً با تغییر نظام، خود نیز تغییر میکنند. این تغییرات میتواند یا ساختاری باشد یا حداقل به نوعی خود را در کارویژهها یا در استراتژیها نشان دهد. اگرچه احزاب سیاسی صاحب مرام و ایدئولوژی به سختی تن به تغییرات درونی میدهند، اما سازمانهای متعلق به جنبشهای اجتماعی (مانند جنبش دانشجویی) بسیار راحتتر و متناسب با تغییرات اجتماعی یا تغییرات ساختاری نظام سیاسی، تغییر ساختار خواهند داد. از اینرو میتوان تحولات ساختاری دفتر تحکیم وحدت را نیز در قالب مراحل سهگانه تغییرات نظام سیاسی بررسی نمود.
از زاویه تحلیل فوق، دفتر تحکیم وحدت در مرحله اول (دموکراسی صوری)؛ یک "اتحادیه صوری" از بالا به پایین بود که به عنوان بازوی شورای انقلاب فرهنگی، کارویژهای جز تصفیه و کنترل دانشگاهها نداشت. در مرحله دوم و در زمانی که یک نوع شبه دموکراسی در ایران شکل گرفت؛ دفتر تحکیم نیز استقلال خود را از نظام سیاسی به دست آورد و صاحب بدنه فعال و پشتوانه دانشجویی شد که خواستار اصلاحات در درون نظام سیاسی بودند. مهمترین ایرادی که به دفتر تحکیم در این مقطع زمانی میتوان گرفت، آن است که اهداف و آرمانهای خود را در قالب کارویژههای حزبی پیگیری کرده است. در واقع، دفتر تحکیم وحدت خود را در قامت یک حزب سیاسی میدید تا یک سازمان دانشجویی. به همین دلیل در مرحله دوم اگرچه این اتحادیه به سمت دموکراتیک شدن پیش رفت، اما از اصل خود به عنوان یک جنبش اجتماعی بازماند.
انتظار میرفت که با ورود ایران به مرحله سوم، یعنی استقرار نظام دموکراتیک، دفتر تحکیم وحدت نیز در معنای اصلی خود تبدیل به یک جنبش اصیل اجتماعی شود که کارویژههای حزبی را کنار گذاشته و در قالب اهداف و آرمانهای کلی مانند تحقق حقوق بشر، به بسیج تودهها بپردازد. اما چنان که دیدیم؛ روند تغییرات ساختاری نظام به سوی دموکراسی، در آستانه ورود به مرحله سوم، با موانع بسیار جدی ساختار سنتی برخورد کرد و آینده آن در هالهای از ابهام فرو رفت.
در نتیجه اگر بخواهیم به آسیبشناسی دفتر تحکیم وحدت بپردازیم، بهترین مقطع زمانی برای بررسی فعالیتهای این اتحادیه، مرحله دوم است. چرا که دفتر تحکیم وحدت در مرحله اول، اساساً بخشی از جنبش دانشجویی محسوب نمیشد و بیشتر به یک نهاد حکومتی شبیه بود که بدین ترتیب آسیبشناسی آن از موضوع بحث این مقاله خارج است. در مرحله دوم اما، دفتر تحکیم به معنای واقعی یک اتحادیه دانشجویی بود و این میتواند به عنوان حرکتی مثبت در راه بازگشت به وضع طبیعی آن تحلیل شود. این تلاش اگرچه دستآوردهای مثبتی به همراه داشت، اما دارای آسیبها و ضعفهای فراوانی هم بود که سعی میشود به اختصار در زیر بیان شود:
1- ضعف در جذب نیروهای آگاه
اولین وظیفه جنبشهای اجتماعی، بسیج تودهها و سازماندهی آنها برای رسیدن به یک هدف کلی است. این جنبشها یا صاحب سازمان متمرکزی نیستند یا اگر هم باشند، آن سازمان یک "سازمان حداقلی" خواهد بود که تنها وظیفه برنامهریزی و هماهنگی میان اعضا را برای سامان دادن به اعتراضات و تقاضاها بر عهده دارد.
دفتر تحکیم وحدت از سال 79 به بعد به طور جدی با بحران مخاطب روبهرو بود و هرچه از سالهای اولیه اصلاحات میگذشت، از تعداد نیروها و مخاطبانش کاسته میشد. به نظر میرسد که در دهه 80 روند غیرسیاسی شدن دانشگاهها به شکلی پیش رفته است که کمتر از 20 درصد دانشجویان دارای مطالبات سیاسی هستند و در برنامههای انجمنهای اسلامی شرکت میکنند. این ناتوانی در جذب نیرو، در وهله اول به ضعف تشکیلاتی دفتر تحکیم و انجمنهای تابعه در سازماندهی و جذب نیرو باز میگردد. در واقع، این اتحادیه با درگیر شدن در کشمکشهای سیاسی از انجام اصلیترین کارویژه خود بازمانده است.
در نگاهی کوتاه به سالهای آغازین اصلاحات، به سادگی میتوان دریافت که استقبال دانشجویان و مردم از برنامههای انجمنهای اسلامی، نه به دلیل توانایی ایشان در جذب که تابعی از احساسات و هیجانات تودهای بوده است. شاید موج استقبال و حمایت عامه از دفتر تحکیم، این ذهنیت را در اعضای آن ایجاد کرد که همواره با سر دادن شعارهای رادیکال میتوان به چنین سطحی از مخاطبان دست یافت. با این حال هنگامی که از سال 79 به بعد احساسات و هیجانات تودهای فرو خوابید، به طور طبیعی از اعضا و مخاطبان انجمنهای اسلامی نیز کاسته شد. در این میان فقدان هرگونه مکانیسم مشخص برای جذب نیرو در دفتر تحکیم وحدت، به افزایش هرچه بیشتر بحران مخاطب در این اتحادیه منجر شد.
اما از زاویه دیگری نیز میتوان به این موضوع پرداخت. شاید بهترین دلیل برای بروز بحران مخاطب در دفتر تحکیم، همان گفته حاتم قادری باشد که به ناسازگاری مطالبات بدنه دانشجویی و مطالبات مطرح شده توسط انجمنهای اسلامی اشاره دارد. بدنه جامعه دانشجویی در حال حاضر، بیشتر دارای مطالبات اجتماعی و صنفی است، در حالی که انجمنهای اسلامی تنها به طرح مطالبات سیاسی رادیکال میپردازند. این که مطالبات جامعه دانشجویی در بحرانیترین دوران سیاسی، سیاسی نیست، شاید بتوان آن را به حساب پایین بودن آگاهیهای سیاسی این قشر گذاشت.
شاید بهتر بود دفتر تحکیم ابتدا با یک سازماندهی منسجم، مطالبات سیاسی را در میان دانشجویان فراگیر میکرد. (اقدام به بالا بردن سطح آگاهی سیاسی دانشجویان) و سپس شعارهایی بر مبنای این مطالبات سر میداد. راه دیگری نیز پیشنهاد شده است و آن این که دفتر تحکیم ابتدا با طرح مطالبات اجتماعی و صنفی به جذب نیرو بپردازد و سپس در میان نیروهای خود مطالبات سیاسی را گسترش دهد.
به هر حال توانایی و کارآیی سازمانهای وابسته به جنبشهای اجتماعی، همواره تابعی از آگاهی تودهها بوده است. هنگامی که تودههای مردم غیر متشکل و ناآگاه باشند؛ طرح شعارهای رادیکال توسط این گونه سازمانها فاجعهآفرین است. به این ترتیب و با گذشت زمان، این سازمانها پشتوانه تودهای خود را از دست داده و اساساً "جنبش" بودن آنها زیر سؤال میرود. همچنین، آنها به سازمانهای کوچک و محدود حول محور چند فرد تبدیل میشوند و بیشتر سعی میکنند که کارویژههای نخبهگرایی حزبی در پیش بگیرند.
2- انجام کارویژههای حزبی
همانطور که گفته شد، مهمترین ضعف دفتر تحکیم وحدت در دوره تحولات ساختاری نظام سیاسی ایران، اتخاذ کارویژههای حزبی بود. این اتحادیه پس از سال 76 با کسب یک کرسی در جبهه دوم خرداد، عملاً خود را همردیف گروههای 17گانه این جبهه قرار داد که همگی از احزاب سیاسی بودهاند.
این کار در واقع آشکارترین خطای یک سازمان دانشجویی به حساب میآید. از آن پس، دفتر تحکیم در رابطه با احزاب سیاسی وارد معاملهای دوسویه شد که شامل امتیاز دادنها و امتیاز گرفتنهای سیاسی بود. همچنین این اتحادیه مانند سایر احزاب به شرکت در انتخابات و ارایه لیستهایی از کاندیداها پرداخت. سپس همچون احزاب، برنامه سیاسی ارایه کرد، به طراحی استراتژی پرداخت و روشها و متدهای سیاسی را برای درگیری با قدرت اتخاذ کرد.
کارویژههای بالا، هیچ کدام متعلق به یک سازمان دانشجویی نیست و حتی به انشعاب و انشقاق درونی و فروپاشی انسجام آن میانجامد. در حالی که همانطور که اشاره شد؛ این سازمانها در مرحله اول باید با تشکیل یک ائتلاف گسترده میان تمام گرایشهای فکری در میان تودهها به حفظ انسجام خود بپردازند.
با این حال مایه امیدواری بود که دفتر تحکیم وحدت با اتخاذ "استراتژی دوری از قدرت" و تصمیم به عدم شرکت در انتخابات و معرفی کاندیدا، اولین گام را در کنار گذاشتن عملکردهای حزبی برداشت و به سوی خویشتن حقیقی خود حرکت کرد. اگرچه همچنان بسیاری از روشها و راهکارهای ارایه شده توسط دفتر تحکیم از حوزه اختیارات و وظایف آن خارج است، اما میتوان امیدوار بود که تجربه سالهای گذشته باعث اصلاح هرچه بیشتر این روند شود.
3- فراکسیونها؛ عاملی برای تضعیف
یکی از نقطهضعفهای آشکار دفتر تحکیم وحدت در سالهای پس از دوم خرداد، بروز منازعات مخرب میان فراکسیونهای داخلی این اتحادیه بود. این منازعات یک بار موجب انشعاب شد و بار دیگر رکودی 2 ساله را برای آن به ارمغان آورد. فراکسیونهای داخلی سازمانها معمولاً با رقابت سالم با یکدیگر در ارایه راهکارها و برنامهها، در نهایت به تقویت و انسجام سازمان کمک میکنند؛ اما در دفتر تحکیم وحدت همواره وضعیت برعکس بوده است.
فراکسیونهای دفتر تحکیم هیچگاه بر مبنای شکافها و اختلافات فکری شکل نگرفتهاند. شاید فراکسیونها را بتوان مولود شکافهای ساختاری درون این اتحادیه دانست؛ شکافهایی که هرکدام در آستانه تحولات تاریخی آن اتحادیه پدید آمدهاند. در واقع در درون دفتر تحکیم وحدت در گذار از مرحله اول به مرحله دوم، یک شکاف ساختاری به وجود آمد که یک سوی آن گروهی قرار داشتند که خواستار حفظ وضعیت مرحله اول بودند و سوی دیگر، شامل دانشجویان خواهان تطبیق ساختار با وضعیت شبه دموکراتیک دهه 70 میشد. این گونه بود که اولین فراکسیونبندی دفتر تحکیم پس از دوم خرداد، موجب انشعاب در این اتحادیه و تشکیل دو طیف "شیراز" و "علامه" شد.
دانشجویان عضو طیف شیراز همچنان خواستار حفظ ساختار تحکیم در دهه 60 به عنوان نهاد وابسته به حاکمیت بودند، اما طیف علامه در همراهی با اصلاحطلبان، خواهان استقلال هرچه بیشتر انجمنها به عنوان نقادان حاکمیت بودند. در نتیجه، آن انشعاب چیزی نبود جز هزینه گذار دفتر تحکیم به مرحله دوم.
اما دومین فراکسیونبندی پس از انشعاب در درون طیف اکثریت دفتر تحکیم، باز هم بر مبنای شکافی ساختاری به وجود آمد. فراکسیونهای سنتی و مدرن دفتر تحکیم (طیف علامه) در گذار از مرحله دوم به مرحله سوم پدید آمدند. رکود دو ساله و درگیریهای درونی این اتحادیه نیز هزینه این گذار بوده است. در حقیقت، عدهای از دانشجویان همچنان همکاری نزدیک و معامله با احزاب و حفظ کارویژههای انتخاباتی را که مشخصه دوره دوم بود حفظ کرده بودند، اما برخی دیگر بر فاصله هرچه بیشتر خود با احزاب سیاسی برای قطع هرگونه وابستگی پافشاری میکردند.
با آن که فراکسیون مدرن (اکثریت) تمایل بیشتری به گذار به مرحله سوم داشت، اما ناخواسته درگیر آسیبهای دیگری شد که در بالا به عنوان ضعف جذب نیرو به آن اشاره شد. جمعبندی عملکرد فراکسیونها در این دوره نشان میدهد که اگرچه فراکسیون مدرن در ابتدا با اهداف عالی و مثبت پایان دادن به کارویژهها و وابستگیهای حزبی پدید آمد، اما با گذشت زمان دچار ضعفهای دیگری شد و با از دست دادن بسیاری از مخاطبان خود، به نوعی دیگر به انجام کارویژههای نخبهگرایانه پرداخت.
4- ضعف تئوریک
ضعف تئوریک تقریباً موردی است که دانشجویان دفتر تحکیم خود صراحتاً به آن اعتراف کردهاند و برنامههایی را نیز در جهت رفع آن تدارک دیدهاند. با این حال به نظر نمیرسد که جز برگزاری چند سمینار و کنفرانس، تغییر خاصی در برنامههای آموزشی انجمنهای اسلامی برای تقویت تئوریک بدنه دانشجویی صورت گرفته باشد. ضعف تئوریک را میتوان به عنوان عامل اصلی و بنیادین بروز آسیبها و تناقضات رفتاری در درون انجمنهای دانشجویی به حساب آورد که بسیاری از آسیبها و ضعفهایی که به آنها اشاره شد، نشات گرفته از آن است.