سیدمهدی حسینی
بسیج چیست و بسیجی کیست؟
«بسیجی کسی است که سینهاش را سپر میکند و با هر وسیلهای که در اختیارش باشد دفاع از انقلاب را به عهده میگیرد، چون در حقیقت از اسلام و قرآن دفاع میکند.»
در سپیدهدم تاریخ روشنایی، در پس پایان تاریکی و ظلمت جهالت، ناگهان ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد، رسول هاشمی(ص) سوغات آزادی و آزادگی و رهایی از بند خودپرستی و جهالت را به ارمغان آورد. آری محمد رسولالله(ص) پیامآور رستن از خویش و برخاستن برای بندگی و عبودیت حق شد. محمد(ص) نیز مانند هر انسانی پس از 63 سال بندگی و هدایت ابنای بشر، دار فانی را بدرود گفت و به سوی معبود خویش شتاب. قبل از رحلت و عزیمت به سرای باقی و بهشت جاودان، برادر و پسر عموی خویش علی بن ابیطالب(ع) مظهر تمام صفات حسنای الهی را به رهبری امت برگزید.
سراسر دوران پر التهاب حکومت رسولالله(ص) مملو از غزوات و خیانتهای متعدد بود. علی(ع) نیز از خیانتها و خباثتهای دشمن از جنس زر و زور و تزویر بینصیب نبود. از طرفی نخوت و استکبار سیاسی امویان که دایره مدار حکومتشان بر تزویر و رعب و ستم بر مردم استوار بوده است و از طرف دیگر شکمپرستان دنیامدار که از عدالت علی(ع) در رنج و تعب بودهاند، با جاهلان متحجر خارجی قشری مسلک همآوا میشوند و علی(ع) و حضور بسیجیان مکتب علوی همچون عمار یاسر، مالکاشتر، صعصعه و دیگران که با بصیرت و شجاعت و فداکاری توانستند با همه ناجوانمردیها و توطئهها مبارزه کنند امروز معلوم نبود چه میزان از احکام الهی و دستورات قرآنی به دست انسانهای تشنه حقیقت میرسید.
اینان شبیهترین افراد به علی(ع) بودند، این ویژگی نزدیکی و قرابت شخصیتی بین رهبران و پیروان جزء اساسی پذیرفته شده در اغلب مکاتب الهی و بشری است.
برای این که پیرو بتواند به کمالات رهبر نایل گردد در شاکلههای شخصیتی رهبر شبیهسازی و همذاتپنداری مینماید و آن عناصری از شخصیت رهبر که لازم است در خود به تبلور درآورد و آن ویژگیهایی که رهبر، برآوردن آن را در شخصیت پیروان مدنظر دارد و همچنین آن خصوصیات و صفاتی که در انتاج آرزوها و آمال آن مکتب و پیشبرد اهداف متعالیه آن مؤثر باشد را در خود ایجاد مینماید. نیل به این اهداف، منوط به تن دادن فرامین و خواستهای رهبری است و تن زدن از همه خواهشها و خواستههای معارض آن میباشد. هر انسانی به دلیل نیازها و محدودیتهای انسانی خودداری اهداف شخصی است و پیروان نیز به همین دلایل ممکن است دارای انگیزهها و اهداف شخصی نیز باشند ولیکن اگر این اهداف و انگیزهها با اهداف و مقاصد مکتبی مورد اشاره رهبران، همآوایی و همسویی نداشت، آنگاه پیروان فداکاری خواهند کرد و در پی حصول مقاصد مورد نظر رهبران حرکت خواهند نمود آنچه در این فراز برای نگارنده مورد توجه است موضوع فداکاری است و این فداکاری است که متعلق و مقوم تعریف بسیج است.
«بسیجی سینهاش را سپر میکند تا انقلاب و اسلام آسیب نبیند، قرآن آسیب نبیند.» او همچنین مولایش خود را مدافع اسلام میداند و از تمامیت حق مردم مسلمان دفاع میکند. او شایسته و بایسته این فضیلت است. «او آمادگی و حضور دایمی دارد، «در وسط میدان میماند، فضیلتها بماند، حضور دایمی دارد و آمادگیاش در حد فداکاری است.»
«بسیجی با قوت و قدرت و آمادگی و نشاط و احساس ضرورت کار و راه خودش را ادامه میدهد» او تنها نیست، هرگز یک فرد به تنهایی نمیتواند بسیج باشد. او به همراه همکیشان فداکارش بسیج را تشکیل میدهد. بسیج مجموعهای از پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور است که در راه اهداف عالی ملت و برای به کمال و خوشبختی رساندن کشور، جمع شدهاند» تا «حق بماند اگرچه به قیمت رفتن جان و هستی آنها باشد.»
این گروه منظم و منضبط و منسجم و دارای تعهد و بصیرت میباشد و «در مواجهه با رویدادها به عنصر زمان و مکان توجه کامل مینماید. تعریفی که او از زمان و مکان دارد بسیار متفاوت از مفاهیم زمان و مکان افراد معمولی است، عنصر بصیرت و هویت الهی او موجب تأثیر او بر ساحت زمان و مکان میشود اوست که بر شاکله اجتماعی تأثیر میگذارد و کمتر از تحول و تغییرات محیطی اثر میپذیرد.» «بسیجی با صفت دینی تعریف میشود» او چون از متن مردم برخاسته است دارای ویژگی مردمی است و نماینده و نمایاننده فضیلتهای همه اقشار ملت است.
در بعد سازماندهی نیز بسیج باید، گونهای سازمند گردد که بتواند از انقلاب دفاع کند. لذا تهدیدات را برنمیتابد بنابراین سازماندهی بسیج باید به گونهای طراحی شود که معطوف به تهدید باشد اگر جنس تهدید از نوع سخت باشد سریعاً سازماندهی بسیج در نبرد باید سازماندهی معطوف به تهدید سختافزاری طراحی شود. اگر دشمن به مرزها و سرحدات کشور اسلامی حمله نظامی کند اوست که با انگشت اشاره رهبری، ساز دفع و قطع دست دشمن مینماید. هرچند که وظیفه ابتدایی و اولیه دفاع از سرحدات وظیفه ارتش جمهوری اسلامی ایران است و در صورتی که این تجاوز و تهدید بهگونهای باشد که انقلاب اسلامی در تهدید باشد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دشمن کینهتوز را با وحدت کلمه و همرزمی با برادران ارتش بر سر جای خود مینشاند. ولیکن حضور بسیج در صحنه نبرد تعیینکننده و سرنوشتساز است و «غفلت از آن پشیمانی بزرگی به بار میآورد.» حضور بسیج در صحنه، ابتکار را از دشمن میگیرد و جرأت را از خصم میستاند و به مخیله او اجازه تصویر و تصور تجاوز را هم نمیدهد، چرا که اگر تفکر و فرهنگ بسیجی بر مملکتی سایه افکنده باشد هیچ دشمنی توان مقابله با آن کشور را ندارد و در واقع بسیج نقش سلاح استراتژیک و بازدارنده مؤثر را عمل مینماید.
و اگر دشمن خیرهسر تجاوز سختافزاری نماید با سازماندهی رزمی، همچونان که در هشت سال دفاع مقدس داغ بر دل دشمن نهادند، مانع ترک تازی آنها میشود و تحقیقاً «برای کشوری که آماج این همه حمله خصمانه و خباثتآمیز دشمنان است جز بسیج نیروهای مردمی هیچ راه علاجی وجود ندارد.»
و اگر روزی دشمن دست به نبردی نیمه سخت و اطلاعاتی بزند آنگاه این بسیج نیروهای مردمی است که میتواند امنیت را بر پا دارد و از حرکات مزورانه دشمنان آگاه میشود و حیلههایشان را نقش بر آب مینماید. «این مجموعه به این بزرگی که داخل مردمند، میتوانند مطمئنترین و امینترین شاخکهای اطلاعاتی نه فقط برای بسیج نیروی مقاومت و نه فقط برای سپاه، بلکه برای کل دستگاه اطلاعاتی و امنیتی باشند.
اگر هم روزی تهاجم از جنس تهاجم فرهنگی و یا هر تجاوز نرمافزاری دگرگونهای باشد آنگاه بسیج است که میتواند به مثابه یک فرهنگی، تأثیرگذار و پیروز میدان باشد، زیرا در بسیج یک فرهنگ است، بسیج یک حرکت فرهنگی است.» «بسیج از طرفی در معنی و در حقیقت حرکت خودجوش مردمی است.» «مردمی که خودشان را صاحب مملکت خودشان میدانند.
مردمی که از هرگونه انحراف در مشی کلی کشورشان اولاً آگاه میشوند و ثانیاً از آن رنج میبرند و ثالثاً در مقابل آن میایستند» لذا در جنگ و تهاجم فرهنگی، فرهنگ معنویت، شجاعت و غیرت و فرهنگ استقلال و آزادی است که میتواند سلاح برنده و مؤثر به پیش برنده باشد، که برای این فرهنگها، به اجمال میتوان یک اسم گذارد که آن هم: «فرهنگی» خواهد بود. اگر معنویت سرلوحه کار باشد مقابله با بیبند و باری در همه حوزههای علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و سایر حوزهها در کنار غیرتورزی دینی باشد آنگاه میتوان امید داشت که دشمن از تهاجم خود طرفی نخواهد بست.
به تحقیق میتوان گفت که: سازماندهیهای سهگانه معطوف به تهدیدات سامان نمییابد مگر این که این سازماندهی با «حرکت منطقی و عمیق اسلامی منطبق بر نیازهای امروز دنیای اسلام و به طریق اولی منطبق بر نیازهای جامعه اسلامی طراحی گردد.»
«روح الهی بسیج با معارف الهی ارضا میشود، بلند همت است، خواسته او نجات همه آحاد بشر است.» «خواسته او این است که در جامعه او فساد نباشد. فقر و تبعیض و بیعدالتی نباشد. دشمن بر او مسلط نباشد» با همه مواردی که در موضوع حضور تودههای سازمان یافته مردم در دفاع از انقلاب در مقابل تهاجمات و تهدیدات سختافزاری و نیمه سختافزاری و نرمافزاری دشمنان سخن به میان آمد، این تودههای مردمی سازماندهی شده ـ بسیج ـ هرگز «نباید یکی از نیروهای مسلح تلقی شود»، «بسیج یک سازمان سوم نظامی در قبال و کنار سپاه و ارتش نیست» بلکه بسیج متن ملتی است که در مراکز نظامی و صنعتی و اجتماعی و دینی و آموزشی دارد. لذا بسیج صفتی آسمانی و روحانی و معنوی برای صنوفی که آمادگی فداکاری در راه اهداف متعالی انقلاب دارند میباشد. بنابراین میتوان او را دانشجوی بسیجی، کارگر و کارمند بسیجی، استاد و وزیر و وکیل بسیجی و حتی عناصر حزباللهی و بسیجی ارتش و سپاه را با صفت بسیجی صلا و ندا داد. مهم آن است که چه کسانی این صفت متعالی را در درون خود به تبلور برسانند. به همین دلیل «طبیعت بسیج این است که رقیب هیچ تشکیلاتی، مگر تشکیلات ضدانقلاب نخواهد بود.»
اگر به این انسان فداکار در عرصه زندگی و کار تکلیفی سپرده شود بسیار بالاتر از حد عرف معمول به انجامش میسپارد او دارای بصیرتی استراتژیک است و به افقها می نگرد و به آیندهای بسیار روشن و امیدوارکننده توجه دارد، او از همه افراد عادی پرجوش و خروشتر و فعالتر مینماید. در رفتار و ادب و نظم و انضباط از دیگران به رفتار اسلامی نزدیکتر است. بنابراین بسیجیان جوانان این ملت و عناصر کاریای هستند که در میدانهای سخت با احساس الهی و با رشد معنویت و اخلاق و تقوا و عمل صالح و با ارتباط با روحانیت و با تعامل مؤدبانه با مؤمنین و با حفظ ساخت سنتهای مثبت از پایگاههای مساجد شروع به فعالیت مینمایند، آنها خودشان به پایگاهها مراجعه میکنند کسی آنها را مجبور به حضور در چنین مکانها و مواضع نمینماید. حضور در پایگاهها و فعالیت در مسجد میسر نیست، مگر این که مسئولان و دستاندرکاران بسیج عناصر جاذبهآور و انگیزهبرانگیز را برای جوانان مهیا نمایند که عبارت از همان نشاط و هیجانی است که در فضای تعامل و به کارگیری بسیجیان که برای جوانان همانند سالهای پیروزی انقلاب و دفاع مقدس کمافیالسابق بیشتر اعتماد نمایند زیرا که بسیج جوانان ملت، امواج خروشان و پرجولان و نعمت تمامنشدنی و ذخیرهالهی است که باید به چشم تکریم به آن نگریست و باید آنها را سازماندهی کرد و آموزش و انضباط را در آن نهادینه کرد.
جذب تودههای مردمی خصوصاً دختران و پسران متدین به سمت پایگاههای بسیج و نهادینه نمودن خصایص انسانی و ایجاد بصیرت و آمادگی در آنها بدون برنامهریزی در سطوح مختلف سنی و جنسی و زمانی (کوتاه مدت، میان مدت، دراز مدت) ممکن نیست. بنابراین باید برنامههای حوزه جوانان و نوجوانان با پا به سن گذاشتهها متفاوت باشد و همچنین برنامهریزی برای بسیج خواهران نیازمند فعالیت ویژه و منحصر به آنها دارد. اینگونه فعالیتها نیاز به تبلیغات، سازماندهی خوب و توجه ویژه دارد، باید دقت کرد تا دیده شود از هر قشری چه انتظاری هست و ذهن آن قشر را چگونه میشود با حقیقت مسأله بسیج سیراب و اشباع کرد. لذا نیاز به برآوردهای کمی و کیفی، روشنبینی، حرکت منطقی و خردمندانه و محاسبات در متن و نتایج علمی دارد. نمیتوان بدون رعایت این فاکتورها و عوامل کار درستی انجام داد. «که به حمدالله در بسیج مردمی از روز اول تا به امروز وجود و حضور این خصوصیتها محسوس بوده است.» بنابراین در عرصه سازمان و ساختار ضرورت دارد بسیج در همه میدانها حضور داشته باشد و طراحی و سازماندهی آن بر اساس نوع تهدیدات و خطرات احتمالی تنظیم گردد و نسبت به توسعه در بسیج و کارآمدی و اثربخشی و نوسازی و باز مهندسی سازمان آن کمال دقت و توجه اعمال گردد.
و در عرصه شخصیتی و خلق و خوی منش انسانی بسیجیان میبایست هر روز نسبت به روز قبل، ارتباط خود را با مبدأ هستی مستحکمتر و قویتر نمایند. با اخلاق و ادب اسلامی، با خضوع و خشوع معنوی، با بصیرت الهی، با اخلاص و ایمان و فداکاری هم مدافع نظام اسلامی باشند و هم محور جذب جوانان و سایر عناصر مردمی به بسیج گردند و در سراسر وجودشان اصلاح و صلاح مردم حکمفرما باشد. بسیجی باید منتظر مصلح کل باشد. بصیرت خود را بر شمشیر شجاعت حمل مینماید و باید غیرت را در سایهسار ولایتپذیری نمایان نماید و در یک کلام نگاهش صرفاً به سرانگشت تدبیر و اشاره ولایت است. اگر چنین شود آنگاه میتوان امیدوار بود که انشاءالله به این کشور امام زمان آسیبی نخواهد رسید.