گروه سیاسی: مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و علیرضا رجایی یکی از فعالان ملی ـ مذهبی سهشنبه شب کنار یکدیگر نشستند تا چهل و یکمین نشست از سلسله برنامههای تا دموکراسی با موضوع «نقش احزاب در پیشبرد دموکراسی ایران» را در دفتر مرکزی جبهه مشارکت برگزار نمایند. در این میزگرد هر دو بر این باور بودند که شکلگیری دموکراسی و وجود احزاب با یکدیگر لازم و ملزوم همدیگرند و هر یک از زاویه نگاه خویش به تحلیل این مسئله پرداختند.
علیرضا رجایی که در ابتدا تریبون این برنامه را در اختیار گرفت با لحنی حاکی از تاسف از اینکه همواره روشنفکران سیاسی و فرهنگی به این موضوع با نگاهی ژورنالیستی نگریستهاند به ارائه تحلیلی از رابطه تحقق دموکراسی و وجود احزاب پرداخت و گفت: «قبل از آن که بخواهم به مسئله ایران بپردازم باید به این سؤال پاسخ دهیم که آیا باید در ابتدا احزاب شکل گیرند تا دموکراسی تحقق یابد و یا بالعکس؛ بدین معنی که اگر فضای کشوری به آن صورت بسته باشد که احزاب و جنبشها نتوانند شکل بگیرند چگونه تحقق دموکراسی امکانپذیر است و از سوی دیگر اگر احزابی وجود نداشته باشند آیا امکان تحقق دموکراسی وجود دارد و در اینجا به نظر من باید گفت که یک تسلسل وجود دارد و بنابراین اگر این بحث را به صورت منطقی پیگیری کنیم به نتیجهای نخواهیم رسید زیرا در یک فضای ساکن نظام حاکم همیشه مسدود است.»
رجایی پس از ذکر این مقدمه کوتاه با نگاهی تاریخی به روند شکلگیری احزاب در ایران به بررسی نقش احزاب در تحقق دموکراسی در ایران پرداخت.
وی به وقایع پس از شهریور 1320 اشاره کرد و گفت: «بعد از شهریور 1320 هیچ حزبی شکل نگرفت که دارای چارچوب ایدئولوژیک سیاسی، بسیج نخبگان و پشتوانه فرهنگی باشد و با احتیاط بگویم که حزبی جز حزب توده سراغ ندارم و این حزب از نمونههای معدود احزاب کلاسیک است.»
وی معتقد است وقایعی که منجر به ایجاد یک فضای بسته شده است باید شناسایی شود تا جریانی جدید فرصت تکوین یابد. وی دو مسئله شکافهای قدرت و خلأ در قدرت را منشاء تحول در نظامی سیاسی دانست و تصریح کرد: «زمانی که شکاف میان بلوکهای قدرت وجود دارد انقلاب رخ میدهد و در وقایع پس از شکلگیری انقلاب خلاء قدرت به وجود میآید.»
وی افزود: «در دوران خلاء قدرت فقدان احزاب احساس میشود، زیرا در زمان شکاف میان قدرت هدف سرنگونی رژیم است که حرکتها از درون جامعه شهری برمیخیزد.»
این در حالی است که رجایی معتقد است ایران اکنون در دوران خلاء قدرت است و بنابراین فقدان وجود احزابی نیرومند بسیار محسوس است و از سویی وی تاکید میکند که زمانی احزاب نیرومند در ایران شکل خواهند گرفت که زمینه تحقق دموکراسی فراهم باشد.
مصطفی تاجزاده سخنان خود را با تاکید بر این جمله آغاز کرد که «در جوامع دموکراسی لزوماً مولود احزاب نیست» و اعلام کرد که در تمام مدت زمان صحبت خویش سعی میکند تا همین جمله را تحلیل کند.
وی سپس به ارائه تعریفی از دموکراسی پرداخت و گفت: «به نظر من پایه دموکراسی بر برابریطلبی نهاده شده است و برابرطلبی در عالم واقع محقق نخواهد شد مگر اینکه بخشی از نخبگان نتوانند بخش دیگری از نخبگان را حذف کنند و در واقع قدرت به صورتی یکسان توزیع شود و بنا بر همین تعریف دموکراسی لزوماً مولود احزاب نیست و احزاب یکی از عواملی است که اگر شکل بگیرند جامعه را به سمت دموکراسی سوق میدهند.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با تاکید بر اینکه عدم حذف رقیب سبب میشود تا دو طرف بلوک قدرت خود را متشکل سازند، تلاش در جهت یکپارچگی با هر انگیزهای را ضددموکراتیک و انقلابخیز دانست. وی معتقد است که یکپارچگی قدرت نه تنها منجر به ایجاد جامعه ژاپن یا سوئیس اسلامی نمیگردد بلکه زمینههای شکلگیری قیام را فراهم میسازد. افلاطون جملهای زیبا دارد بدین مضمون که «دسته دزدان مادامی که به عدالت با هم رفتار کنند انسجامشان حفظ میشود». تاجزاده با بیان این جمله تصریح کرد: «در یک جامعه مناسبات میتواند به گونهای طراحی شود که انسانها اخلاقی زندگی کنند.»
وی سپس به عدم وجود طبقات اجتماعی در ایران اشاره کرد و همین امر را مسبب آن دانست که نیروی اجتماعی قوی در ایران وجود نداشته باشد و البته در بیان این مسئله به نقاط ضعف و قوت آن پرداخت و گفت: «عدم وجود طبقه اجتماعی در ایران سبب میشود تا جامعه از قابلیت بسیج شدن سریع برخوردار باشد و این در حالی است که به همان سرعت که گر میگیرند به سرعت فروکش میکنند هر چند که دوم خرداد سعی کرد تا این چرخه را بر هم زند و اگر دوم خرداد شکل نمیگرفت زمینههای بروز حرکتی رادیکالتر فراهم میشد.»
اخیراً دکتر حسین بشیریه در مقالهای تحت عنوان «نخبگان و دموکراسی» به بررسی روند پیشرفت دموکراسی در جامعه ایرانی پرداخته است. بشیریه در این مقاله عنوان کرده که گسترش ارتباطات شهرنشینی و پیشرفتهای همهجانبه به هیچ وجه جامعهای را به دموکراسی نمیرساند و در واقع نگرش جدید بشیریه به عرصه سیاست سبب شد تا مصطفی تاجزاده نیز یکی از محورهای بحث خود را بر پایه این مطلب قرار دهد.
وی معتقد است که تاریخ نوسازی ایران که از 160 سال قبل آغاز شده است غالباً به نوسازی قالب استبدادی و فاشیستی میپرداخته و بنابراین تاکید داشت که سلسله حرکتهای دموکراسی با فتح و توزیع قدرت و دموکراتیزه کردن آن امکانپذیراست.
وی با بیان این مطلب تمام مولفههای موجود در ایران را علیه دموکراسی تلقی کرد و برخی از همین مولفهها را برشمرد و گفت: «در ایران دولت وظایفش نامحدود است و حتی در خصوصیترین ظواهر زندگی افراد دخالت میکند، انتظارات جامعه از دولت بسیار بالا است. جامعه مدنی نداریم، طبقات اجتماعی نداریم، احزاب و مطبوعات قدرتمند و سراسری هم نداریم و در این دولت اگر آدم صالح هم در راس کار قرار دهند خودرای میشود.»
اما تاجزاده در دقایق پایانی سخنانش به ارائه راه نجاتی از وضع موجود اندیشید و مولفههایی را برشمرد که به سود دموکراسی عمل میکنند. وی افکار عمومی را مهمترین مولفه جهت تحقق دموکراسی در یک جامعه نامید و در باب مولفه دوم به وجود تشکیلات برای استقرار دموکراسی اشاره کرد؛ همچنین از نظر او عدم امکان حذف نخبگان سومین مولفه و اتکا به مردم را چهارمین مولفهای دانست که میتواند جامعه را به سوی دموکراسی رهنمون سازد.
صحبتهایم را میخواهم با جملهای به پایان برسانم: «عزیزان، ما به دلیل ضعفهایی که داریم اگر نخبگان واقعاً خواهان استقرار دموکراسی هستند باید مهمترین هدفشان را عضویت در نهادهای مدنی از جمله حزب قرار دهند.»
با این کلام تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت چهل و یکمین نشست از سلسله برنامههای «تا دموکراسی» را به پایان رساند.