تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۰۱۱۳۸

توهم بزرگ


دکتر نوذر شفیعی
یکی از مسائل مهمی که پس از حادثه یازده سپتامبر 2001 در سطح محافل تصمیم‌گیری آمریکا و حتی جهان مطرح شد، چگونگی مقابله با تروریسم بود. اگرچه تعریف مشخصی از تروریسم وجود ندارد و گروهها و کشورها براساس منافع فردی، گروهی و ملی خود تروریسم را تعریف می‌کنند، اما در اینجا تمرکز ما بر حرکت‌های خشونت‌باری است که در گوشه و کنار جهان علیه مردم بیگناه صورت می‌گیرد. سئوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا پس از حادثه یازده سپتامبر حوادث تروریستی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است یا افزایش؟ برای پاسخ به این پرسش، افغانستان نقطه آغاز مناسبی است. پس از حادثه 11 سپتامبر، بدون آنکه ماهیت واقعی این حادثه مشخص شود، آمریکا به بهانه آن حمله نظامی به افغانستان را آغاز کرد.
با حمله آمریکا به افغانستان تحولات مهمی در این کشور اتفاق افتاد که همگی تحت عنوان دولت‌سازی در افغانستان قابل توصیف هستند. با این‌ حال تمام کسانی که در افغانستان زندگی می‌کنند و همه افرادی که در دستگاه تصمیم‌گیری آمریکا پروژه افغانستان را در دست دارند به خوبی درک می‌کنند که به رغم همه تحولات در افغانستان، این کشور هنوز به لحاظ امنیتی، یک کشور «غیر امن» قلمداد می‌شود. آمار دقیقی از تلفات انسانی پس از حمله آمریکا به افغانستان وجود ندارد اما بدون تردید هزاران نفر طی حملات آمریکا و حملات متقابل مخالفین کشته شده‌اند و این در حالی است که هنوز هم نمی‌توان چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای آن ترسیم کرد.
اما انعکاس حمله نظامی آمریکا به افغانستان فقط به قلمرو داخلی این کشور محدود نشد. مجمع‌الجزایر اندونزی اگرچه گهگاه شاهد حرکت‌های خشونت‌باری بوده است اما انفجار بالی که به کشته شدن بیش از 200 نفر انجامید، پاسخی غیرمستقیم به حمله آمریکا به افغانستان بود. ارتباط این دو پدیده یک ارتباط عادی نیست بلکه به معنی گسترش دامنه خشونت از یک منطقه به منطقه دیگری از جهان است.
در حالی‌ که هنوز شعله‌های جنگ و خشونت در افغانستان خاتمه نیافته بود، آمریکا حمله به عراق را آغاز کرد.
حمله به عراق نیز اگرچه دلایل گوناگونی داشت اما بخشی از آن به بهانه مقابله با تروریسم صورت گرفت.
اگر در افغانستان، حرکت‌های خشونت‌بار در شکل خاموش آن اتفاق می‌افتد، در عراق این خشونت در عریان‌ترین شکل آن اعمال می‌شود. تقریباً هر روز گزارش‌هایی دال بر کشته و زخمی شدن صدها نفر از مردم عراق به گوش می‌رسد. در مورد تلفات درگیری‌های عراق نیز آمار دقیقی مخابره نشده است. ولی اغراق نخواهد بود اگر بگوئیم دهها هزار نفر به اشکال مختلف جان خود را از دست داده‌اند و دقیقا مثل افغانستان و شاید بدتر از آن نیز. هنوز نمی‌توان چشم‌انداز روشنی برای آن ترسیم کرد. اما مثل افغانستان، بازتاب‌های حمله آمریکا به عراق محدود به قلمرو سرزمینی این کشور نبوده است. بازتاب حمله آمریکا به عراق در شکل حمله به نظامیان آمریکا در عربستان سعودی، حمله به صهیونیستها در استانبول ترکیه و... نمود یافته است. این نیز به معنی گسترش افقی و عمودی خشونت در سطح جهان است.
به موازات این مسائل، حادثه یازده سپتامبر، فرصت و بهانه لازم را برای رژیم صهیونیستی فراهم کرد تا سرکوب ملت مظلوم فلسطین را تشدید کند. ترور رهبران گروههای فلسطینی از جمله شیخ احمد یاسین و دکتر رنتیسی، تخریب منازل و اماکن فلسطینی‌ها، مهاجرت اجباری آنها، اعمال فشارهای اقتصادی، قتل عام زنان و کودکان بیگناه فلسطینی نمونه‌ای از گسترش تروریسم دولتی محسوب می‌شود. در حقیقت، پس از حادثه یازده سپتامبر، اسرائیل هر آنچه که خواسته و توانسته بر سر مردم فلسطین روا داشته است و این هم نیز بیشتر در پرتوی فضای پس از حادثه یازده سپتامبر بوده است.
علاوه بر این موارد، در مجموع پس از حادثه یازده سپتامبر فضای خشن و سختی بر کل جهان حکمفرما شده است که در چارچوب آن هیچ کس احساس امنیت نمی‌کند. بسیاری از کشورها خود را در معرض تهدید فزاینده آمریکا می‌بینند.
عربستان سعودی مستقیم یا غیرمستقیم، خود را در نوبت بعدی حمله آمریکا می‌بیند. کره شمالی و به‌ طور کلی کشورهای شرق آسیا دائماً نگران حرکت‌های پرخاشگرانه آمریکا علیه پیونگ یانگ هستند، ایران نیز که همواره پس از انقلاب اسلامی تحت فشار آمریکا بوده است، نگران آن است که واشنگتن با جنجال‌آفرینی پیرامون مسائل هسته‌ای، دست به حرکتهای پرخاشگرایانه بزند. نکته مهم این است که صرف‌نظر از اینکه این احساس نگرانی‌ها تا چه حد به واقعیت نزدیک باشد قدر مسلم اینکه فقط این کشورها نیستند که احساس ناامنی می‌کنند. محیط منطقه‌ای و به تبع آن محیط بین‌المللی نیز از این وضعیت احساس ناامنی می‌کند. حمله به عربستان سعودی باعث آسیب‌پذیری کل منطقه خلیج‌فارس و به تبع آن آسیب‌پذیری جهان به واسطه قطع شریان انرژی خواهد شد، درست به همان شکلی که بحران عراق اکنون کل منطقه را درگیر کرده و می‌تواند بازتاب‌های بین‌المللی نیز به همراه داشته باشد.
جدا از احساس تهدیدی که بر کشورها از ناحیه آمریکا حاکم است،‌ بعضی از کشورها نیز خود را در مقابل تهدید گروههای مسلح می‌بینند. در کشورهای آسیای جنوب شرقی گروههای مسلح زیادی وجود دارند که به هر دلیلی به ویژه به دو دلیل اصلی «گرایش به استقلال» و نگرانی از تبعیت بی‌چون و چرای دولت متبوع خود از آمریکا «دست به خشونت» می‌زنند. سرزمینی اوستیا به ویژه طی ماه جاری شاهد یکی از تلخ‌ترین حوادث خود بود. بحران گروگان‌گیری در اوستیا و اقدام گروگانگیران در قتل گروگان‌ها نشان داد که پس از حادثه یازده سپتامبر نه تنها خشونت از جهان رخت برنبسته بلکه منحنی و نمودار خشونت در جهان سیر ضعودی به خود گرفته است.
اما همه این موارد چهره‌های هویدا و آشکار ناامنی و خشونت در سطح جهان بوده است. جنبه‌های دیگری از خشونت نیز رواج یافته که شکل آرام‌تری داشته ولی حکایت از بالقوگی خشونت در سطح جهان دارد. امروز گروههای قومی و مذهبی نسبت به یکدیگر بدبین شده‌اند و شکاف عمیقی میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان بوجود آمده است. در حقیقت پس از حادثه یازده سپتامبر، نظریه هانتینگتون جلوه‌های عملی به خود می‌گیرد. نطفه این سوء ظن‌ها و بدبینی‌ها درست در زمانی اتفاق افتاد که جورج بوش مسلمانان را مسبب حادثه یازده سپتامبر قلمداد کرد و به اعمال رفتار ناشایست علیه مسلمانان مبادرت ورزید.
جنبه دیگر این سوء ظن‌ها و بی‌اعتمادی‌ها که همگی جلوه‌های آرام خشونت در سطح جهان است و حکایت از امنیتی شدن محیط بین‌الملل دارد، پدیده انگشت‌نگاری است که کشورها از اتباع یکدیگر به عمل می‌آورند. این پدیده در گذشته به این شکل مرسوم نبوده و خود باعث اقدام متقابل کشورها و در نتیجه افزایش سوء ظن‌ها شده است. پدیده انگشت‌نگاری نشان می‌دهد که دولت‌ها از آمد و شد افراد به سرزمین‌‌شان هراسناک هستند و این نوع ترس را بین ملل مختلف و در نتیجه دورتر شدن از یکدیگر بوجود آورده است.
از دیگر چهره‌های گسترش خشونت در سطح جهان، شکنجه‌های اسفباری است که به ویژه علیه اسیران اتفاق می‌افتد. اقدامات سبعانه آمریکایی‌ها در زندان ابوغریب، اقدامات آمریکایی‌ها در گوانتانامو و اقدامات آنها در زندان‌های افغانستان همه و همه نشان می‌دهد که موازین بین‌المللی به فراموشی سپرده شده است و دیگر برای نظامیان، بین کشته شدن و اسیر شدن فرقی نیست. این اقدامات، حقوق جنگ را نادیده گرفته و گویی جهان به سالهای اولیه هرج و مرج و بی‌قانونی خود رجعت نموده است.
در کنار این مسائل و در پرتو امنیتی شدن محیط بین‌الملل، جهان به سوی مسابقه تسلیحاتی وحشتناکی در حرکت است. واژه «وحشتناک» را به این دلیل بکار می‌برم که تمرکز مسابقه تسلیحاتی بر روی سلاحهای هسته‌ای است. «احساس ترس» و «نبود قانون» هر کشوری را به سوی افزایش توانایی خود برای مقابله، مقاومت و بازدارندگی سوق می‌دهد. در حقیقت کشورها احساس می‌کنند که هر آن ممکن است از طرف قدرتهای بزرگ در معرض تهدید قرار گیرند و چون هیچ تضمینی برای حفظ امنیت آنها وجود ندارد ناچار هستند خود را تقویت کنند.
تجربه عراق، مورد خوبی برای قضاوت کشورها است. آمریکا به رغم مخالفت شورای امنیت سازمان ملل و برخلاف کلیه مقررات و موازین بین‌المللی به عراق حمله کرد.
دکترین ضربه پیش‌دستانه بوش نیز برای کشورها تردیدی باقی نگذاشت که هر آن ممکن است مورد هدف قرار گیرند. این رویه‌ها و عملکردها باعث امنیتی شدن محیط بین‌الملل شد و کشورها ناگزیر شده‌اند برای تامین امنیت خود به تجهیز و تقویت خود بپردازند.
کلیه شاخص‌هایی را که در این مقابله برشمردیم در جهت اثبات این فرضیه بود که جهان پس از یازده سپتامبر نه تنها روی آرامش ندیده بلکه روز به روز وضعیتی ناامن‌تر به خود می‌گیرد. چرا؟ به نظر می‌رسد دو عامل در این زمینه مهم و موثر بوده است. اول اینکه کسانی که داعیه مبارزه با تروریسم را داشته‌اند به دو سؤال پاسخ منطقی نداده‌اند: چرا تروریسم و به طور ‌کلی خشونت اتفاق می‌افتد؟ چگونه می‌توان با تروریسم و خشونت مقابله کرد؟ همانگونه که در ابتدا گفته شد هر کس بنابر «سلائق و علائق» و «منافع» خود تروریسم را تعریف می‌کند و همین مساله باعث ناموفق بودن «مهار تروریسم» می‌شود.
دوم اینکه به نظر می‌رسد آمریکای تحت کنترل نئوکان‌ها، منافع آمریکا را در جهان ناامن و یا امنیتی کردن محیط بین‌الملل قابل حصول‌تر می‌دانند. به ‌عنوان مثال، صرفنظر از هزینه‌ای که ممکن است مداخلات نظامی آمریکا در گوشه و کنار جهان بر این کشور تحمیل کرده باشد، آمریکا قادر شده است در گوشه‌ و کنار جهان حضور موثر نظامی یا غیرنظامی پیدا کند. امروزه هیچ نقطه‌ای در جهان وجود ندارد که دارای اهمیت استراتژیک باشد و آمریکا در آنجا حضور نداشته باشد و شاید این مساله در تئوری‌های نومحافظه‌کارانه که به سلسله مراتب قدرت معتقدند، آرمانی بوده باشد که اکنون تحقق یافته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات