جهانگیر پیری
راهبرد استفاده عملی از علم یا نگرش ابزاری به دانش، از دستاوردهای تمدن جدید محسوب میشود. این نگرش به علم، پایه اساسی توسعه و فناوری در دنیای جدید است، به طوری که امروزه علم جزو جداییناپذیر تکنولوژی شده است.
تلقی ابزاری از علم، به علوم تکنولوژیک، فنی و مهندسی محدود نیست. دانش اجتماعی شامل اقتصاد، جامعهشناس، علوم سیاسی و دانش مدیریتی هم که ذیل این نگرش به علم توسعه یافتهاند این خصوصیت را مستقیم یا غیرمستقیم درخصو متبلور میسازند. در کشورهای توسعه یافته، نقش علم در فناوری و تجزیه و تحلیل مسایل اجتماعی، میان نهادهای علمی، اجتماعی و دولت ارتباط ساختاری برقرار کرد، که پایه توسعه اجتماعی قرار دارد. در این کشورها نهادی علمی در ارتباطی ارگانیک با مسایل اجتماعی و نیازهای آن، دولت را در اداره جامعه یاری میدهند.
در همین راستا اگر بخواهیم جنبش نرمافزاری را از بعد نظری مورد بررسی قرار دهیم باید به ماهیت و گستره جنبش نرمافزاری اشاره داشته باشیم. چنانچه هر تمدنی از نرمافزار و سختافزار تشکیل میشود.
مراد از سختافزار همان ساختارهای اجتماعی و محصولاتی است که به دنبال تحقق آن ساختارها پدید میآیند.
این محصولات اعم از محصولات دقیق که ابزار آزمایشگاهی هستند ابزار تولید و سپس محصولات مصرفی میباشد. اینگونه رهآوردهای تمدنی سختافزار نامیده میشوند.
اما نرمافزارها مفاهیمی هستند که پشتوانه تولید این سختافزارها میباشند و اینجا نیز طبقات مختلفی دارند؛ مفاهیم بنیادین مثل فلسفه و منطق و مفاهیم تخصصی همچون علوم مختلف ریاضی، تجربی و انسانی و بالاخره مفاهیم اجتماعی و عمومی که بر مفاهیم تخصصی تکیه دارند، همگی در زمره نرمافزارها به شمار میآیند.
روبناییترین شکل نرمافزار آن چیزی است که امروزه هدایت و کنترل ابزارهای علمی مثل رایانه را بر دوش گرفتهاند، اما نرمافزار مفهومی بسیار گستردهتر از این موارد جزیی دارد؛ به زعم ما مفاهیم تخصصی هم عمیقترین لایه نرمافزارها نیستند، بلکه آنها نیز مستند به متدها و متدها نیز متکی بر فلسفههای متد که آنها متدها را سامان میدهند، هستند.
با توجه به وسعتی که مفهوم "نرمافزار" دارد، انقلاب اسلامی ایران زمانی در جهت تولید نرمافزار قرار خواهد گرفت که در مسیر ایجاد نهضت عظیم اجتماعی قدم بردارد. انتظار اینکه معدودی از اندیشمندان بتوانند چنین تحول بدیع و گستردهای را در جامعه به وجود آورند معقول به نظر نمیرسد، تولید مفاهیم بنیادین و رشتههای تخصصی و فوق تخصصی در همه ساحتهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر نیازمند نهضت اجتماعی و سازمانی است که از آنها میتوان به عنوان "انقلاب فرهنگی" با "جنبش نرمافزاری" یاد کرد.
بایستههای جنبش نرمافزاری
برای ایجاد نهضت نرمافزاری باید رویکردهای تازهای در زمینههای گوناگون دینشناسی، شناختشناسی و تاریخشناسی پدید بیاید.
1- باید بدانیم همه چهرههای حیات بشر که در آنها اراده و فاعلیت او حضور دارد، صحنه تقابل حق و باطل است، از اینرو انسان در جزء جزء زندگی فردی و اجتماعی مضطر به ولایت الهیه و قواعد دینی میباشد.
طبعاً با این درک حداکثری از دین، نهضت نرمافزاری در راستای تعبد بیشتر به وحی و گسترش مرز پرستش خداوند معنا پیدا میکند.
2- همگان باید به این نتیجه برسند که علم از سنخ کشف واقعیات نیست، بلکه پدیدهای تولید شدنی است که از نظام نیازمندهای انسان متاثر میگردد، در نتیجه، علم در مرحله نخست متصف به حقانیت و بطلان میشود نه به صدق و کذب. بنابراین با ایجاد تحولاتی باید نسبت به تولید علوم حق و الهی اهتمام ورزید.
3- باید فلسفه تاریخ اسلامی طراحی شود. اگر به چگونگی تحولات تاریخ و مراحل آن واقف نباشیم و جایگاه هر یک از دو جبهه تاریخی حق و باطل را در آن تبیین نکنیم در برنامهریزیهای اجتماعی و سیاسی، موضعگیری فعال و واقعبینانهای نخواهیم داشت. فلسفه تاریخ به ما نشان میدهد که توان ما در این برهه از تاریخ چه میزان است و نهضت فکری ما برای تحقق تمدن اسلامی چه کیفیت و سمت و سویی باید داشته باشد.
ضرورت تحقق جنبش نرمافزاری
اگر ما معتقد به این حداکثری هستیم و نمیخواهیم که در هیچ ضلعی از زندگی خود به کفر یا شرک مبتلا شویم، باید به تولید مفاهیم مختلف در راستای توسعه تعبد به وحی بپردازیم. پرستش خدا علاوه بر علوم انسانی باید به علوم پایه و علوم نظری محض نیز تسری پیدا کند و در آن فضاها نیز نفسپرستی و انسانپرستی مطرود گردد. از این منظر جنبش نرمافزاری به مثابه حرکتی در طریق تکامل پرستش، ضرورتی انکار نشدنی پیدا میکند.
در حال حاضر علوم غربی که ساز و کار پرستش مادی هستند و متکی بر فلسفههای حسی میباشند، از مرزهای جوامع اسلامی گذر کرده و زندگی مسلمانان را تحتتاثیر قرار دادهاند و به تدریج میرود تا آنها را به کام تمدن غرب فرو بفرستند. ما برای اینکه مسلمانان را از سایه سنگین تمدن ضددینی غرب رهایی بخشیم باید نرمافزارهایی تولید کنیم که آموزههای قدسی اسلام را در عینیت جاری سازد و مدل اداره جدیدی برای بشر تعریف کند.
در حال حاضر علوم تجربی که ساز و کار پرستش مادی هستند و متکی بر فلسفههای حسی میباشند، از مرزهای جوامع اسلامی گذر کرده و زندگی مسلمانان را تحتتاثیر قرار داده و به تدریج میروند تا آنها را به کام تمدن غرب فرو بفرستند، ما برای اینکه مسلمانان را از سایه سنگین تمدن لاییک و مادیگرای غرب رهایی بخشیم باید نرمافزارهایی تولید کنیم که آموزههایی تولید کنیم که آموزههای قدسی اسلام را در عینیت جاری سازد و مدل اداره جدیدی برای بشر تعریف کند.
چنانچه ما معادلات کاربردی ارایه دهیم که بتوانند کیفیت را بر پایه فرهنگ اسلامی که به کمیت تبدیل نماید، بدون تردید نظام اسلامی از چالش ناکارآمدی در کنترل عینیت مبرا گشته و همچنین موازنه قدرت در جهان به نفع مذهب بیش از پیش دگرگون خواهد شد.
تحقق جنبش نرمافزاری متوقف بر تولید فلسفه منطق است. فلسفه منطق، فلسفهای است که شالوده منطق شامل را بنیان میگذارد و مبنای هماهنگسازی عرصههایی مختلف معرفتی میگردد. ما اگر به دنبال برنامهریزی اجتماعی بر پایه قوانین وحیانی هستیم، به تعامل سه حوزه معرفت دینی، فهم کاربردی و فهم اجرایی نیازمندیم و اگر برنامهریزی عینی مستند به این سه مهم است باید در هماهنگ ساختن آنها بکوشیم.
چنانچه منطقهایی که مبنای پیدایش این سه فهم هستند به تعامل و هماهنگی نرسند در محصولات آنها نیز هماهنگی اتفاق نمیافتد، بنابراین ما باید منطق عامی بسازیم که منطقها را در سه حوزه بر تعامل و همکاری وادارد: اول اینکه باید روش فهم معارف دینی را بر پایه حجت سامان دهد، دوم اینکه اسلامیت معادلات کاربردی را تمام کند و سوم اینکه قواعد دینی را در فهم اجرایی جاری نماید. اگر این هماهنگی پدید بیاید مفاهیم کاربردی و معارف دینی موید یکدیگر خواهند بود، همچنانکه میان این دو و مفاهیم اجرایی تناسب و همکاری برقرار میشود.
با توجه به این مهم به نظر میرسد فلسفه منطق و سپس منطق عامی که متدها و روشهای زیرمجموعه خود را در مسیر پرستش خداوند متعال هماهنگ نماید. همان گمشدهای است که با یافتن آن "نهضت نرمافزاری" سرآغازی روشن پیدا میکند.
از این مرحله به بعد باید به دنبال تولید شبکه تحقیقات باشیم؛ شبکهای که همه گمانهها، گزینشها و پردازشهای اجتماعی را هماهنگ نماید و سو و جهت امور را بر تحقیقات اجتماعی حاکم گرداند.
شبکه تحقیقات، همه تحقیقات صورت گرفته در حوزههای تفقه دینی، علوم کاربردی و علوم نظری را بعد همدیگر قرار میدهد. یعنی سخنی که در علوم نظری یا در علوم کاربردی گفته میشود. بعد تفقه میشود کما اینکه تفقه بعد آنها شد، و آنها را قید زده است، این امر به گونهای است که در برنامهریزی اجتماعی این ابعاد در هم تنید و تفکیکناپذیر میباشند؛ همانند نقطهای دردرون یک مکعب که در آن نقطه، طول و عرض و ارتفاع در هم پیچیده و غیرقابل انفکاک هستند.
موانع تحقق جنبش نرمافزاری
مهمترین مانعی که تحقق جنبش نرمافزاری را ناممکن میسازد، حداقلی پنداشتن حوزه اضطرار به دین یا نظارتی شمردن رسالت وحی است. اگر دین را از حضور سعادتآفرین خود در عرصه اجتماعی و ساحت ذهن و حس بشر بازداریم آنگاه به جای جنبش نرمافزاری به تقلید از دستیافتههای تمدن مادی غرب مشغول خواهیم شد.
مانع دیگر بر سر راه تحقق نهضت نرمافزاری پیروی از فلسفه یونان باستان است. آن فلسفه اضافه بر اینکه قادر نیست قواعد کنترل شدن و تغییر را در عینیت ارایه دهد به لحاظ منطقی نیز به معارف وحیانی مستند نگشته است.
مانع سوم مانع معرفتشناسانه است. از معرفتشناسی انتزاعی که اکنون گریبانگیر دانشمندان ما شده است، هیچگاه شبکه تحقیقات ساخته نمیشود.
همینطور اگر علم را به کشف عالم واقع، تعبیر کنیم مقوله علم دینی منتفی میگردد و در نتیجه تحول علمی در کشور نه به تولید نرمافزار علمی بر پایه اسلام بلکه به این تفسیر میشود که از تولیدات تمدن غرب کمال استفاده را کرده و تلاش نماییم که خویشتن را به کاروان علمی دنیا رسانده و حتی از آنها جلوتر بیفتیم! معالاسف این موانع بنیادی در جامعه ما تا حدودی نهادینه شده است ولکن امیدواریم که با ایجاد نهضت بزرگ اجتماعی موانع را پس بزنیم و به نرمافزارهایی دست پیدا کنیم که زمینهساز ظهور تمدن نوین اسلامی با محوریت ولایتالله باشد.