قاسم تقیزاده خامسی / مدیرعامل شرکت آب منطقهای تهران
«تصمیمها» بیش از «منابع» در توسعهیافتگی کشور موثرند. این گفته «استرایتن» در کتاب پیشگامان توسعه است و ما آن را با گوشت و پوست و خون خود درک میکنیم. منابع بسیار داریم و کشوری هستیم پر از مزیتهای نسبی، خاکمان حاصلخیز است و مستعد کشاورزی، ذخایر معدنی فراوان است و متنوع، آثار تاریخی و طبیعی در جای جای این خطه نقش خورده و چهار فصل ما غبطه بسیاری را برانگیخته است.
تجارت پیش از آن زمانی که سعدی علیهالرحمه شبی در کیش در حجره بازرگانی خفته باشد کسب و کار ما بوده است. دومین کشور دارنده ذخایر نفت و گاز هستیم و قس علیهذه، که از این حدیث مجمل، روضه مفصلی میتوان خواند. همه چیز داریم و هنوز با دیگران فاصلهها داریم، چرا؟! چون منابع لااقتضا هستند، نه سر و زبان دارند و نه ایما و اشاره تا خود را بهل نگذارند و از قوه به فعل و از خامبودن به ارزش افزوده تبدیل کنند.
ماییم که تصمیم میگیریم و با تصمیمهایمان سوار بر سمند منابع میشویم و به پیش میرانیم. با چنین زمینهای «کارون 3» دیگر فقط یک سد نیست، سازهای زیبا و باشکوه که بلندترین در میان همتایان ایرانیاش است، اما این مهم نیست و مهم نیست که از چه پیچیدگیهایی برخوردار است و کارگاه پیمانکاران پای آن تا چه حد عظیم بوده است و یا فلان مقدار آب رفته را به جوی بازمیگرداند و بهمان مقدار دشت را سیراب میکند و هزاران مگاوات انرژی برق آبی تولید میکند و دانش ساخت سد و نیروگاهش بومی شده است و آخرالامر هم با دهم و صدم نشان دهیم که چه مقدار از ساختش سهم داخل بوده است و...
«کارون 3» نماد یک «تصمیم» است و گرنه چه بسیارند طرحها و ایدهها که بیش از نیم قرن است که در نطفه ماندهاند، زاده نشده و نصج نگرفته و حتی به بلوغ نیز نرسدهاند. خاتمی «کارون 3» را افتتاح کرد و کمتر از شش ماه دیگر میرود تا لباس فاخر یک سیاستمدار و چهره فرهنگی ماندگار را بر تن کند، او نیز همچون باقی همتایان سلف و خلفش در کارنامه خود دارای مثقالها ذره خیر است و کاستیها و کمبودهایی نیز دارد. او آمده بود که رییسجمهور فرهنگ باشد و به گفته خویش ناآشنا به اقتصاد.
میخواست گشایشی در کار سیاست فراهم آورد، اما طوطی دولتش بر شکر اقتصاد افتاد. باقیات صالحاتی که او در این عرصه به جای گذارد، کم نیست و گاه بینظیر است. تایید و تصویب لایحه برنامه سوم توسعه گل سرسبد تصمیمسازیهای دولت او بود. این لایحهها ما را با اقتصاد مدرن دنیای امروز آشتی داد و سازگارمان کرد. خاتمی موانع بازدارنده در تجارت خارجی را حذف کرد و به مقرراتزدایی پرداخت، ارز را تک نرخی کرد، زمینه تاسیس بانکهای خصوصی را فراهم آورد و بازار پول را از انحصار به در برد.
سازمانهای موازی در بخش بازرگانی داخلی را ادغام کرد و قفل انحصار را از برخی بخشهای بازرگانی گشود. بودجه شرکتهای دولتی را شفاف کرد و ارقام بسیاری از این شرکتها و نهادها در کتابهای بودجه گنجانده شد. قانون منع ساخت داخل به محاق رفت و بخش صنعت در همه سالهای برنامه سوم توسعه رشدی 10 درصدی را تجربه کرد. قانون جدید معدن تدوین شد، قانون جدید جذب سرمایههای خارجی تهیه و بر آن پای فشاری کرد. حساب ذخیره ارزی گشوده شد و علاوه بر همه اینها، در کنار انجام طرحهای بزرگ در بخش آب گامهای بینظیری برداشت.
پیش از دولت خاتمی 36 سد بزرگ در کشور ساخته شده بود. تا پایان دوره او تعداد سدهای بزرگ ملی و مخزنی به 85 میرسد. علاوه بر این 86 سد بزرگ دیگر نیز برای ادامه کار به دولت آینده تحویل داده میشود. اما همه اینها در بند یک تصمیم بوده است: اگر دولت تصمیم نمیگرفت و رقم بودجه طرحهای بخش آب چهار برابر نمیشد، این اتفاقات نیز نمیافتاد، کما این که در بودجه 84 هنوز این اتفاق نیفتاده است و معلوم نیست باقی آبهای رفته کی به جوی باز میگردد!
پس تصمیمها سرنوشتسازند و « کارون 3» نماد این تصمیمها است. اول تصمیم گرفته میشود، بعد تخصیص بودجه و منابع میشود. منابع در بستر تصمیمها آراسته و پیراسته میشوند، اگرچه سازه سد نسبت به نظام سیاسی یک کشور بیاعتنا و لااقتضا است و مهم نیست دولتی دموکراتیک بر سر کار باشد یا نه و توسعهگرا باشد یا نه، اما سدسازی چنین نیست. پرداختن به سدسازی و طرحهای مهار آب بدون وجود یک دولت دموکراتیک توسعهگرا، آب را به بیراهه میبرد.
«کارون 3» نماد چنین دولتی است، دولتی که توسعهگرا نباشد سد نمیسازد، آب را مهار نمیکند تا به صنعت، کشاورزی، شهرنشینی و... رونق دهد. پایه توسعه بر آب بنا شده است. دولتی که دموکراتیک نباشد حفظ منابع ملی و توزیع عادلانه این منابع را در سرلوحه کار خویش قرار نمیدهد. دولتهای ناسازگار با دموکراسی هیچگاه منابع مالی و اعتباری را صرف هزینه طرحهایی نمیکنند که به هنگام بهرهبرداری ممکن است خود نباشد و جای خویش را به دولت دیگری سپرده باشد. «کارون 3» نماد یک دولت دموکراتیک توسعهگرا است.