تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۰۱۱۵۹

اسلام به روایت امام خمینی(ره) (بخش اول)


در آخرین سال دهه هفتاد اسلام و به تعبیری دقیق‌تر اسلام سیاسی با چهره امام خمینی وارد معادلات بین‌المللی شد. پیروزی انقلاب اسلامی بمثابه انقلاب به نام خدا تحت رهبری امام خمینی آغاز فصلی نوین در حیات اسلام سیاسی بود که پیش از آن تنها در چارچوب‌های وطنی و درون کشوری جوامع اسلامی مطرح می‌شد اما با استقرار جمهوری اسلامی در ایران در قامت یک بازیگر تازه نفس بین‌المللی ظهور یافت.
بدینگونه می‌توان گفت جهان در دهه هشتاد تجربه‌ای نوین از اسلام با قرائت امام خمینی یافت که می‌تواند به گونه یک ایدئولوژی بسیج‌کننده در عین قابلیت سازگاری با نهادهای سیاسی نوین نظیر دولت ملت، تفکیک قوا، قانون اساسی و در عین بهره‌مندی از دستاوردهای علمی، معرفتی و فن‌آورانه جهان جدید از مرزهای جغرافیای تقسیم شده و تاریخ فراموش شده فراتر رفته و الگویی روزآمد از تعامل قانونمند ملت‌های مسلمان را در قالب چهارچوب‌های حقوقی و سیاسی مدرن تجربه نماید. به حق می‌توان گفت دهه هشتاد نه تنها در ایران بلکه در همه کشورهای اسلامی دهه امام خمینی بود.
اما پس از درگذشت امام خمینی (ره)، ناظران جهانی ورسیون دیگری از اسلام سیاسی را که آمیزه‌ای از تحجر، تجددستیزی و ماجراجویی بود، رویاروی خود یافتند که در قالب بن‌لادن، القاعده و طالبان و نیز گرایش‌های بنیادگرایانه در خاورمیانه، شمال آفریقا، قفقاز و آسیای مرکزی چهره دیگری از اسلام را به غیر مسلمانان عرضه می‌کرد، چهره‌ای که با دریافت تاریخی و واژگونه دنیای غرب از اسلام و مسلمانان انطباق و همخوانی داشت. در واقع بنیادگرایی اسلامی کاریکاتوری بی‌تناسب از اسلام انقلابی بود که در محتوا و ماهیت تفاوت‌های عمیق، جدی و آشتی‌ناپذیر با آن داشت. به سخن دیگر بنیادگرایی همان شاخص‌ها و ویژگی‌هایی را دارد که اسلام آمریکایی (به تعبیر امام خمینی) به عنوان قطب مقابل اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام پابرهنگان یا اسلام انقلابی دارد.
اما تمایز جوهری اسلام امام خمینی از اسلام آمریکایی بن‌لادن و القاعده در چیست؟ برای یافتن پاسخ این پرسش طرح یک مقدمه کوتاه ضروری است. از نگاه امام(ره) رجوع به ارزش‌های اصیل اسلامی به معنای بازگرداندن سطحی‌نگرانه جوامع اسلامی به مناسبات ابتدایی و بسیط قرون و اعصار پیشین نیست.
این زمان‌محوری و روزآمدی نه تنها در سیاست که در فقه امام نیز تأثیری پردامنه داشته و دستگاه فقه سنتی را کاملاً امروزین و مصلحت‌نگر می‌کند. در دستگاه فکری امام خمینی سینما ممنوع نیست بلکه فحشاء و ابتذال ممنوع است. تکنولوژی هیچگونه قبح ذاتی ندارد بلکه نحوه استفاده از آن است که باید با خط‌کش کمالات انسانی سنجیده شود. نهادهای مدرن سیاسی و اجتماعی حتی اگر میراث تأملات عقل غربی باشند مذموم نیستند بلکه می‌توانند همچون دیگر ابزارهای فن‌آوری مدرن در خدمت پیشرفت جوامع اسلامی باشند.
غرب و کشورهای غربی نه به سبب ماهیت بلکه به جهت عملکردشان مورد انتقاد واقع می‌شوند. در حالی که اسلام بنیادگرا حتی اگر با فن‌آوری سر آشتی داشته باشد و نخواهد مثل شرطه‌های طالبان تلویزیون را بر دار کشیده و ویدئو را تیرباران کند، نهادهای سیاسی و اجتماعی جهان جدید را برنمی‌تابد و مبارزه با تجاوزکاری استعمارگرانه غرب را تا حد غرب‌ستیزی کور و تکرار جنگ‌های صلیبی تقلیل می‌دهد.
امروز با سپری شدن چهارده سال از درگذشت امام خمینی مع الاسف هستند کسانی که شخصیت عظیم او را از روزن تصویر بن‌لادنیسم می‌نگرند و با نوعی ظاهربینی افراطی ظلم‌ستیزی و پارساگرایی خردمندانه وی را تا حد غرب‌ستیزی ماجراجویانه و تجددستیزی متحجرانه تنزل می‌دهند و اسلام انقلابی و روزآمد شده او را با شاخص‌های اسلام آمریکایی تعریف و توصیف می‌کنند.
شاید اسلام آمریکایی القاعده و طالبان در رویکردی انحرافی و زمان‌گریزانه در برابر غرب، تمدن غربی و سیاست‌های ایالات متحده آمریکا دست به ماجراجویی زده باشد اما همان چهره را از اسلام سیاسی ارائه داده که آمریکا می‌خواسته به عنوان جایگزین و بدیل اسلام با قرائت امام خمینی عرضه کند.
بنابراین اسلام به قرائت امام خمینی که در تقابل با اسلام آمریکایی قرار می‌گرفت امروز نیز در تقابل کامل و آشتی‌ناپذیر و ماهوی با دنباله‌های همان رویکرد انحرافی و متحجرانه است حتی اگر از منظر چشم‌هایی که دچار کوررنگی سیاسی‌اند نوعی اینهمانی ظاهری میان این دو قرائت کاملاً متفاوت، مشاهده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات