گناه نابخشودنی ایران!
اندکی بیش از چهار سال از این سخنان مشاور بلندپایه امنیت ملی آمریکا میگذرد، اعتراف به جنایاتی که آمریکائیان علیه کشور ما انجام دادند و این تازه سرفصلهای اقدامات بیشرمانه است که جناب آقای «ونس» فرصت بازگویی بقیه آنها را نداشت... علیه کشوری که تنها گناه نابخشودنیاش این بود که نمیخواست و نمیخواهد سرسپرده باشد!... کشوری که میخواست و میخواهد که روی پاهای خود بایستد و با فریادی بلند واژه «استقلال» را، آنچنان که تمامی دیوارکهای صوتی کاخهای دستنشاندگان جهان را به لرزه درآورد نجوا کند.
کشوری که مردم آن رژیم دستنشانده و دیکتاتور را سرنگون کردند و دست به انقلاب زدند و این از نظر جنگطلبان کاخ سفید گناه بزرگی بود!... و جالب این که پس از 25 سال از سپری شدن عمر انقلاب اینک دچار فراموشی و نسیان شدند، شاید خود را به کوچه علی چپ زدهاند و همه این اقدامات سران کاخ سفید را یکجا فراموش کردهاند!... و مذاکره را فریاد میکنند رابطه با کشوری که ما را حتی به رسمیت نمیشناسد، استقلالخواهی مردم ما را به هیچ میگیرد و هر روز بهانهای تازه و اتهامی جدید را بر ما وارد میکند ـ ایجاد رابطه با کشوری که به هیچ منشور بینالمللی پایبند نیست، نه سازمان ملل متحد، نه شورای امنیت، و نه قرارداد الجزایر را ـ که در آن قرارداد، آمریکا متعهد شده است که از هرگونه دخالت در امور داخلی ایران پرهیز کند ـ به رسمیت نمیشناسد... اساساً آیا ارتباط با چنین کشوری چه افتخاری دارد؟ و از این رو تنها دلیلی که میتوان ارایه داد لابد این است که با نگاه به ماشین نظامی قدرتمندانهاش و زورگوییها و قلدریهای مستمرش سر تعظیم فرود بیاوریم!!
دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسایل سیاسی در این باره میگوید: من واقعاً نمیفهمم این افرادی که بحث مذاکره با آمریکا را مطرح میکنند منطق خود را بر چه مبانی و استدلالی استوار ساختهاند؟
عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس معتقد است: ما اصلاً برای چه باید با آمریکا مذاکره بکنیم، اصلاً یعنی چه؟ یک کشوری که قلدری میکند و بعد میگوید بیایید با من مذاکره بکنید، مذاکره بر سر چه؟ آمریکایی که ما آن را متجاوز میشناسیم. آمریکایی که ما او را یگانه مستبد تاریخ عصر خطابش میکنیم. دکتر افروغ میافزاید: بنده میگویم ما اگر میخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم باید بر سر موضوعاتی باشد، این موضوعات اگر موضوعات جهانی هستند چه دلیلی دارد که با آمریکا بر سر میز مذاکره بنشینیم، با مراکز و مراجع شناخته شده جهانی مذاکره میکنیم هیچ نیازی نیست که با آمریکا مذاکره کنیم.
وی تأکید میکند: مذاکراتی از این دست یعنی وادادگی بیشتر، یعنی نوعی نشان دادن چراغ سبز، مذاکره با کشوری که متجاوز است و میخواهد به حقوق ما تجاوز کند و دایم هزینههای بسیاری را متقبل میشود تا نظام جمهوری اسلامی را به فروپاشی بکشاند، آن هم یک جمهوری اسلامی که آمده بستیزد، آمده که ریشههای ظلم و کفر را بسوزاند ما برای چه باید با این کشور مذاکره بکنیم و یا در برابر آن دچار وادادگی بشویم.
دکتر افروغ با تأکید بر این که هرگونه مذاکرهای و یا هرگونه پیشنهادی در این خصوص بدون شک از سر انفعال خواهد بود میافزاید: ما امروز به لحاظ جامعه جهانی متهم به اتهاماتی هستیم که آمریکاییان این اتهامات را بر ما وارد کردهاند و با این وصف حاضریم حتی در برابر جامعه جهانی پاسخگو باشیم مگر آمریکا جهان است مگر آمریکا مجامع جهانی است، اگر سازمان ملل ما را متهم به ساختن سلاحهای هستهای میکند ما حاضریم به آنان اجازه بازدید بدهیم.
این استاد دانشگاه تأکید میکند: ما اهل مذاکره هستیم و در این راه حاضریم با تمام دنیا مذاکره کنیم اما اولین کاری که میکنیم دست خود آمریکا را رو میکنیم که این کشور هیچ یک از مجامع و مراجع بینالمللی را به رسمیت نمیشناسد.
وی میگوید: هرگونه رابطهای با آمریکا رابطه گرگ و میشی است و بدون تردید پیشنهاد مذاکره آمریکا هم اولاً برای سست کردن نیروهای داخلی و دوماً برای سست کردن ایدئولوژی اسلامی است و از این رو پیشبینی میشود که این مذاکره مقدمهای است برای حمله به ایران، هرگونه مذاکره و هرگونه گفتوگوی رسمی با آمریکا برای حل شدن مسایل فیمابین نیست و دفع خطر هم نخواهد بود بلکه مقدمهای است برای حمله، مذاکره همانا حمله همان.
در همین رابطه شجاعپوریان، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به گونه دیگری نظر میدهد.
وی معتقد است: متأسفانه در چند سال اخیر در رابطه با آمریکا مسائل به جای آن که در یک بستر سالم و کارشناسانه ارایه نظر شود و تحلیلهای منطقی و دیپلماتیک ارایه گردد بیشتر مبدل به یک چالش سیاسی مابین گروهها و جناحهای سیاسی شده است و از این رو میتوان گفت بخش زیادی از اظهارنظرها در حقیقت در حوزه تقابلها و واکنشهای سیاسی قابل بررسی است که صبغه منازعات سیاسی و رقابتهای سیاسی را به تصویر میکشد.
وی میافزاید: اگر به تبارشناسی مباحث مطروحه دقت شود میبینید که در اوایل انقلاب برخی از آنهایی که موافق برقراری رابطه با آمریکا بودند امروز از مخالفان این رابطه محسوب میشوند و از آن سو عدهای که آن روزها مخالف برقراری رابطه با آمریکا محسوب میشدند امروزه جامه موافق بر تن کردهاند. معالاسف امروز ما در حوزه دیپلماسی خارجی وارث بستر ناسالمی هستیم، یک جناح منتظر است تا ببیند که جناح مقابل در قبال آمریکا چه موضعی دارد و هنگامی که موضع را مثبت و باب میل خودش دید سریعاً با آن مخالفت کند و بالعکس.
وی میگوید: یک جناحی در تقابل با جناح مقابل او را به تحجر و یا اندیشه طالبانی معرفی میکند و از آن سو جناح مقابل هم به آمریکایی بودن و وادادگی متهم میشود که باید در این رابطه به این تحلیل رسید که هیچکدام درست نیست، آنچه که نادرست است بستر اظهارنظرهاست. وی معتقد است: متأسفانه بحث مذاکره و یا رابطه با آمریکا آیا به سود ما است یا نیست؟ آیا نیازی وجود دارد یا نه، موانع بر سر راه آیا بیشتر از ناحیه آمریکا است یا ما و اساساً بازخوردهای آن در داخل و یا خارج چگونه است بهانهای برای خطبندیها و منازعات و دستهبندیها سیاسی شده است در صورتی که باید در این باره به کار کارشناسی و واکاوی پرداخت.
شجاعپوریان میافزاید: ما باید از اتهام زدن به یکدیگر بپرهیزیم، بحث رابطه یا عدم رابطه با آمریکا باید در یک حوزه دقیق کارشناسی و دیپلماسی مورد بررسی قرار گیرد اما متأسفانه امروزه حواشی این مبحث از متن آن بیشتر شده است.
موسی قربانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در این باره با رد صریح هرگونه ایجاد رابطه با آمریکا، افرادی را که بحث رابطه و یا مذاکره با آمریکا را مطرح میکنند واداده و مرعوب شده معرفی میکند و معتقد است: با اتفاقاتی که طی یکی، دو سال اخیر در اطراف کشور ما نظیر افغانستان، عراق و حتی دریای خزر پیش آمده بحث ایجاد رابطه با آمریکا برای عدهای به مثابه یک سراب درآمده است.
وی میگوید: این افرادی که بحث رابطه با آمریکا را مطرح میکنند بیش از آن که به منافع ملی و مصالح کشور که بعضاً استدلالات خودشان را بر آن استوار میسازند، به منافع فردی و گروهی خودشان فکر میکنند. اینها در یک هماهنگی و همراهی آشکار با مخالفان خارجنشین در حقیقت به دنبال دستیابی به اغراض شخصی خودشان هستند. نماینده مردم قائنات با بیان این مطلب که این عده احتمالاً تحت تأثیر تهدیدات و قدرتنمایی آمریکا قرار گرفتند میافزاید: آنها از طرح اهداف ملی از آن به عنوان یک پوشش بهره میبرند، اگر در ظاهر منافع ملی را مطرح میکنند در باطن به فکر خودشان هستند.
اینها حتی میگفتند باید تسلیم آمریکا بشویم تا به کشور ما حمله نکند و این به این معناست که اگر میخواهیم بر اریکه قدرت بمانیم باید تسلیم بشویم در صورتی که منظورشان از منافع ملی منافع گروهی است. دکتر کولایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این باره میگوید: آنچه که امروز در مورد آمریکا و تحلیل اهرمهای قدرت این کشور مطرح میشود به ویژه پس از واقعه 11 سپتامبر که به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوسته، ساختار و سلسله مراتب قدرت در جهان و جایگاه آمریکا در میان کشورهای مختلف جهان قابل تأمل و بررسی است.
وی معتقد است: از این منظر در یک نگاه علمی و کارشناسانه برای تدوین سیاست مناسب جمهوری اسلامی ایران در قبال این تحولات قبل از هر چیز باید واقعیتها را دید و براساس وضعیت موجود با آنها مواجه شد. وی تأکید میکند: تنها در پرتو یک تحلیل واقعبینانه میتوان به درستی از تواناییها و اهرمهای قدرت در مواجهه با این تحولات بهره گرفت، بدون تردید بدون در نظر گرفتن روابط واقعی قدرت در جهان قادر نخواهیم بود در دفاع از منافع خود و حفظ اقتدار شیوههای کارآمدی را طراحی و اجرا نماییم.
نماینده مردم تهران تأکید میکند: شرط اول قدرتمندانه با تحولات محیط بینالمللی دیدن واقعیتها به مفهوم نقطه عزیمت حرکت نه تسلیم در برابر آنها است و ما باید راه صحیح دفاع از منافع خود را در شرایط واقعی پیدا کنیم.