تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۰۱۱۸۲

نخبگان و مشارکت سیاسی شهروندان


در دنیای امروز زندگی انسان‌ها آن چنان به هم پیوند دارد که بدون احترام و کمک متقابل تحقق اهداف شخصی و اجتماعی میسر نیست. رشد و پیشرفت هر جامعه مستلزم مساعدت متقابل و تلاش‌های متعهدانه افراد، گروهها و اجتماعات است. «مشارکت سیاسی» به عنوان یکی از اشکال مشارکت موجب فراهم آمدن زمینه‌های لازم برای تحرک و کارایی دستگاههای سیاسی اداری، تشکیل دولت - ملت و کاهش فاصله بین این دو، نهادی شدن، تشکل‌ها و احزاب سیاسی و تنوع در نقش‌های آن، بسیج قدرت و… می‌شود. اندیشمندان مباحث علوم سیاسی و جامعه‌شناسی در مورد زمینه‌های گسترش مشارکت سیاسی افراد جامعه نظرات متنوعی را مطرح ساخته‌اند که در این بین بررسی نقش «نخبگان اجتماعی» نقش ممتاز و تعیین‌کننده است.
نخبگان مجموعه‌ای از افراد در طبقات و قشرهای گوناگون اجتماعی هستند که در شکل دادن و پایدار ساختن ارزش‌ها و باورها در بخشی از جامعه مؤثرند. به تعریفی دیگر نخبگان اشخاص و گروههایی هستند که در نتیجه قدرتی که به دست می‌آورند و تأثیری که می‌گذارند، یا به وسیله تصمیماتی که می‌گیرند و به وسیله ایده‌ها، احساسات و یا هیجان‌هایی که به وجود می‌آورند، در کنش تاریخی جامعه مؤثر واقع می‌شوند.(1)
در واژه نخبگان از سوی اندیشمندان مختلف تعاریف نسبتاً مشابهی ارایه شده است. جامع‌ترین مباحث را در نظریات «پارتو» می‌یابیم. براساس تعریف پارتو نخبگان «سرآمدان هر شاخه از فعالیت بشری هستند» پارتو نخبگان را به دو دسته تقسیم می‌کند:
1- نخبگان حاکم، متشکل از افرادی که مستقیماً به طور غیرمستقیم نقش قابل ملاحظه‌ای در حکومت ایفا می‌کنند و 2- نخبگان غیرحاکم مرکب از مابقی نخبگان. پس درون هر جامعه‌ای دو قشر داریم: 1- قشر پایین‌تر یا غیرنخبگان و 2- قشر بالاتر یا نخبگان که خود به دو دسته نخبگان حاکم و نخبگان غیرحاکم تقسیم می‌شوند.(2)
در منظری کلی‌تر در تغییرات اجتماعی به شش دسته از نخبگان برمی‌خوریم: (بنا به تقسیم‌بندی موسکا)
1- نخبگان سنتی و مذهبی، ایشان از حاکمیت یا نفوذی برخوردارند که ناشی از ساخت‌های اجتماعی، ایده‌ها و اعتقاداتی است که ریشه در گذشته‌های دور دارند و مبتنی بر راه و رسم سنتی و طولانی‌اند.
2- نخبگان تکنوکراتیک (منتسبین به ساختار رسمی - اداری) ایشان براساس قوانین وضع شده و صلاحیت‌ها و قابلیت‌های مبتنی بر ملاک‌های شخصی انتخاب شده‌اند.
3- نخبگان مالکیت، ایشان به دلیل ثروتی که دارند از نوعی اقتدار یا قدرت برخوردارند.
4- نخبگان خارق‌العاده (کاریزمایی) نخبگانی که خصوصیات روحی و روانی و شخصیتی ممتاز و خارق‌العاده‌ای به آنان نسبت می‌دهند.
5- نخبگان ایدئولوژی، نخبگانی که در اطراف ایدئولوژی معین و تفکرات خاصی متشکل شده‌اند و یا در به وجود آوردن ایدئولوژی ویژه‌ای سهیم‌اند. (همچون دانشجویان و دانشگاهیان، روشنفکران، اهالی مطبوعات و…)
6- نخبگان مجهولی که شامل هنرمندان مردمی، خوانندگان مردمی و ورزشکاران می‌شود.(3)
در دسته‌بندی دیگری موسکا نخبگان را به دو دسته نخبگان سیاه و نخبگان پاک‌دامن تقسیم می‌کند. نخبگان سیاه آنانی هستند که آشکارا احساس «همدردی طبیعی» با دیگران نمی‌کنند. ایشان گرایش به زیر پا گذاشتن هر نوع انضباط اجتماعی با هدف کسب منافع شخصی و گروهی دارند. نخبگان پاک‌دامن دارای حسن اخلاق و ضامن احترام به هنجارهای موجود هستند.
با توجه به آنچه که در باب تقسیم‌بندی نخبگان و تعریف آن ارایه شد و با لحاظ اوضاع و احوال جامعه ایرانی می‌توان دسته‌بندی ملموس و عینی‌تری از نخبگان کشورمان ارایه دهیم که شامل رتبه‌های مختلفی در شکل‌دهی و جریان‌سازی میان افکار عمومی و توده‌های جامعه هستند:
1- روشنفکران، دانشجویان و اساساً جنبش دانشجویی و نهضت روشنفکری،
2- مسئولان و مدیران حکومتی و کارگزاران نظام،
3- تریبون‌داران که شامل ائمه جمعه و جماعات، روزنامه نگاران، برنامه‌سازان صدا و سیما و اساتید و معلمان می‌شود.
در تاریخ معاصر و یکصد ساله کشورمان هر سه طبقه به مثابه نخبگان جامعه در سایر تحولات، رویدادها، جنبش‌های اجتماعی، شکل‌گیری افکار عمومی، بسیج توده‌ها، اداره فرهنگ و اقتصاد و سیاست و … دخالت مستقیم و غیرمستقیم داشته‌اند و مردم و جامعه را به دنبال خود کشیده‌اند.
در جریان مشروطه‌خواهی و انقلاب مشروطیت در کودتای رضاخان و در سقوط او، در نهضت ملی شدن صنعت نفت، در شکل‌گیری نهضت انقلاب اسلامی و در پیروزی انقلاب، در هدایت و راهبری مردم در تلاطم سال‌های اولیه انقلاب، در پیشبرد و بسیج مردم در طول جنگ تحمیلی، در عرصه مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی (انتخابات، تظاهرات و راهپیمایی‌ اعتراض و …) همه و همه هر سه طبقه در سطوح متفاوتی به ایفای نقش پرداخته‌اند و توانائی‌ها و کارکردهای خود را در رهبری توده‌های مردمی بروز داده‌اند.
دو شیوه اساسی را برای مشارکت نخبگان در ایجاد انگیزش‌های عمومی و تغییرات اجتماعی بیان داشته‌اند:
1- تصمیم‌گیری (دخالت در تصمیم‌گیری‌ها توسط نخبگان)
2- الگوسازی (نخبگان سمبل‌های زنده طرز تفکر، وجود و عملی هستند و برای برخی دستجات، گروه‌ها و یا برای کل افراد جامعه جاذبه دارند.) «با تامور» این نقش را در دو قسمت تقسیم کرده است: «الف ـ قدرت انگیختن اقدام مؤثر و ب‌ـ کنترل و هدایت وقایع.(4)
اما ابزارهای مهم تأثیری‌گذاری نخبگان نیز بسیار قابل توجه است که باز با لحاظ ویژگی‌های جامعه خویش به آن‌ها اشاره می‌کنیم:
الف) ادبیات و هنر: مهمترین کارکرد ادبیات وحدت‌آفرینی است و فرهنگ ایرانی یکی از قوی‌ترین سرمایه‌‌های فرهنگی را بر این اساس در اختیار دارد.
اگر به درستی نوجوانان و جوانان ما با ادبیات و هنر ملی آشنا شوند می‌توان گفت ادبیات همدلی، هم‌رایی، هماهنگی و اشتراک در زاویه دید ایجاد می‌کند، هنجارهای مشترک فراهم خواهد ساخت که خود به معنی همگرایی فرهنگی است.
ب) مشارکت‌جویی و سازماندهی افراد در عرصه‌های مطلوب و مورد علاقه ایشان.
ج) ایجاد الگوهای عملی برای جامعه با تبلیغات و شیوه‌های مطلوب تبلیغی.
د) دخالت در تصمیم‌گیری‌ها و تعامل فعالانه و سازمان یافته با اقشار جامعه
با این وصف در یک جمع‌بندی می‌توان گفت «نخبگان» با شیوه‌های مختلف و ابزارهایی که در اختیار دارند توده‌های مردم را برای نحوه مشارکت اجتماعی، پذیرش عقاید و ایدئولوژی‌ها و محتوا و جهت‌گیری‌های سیاسی هدایت و راهبری می‌کنند.
بسته به توانایی و ظرفیت هر طبقه از نخبگان، میزان تأثیرگذاری و قدرت جریان‌سازی و فرهنگ‌سازی آن‌ها در قبال افکار عمومی فرق می‌کند. نخبگان با شناسایی علایق و مطالعات ذهنیات و مطلوبیت‌های شهروندان و لایه‌های مختلف جامعه آنها را به مشارکت و ایفای نقش‌های فردی و اجتماعی تشویق و تعریض می‌کنند.
در این قسمت لازم است به مقوله مشارکت Participation تعاریف آن و انواع مشارکت بر حسب ملاک‌های مختلف اشاره کنیم.
از مشارکت تعاریف متعددی صورت گرفته است. در معنای لغوی مشارکت عبارت است از: «کمک فعال و واقعی مشخص به یک عمل»(5) در تعریفی دیگر مشارکت چنین است: «مشارکت عبارت است از فعالیت‌های ارادی و داوطلبانه‌ای که از طریق آن اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستای خود شرکت می‌کنند و به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی خود سهیم می‌شوند.(6) در این تعریف بر ارادی بودن و چگونگی دخالت در مشارکت تأکید شده است. مشارکت عبارت است از رشد توانائیهای اساسی بشر از جمله شأن و منزلت انسانی و مسئول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم‌گیری و عمل به نحوی که سنجیده و از روی فکر باشد.»(7)
به هر حال باید گفت مشارکت فرآیندی است که مداخله اجتماعی خلاق به وسیله افرادی که به تعیین و برآورده ساختن نیازهای خود علاقه‌مندند. انواع مشارکت‌هایی که ممکن است افراد و گروهها در جامعه ایفا کنند عبارتند از:
1- انواع مشارکت بر حسب چگونگی دخالت مردم
الف) مشارکت مستقیم: مشارکت عمومی و مستقیم افراد در فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی جهت تعیین زندگی اجتماعی خود
ب) مشارکت غیرمستقیم: در این مشارکت مردم از طریق انتخاب نماینده و تشکیل شوراهای نمایندگی در تصمیم‌گیریها شرکت می‌کنند.
2- انواع مشارکت بر مبنای کیفیت همکاری مردم
الف) مشارکت طبیعی Participation Natural این نوع مشارکت بر اساس عرف و عادت و یا واقعیت موجود گروهی مانند گروههای سنتی و مذهبی تحقق می‌یابد و اعضای گروه ناگزیر از عضویت در آن هستند. این نوع مشارکت در گروههای طبیعی نظیر گروههای همبازی و گروه‌های خویشاوندی وجود دارد. شرکت در مراسم عزاداری، عروسی و مراسم مذهبی از دیگر نمونه‌های آن است.
ب) مشارکت خودانگیخته Participation Spontanious: منشأ این نوع مشارکت خواست گروه است. این نوع مشارکت به صورت خودجوش و نهادی در بین اعضای یک جامعه وجود دارد و محصول سال‌های متمادی زندگی مشترک است. مانند گروه‌های همسایگی و گروه دوستان که در قالب سازمان و ساخت خاص و مشخص انجام نمی‌گیرد و عموماً‌ جهت پاسخ‌گویی به نیازهای مهم روانی افراد است.
ج) مشارکت داوطلبانه Participation Voluntary: به معنای شرکت کردن آگاهانه است. مانند انجمن‌های عملی، تعاونی‌ها اصناف، افراد شرکت‌کننده در آن ملزم به رعایت قواعد و قوانین تعیین شده از سوی گروه هستند. مشارکت ارادی فرآیندی است که از طریق مشارکت‌کنندگان و بودن نفوذ یا دخالت عوامل دیگر، پدید آمده و سازمان می‌یابد.
د) مشارکت برانگیخته Participation Provocative: این نوع مشارکت به اهداف خاص توسط گروهی خارج از گروه مشارکت‌کننده انجام می‌گیرد. به عبارت دیگر منشأ تشکیل این نوع مشارکت، عامل برانگیزنده خارجی است که در آن علاوه بر اهداف شخصی و گروهی، اهداف ملی و فراملیتی نیز مطرح است، مانند جهادگران جهاد سازندگی.
هـ) مشارکت تحمیلی Participation Imposed: به معنای درگیر شدن ناخواسته است. این نوع مشارکت نه بر انگیزش افراد بلکه مبتنی بر اجبار و به طور عمده در جهت منافع طبقات طراح آن و ثروتمندان است. در این مشارکت تحمیلی، جبر و اضطرار مطرح است و فرد خود را ناگزیر از مشارکت می‌داند و در قبول عضویت در سازمان و یا کناره‌گیری از آن حق انتخاب ندارد. نمونه این مشارکت در ایرن، عضویت در شرکت‌های سهامی زراعی لااقل برای آن دسته از زارعان ناراحت، نوعی مشارکت تحمیلی به حساب می‌آید.
3- انواع مشارکت بر حسب انگیزه‌های ایجادی آن
الف) مشارکت درون‌زا Participation Endo genoas: این نوع مشارکت حاصل کوشش و خوداتکایی مردم یک جامعه است. سابقاً این نوع مشارکت ریشه در هنجارهای اجتماعی داشته است و از آن به عنوان مشارکت خود انگیخته غریزی نیز یاد می‌کنند.
ب) مشارکت برون زا Participation Endo genoas: این مشارکت از طریق اعمال الگوهای مشارکتی، از خارج به افراد تحمیل می‌شود. پذیرش این نوع مشارکت که به وسیله برون‌زا و سازمان‌های بیرون بر جامعه تحویل می‌شود، منوط به متقاعد ساختن افراد جامعه و در نظر گرفتن ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی آن‌هاست. و الا پذیرش این ایده مقطعی و زودگذر بوده و تداوم نخواهد یافت.
4- انواع مشارکت بر حسب سطوح اجرایی
الف) مشارکت روستایی: این مشارکت به هدف تحریک و برانگیختن روستائیان عمدتاً اقشار آسیب‌پذیر در طرح‌ها و برنامه‌های توسعه و عمران محل سکونت آنها صورت می‌گیرد.
ب) مشارکت منطقه‌ای: مشارکت شورایی افراد چندین محله برای بهسازی و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه زندگی خود.
ج) مشارکت ملی: هدفش مهیا ساختن زمینه‌های لازم و برابر برای جذب و شرکت افراد جامعه در انجمن‌ها، نهادها و بخش‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی.
5- انواع مشارکت بر حسب موضوع و قلمرو اجرایی
مسلماً تفکیک کامل و دقیق بخش‌های مختلف یک نظام کلی و ارایه تعریف بر حسب هر یک از این بخش‌ها کاری دشوار است اما جهت ضرورت برنامه‌ریزی‌ها تلاش می‌شود بخش‌های مختلف به طور مجزا تشخیص داده شوند.
الف) مشارکت اقتصادی Economic Participation: به معنای حضور و همکاری آگاهانه اقشار مختلف در جهت تولید، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری بیش‌تر و مطلوب‌تر، توزیع مناسب و عادلانه‌تر و مصرف بهینه از منابع مادی و طبیعی و کالاهای مورد نیاز زندگی و صرفه‌جویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی است.
ب) مشارکت سیاسی Political Participation: در اکثر تعاریف صورت گرفته از مشارکت سیاسی، خصیصه حاکمیت مردم در انتخابات و دخالت در تصمیم‌گیری‌ها و اداره امور کشور و مشارکت آگاهانه و قدرتمندانه‌ مردم در کلیه نهادهای اجتماعی است. مشارکت سیاسی، به آن دسته از فعالیت‌های ارادی دلالت دارد که از طریق آن‌ها اعضای یک جامعه در انتخاب فرمانروایان و به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شکل دادن سیاست جامعه خود نقش دارند.
ج) مشارکت اجتماعی Social Participation: مشارکت اجتماعی مفهومی گسترده و دارای ابعاد وسیع می‌باشد. مشارکت اجتماعی متضمن انواع فعالیت‌های فردی یا جمعی برای تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های دستگاه‌های عمومی از سطوح پایین (شهرداری، نظام آموزشی و…) تا سطوح بالاتر (دستگاه‌های عالی قانون‌گذاری اجرایی و قضایی) است. همکاری مردم در انواع گروه‌ها و برنامه‌های اجتماعی خاصه انجمن‌های داوطلبانه و سازمان‌های غیردولتی دال بر مشارکت اجتماعی است. مشارکت اجتماعی در معنای وسیع در برگیرنده انواع کنش‌های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیر نهادن بر فرایندهای تصمیم‌گیری درباره امور عمومی است.
در تعریف دیگر مشارکت اجتماعی چنین است: «مشارکت اجتماعی عبارت است از شرکت کم و بیش آشکار در حیات اقتصادی، گذران اوقات فراغت، فرهنگ، تقبل مسئولیت‌های سیاسی و مدنی و نظایر آن.»(8) بنابراین مشارکت اجتماعی مفهومی گسترده با ابعادی وسیع می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات