مارستون اسپایت
ترجمه: مهدی رهبری
اسلام در جامعه آمریکا زمان درازی حضور داشتهاست اما این حضور تنها در نقوش خیالی برگرفته از نوشتههای احساسی مسافران ناآگاه متعصب و یا نمایشهای کلیشهای سینما و تلویزیون بودهاست. آمریکاییان در کج فهمی بلندمدت درباره اسلام و غفلت پیروانش که بدین گونه که برای مردمان اروپا توصیف شدهبود، سهیم بودهاند. ساکنان دنیای نو به خاطر دوری بسیار از مراکز زندگانی اسلام ناتوانی مضاعفی در این شناخت داشتهاند. برخی مسیحیان آمریکایی نیز افکار دیگری بر گفتارهای کلیشهای متعصبان درباره اسلام افزودهاند. این عده حامیان گروههای میسیونری (مبلغان فرستاده از سوی کلیسا) بودهاند. به باور ایشان مبلغان مسیحی برای درمان و تعلیم به کشورهای دوردست اعزام میشدند و وظیفه دیگر ایشان خواندن کتاب آسمانی برای مسلمانان بودهاست. به این امید که اسلام را به کناری نهند و مسیحی شوند.
جدایی بسیار آمریکا از اسلام پس از جنگ جهانی دوم به تدریج پایان پذیرفت. پیش از آن (در آخرین سالهای قرن نوزدهم) سوداگران و روستاییان مشرق زمین به قاره آمریکا مهاجرت کرده و دین اسلام را به مردم آمریکا شناسانده بودند. اگر چه اغلب مهاجران اولیه مسیحی بودند. اولین مسجد شناختهشده در ایالات متحده، اندکی قبل از 1920 در ایالات داکوتای شمالی ساختهشد. پس از آن با تأسیس اسرائیل در 1948 و دگرگونی اجتماعی ناشی از آن در خاور نزدیک که با کاهش محدودیتهای مهاجرت همراه بود، گروههای مسلمان از ملیتهای مختلف به آمریکا روانه شدند. این مهاجرتها سبب کاهش عمیق باور اسلامی و آیین آن در جامعه دنیای نو شد.
دستیابی به فهم دقیقی از ماهیت حضور اسلام در آمریکا بسیار مشکل است. حتی شمار مسلمانان نیز نامعلوم است برخی تعداد مسلمانان را حدود دو میلیون نفر میدانند. دیگران چنین رقم بزرگی را ارایه نمیدهند. تقریباً همه شهرهای اصلی آمریکا دارای مراکزی برای عبادات و فعالیتهای فرهنگی اسلامی هستند. جمع تقریبی این اماکن حدود 300مرکز است – گروههای مختلف مسلمان که تابعیت آمریکایی به دست آوردهاند دارای تنوع گیج کنندهای از مذاهب اسلامیاند – به علاوه کلیه کشورهای خاورمیانه، آفریقا، آسیا و اروپای شرقی نیز جمعیت زیادی در آمریکا دارند. صنعت اتومبیلسازی در دیترویت، ناحیه میشیگان دهها هزار کارگر عرب را جذب کردهاست. صاحبان حرف از هند، پاکستان و فلسطین هم سهم خویش را در زندگی آمریکایی ایفا میکنند. تفاوت بین مهاجران مسلمان به آمریکا با اروپا در این است که در آمریکا تودههای وسیعی از کارگران غیرماهر وجود ندارد. بیشتر مهاجران به آمریکا را بازرگانان و کارگران ماهر و اهل حرفههای مختلف تشکیل میدهند. افزون برمسلمانانی که ملیت آمریکایی را برگزیدهاند، هزاران دانشجوی مسلمان نیز در دانشگاههای آمریکا به تحصیل اشتغال دارند که برای دورههای کم و بیش طولانی خانه خود را در این کشور بنا کردهاند. این گروه اعضای انجمن مقتدر و موثر «دانشجویان مسلمان آمریکا و کانادا» هستند.
ستاد این انجمن در پلین فیلد، ایندیانا واقع است. تعدادی از انجمنهای اسلامی آمریکا و کانادا هستند که در 1952 تأسیس شدهاست. اگر چه مرکز اسلامی با نفوذ شهر واشنگتن احتمالاً ناشناختهترین و بارزترین حضور مسلمانان را در ایالت متحده تشکیل میدهد اما به منزله کرسی اختیار مطلق برای کل جامعه مسلمانان به حساب نمیآید. اسلام با ماهیت مساوات طلبی، گوشه چشمی به اقتدارات مرکزگرایانه ندارد، بنابراین جو کثرتگرایی ایالات متحده دیدگاههای فراوانی را برای توسعه این دین در زمینههای تازه کسب شده به وجود آوردهاست.
برای تکمیل شرح مختصر حضور مسلمانان در آمریکا ناچار به ذکر «تشکیلات ماموریت مسلمانان آمریکایی» هستیم. این تشکیلات حاصل تکاپوی جدید «ملت اسلام» است که تاریخچه آن به دهه 1930 بازمیگردد که پس از چندی «انجمن آمریکایی دوبیانیه» نامیده شد و دگر باره نام خود را به «جامعه جهانی اسلام در غرب» تغییر داد و بالاخره با لقب امروزین خود نامیده شد. به جهت نفوذ کتابی که به شرح این نهضت پرداخته است، پیروان آن در تداول عام «مسلمانان سیاه» نامیده شدند اما اینان هرگز این لقب را نپذیرفتند. «تشکیلات ماموریت مسلمانان آمریکایی» به خاطر وجود دهها هزار پیرو آن که به خوبی سازمان یافتهاند و با رهبری متعالی و یک نفره امام و پرچم دین محمد اداره میشود، منحصر به فرد است. این سازمان تفاوتهای اساسی با سایر گروههای اسلامی دارد، زیرا تقریباً همه اعضایش آمریکاییان محلی زادهشده در ایالات متحده هستند که از نیای مسیحی به اسلام گرویدهاند. بدین قرار «تشکیلات ماموریت مسلمانان آمریکایی»، جدای از گروههای مهاجر مسلمان قرار میگیرد اما با جریان اصلی اسلام از طریق سازمانهایی چون «اتحادیه مسلمانان جهان» در ارتباط است. اتحادیه اخیر دفتری در شهر نیویورک دارد و در کار اعزام زایران به مکه است.
رویارویی – ملتهای مسلمان و ایالات متحده آمریکا
به رغم پیچیدگی فشرده – اگر نه گسترده – حضور دین اسلام در خاک آمریکا که تا به حال به شرح آن پرداختهایم، این دین احتمالاً میتوانست به منزله یک کنجکاوی جزیی در اذهان اکثر آمریکاییان باقیبماند و به سادگی پدیده دیگری از پیچیدگی بهتانگیز تکثیر بیان مذهبی در ملتی کثرتگرا قلمداد شود – اگر در صحنه بینالمللی برخوردی قاطع بین ایالات متحده آمریکا و ملتهای مسلمان پیش نمیآمد، این رویارویی – که به صورت برخوردهای یکی پس از دیگری رخ نمود و مایه اصلی اخبار در سراسر جهان شدهاست – هرگز اتفاق نمیافتاد.
رسانههای ارتباط جمعی آمریکا که برای پوشش دادن این گونه اطلاعات پیشزمینهای درباره خاورمیانه به خوبی مجهز نیستند، نمیتوانند به مردم ایالت متحده کمک کنند تا اهمیت رویارویی بیسابقه باجهان اسلام را درک کنند. بنابراین منازعه اسرائیل و فلسطین، به چشم آنها عموماً تلاشی سیاسی – مذهبی بین یهودیان محاصره شده در اسرائیل و همسایگان مسلمان سختگیر و ناسازگار با ایشان است. به نظر میرسد که بحران نفتی به وجود آمده توسط اوپک، تلاش وسیع برای مسلمانان برای بهرهگیری ناعادلانه از ایالات متحده و سایر ملتهای صنعتی است، واکنشهای خشونتگرایانه ایران نسبت به مداخلهجوییهای آمریکا در زندگانی ملیاش، در ایالات متحده آمریکا به عنوان افزونطلبی ویرانگر مسلمانان بنیادگرا تلقی میشود.علیرغم برخی از تعابیر متعادل و محققانه که در مورد این مسایل پدید آمدهاست دید تعصبآمیز و کلیشهای هنوز حکمفرماست. این امر بر دوش آنان که به دنبال تعالی رابطهای آرام میان مردمان مسلمان و مسیحی در ایالات متحده هستند، باری غیرمعمول را قرار میدهد. اگر چه آمریکاییان بیش از همیشه به اسلام توجه دارند، اما این توجه اغلب با احساسی از حیرت و تلخی – اگرنه خشونت – بنابر آنچه گذشت حاصل این امر میوه تلخ جدایی نسبی سالیان دراز از مسلمانان و میراثی از کژآگاهی در مورد نحوه زندگانی اسلامی است.
نمایندگان کلیسا، مددرسان و در عین حال مانع روابط مطلوب بین مسیحیان و مسلمانان
درمیان مسیحیان و مسلمانان ایالات متحده گروهی کوچک اما فزاینده از افرادی وجوددارد که سرگرم ساختن پلهای ارتباطی میان دو جامعه دینی و آماده ساختن راهی برای گفت و گو صحیح مسیحی – مسلمان هستند. ضروری است که ابزار دستیافتن به چنین هدفی فراهم شود. ساختار سازمانهای فعلی مناسب خدمت به گفت و گوی مسیحیت و اسلام نیست. از دیدگاه مسلمانان، جامعه آنان با زمینههای مختلف و اندازههای کوچک عمدتاً در تلاش برای تحکیم حضور خویش در خاک آمریکا و فراهم آوردن محیطهای اسلامی سالم برای رشد اعضای خویش است اما برای طرف مسیحی – در مطالعهای سنجیده و با قصد قبلی – تا کنون تنها روابط بیرونی مدنظر بودهاست. البته صرف بیان باور اسلامی در ایالات متحده زمینهساز رویارویی با اکثر مسلمانان به گونهای اجتناب ناپذیر انباشته از پارهای شرایط و گاهی شرایطی مخالف محیطفرهنگی آمریکا است. شایان ذکر است که محیط فرهنگی آمریکا همواره نقشی والاتر را برای مسیحیت نسبت به سایر ادیان در نظر دارد متأسفانه سیر تاریخی روابط بین پیروان دو مذهب باعث شده که مسلمانان همواره حالتی تدافعی و جدایی خواهانه داشته باشند. در هر حال افراد خاصی – از مناطق و حرف گوناگون – با تکاپو برای برقراری روابط نیکو با مسیحیان و ایجاد تفاهم مذهبی بین دو طرف، خویشتن را ممتاز ساختهاند.
از نظر کلیسا – به رغم تعدد هیاتهای کلیسایی، کمیسیونها، کمیتهها و مشاوران – در عمل مکان ویژهای برای گفت و گوی بین دو مذهب وجود ندارد. تنوع گروههای جهانی مذهبی تنها دربرگیرنده کلیسای کاتولیک ارتدوکس و پروتستان است و در پارهای موارد واژه «جهانی» تعبیر گنگی دال بر مذاهبی جز مسیحیت و از جمله دین یهود دارد. حدود35 شورای بینالمذاهب در سراسر آمریکا وجود دارند که برخی از آنها به طور رسمی وابسته به سازمانهای جهانی هستند و پارهای دیگر برگرفته از انجمنهای مختلفاند. طبق بررسی اخیری که در مورد 26شورا از جمع 35 شورا انجام گرفتهاست، فقط چهار شورا شرکتکنندگانی مسلمان در فهرست اعضای خویش داشتهاند و از این چهارتا، فقط دو شورا دارای برنامههایی برای گفتوگوی مسیحیت – اسلام بودهاند.
به جز کلیسای کاتولیک، شورای ملی کلیساها، سازمان جهانی اصلی به حساب میآید. این شورای ملی که از گروهبندیهای پروتسان ارتدوکس تشکیل یافتهاست، در ساختار دایمی خود حتی یک دفتر هم مختص روابط بینالمذاهب ندارد. در کمیسیون محلی و منطقهای جنبش نزدیکی ادیان، فقط گفتوگو با یهود مورد توجه قرارگرفتهاست. در 1977 گروهی متشکل از 14 نمایندگی کلیسا و مراکز تخصصی دیگر جهت تلاش هماهنگ برای اعتلای روابط مسیحی – مسلمان پدیدآمدهاست که به خاطر مضامین خداشناسانه آن به عنوان برنامه کمیسیون – مبنی بر اعتقاد و نظم منبعث از شورای ملی کلیساها – پذیرفته شدهاست.
غالباً مراکز تخصصی کلیسا – از هر دو جنبه درونی و بیرونی شورای ملی کلیساها – همچنان مسلمانان را جماعتی میشناسند که به رغم اعزام گروههای میسیونری نزد آنان، میل دارند که اسلام را دینی بیرقیب به حساب آورند. سازمانهای میسیونری نیک نظام یافته، که در چارچوب همه کلیساها، فعالیت دارند، نشاندهنده هدف تغییر مذهب از اسلام به مسیحیت هستند و تا کنون این تصویر ذهنی مداومتر از پیگیری گفتوگو با مسلمانان بودهاست. کلیسای کاتولیک، در کمیته اسقفی خود برای نزدیکی ادیان و امور بینالمذاهب، دفتری رسمی جهت پیشبرد روابط مسیحیت – اسلام دارد اما تا کنون هیچ مامور تمام وقتی برای این امر در نظر نگرفتهاست. جز آنچه توسط دبیرخانه واتیکان (دستورالعمل در مورد غیرمسیحیان Rom،Edizioni،Ancora گفتار دوم) در 1977نشر یافتهاست، هیچ دستورالعملی برای چنین روابطی توسط کاتولیکها فرمولبندی نشدهاست اما به هر حال درچند قلمرو اسقفی و گروهبندیهای محلی، توجه ویژهای به رهنمون آمریکایی اجلاس مسیحیان – مسلمانان شدهاست.
بدیهی است آنان که به نزدیکی مسلمانان و مسیحیان علاقهمندند با مشکلات فراوانی در ایالات متحده دست به گریباناند. برای غلبه به این مشکلات، رهنمون آمریکایی ساختارهای کلیسا – در مقیاس کوچک – مفید است، اما به طور کلی این رهنمودها نیز بر جدایی موجود بین این دو جامعه دینی تأکید دارند. کار عمده و اولیه، به وجود آوردن اعتماد بالقوه متقابل بین طرفین برای گفتوگو است. هیچ یک از طرفین نباید این بدگمانی را داشته باشد که طرف مقابل در تقاضا برای گفتوگو، تقاضای نازلتری دارد، آنگاه هر یک باید نسبت به احتمال تشریک مساعی برابر در تبادل نظر – نه ملزوماً برابری در شمار شرکتکنندگان، بلکه مساوات در سطح تبادل نظرات روشنفکری و جامعهشناختی – اطمینان یابد.
مسیحیان و مسلمانان: زندگی با یکدیگر در جامعه کثرتگرای آمریکا
قدیمیترین و شناختهشدهترین نشریه مربوط به اسلام و مسیحیت در آمریکا «جهان اسلام» است که به صورت فصلنامهای توسط موسسه انتشاراتی «حوزه هارتفورد» منتشر میشود. موسسه مذکور در 1911 کار خویش را با «جهان اسلام» به سردبیری ساموئل زومر (متوفی1952) که یک میسیونر کلیسای اصلاحگرای آمریکا بود آغاز کرد. این نشریه، طبق بیانیه خود، فصلنامهای است برای بررسی رخدادهای جاری ادبیات و اندیشه در میان پیروان حضرت محمد(ص) و پیشرفت گروه اعزامی مسیحیان در سرزمینهای مسلمانان. کنفرانس میسیونری جهانی که در ژوئن 1910 در ادینبروی اسکاتلند برگزار شد، مشوق ایجاد فصلنامه «جهان اسلام» بودهاست. بدین طریق نشریه مذکور به قصد خدمت به امر مهم میسیونری کلیسا پایهریزی شد و به هر حال هرگز لحنی تند نداشتهاست و در صفحاتش از بهترین تحقیقات در جهان اسلام و مسیحیت نیمه نخست قرن بیستم، استقبال کردهاست. این فصلنامه و نیز «بنیاد حوزه هارتفورد» در 1938 به یکدیگر پیوستند. ادغام این دو به جهت نزدیکی اهداف فصلنامه و بنیاد مذکور بود که برنامهای برای مطالعات اسلامی تحت نظر دانکنبلک مکدانلد شرقشناس (متوفی 1943) داشت.
در 1952 که کنت کرگ به عنوان همکار سردبیر نشریه منصوب شد، نام آن به «جهان اسلام» تغییر یافت و بیانیه اهداف آن بدین صورت اصلاح شد: «فصلنامه مطالعاتاسلامی و تعبیر مسیحیت در میان مسلمانان».
کرگ، که یک روحانی مسیحی انگلیسی و محقق اسلامی بود، یکی از رهبران گسترش نزدیکی احترامآمیز و روشنگرانه مسیحیان به مسلمانان به شمار میرود. سردبیری او در این فصلنامه آمریکایی، این نشریه را به طور کامل در مسیر خواست مسیحیان مبنی بر گفتوگوی مسلمانان به عنوان افراد برابر بود و هدفی جز منافع مشترک طرفین نداشت. در1967 محقق آلمانی ویلم بیجل بولاتا، فلسطینی مسیحی، در اختیار گرفت. از اواخر دهه 60 تاکنون این نشریه با گشودن صفحات خود به روی مقالات مسلمانان، برتعهد خویش نسبت به ایجاد گفتوگو افزودهاست. بیانیه اهداف آن اکنون به شرح زیر است: «نشریه مطالعات اسلامی و روابط مسیحیان و مسلمانان در گذشته و حال». بنابراین «جهان اسلام» ابزاری است برای ایجاد تفاهم مسیحیت – اسلام به شمار میرود. دایره نفوذ آن جهانی است و تنها گاهبهگاه به مقالاتی ویژه جامعه آمریکا میپردازد. هنگامی که شورای ملی کلیساها در 1977 یک «نیروی کاری» را برای گسترش روابط مسیحیان و مسلمانان در ایالاتمتحدهآمریکا سازمان داد، هیات تحریریه جهان اسلام و اعضای مطالعات اسلامی «حوزه هارتفورد» پیشنهاد کردندکه تسهیلات خود در هارتفورد را در اختیار کادر تازه سازمان یافته «نیروی کار» قرار دهند. این تسهیلات شامل فضای اداری، تجهیزات، کتابخانه و نیز همکاریهای تحقیقاتی بود. از 1977 تا کنون «نیروی کار» تحت لوای این سازمان انجام وظیفه کردهاست. کادر آن متشکل از بایرون هینز و ر.مارستون اسپایت است که هر دو آمریکاییاند و سالهای بسیار در سرزمینهای مسلمانان به سربردهاند، اولی زبان اردو میداند و دومی محقق زبان عربی است.