روزنامه ایتالیایی «ایل فولیو»، ضمن تشریح جزئیات همکاری واشنگتن و بغداد علیه ایران بعد از پیروزی انقلاب و در جریان جنگ تحمیلی عراق، این روابط را پنهانی و گسترده توصیف کرده است.
در گزارش ایل فولیو با عنوان «قدرت برتر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در قبال عراق» آمده است، «رونالد ریگان» رئیسجمهوری وقت آمریکا، با دلایل راهبردی و اقتصادی درصدد گسترش روابط بین واشنگتن و بغداد برآمد. ایل فولیو میافزاید، دولت آمریکا ضمن ارائه کمکهای سیاسی، نظامی و اطلاعاتی به صدامحسین که در حال جنگ با ایران بود، از محکومیت عراق در شورای امنیت سازمان ملل به اتهام استفاده از تسلیحات شیمیایی علیه ایرانیان، جلوگیری کرد. این اتفاقات در ادامه دیدارهای پیاپی «صدامحسین» و «طارق عزیز» با «دونالد رامسفلد» فرد مورد اعتماد کاخ سفید (وزیر فعلی جنگ آمریکا) و رئیس شرکت داروسازی «سی.دی.سیرال» امکانپذیر شد.
ایل فولیو ادامه میدهد، این مطالب بخشی از یک کتاب داستان نیست بلکه رویدادهایی واقعی و چکیده ارتباطهای دولت ریگان و صدامحسین در سالهای 1361 تا 1363 است. گروهی از پژوهشگران موسسه بینالمللی «آرشیو محرمانه» در واشنگتن بعد از بررسی مدارکی کاملاً محرمانه که به دنبال تلاشهای پیگیر و مستمر یک نماینده ایالت تگزاس در اختیار همگان قرار گرفت توانستند روابط پنهانی آمریکا و عراق را در سالهای یاد شده بازسازی کنند. این شواهد و مدارک نشان میدهد ریگان با وجود اینکه از استفاده بغداد از گازهای شیمیایی علیه ایران و اکراد عراقی آگاهی داشت به حمایت خود از صدامحسین ادامه داد.
روزنامه ایل فولیو در تشریح انگیزههای همکاری آمریکا و عراق علیه جمهوری اسلامی ایران مینویسد، بعد از سرنگونی شاه، واشنگتن به علت واقعه گروگانگیری در ساختمان سفارت آمریکا در تهران، با مبارزهجویی انقلاب اسلامی روبهرو شد. در شهریور سال 1359 صدامحسین به صورت ناگهانی به ایران انقلابی حملهور شد، ولی وی در ارزیابی مقاومت ایرانیان دچار اشتباه شد و به همین علت در نیمه دوم سال 1361 در موضع دفاعی قرار گرفت. ریگان رئیسجمهوری وقت آمریکا که از گسترش انقلاب اسلامی به تمامی منطقه خلیجفارس و تسلط ایران بر قلب انرژی جهان هراس داشت بر روی صدامحسین شرطبندی کرد.
ریگان برای رفع نگرانیهای خود به برقراری و گسترش روابط واشنگتن و بغداد پرداخت که از سال 1346 بعد از جنگ شش روزه خاورمیانه قطع شده بود. نخستین گام ریگان برای حمایت از عراق، خارج کردن نام این کشور از فهرست حامیان تروریسم در سال 1361 بود. گام بعدی، انجام ملاقاتهای مختلف و مجبور کردن کشور امارات متحده عربی برای پرداخت وامهای سنگین به عراق به منظور خرید کالاهای آمریکایی بود.
در تاریخ 21 تیرماه سال 1362 شورای امنیت ملی آمریکا در مصوبه شماره 99 خود توصیه میکند «برای تقویت ثبات در خلیجفارس، حمایت اطلاعاتی و نظامی از عراق ضروری است.» همزمان با این مصوبه، ایران از عراق به علت استفاده این کشور از تسلیحات شیمیایی در جبهههای جنگ به سازمان ملل شکایت میکند و خواستار تحقیقات در این مورد میشود.
«ایل فولیو» در ادامه این گزارش میافزاید، اطلاعات مربوط به این موضوع در اختیار واشنگتن بود و در همین رابطه «جاناتان هوو» از اداره سیاسی ـ نظامی وزارت خارجه آمریکا در تاریخ 10 آبان ماه سال 1362 خطاب به «جورج شولتز» وزیر خارجه وقت آمریکا نامهای نوشت. در نامه جاناتان هوو، به جورج شولتز آمده است، «براساس اطلاعات ما، عراق به صورت روزانه از تسلیحات شیمیایی استفاده میکند که این مهمات را از شرکتهای غربی و حتی آمریکایی خریداری کرده است.
جاناتان هوو پیشنهاد کرد، «برای حفظ اعتبار سیاست آمریکا در مورد تسلیحات شیمیایی، ما باید به این موضوع اشاره کنیم.» 20روز بعد هوو در یادداشتی خطاب به «لورنس ایگلبرگر» مشاور وزارت امور خارجه آمریکا در خاور نزدیک نوشت، صدامحسین از گازهای شیمیایی خود علیه کردها نیز استفاده میکند.
روزنامه ایل فولیو مینویسد، اما برای کاخ سفید، اهمیت صدامحسین در مقابله با ایران بیش از این مسائل ارزش داشت و بدین ترتیب در فرمان شماره 14 ریاست جمهوری آمریکا مورخ 5 آذرماه سال 1362 که به امضای ریگان رسیده اشارهای به این موضوع نشده است. برای واشنگتن، اولویتهای ضروری تقویت همکاریها برای مراقبت از حوزههای نفتی و افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس بود و به همین دلیل فرماندهان نظامی آمریکا دستور یافتند در صورت قطع جریان نفت و شکست صدامحسین، علیه ایران وارد عمل شوند.
در ادامه سیاستهای حمایتآمیز واشنگتن از بغداد، در تاریخ 29 آذرماه سال 1362، دونالد رامسفلد به علت روابط نزدیک خود با ریگان، به عنوان نماینده غیررسمی دولت آمریکا برای ملاقات با صدامحسین عازم بغداد شد. یک روز بعد از این تاریخ، وزارت امور خارجه آمریکا در یک تلگراف خود نوشت، صدام طی دیدار 90 دقیقهای از نامه ارسالی ریگان، ملاقات با رامسفلد و اظهارات وی مبنی بر از سرگیری روابط دوجانبه ابراز خرسندی کرد. دستورهای کاری رامسفلد در عراق بر توسعه روابط دوجانبه، تقویت مواضع خصمانه با ایران و سوریه و یافتن راههای جدید برای انتقال نفت استوار بود و در هیچ یک از مدارک مربوطه اشارهای به تسلیحات شیمیایی نشدهاست!
اما رامسفلد در جریان ملاقات خود با طارق عزیز مقام عالیرتبه عراقی ضمن طرح این مسئله، به وی گفت، «هر چند دولت آمریکا قصد دارد در مورد جنگ با ایران، فعالیت بیشتری داشته باشد، ولی استفاده از تسلیحات شیمیایی، خطر سرایت جنگ به دیگر مناطق خلیجفارس و مسئله حقوق بشر، انجام این طرح را پیچیده میکند.
با خواندن یکی از تلگرافهای «ماکسول راب» سفیر وقت آمریکا در رم، این مسئله کمی روشن میشود. در تلگراف ماکسول راب میخوانیم، «طارق عزیز گفت در بخشی از نامه ریگان خطاب به صدام آمده است، جنگ ایران و عراق مشکلات جدی برای امنیت ملی آمریکا، دوستان این کشور و جهان آزاد ایجاد میکند که سبب قوت قلب من شدهاست.» چند هفته بعد از این ملاقاتها، خبر استفاده از گازهای شیمیایی در سراسر جهان منتشر شد و دولت آمریکا در 15 اسفندماه 1362 به صورتی آشکار علیه این مسئله موضعگیری کرد. در یکی از یادداشتهای دولت آمریکا که مسئولیت این ماجرا به بغداد نسبت داده شده آمده است، بدون شک موضعگیری ما سبب تضعیف روابط دوجانبه خواهد شد اما از سوی دیگر به عراقیها گفته بودیم دیر یا زود همه چیز آشکار میشود.
«ایل فولیو» در ادامه گزارش خود مینویسد، در اسفند 1362 رامسفلد مجدداً به عراق بازگشت و هرچند با صدام ملاقات نکرد، اما به عراقیها اطمینان داد حمایت ریگان ادامه مییابد. سیاست وقت واشنگتن در قبال بغداد در یادداشت شورای امنیت ملی آمریکا به امضای «هاوارد تیچر» اینگونه خلاصه شده بود: «حمایت برای دریافت اعتبارات جدید از بانک واردات صادرات، فرضیه احداث یک خط لوله جدید نفت از بندر عقبه به سوی دریای سرخ، تلاش آمریکا برای ممانعت از رسیدن تسلیحات به ایران و کمک اسرائیل به بغداد، هرچند عراق بند آخر را نپذیرفت.»
در آن زمان، سیاست دولت آمریکا مخالف فروش اسلحه به عراق بود. اما در هر صورت، این کار انجام میگرفت و به همین علت بود که بغداد در سال 1362 از شرکت «تکستون» خواست برای خرید چند فروند هلیکوپتر که نظامی توصیف نشده بود وارد مذاکره شود. هرچند از سرگیری فروش تسلیحات به عراق، سبب آغاز مباحثاتی در دولت آمریکا شد ، اما در یادداشت وزارت امور خارجه آمریکا مورخ 19 اردیبهشت 1363 آمده است «واشنگتن با نظر مساعد در حال بررسی فروش قطعاتی با استفاده مضاعف به بغداد است.»
ایل فولیو در مورد مواضع سازمان ملل در قبال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مینویسد، تهران با تکیه بر موجی از احساس تنفر برانگیخته شده به علت استفاده از تسلیحات شیمیایی، تلاش کرد قطعنامه محکومیت عراق را به تصویب شورای امنیت سازمان ملل برساند. اما واشنگتن در پی مخالفت با آن برمیآید و نماینده عراق در سازمان ملل هنگام ملاقات با «کرک پاتریک» نماینده آمریکا از وی میخواهد مانند فرانسه و انگلیس واکنش نشان دهد.
«نزار حمدون» سفیر عراق در واشنگتن در تاریخ 9 فروردین ماه 1363 به آمریکا توصیه میکند صدور یک بیانیه از جانب ریاست سازمان ملل بدون اشاره به استفاده از تسلیحات شیمیایی و همچنین ابراز امیدواری نسبت به پایان جنگ، از تصویب قطعنامه بهتر است. یک روز بعد از این توصیه، یعنی 10فروردین دقیقاً این اتفاق در سازمان ملل رخ داد و در یادداشت وزارت خارجه آمریکا نیز آمده است، «توصیههای حمدون به مرحله اجرا گذاشته شد.»
ایل فولیو در مورد تلاش بیوقفه واشنگتن برای نجات بغداد مینویسد، روند جنگ به نفع عراق ادامه نیافت و ریگان که از این مسئله بیمناک شده بود با صدور فرمان شماره 139 در تاریخ 16فروردین 1363 از دولت خود خواست «راهی برای اجتناب از فروپاشی رژیم بغداد پیدا کند.» در فرمان ریگان همچنین تصریح شده است، «محکومیت صریح و ضروری استفاده از سلاح شیمیایی، هیچ تغییری در حمایت آمریکا از عراق ایجاد نمیکند.»
تلاشهای پشت پرده ریگان برای متقاعد کردن صدام به ممانعت از کاربرد تسلیحات شیمیایی بینتیجه ماند و بغداد که استفاده از گازهای سمی را در آبان 1362 قطع کرده بود، در بهمن 1362 دوباره از اینگونه تسلیحات بهره گرفت. بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی از سوی عراق، هیچگونه تأثیری منفی بر روند آغاز دوباره روابط دیپلماتیک واشنگتن و بغداد نداشت و این روابط در 5 آذرماه سال 1363 با دیدار طارق عزیز و جورج شولتز تجدید شد.
ایل فولیو در پایان گزارش خود مینویسد، در جریان این دیدار ، معاون صدامحسین، ادامه حکومت رژیم عراق را مدیون ریگان دانسته و به شولتز میگوید «ضامن بقای ما برتری تسلیحاتی ماست که به نوبه خود ناشی از تحریم فروش اسلحه به ایران است.»