مجتبی توانگر
* رسالت: واقعه انرون چگونه روی داد؟
** در اوایل زمستان سال 1380 یا دسامبر 2001 میلادی، که خبر تقلب و رسوایی مالی شرکت انرون ENRON در جراید اعلام شد، هیچکس باور نمیکرد که این موضوع مقدمهای برای اعلام ورشکستگی شرک مزبور و همچنین افشای تقلب و رسوایی مالی سایر شرکتها باشد. شرکت انرون فعال در رشته نفت و گاز است که در گزارش آماری «fortune500» این شرکت با فروش سالانه (درآمد ناخالص) 100 میلیارد دلار و خالص درآمد 979 میلیون دلار و تعداد 20600 نفر کارمند و ناخالص درآمد سرانه کارمند 4892670 دلار در ردیف 16 شرکت برتر جهان قرار دارد. شرکت انرون مشکوک به استفاده نادرست از روشهای حسابداری به منظور اضافه نشان دادن سود بوده است. از جمله روش حسابداری مرتبط با شرکتهای زیر مجموعه تحت عنوان svp) special vehicle company )برای ایجاد سود موهوم و عملیات استقراضی برای شرکت اصلی بوده که به مجرد آنکه اصلاحات واقعی شرکتهای svc کشف شد. مرتبط با سودهای موهوم، پایههای اصلی شرکت فرو ریخت و منجر به ورشکستگی انرون شد.
* رسالت: spvو svc چیست؟
** شرکت انرون حدود 19 هزار شرکت فرعی تحت عنوان special vehicle companies دارد که تماماً در کشورهای بهشت مالیاتی به ثبت رسیدهاند..off . shore company in tax heaven. در حالی که OBM و یا OM بیش از هزار شرکت از نوع offshare ندارند. در استانداردهای حسابداری آمریکا اجازه داده شد که تا 7 درصد از سهام شرکت svc متعلق به اشخاص ثالث باشد و نیازی به افشای آن در صورتهای مالی نبوده است. در انرون از این رویه حسابداری سوءاستفاده نموده بودند و حسابرسی آنها نیز متوجه این مسأله نشده بود که این موضوع در مصاحبه تلویزیونی قاضی دادگاه آمده بود.
در هر حال طبق اطلاعات اعلام شده در جراید، انرون شرکتی است که کمک مالی در اختیار حزب حاکم در آمریکا قرار داده است. این شرکت در سال 1997 با فروش 20 میلیارد دلار و سود خالص 118 میلیون دلار در ردیف 179 شرکت برتر جهان قرار داشته، طی 4 سال با برخورداری از حمایت سیاسیون به فروش ناخالص 100 میلیارد دلاری و ردیف 16 شرکت برتر جهان ارتقا پیدا کرد. درآمد ناخالص انرون در سال 1997، 98، 99 و 2000 به ترتیب20840، 31260، 40112 و 100789 میلیون دلار بوده است که نسبت به سال 97، در سال 98، 50 درصدد رشد، در سال 99، 100 درصد رشد و در سال2000، 500 درصد رشد داشته است. همچنین سود ناخالص این شرکت در سالهای 1997، 98، 99، 2000 به ترتیب 118، 703، 893 و 979 میلیون دلار بود که نسبت به سال 97، در سال 98، 5/1برابر، سال 99، 5/7 برابر و سال 2000، 9 برابر شده است. در انرون علی رغم افزایش که در فروش شرکت وجود داشته، سود خالص آن نسبت به سایر شرکتها کمتر بوده و براساس بررسی به عمل آمده معلوم شده که بخش قابل ملاحظه هزینه آن صرف مخارج سیاسی شده است.
* رسالت: با شفافیتی که در اقتصاد آمریکا وجود دارد، چگونه مردم به این شرکت اعتماد کردند؟
** در کشورهایی که در بازار سرمایه و اقتصاد آنها اصول Accountability حاکمیت دارد، مدیران باید پاسخگو باشند و با ارایه صورتهای مالی صحیح (که براساس اصول متداول حسابداری تهیه شده است)، اطلاع شفاف و واقعی را به سهامداران و بازار ارایه دهند، و تایید مراتب امر در مجامع صاحبان سهام و همچنین از نقطهنظر اشخاص ثالث، در گرو حسابرسی صورتهای مالی مزبور توسط حسابرسان معتمد آن کشور است. گزارش حسابرسی و اظهارنظر حسابرسی، نسبت به صورتهای مالی بها و ارزش اضافه میدهد و این امر موجب اعتماد صاحبان سهام و به تبع آن نقش اساسی بر رونق بازار دارد. در کشورهای پیشرفته کلیه عملیات خرید و فروش سهام بر این اساس و اطمینان پایهریزی میشود که نسبت به صورتهای مالی هر شرکت «گزارش حسابرسی» وجود دارد حسابرسان در مقابل اشخاص ثالث مسئولیت دارند.
* رسالت: مسئولیت از چه نوعی سهامی، تضامنی و... مسئولیتی است؟
** این مسئولیت تضامنی است و لذا بخش قابل ملاحظه هزینه مؤسسات حسابرسی، حق بیمه پرداختی به شرکت بیمه برای بیمه نمودن تعهدات آنهاست. کلیه مؤسسات حسابرسی براساس اصول «شرکتهای تضامنی» تاسیس شده اند. بدینترتیب که در صورت اعلام بدهی توسط دادگاه ابتدا شرکت بیمه قسمتی را میپردازد و سپس شرکت مؤسسه بقیه بدهی را باید بپردازد. از اواسط سالهای 95-1994 زمزمه ایجاد مؤسسات حسابرسی به صورت (LLP(limited liability partner ship شروع گردید.
* رسالت: اداره مؤسسه براساس LLP چگونه ادارهای است؟
** منظور مسئولیت محدود برای مؤسسه و مسئولیت نامحدود برای شرکا است که در آمریکا و در اروپا این نوع شرکت شناخته شدهاند. و مورد آرتور اندرسن آمریکا نیز از جمله موارد LLpاست که دولت را مجبور نموده در خصوص ساختار حقوقی مؤسسات حسابرسی و تبدیل آن به تضامنی واقعی. تجدیدنظر نمایید. در عین حال انرون موجب بیاعتمادی مردم نسبت به مؤسسات حسابرسی در آمریکا شده است.
* رسالت: اما آنطور که در اخبار هم آمده با مؤسسه آرتور اندرسن برخورد شد؟
** با تشکیل دادگاههای انرون، مقوله ارتباط فیمابین مدیران انرون در انتخابات بوش مطرح شد و داشت به رسوایی علیه سیاستمداران ختم میشد. به موازات آن تخلف حسابرسی از عدم انجام کار حسابرسی صحیح، از بین بردن اسناد و مدارک حسابرسی توسط مؤسسه آرتور اندرسن، عدم اطلاع حسابرسی از وضعیت svc و نادیده گرفتن انعکاس سود موهوم توسط مدیران و این که گزارشهای حسابرسی بیشتر براساس روابط و مدیریت تهیه شده است، مطرح گردید. در این هنگام اعلام شد که حسابرسی آندرسن در سال 2000 حدود 51 میلیون دلار حقالزحمه از انرون دریافت نموده که حداکثر تا 22 میلیون دلار آن حقالزحمه حسابرسی و بقیه 29 میلیون دلار مربوط به حق مشاوره و مدیریت و سایر مشاورهها بوده است. یعنی آن که کار حسابرسی و حقالزحمه حسابرسی تحت سایر حقالزحمهها بوده و اگر حسابرسی با مدیریت همراه نمیبود مسأله 22 میلیون دلار از دست دادن نبود بلکه مسأله از دست دادن51 میلیون دلار حقالزحمه بوده است. آخر این همه جنجال سه ماهه منتهی به آن شد که حسابرسی آرتور اندرسن قربانی شود (اعلام ورشکستگی و انحلال) و دعوای سیاسیون از اذهان عمومی دور شود.
* رسالت:جناب آقای هشی!، مگر در آمریکا، حسابداران از استقلال برخوردار نیستند؟
** یکی از صاحبنظران بینالمللی میگوید که آمریکاییها اصولاً مسأله را بزرگ جلوه میدهند (exaggerate)، همین اتفاق در پنج سال پیش در بانک BCCT اتفاق افتاد (ادعای خسارت بیش از 700 میلیون پوند) که حسابرس دیگری عهدهدار امور آن بود. و یا در سال 2000 کل ادعاهای علیه یک مؤسسه حسابرسی تنها در آلمان 2 برابر ادعا علیه حسابرسی اندرسن بود، اما در آلمان و انگلیس هیچ مؤسسه حسابرسی مورد غضب قرار نگرفت. این صاحبنظر باور نداشت که متعاقب واقعه انرون، رسوایی در چند شرکت دیگر هم اعلام میشود. این صاحبنظر که خود برای مدت 6 سال در رأس بزرگترین مؤسسه حسابرسی دنیا بود، بر این عقیده است که باید فعالیت حسابرسان محدود به حسابرسی باشد و انتقال آنها به سایر خدمات جنبی که حقالزحمه اینگونه خدمات ارقامی بیش از حقالزحمه حسابرسی است استقلال حسابرسی را به خطر میاندازد، باید منع شود و برای اینکه بتوان به این هدف نایل شد باید سطح درآمد و حقالزحمه حسابرسان افزایش یابد تا حسابرسی قادر به انجام وظیفه خود باشد.
* رسالت: بعد از انرون، شرکتهای دیگری هم دچار رسوایی شدند، آن شرکتها چه وضعیتی داشتند؟
** در هر حال حسابرسی آرتور اندرسن قربانی دعوای سیاسیون آمریکایی شد و با مقصر شناختن حسابرسی، قائله سیاسیون انرون نیز خاتمه یافت اما این موضوع شروعی بود برای افشای فساد مالی در سایر شرکتها و همچنین با توجه به بیتوجهی حسابرسان بینالمللی (چندملیتی) در اینگونه شرکتها؛ با گذشت 6 ماه از واقعه انرون، هر روز اسامی شرکتهای بینالمللی مظنون به رسوایی اعلام میگردد که تعداد 9شرکت همراه با اطلاعات مالی آن را جهت انعکاس خوانندگان ارایه میکنم (جدول شمار1) در هر حال با اعلام رسوایی مالی که در انرون روی داد، قیمت هر سهم از 67 دلار به 2 دلار کاهش یافت. یعنی این که سهامداران این شرکت که قبلاً از ثروت 11470میلیون دلاری برخوردار بودند با زیانی حدود 11127 میلیون دلار روبرو شدند و باقیمانده ثروت آنها 143میلیون دلار می باشد. نکته دیگر این که تعداد کارکنان انرون 20600نفر و ناخالص درآمد براساس نفر کارکنان در نرون 4892670 دلار است. در حالی که در شرکت «اکسون موبایل» که از بهترین شرکتهای آمریکا و ردیف اول را در جهان داشت با تعداد 99600 نفر کارمند و فروش 210 میلیون دلار، ناخالص درآمد براساس نفر کارمند 2112369 دلار بوده است. یعنی آنکه انرون با حداقل کارمند با بهرهمندی از روابط سیاسی و دستکاری حسابها، بالاترین درآمد را نسبت به اولین و بزرگترین شرکت نفتی داشته است.
چیز دیگری که از آن طریق موجب شده که شرکتها، این چنین سوءاستفاده مالی داشته باشند، استفاده از شرکتهای svpو آن هم از نوع ثبت شده در کشورهای بهشت مالیاتی ـ و offshore ـ و ایجاد سود و هزینه موهوم بین شرکتها میباشد.
نکته دیگری که ذکر آن را ضروری میدانم این است که نسبت اهرم مالی استفاده از بدهی با ملاحظه به نسبت مالکانه مشخص میشود. به طوری که در انرون زیراکس، سیتی گروپ و جییی مورگان، حداکثر بدهی وجود داشته که همین امر به دلیل عدم قادر بودن به پرداخت بدهی و نهایتاً سوق دادن شرکت به سمت ورشکستگی موجب مشکلات مالی آنها شده است (نسبت مالکانه آن کمتر از 18 درصد است)؛ عدم توجه حسابرسان به وضعیت نامطلوب مالی از جمله ایرادات مطروحه علیه حسابرسی اندرسن بوده است.
* رسالت: آقای دکتر هشی، در مقابل از دست رفتن اعتماد مردم، دولت آمریکا چه عکسالعملی نشان داد؟
** بیاعتمادی مردم به صورتهای مالی و گزارشهای مالی شرکتها تأثیر قابل توجهی در کاهش شاخص بازار سهام و در اقتصاد آمریکا داشته است و به تبع آن تأثیر نامطلوب بر سایر بورسهای جهان نیز گذشته است. لذا مقامهای آمریکایی معضل را متوجه مدیران (از نقطه Accountability،و گزارشگری صحیح)، کافی نبودن استانداردهای حسابداری و بعضاً بیتوجهی حسابرسان بینالمللی نمودهاند. نظر به اهمیت موضوع و اقدام به موقع برای جلوگیری از تداوم این مشکلات، رییسجمهور آمریکا را مجبور میکند که در اوایل اوت برای تسکین بازار و جلب نظر مردم، قانون محدودیت بر فعالیت مدیران و حسابرسان را بنامSARBANES OXLEY ACT به تصویب کنگره برساند که طی آن اعمال موارد شدید کنترل بر مدیران و طبقهبندی تخلف مالی مدیران از جمله موارد جرم جنایی، الزام مدیران به افشای معاملات سهام خود و افراد وابسته و دیگر موارد، و همچنین الزامات جدیدی را بر کمیته حسابرسی و حسابرسان مستقل وضع مینماید. در کنار این قانونpublic company accounting oversight board هیأت مدیریت نظارتی بر حسابرسان ایجاد میگردد که طی آن اولاً حسابرسان خارجی (یعنی مؤسسات حسابرسی بینالمللی) را ملزم به ثبت نزد آمریکایی مینماید. (تاکنون چنین الزامی وجود نداشت) و با وضع مقررات بر فعالیت حسابرسان نظارت میکند. (علاوه بر نظارت معمول که از طریق انجمن حسابداران و SEC اعمال میشود.) حسابرسان از انجام حسابرسی در کنار سایر خدمات منع میشوند، یعنی آنکه حسابرس فقط حق دریافت حقالزحمه حسابرسی را دارد و از ارایه سایر خدمات منع میشوند، یعنی آنکه حسابرس فقط حق دریافت حقالزحمه حسابرسی را دارد و ارایه سایر خدمات مشاوره سیستم، حقوقی، خصوصی، حسابداری و اظهارنامهنویسی و غیره را ندارد. نکته جالب در این هیأت نظارتی آن است که اولاً دو عضو آن حسابدار غیرشاغل از نوع حسابدارانی که طی 5 سال گذشته در حرفه شاغل نبودهاند و 3 عضو دیگر میتوانند به غیر از حسابرسان باشند. از جمله نوارد دیگر الزامات آن است که شریک مسئول حسابرسی هر شرکت بعد از 5 سال باید با حسابرس دیگر جایگزین گردد. این رویه قبلاً در ایتالیا به صورت الزام قانونی مبنی بر تغییر حسابرسی بعد از سه سال وجود داشته است.
* رسالت: در مورد ایران چطور؟
** لازم است در ایران از این موضوع درس بگیریم و در هیأت پذیرش بورس و یا کمیتههای نظارتی فقط حسابرسی و حسابدار غیرشاغل را منصوب نماییم.
در هر حال، وجود شرکتهایی از جمله انرون ابزار دست سیاسیون است که این چنین با یک اتفاق ساده که مردم از وضعیت سود موهوم نشان دادن آن مطلع گردیدند این چنین ضربه بر اقتصاد کشور آمریکا وارد نمود و حسابرسی آرتور اندرسن هم فدا میشود ـ منحل اعلام شد ـ قسمتی از ضرر و زیان سهامداران و طلبکاران از محل بیمه پرداخت شد. با اعلام انحلال، سایر مؤسسات چندملیتی حسابرسی در آمریکا و دیگر کشورها، کارمندان و کادر حسابرسی و خدماتی مؤسسه آرتور اندرسن را در خود جذب نمودند. انگار که آب از آب تکان نخورده است. اتفاقی که افتاد تعداد 5 مؤسسه بزرگ به 4 مؤسسه بزرگ تبدیل شدند. سؤالی که مطرح است، آیا حسابرسان بینالمللی دیگر هم همانند اندرسن طرف دعوی قرار میگیرند؟؟ آیا وقایع اتفاق افتاد اعتماد مردم را نسبت به حسابرسی کاهش داده است؟ حسابرسان بینالمللی برای جلوگیری از واقعه اندرسن به خود آمده، تجدید ساختار نموده و خود را با شرایط سختی که از طرف دولت آمریکا اعلام شد تطبیق دادند.
* رسالت: ضرر و زیانی که مردم و یا همان سهامداران متحمل شدند را چه کسی یا مرجعی جبران میکند؟
** شرکت انرون در غیاب اعلام به موقع عدم توانایی مالی شرکت و وضعیت خراب منجر به ورشکستگی شرکت (از بین رفتن 257 میلیارد دلار ثروت سهامدار) گردید و همچنین ختم به انحلال مؤسسه آرتور اندرسن شد. انرون قبلاً از محل منابع مالی هزینه انتخابات جمهوریخواهان را پرداخت نموده و در آن سالها سود کمتری به سهامدار پرداخته است و حالا هم با انحلال آن، باز هم سهامدار متضرر میشود. پس در هر دو حالت سهامدار متضرر اصلی است. در سایر شرکتهای مظنون به فساد مالی، در نهایت امر سهامدار متضرر میشود و با شکایت علیه مدیر و حسابرس امکان دارد که قسمتی از ضرر را دریافت نماید. سهامدار یعنی سهامدار جزء و مردم. سهامدار عمده که مدیران بودهاند با دستکاری صورتهای مالی کسب درآمد نمودهاند. توجه داشته باشید که شرکت سهامی عام همانند یک خرج دادن از نوع پدیده مدرن امروزی آن است. در نذری دادن از نوع مدرن در هنگام پخش غذا، صاحبان اصلی مجلس بهترین گوشت و مرغ و برنج را خود برمیدارند و قسمتی جزیی باقیمانده را بین مردم تقسیم میکنند (که عمدتاً از صبح زود در صف بودهاند) و میگویند ما نذری دادیم. شرکت سهامی عام از نوع انرون هم دقیقاً همینطور است یعنی آن که مدیران آن قبلاً به حساب شرکت هزینه برای منافع خود نمودهاند، سپس وقتی از خرابی وضع مطلع میشوند ابتدا تبلیغات میکنند قیمت سهام بالا برود، و سپس آن سهام را با قیمت بیشتر به مردم فروخته (سود مجدد) و عملاً آنها قصر در رفتهاند (تقلب در فروش option نیز از جمله موارد کشف شده دادگاه است.) حال سهامدار جزء مانده و حوضش، سهامدارانی که دارایی خود را از دست دادهاند. حسابرسی هم متضرر شده زیرا ضرر و زیان مربوط را شرکت بیمه او پرداخت نموده است، و انحلال اعلام میشود. فعالیت اندرسن و کارکنان او هم در سایر مؤسسات حسابرسی موجود ادغام شده است.
* رسالت: در هر صورت ما باید برای مبارزه با فساد اقتصادی از این ماجرا عبرت بگیریم و یا به عبارت دیگر درس بگیریم، شما چه برداشتی از این ماجرا در مبارزه با فساد اقتصادی در داخل کشور دارید؟
** در ایران مقررات نظارتی بر عملکرد مدیران ـ از طریق بورس ـ و همچنین حسابداران ـ از طریق جامعه حسابداران رسمی که در سال 1380 شکل گرفته ـ وجود دارد. اما باید درس آموخت، و در هر حال مقررات نظارتی کافی بر فعالیت مدیران اعمال نمود، استاندارد حسابداری و حسابرسی را با دقت هرچه تمام به اجرا در آوردن، با بکارگیری از خدمات حسابداران رسمی ذیصلاح و سازمان حسابرسی، استانداردهای حسابداری و حسابرسی را به روز درآورد، با الزام استفاده از خدمات این دسته از حسابداران که مسئولیت تضامنی دارند. نه از نوع LLP اجازه ندهیم که فعالیت حسابرسی و خدمات مالی کشور اعم از دولتی و غیردولتی (و حتی در تمامی قراردادهای دولتی و قراردادهای نفتی) به راحتی و سهولت در انحصار حسابرسان بینالمللی چندملیتی درآید. همانند کشورهای آلمان، فرانسه، با مسئول قرار دادن حسابرسان از کشور، امکان چنین وقایعی را کاهش دهیم. لازم به یادآوری است که در سالهای 1376 تا 1378 به هنگام تهیه آییننامه اجرایی تبصره 4 ماده واحده قانونی استفاده از خدمات و گزارش حسابرسی، تأکید بر الزام حسابرسی کلیه قراردادهای دولتی از جمله بیع متقابل توسط حسابرسان ذیصلاح بود و متونی در این ارتباط تهیه و در اختیار مسئولین قرار گرفت. لیکن متأسفانه دست پنهانی از درج چنین الزام قانونی در متن آییننامه جلوگیری نمود.
* رسالت: اگر موافق باشید برای روشنتر شدن موضوع، وضعیت شرکتهای حسابداری را مورد تحلیل قرار دهیم، بفرمایید که ارزیابی شما از وضعیت شرکتهای حسابداری در آمریکا چیست؟
** در دعوای سیاسیون انرون، حسابرس آرتور اندرسن مقصر شناخته شد و در نهایت منحل و ورشکسته اعلام گردید. اگر واقعاً قصوری بود، طبیعی است که سایر حسابرسان نیز مورد اتهام قرار گیرند. اما این چنین نشد بلکه مؤسسات حسابرسی بینالمللی ابتدا فعالیت و کارمندان اندرسن را در خوب جذب نمودهاند و سپس اعلام آمادگی کردند که تن به هر نوع نظارت از طرف مقامات خواهند داد، اگر قرار بود حسابرس بینالمللی با چنین جملهای جا خالی کند امروز سرنوشت سایر مؤسسات دست کمی از اندرسن نداشت. در هر حال آنها خود را با شرایط انظباطی جدید انطباق داده و حتی تن به ثبت خود نزد مقامات آمریکایی میدهند.
* رسالت: این شرکت مانند بقیه شرکتهای بزرگ و چندملیتی به سمت ادغام حرکت نکردند؟
** حرکت کردند؛ اصلاً اقتصاد دنیا در دست شرکتهای چندملیتی است و حسابرسی آنها نزد شرکتهای بینالمللی میباشند که تقریباً در 5 مؤسسه بزرگ خلاصه میشوند. تا اواسط دهه 1990، هشت مؤسسه بودند: «1.ارتور یانک 2.ارنست وینی ماری 3.دیلویت 4.توش راس 5.ارتور اندرسن 6.بیت میجل ویک مؤسسه حسابرسری آلمانی 7.پرایس واترهاوس 8.کوپرز لپراند» که طی سالهای 1995 تا 1998،در 5 مؤسسه ادغام شدند، از مواردی که ذکر شد مورد اول و دوم ادغام شدند و «ارنست یانک» را شکل دادند، مورد سوم و چهارم، «دیلویت توش» را تشکیل دادند، مورد هفتم و هشتم، شرکت حسابرسی «پرایس واترهاوس کوپرز» را به وجود آوردند، شرکت ارتور اندرسن با همان نام ادامه داد و مورد پنجم به «KMPM» که مخفف اسم شرکت است تغییر نام داده و به فعالیت پرداخت. این که سؤال کردید بگویم که حدود 65 تا 70 درصد از شرکتهای پذیرفته شده در بورس لندن و نیویورک توسط این مؤسسات حسابرسی میشوند. این حسابرسان بینالمللی با رعایت اصول و ضوابط حسابرسی هستند که در خدمت ارایه خدمات حرفهای به شرکتهای بینالمللی چندملیتی میباشند. بنابراین برای آنها مهم کارفرما است و صاحبکار نقش اساسی را دارد (ضمن آن که رعایت مقررات و ضوابط حرفهای نیز دستور کار آنها قرار دارد) با واقعه انرون، حسابرسی آرتور اندرسن نیز مجبور به اعلام انحلال و ورشکستگی شد. اما در عمل در آمریکا و اروپا و اکثر کشورهای دنیا سایر مؤسسات، «دیلویت توش»، «KPMG»، «پرایس واترهاوس کوپرز» و «ارنست یانک»، فعالیت و کارکنان و مشتریان آرتور اندرسن را جذب خود نمودند. انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است. به جای آن که 5 مؤسسه بزرگ داشته باشیم، حال 4 مؤسسه بزرگ داریم. در سال 1998 که پیشنهاد ادغام «KPMG» و «ارنست یانک» مطرح بود، کمیته ضدانحصار اروپا با آن مخالف نمود. از آنجا که مسئولیت تضامنی مؤسسات حسابرسی برای آنها احساس خطر بود، از سال 1994 مقوله «LLP» یا همان «مسئولیت محدود برای مؤسسه و مسئولیت نامحدود برای شرکا» مطرح شد که طی آن مؤسسه حسابرسی پوشش بیمه دارد و اگر پوشش بیمه کافی نباشد، شریکی که امضاکننده میباشد مسئولیت دارد. این قانون در آمریکا در ایالت نیویورک و «نیوجرسی» کشور بهشت مالیاتی اجرا شده است. واقعاً انرون و انحلال آرتور اندرسن مقامات آمریکا را واداشته که موضوع LLP را مورد تجدیدنظر قرار دهند. در مورد حجم این مؤسسات هم به شما بگویم که مبلغ کل درآمد 5 مؤسسه در سال 2001 حدود 75 درصد کل ناخالص درآمد ایران است که در جدولی نیز آن را به شما خواهم داد (جدول شماره 2) مطلب دیگر که قابل توجه است، حقالزحمه پرداختی به مؤسسات حسابرسی است، مثلاً در مورد انرون، این شرکت در سال 2000 از بابت حسابرسی فقط دو شرکت 22 میلیون دلار درآمد داشته است، برای درک 22 میلیون دلار حقالزحمه حسابرسی انرون به تنهایی، خاطرنشان میسازد که کل حقالزحمه حسابرسی در ایران (که 90درصد حقالزحمه متعلق به سازمان حسابرسی و 10 درصد متعلق به سایر مؤسسات حسابرسی) حدود 16 میلیارد تومان، یعنی معادل 20 میلیون دلار میباشد. نکته دیگری که ذکر آن را در اینجا ضروری میدانم در مورد شرکت زیراکس میباشد، از جمله ایرادات بر شرکت زیراکس این است که طی 5 سال 4/6 میلیون دلار درآمد اضافه نشان داده است (تقریباً در هر سال 45/1 میلیارد دلار درآمد) و حال شرکت با فشار بر SEC ـ مشاوره برای استقرار سیستم گزارشگیری ـ میگوید که باید نسبت به حسابرسی KPMG سخت گرفته شود. ادعای سهامداران زیراکس علیه شرکت حسابرسی میلیونها دلار است، زیرا سهم 62 دلاری زیراکس در وقایع اخیر به 5 دلار در آخر سال 2000 کاهش یافته است. ورلدکام خود اعلام کرده که مبلغ 8/3 میلیون دلار هزینهسازی کرده که اخیراً به 7 میلیون دلار رسیده است.
* رسالت: از آمریکا که بگذریم در کشورهای اروپایی چگونه با حسابرسان برخورد میشود؟
** در کشورهای اروپا از جمله آلمان و فرانسه با رعایت مسئولیت تضامنی، استفاده از حسابرسان محلی که در مقابل ملت و مملکت خود احساس مسئولیت میکنند شرط اصلی حسابرسی است. شرکتهای حسابرسی بینالمللی با ایجاد مرکز اصلی خود در کشورهای بهشت مالیاتی و یا متوسل شدن به پدیده جدید LLP مسئولیت محدود برای شرکای ضامن عملاً بیمه خود و شریک امضاکننده را سپر تعهدات خود قرار میدهند. اموال شریک امضاکننده نیز به طور قطع نمیتواند تضمین خسارات را جبران نماید. اصولاً شکایت در اینگونه موارد علیه حسابرسان است زیرا که حسابرسی پوشش بیمه دارد. شکایت علیه مدیران معمول نیست زیرا که مدیران پوشش بیمهای ندارند و تنها اموال آنها ـ اگر قابل کشف باشد ـ مورد تصرف میتواند قرار گیرد. در آلمان هرگاه فساد مالی در شرکتی کشف شود هیأت مدیره و حسابرس (که باید محلی باشد) هر دو برای مدت بررسی و تشکیل دادگاه تحت نظر دادستانی به سر میبرند. به نظر میرسد که قوانین مربوط در آمریکا به نحوی مورد تجدیدنظر قرار گرفته که از حسابرسان بینالمللی همانند حسابرس محلی مسئولیت بیشتری بخواهند و مقررات انضباطی سختتری همچون آلمان را بر حسابرسان وضع نمایند.