تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۰۱۴۷۰

تروریسم فرامدرن

ترجمه: دکتر علی صباغیان چکیده: طی قرن بیستم, همگام با پیشرفتهای علمی وفنی پدیده های اجتماعی و سیاسی نیز دچار تحول شده است. از جمله پدیده های منفی سیاسی که در این قرن انگیزه ها, اهداف , راهبردها و ابزارهای آن دچار تحول شده است, پدیده تروریسم وخشونت سیاسی است. والتر لاکوئیور رئیس شورای پژوهش بین المللی مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی امریکا در مقاله تروریسم فرامدرن, که ترجمه آن در اینجا به چاپ رسیده, به بررسی تحولات پدیده تروریسم در قرن بیستم پرداخته و در پرتو این تحولات چشم اندازهای آینده این پدیده را ترسیم کرده است. از نظر او ترورهای آینده بیشتر برانگیزه ها و نارضایتی های قومی استوار خواهد بود تا انگیزه های ایدئولوژیک. به علاوه تمایز بین تروریسم و سایر جنایات مشکل تر خواهد شد و مهمتر از همه این که تروریسم در آینده برای جوامعی که از نظر فن آوری پیشرفته هستند تهدیدی جدی تلقی خواهد شد. گروه اندیشه

در پایان قرن نوزدهم کسی از حمله تروریستی در امان نبود. در سال 1894 یک آنارشیست ایتالیایی رئیس جمهور فرانسه را ترور کرد. در سال 1897 آنارشیستها با خنجر به الیزابت ملکه اتریش حمله کردند و " آناتونیو کاناواس " نخست وزیر اسپانیا را به قتل رساندند. در سا ل . . ,19 آمبرتوی اول پادشاه ایتالیا مورد حمله یک آنارشیست دیگر قرار گرفت ; در سال .1 19 یک آنارشیست امریکایی " ویلیام مک کینلی " رئیس جمهور ایالات متحده را کشت. در این دوران تروریسم مهمترین دغدغه سیاستمداران, ماموران پلیس , روزنامه نگاران و نویسندگانی همچون داستایوفسکی و هنری جیمز بود.
تروریسم به عنوان کاربرد زور یا تهدید به زور در داخل یک کشور به منظور ایجاد ترس و وحشت در جامعه تضعیف و حتی سرنگونی نهادهای موجود وایجاد تغییرات سیاسی تعریف شده است. تروریسم گاهی اوقات بر جنگ چریکی سایه افکنده و حتی به عنوان جایگزینی برای جنگ بین دولتها مطرح شده است.
قاعده‌های نو برای یک بازی کهنه
تروریسم در تاریخ طولانی خود در اشکال مختلفی ظاهر شده است; و جامعه امروزی نیز تنها با یک شکل تروریسم روبه رو نیست بلکه با اشکال متفاوت از این پدیده مواجه است. از سال . . 19 تاکنون انگیزه , استراتژی و سلاحهای تروریستها تاحد زیادی تغییر کرده است. آنارشیستها و گروههای تروریستی چپگرا که جایگزین آنها شده بودند, طی دهه . 197 در شکل ارتش های سرخ که در کشورهای آلمان, ایتالیا و ژاپن فعالیت می کردند ظاهر شدند. امروزه این گروههای تروریستی ناپدید شده اند و این ایده به نوعی به راست افراطی منتقل شده است. بسیاری از گروههای تروریستی که امروزه در سطح بین المللی و داخل کشورها وجود دارد نه چپ هستند و نه راست بلکه درواقع جدایی طلبانی با انگیزه های قومی هستند. تروریستهای قومی بیش از تروریستهای با انگیزه های ایدئولوژیک دوام می آورند زیرا آنها بخش بزرگتری از حمایت عمومی را به خود جلب می‌کنند.
بزرگترین تحولی که طی سالهای اخیر صورت گرفته این است که تروریسم دیگر استراتژی بسته نظامیان به تنهایی نیست. بسیاری از گروههایی که در قرن بیستم ظاهر شده اند همچون ارتش جمهوریخواه ایرلند, ببرهای تامیل سری لانکا و جنبش باسک اسپانیا از ابتدا شاخه های سیاسی و تروریستی داشته اند. شاخه سیاسی این گروهها خدمات اجتماعی و آموزش را فراهم می کنند, معاملات و امور اقتصادی را اداره می نمایند و در انتخابات رقابت می کنند اما " شاخه نظامی " درگیر آدم ربایی و ترور هستند. چنین تقسیم کاری مزایایی دارد: رهبری سیاسی وقتی که تروریستها مرتکب یک اقدام ظالمانه یا هر اشتباه دیگری بشوند قادر است به طور آشکار حساب خود را از آنها جدا کند. ادعای رهبری سیاسی مبنی بر عدم کنترل بر تروریستها می تواند یک ادعای کاملا واقعی باشد زیرا شاخه های مسلح تمایل به استقلال دارند; مردان و زنان مسلح به تفنگ و بمب غالبا چشم انداز اهداف وسیع تر جنبش را گم می کنند بنابراین به جای اقدامات درست ممکن است کارهای بسیار زیان آور انجام دهند.
عملیات تروریستی نیز تا حدودی تغییر کرده است. هواپیماربایی کاهش یافته زیرا امروزه کشورها از بیم متهم شدن به حمایت از تروریسم, به هواپیماهای ربوده شده اجازه فرود نمی دهند. فعالیتهای تروریستی از حمله علیه اهداف ویژه همچون مقامات طرف دیگر در حال فاصله گرفتن است و به سمت کشتارهای عمومی و کور می رود. سوءتفاهمات زیادی که تنها لغوی هم نیستند اطراف اشکال مختلف خشونت سیاسی را فرا گرفته است.
امروزه دیگر چریکی که به شیوه مائوئیستی به آزادسازی سرزمینهایی برای مخالفان دولت, بیندیشد یا ارتش منظمی که علیه دولت مرکزی بجنگند به جز در مناطق دورافتاده ای همچون افغانستان, فیلیپین و سریلانکا وجود ندارد. واژه " چریک " بعضا به دلیل این که تروریستها این اصطلاح را به خاطر تصویر مثبت آن ترجیح می دهند ,از عمر طولانی برخوردار بوده است. دوام این واژه همچنین به این دلیل است که دولتها و رسانه های سایر کشورها نمی خواهند تروریستها را با تروریست خواندن آنها برنجانند. مطبوعات فرانسه و انگلیس برای این که به طور مستقیم به تروریستهای کشورشان اشاره نکنند چاره ای ندارند جز اینکه تروریستهای سایر کشورها را شبه نظامیان, فعالان, مبارزان آزادیبخش ملی یا حتی «تفنگدار» بنامند.
اکنون این نظریه در حال شکل گیری است که ماموریتهای تروریستی انتحاری داوطلبانه یک نقطه عزیمت افراطی جدید را تشکیل می دهد که به دلیل عدم امکان پیشگیری از آن خطرناک است. اما این نیز همچون سایر شیوه هایی که تروریستها همیشه مورد استفاده قرار می داده اند یک اسطوره است. بمب گذاران انتحاری در همه اعصار و سنتهای فرهنگی و اعتقادات سیاسی از گروه چپگرای «بادر مینهوف» در آلمان دهه . 197 گرفته تا افراطیون راستگرا وجود داشته اند. هنگامی که ارتش ژاپن در پایانه جنگ جهانی دوم به خلبان های کامیکازه (که خود را با هواپیما به هدف می زدند) نیاز داشت, هزاران داوطلب با اشتیاق و عجله به این درخواست پاسخ دادند.
تروریسم دولتی نیز هنوز از بین نرفته است. اگرچه تروریستها دیگر نمی توانند روی اتحاد شوروی و متحدین اروپای شرقی او حساب کنند اما در سراسر جهان ممکن است دولتهایی به هر دلیل از تروریسم حمایت کنند.
فرصتهای ناشی از تروریسم
تاریخ نشان می دهد که تروریسم غالبا تاثیرسیاسی اندکی داشته است و در جاهایی که این تاثیر ایجاد شده نیز بر خلاف نظر تروریستها بوده است . تروریسم دهه های 1980 و 0 199 نیز از این قاعده مستثنی نیست. ترور راجیو گاندی در سال 1991 در آستانه مبارزه انتخاباتی او برای کسب مجدد مقام نخست وزیری هند افول حزب کنگره را نه تسریع کرد ونه مانع آن شد.
تروریستها در برخی نقاط جهان همچون سریلانکا که جنگ بین دولت و ببرهای تامیل با انحطاط اقتصادی همراه گشته موجب گسیختگی و بی ثباتی بوده اند. اما دراسپانیا که افراطیون باسک چندین دهه سرگرم حملات تروریستی هستند, تروریسم تاثیری بر اقتصاد نداشته است.
عده ای مدعی هستند که تروریسم باید موثر باشد زیرا برخی رهبران تروریستی, رئیس جمهور یا نخست وزیر کشورشان شده اند. در این موارد تروریستها ابتدا متوسل به خشونت دروغین شده اند و سپس خود را با فرآیند سیاسی تطبیق داده اند. و بالاخره این که عقل جمعی معتقد است که تروریسم می تواند جنگ ایجاد کند, آن را شعله ور سازد و یا دست کم مانع از استقرار صلح شود. این امر صادق است اما فقط در آنجاهایی که عناصر جنگ زیاد هست. همچون سارایوو در سال ,1914 خاورمیانه یا هر کجای دیگر در حال حاضر. با این حال هیچکس با قطعیت نمی تواند بگوید که آتش دیر یا زود در هیچ موردی شعله‌ور نخواهد شد.
به هر حال چشم‌اندازهای تروریسم که غالبا توسط رسانه ها, مردم و برخی سیاستمداران بیش از حد بزرگنمایی می شود به موازات افزایش توان تخریبی بالقوه آن بهبود یافته است. این امر هم شامل ظهور گروهها و هم ظهور افرادی می شود که با سلاحهایی که در دسترسشان هست به ترور اقدام می کنند با این که قصد اقدام به چنین عملی را دارند. چند دهه گذشته شاهد ظهور تعداد زیادی جنبش های مهاجم با انگیزه ناسیونالیستی, بنیادگرایی مذهبی, فاشیزم و هزاره گرایی الهام بخش از ناسیونالیستهای هندو درهند گرفته تا نئوفاشیستهای اروپا و جهان در حال توسعه و نیز فرقه داویدایان و یکوی تگزاس امریکا بوده است. فاشیستهای اولیه به تهاجم نظامی و تجهیز و جمع آوری گسترده امکانات نظامی معتقد بودند, اما امروزه چنین استراتژیی حتی برای ابر قدرتها بسیار پرهزینه است. اکنون کاتالوگهای فروش و تحویل سریع سلاحهای غیرمتعارف ومتعارف با قیمت ارزان شبه نظامیان را وسوسه می کند.
علاوه بر سلاحهای هسته ای, تسلیحات انهدام جمعی مواد بیولوژیک, ترکیبات شیمیایی ساخته بشر که به سیستم عصبی , پوست و یا خون حمله می کندرا نیز شامل می شود.
دولتها تقریبا یک سده است که سرگرم تولید سلاحهای شیمیایی اند و چندین دهه درگیر تولید سلاحهای هسته ای و بیولوژیک هستند. طی این مدت تکثیر این سلاحها به طور مستمر ادامه داشته و دسترسی به آن آسان تر شده است. شیوه های توزیع و تحویل موشک های بالستیک, موشک های کروز و مواد شیمیایی بسیار کارآمدتر از گذشته شده است. در حالی که در گذشته موشک ها تنها درجنگ های بین دولتها به کار گرفته می شدند اما اخیرا در جنگ های داخلی افغانستان و یمن نقش ایفا کرده اند. استفاده ازموشک ها توسط گروههای تروریستی نیز یک گام جدید در این مسیر خواهد بود.
تا دهه . 197 بسیاری از ناظران معتقد بودند که سرقت مواد هسته ای بزرگترین تهدید را در گسترش تسلیحات تروریستی تشکیل می دهد, اما امروزه به اعتقاد بسیاری چنین تهدید و خطری در هر زمینه دیگر نیز می تواند نهفته باشد. گزارش وزارت دفاع امریکا در ماه آوریل 1996 حاکی از آن است که " اکثر گروههای تروریستی منابع مالی و فنی برای بدست آوردن سلاحهای هسته ای را ندارند اما آنها قادر به جمع آوری مواد برای ساخت وسایل انتشار پرتوهای رادیولوژیک و برخی عوامل و عناصر بیولوژیک و شیمیایی هستند. " برخی از گروههای تروریستی دولتهای حامی دارند که دارای این سه نوع سلاح هستند و یا این که قادر به بدست آوردن آنها می باشند. خود گروههای تروریستی از قرن نوزدهم در باره استفاده از سموم تحقیق کرده اند. فرقه " آئوم شین ریکو" در مارس 1995 یک حمله با گاز سمی در متروی توکیو انجام داد که به دلیل انتشار گاز عصبی سارین  10 نفر کشته و 5 هزار نفر مجروح شدند.
استفاده یا عدم استفاده؟
دلایل اینکه تروریستها تاکنون از مواد هسته ای نتوانسته اند استفاده کنند و از سلاحهای شیمیایی فقط یک بار استفاده کرده اند تا حدودی فنی است. مکتوبات علمی با مشکلات فنی نهفته در تولید, ذخیره سازی و توزیع هر یک از این سه نوع سلاحهای غیرمتعارف مواجه هستند.
تولید سلاحهای هسته ای و همچنین انتقال آنها به نقطه مقصد چندان ساده نیست. مواد هسته ای که مقدار بسیار اندکی از آن موجود است تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی وابسته به سازمان ملل متحد قرار دارد. تنها دولتها به طور قانونی می توانند این مواد را بدست آورند.
تولید یا بدست آوردن مواد شیمیایی خیلی راحت تر است اما درعین حال نگهداری امن آن در وضعیت ثابت بسیار مشکل است و انتشار آنها نیز تا حد زیادی به عوامل آب و هوایی بستگی دارد. عامل حمله تروریستی به متروی توکیو در سال 1995 یک هدف مناسب که جمعیت زیادی از مردم در آنها جمع می شوند را انتخاب کرد اما گاز سارین آنها ظاهرا رقیق شده بود. عناصر بیولوژیکی خطرناک ترین در بین سلاحهای متعارف هستند: آنها قادرند صدها هزار نفر را بکشند در حالی که مواد شیمیایی ممکن است فقط صدها نفر را بکشد. بدست آوردن مواد بیولوژیک نسبتا راحت است اما ذخیره سازی و انتشار آن حتی از گازهای اعصاب مهارت بیشتری می خواهد. خطر آلودگی افرادی که با این مواد سروکار دارند بسیار بالاست, تروریست ها به دلیل مشکلات فنی, کمتر مایل به استفاده از وسایل هسته ای هستند و احتمال بسیار اندکی برای اقدام آنها به استفاده از سلاحهای بیولوژیک وجود دارد. اما می توان بر این مشکلات فائق آمد. بنابراین امکان این که انتخاب سلاحهای غیرمتعارف و نیز دسترسی به مواد مرگبار در برنامه های تروریستها قرار گیرد وجود دارد.
بحثهای سیاسی برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای نیز یک مسئله مهم است. خطر کشف و مقابله به مثل شدید یا مجازات بعدی استفاده از این سلاحها بسیار بالاست و اگرچه ممکن است تروریستها را از جستجوی این سلاحها باز ندارد اما حامیان آنها را دچار تردید می کند. اشتیاق تروریستها برای استفاده از سلاحهای کشتار جمعی ممکن است دست کم موجب از دست دادن برخی از حامیانشان بشود. دلیل این امر هم آن نیست که مخالفان استفاده از این سلاحها نفرت کمتری از دشمن دارند یا این که نگرانیهای اخلاقی آنها بیشتر است بلکه دلیل مخالفت آنها با استفاده تروریستها از سلاحهای کشتار جمعی این است که فکر می کنند استفاده از چنین خشونتی بی حاصل وبی فایده است. استفاده از سلاحهای غیرمتعارف می تواند برای مدتهای بسیار طولانی کل مناطق را غیرقابل سکونت کند. استفاده از سلاحهای بیولوژیکی خطر اضافی شیوع یک اپیدمی غیرقابل کنترل را همراه دارد. به موازات گسترش توسل تروریستها به کشتار یا مجروح کردن افرادی که از قبل تعیین نشده اند این احتمال که تروریستها برای ضربه زدن به دشمنان و تعداد زیادی از وابستگان و دوستان آنها به استفاده از سلاحهای باقدرت تخریبی بالا روی آورند وجود دارد.
علاوه بر این, تروریسم سنتی بر این ژست قهرمانانه که فرد قربانی کردن خود را دلیل آرمانگرایی خود می داند نیز متکی است.
به طورمسلم در گسترش و شیوع مسمومیتهای حاد یا عامل بیماری سیاه زخم شجاعت و قهرمانی چندانی وجود ندارد. از آنجا که بسیاری از گروههای تروریستی به خشونت و نیز مطرح شدن در افکار عمومی به یک اندازه علاقمند هستند و از آنجا که ایجاد مسمومیتهای گسترده یا استفاده از بمب هسته ای در نزد افکار عمومی بسیار نامطلوبتر از تمرکز بر حملات متعارف است, بنابراین تنها تروریستهایی که توجه چندانی به مطرح شدن در افکار عمومی ندارند ممکن است به استفاده از سلاحهای غیرمتعارف بیندیشند.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات