تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۰۱۵۲۳

جهانی شدن؛ نعمت یا نقمت

اشاره: واژه " جهانی شدن " جذابیت قابل ملاحظه ای کسب کرده است. برخی آن را به عنوان یک فرایند سودمند, برای توسعه اقتصادی جهان و در عین حال غیرقابل اجتناب و غیرقابل انکار تلقی می کنند. عده ای با خصومت به آن می نگرند و معتقدند که جهانی شدن نابرابری بین ملتها را افزایش می دهد, اشتغال و استانداردهای زندگی را تهدید و پیشرفت اجتماعی را کند می کند. در این بررسی مختصر که توسط صندوق بین المللی پول انجام شده برخی از جوانب جهانی شدن مورد بررسی قرار گرفته است و هدف این بررسی شناسایی شیوه هایی است که از طریق آن کشورها می توانند از مزایای این فرآیند در عین حالی که نسبت به پیامدها و خطرات آن نگاه واقع بینانه ای دارند منتفع شوند. جهانی شدن فرصتهای زیادی برای توسعه کل جهان عرضه می کند, اما پیشرفت آن در همه جا یکسان نیست. برخی از کشورها زودتر از دیگران در اقتصاد جهانی ادغام می شوند. کشورهایی که قابلیت ادغام در اقتصاد جهانی را دارا هستند شاهد رشد سریع تر و کاهش فقر می باشند. سیاستهای برون گرا, پویایی و رفاه بیشتر برای بسیاری از کشورهای شرق آسیا به ارمغان آورد و این منطقه را از یکی از فقیرترین مناطق جهان در . 4 سال قبل خارج کرد. به موازات افزایش استانداردهای زندگی امکان پیشرفت در زمینه دمکراسی و مسائل اقتصادی همچون محیطزیست و استانداردهای کاری نیز فراهم آمده است . در طرف مقابل , در دهه های 0 197 و 0 198 زمانی که بسیاری از کشورهای امریکای لاتین و آفریقا سیاستهای درون گرا را تعقیب می کردند, اقتصادهایشان به رکود گرایید یا تنزل یافت, فقر افزایش یافت و تورم بالا به یک امر عادی تبدیل شد. در بسیاری موارد, به ویژه در آفریقا الگوهای توسعه ناهمگون و متضاد خارجی مشکلات را بدتر کرد. به موازات اینکه این مناطق سیاستهای خود را تغییر دادند, درآمدهای آنها شروع به افزایش کرد. اکنون یک تحول مهم در راه است. ترغیب این روند, و نه تجدیدنظر در آن, بهترین مسیر برای افزایش رشد, توسعه و کاهش فقر است. بحرانهای بازارهای در حال ظهور در دهه 0 199 این نکته را به خوبی آشکار کرده که فرصتهای ناشی از جهانی شدن بدون ریسک نیست, ریسکهایی که از جریانهای آسیب پذیر سرمایه ناشی می شود یا ریسکهای اجتماعی, اقتصادی و تخریب محیطزیست که از فقر حاصل می گردد. همراه بودن فرصتهای جهانی شدن دلیلی برای تجدید نظر در جهت آن نیست, اما این امر برای تمامی کسانی که در کشورهای در حال توسعه حتی در کشورهای پیشرفته و البته سرمایه گذاران دلمشغول آن هستند دلیل خوبی برای ایجاد تغییرات سیاسی به منظور ساختن اقتصادهای قوی و نظام مالی جهانی قویتر که بتواند رشد سریع تر را ایجاد کند و کاهش فقر را تضمین نماید, می باشد. چگونه می توان به کشورهای در حال توسعه , به ویژه فقیرترین آنها کمک کرد تا وارد این فرایند شوند آیا جهانی شدن نابرابری را تشدید می کند یا این که به کاهش فقر کمک می کند و آیا کشورهایی که در اقتصاد جهانی ادغام شده اند به طور اجتناب ناپذیر در برابر بی ثباتی آسیب پذیر هستند اینها برخی پرسشهایی هستند که در بخشهای بعدی این مقاله بررسی می شوند.

جهانی شدن چیست؟
" جهانی شدن " اقتصادی یک فرایند تاریخی و نتیجه ابتکارات و پیشرفت تکنولوژیکی انسان است. این عنوان به ادغام رو به رشد اقتصادهای جهان به ویژه از طریق جریانهای تجاری و مالی اشاره می کند. این واژه گاهی اوقات به انتقال افراد(نیروی کار) و دانش (تکنولوژی) فراسوی مرزهای بین المللی اشاره می کند. البته جهانی شدن ابعاد وسیع تر فرهنگی, سیاسی و زیست محیطی دارد که در اینجا مورد بررسی قرار نمی گیرد.
منشا واژه جهانی شدن چندان رمزآلود نیست. کاربرد عمومی این واژه در دهه . 198 مرسوم شد و بیانگر پیشرفتهای تکنولوژیکی بود که انجام مبادلات بین المللی اعم از جریانهای تجاری ومالی را آسان تر و سریع تر می کند. این واژه به گستره فرامرزی نیروهای بازار که برای قرنها در تمامی سطوح فعالیتهای اقتصادی بشر از جمله بازارهای روستایی, صنایع شهری و مراکز مالی عمل می کرده است اشاره می کند.
بازار از طریق رقابت و تقسیم کار یعنی تخصصی شدنی که به افراد و کشورها اجازه می دهد بر آنچه بهتر می توانند انجام دهند متمرکز شوند کارایی را افزایش می دهد. بازارهای جهانی فرصت بزرگتری را برای ورود افراد به بازارهای بیشتر و بزرگتر در اطراف و اکناف جهان فراهم می کند. این امر به مفهوم آن است که آنها قادر به دسترسی به جریانهای سرمایه ای بیشتر, تکنولوژی, واردات ارزانتر و بازارهای صادراتی بزرگتر هستند, اما از سوی دیگر بازارها به طور ضروری تضمین کننده آن نیست که منافع حاصل از افزایش کارایی نصیب همه گردد. کشورها برای بهره مندی از این منافع باید آماده تدوین سیاستهای لازم باشند, کشورهای فقیرتر نیز برای نیل به این منظور نیازمند حمایت جامعه بین المللی هستند.
رشد بی‌نظیر، افزایش نابرابری: روندهای درآمدی قرن بیستم
جهانی شدن یک پدیده جدید نیست. برخی از تحلیلگران مدعی هستند که اقتصاد جهان . . 1 سال قبل نیز به اندازه امروز جهانی بوده است. اما امروزه تجارت و خدمات مالی بیشتر توسعه یافته و به طور عمیق تری از آن دوران با یکدیگر همبسته گردیده اند. مهمترین جنبه این وضعیت آن است که ادغام بازارهای مالی در یکدیگر از طریق ارتباطات الکترونیکی مدرن امکان پذیر شده است.
قرن بیستم شاهد رشد اقتصادی بی نظیری بوده است, به طوری که تولید ناخالص داخلی سرانه تقریبا پنج برابر افزایش یافته است. اما این رشد مستمر نبوده است. شدیدترین میزان رشد اقتصادی قرن بیستم در طی نیمه دوم این قرن یعنی دوران گسترش سریع آزادسازی تجاری و تا حدودی مالی رخ داده است. در برخی تقسیم بندیها از این جهت قرن بیستم را به چهار دوره تقسیم می کنند. در عصر بین دو جنگ, جهان به بین المللی گرایی یا آن چیزی که ما امروزه آن را جهانگرایی می نامیم پشت کرد و کشورها به سمت اقتصادهای بسته, حمایت گرایی و کنترلهای فراگیر سرمایه روی آوردند. این امر یک عامل مهم خرابی وضعیت اقتصاد جهان در این دوران است; به طوری که رشد درآمد سرانه طی سالهای 1913 تا 1950 به کمتر از یک درصد کاهش یافت . در بقیه این قرن با وجود سرعت بی نظیر رشد جمعیت, رشد درآمد سرانه بیش از دو درصد بوده است. بالاترین سرعت رشد مربوط به دوران رونق کشورهای صنعتی در عصر پس از جنگ جهانی دوم است.
هر چند داستان قرن بیستم داستان رشد قابل ملاحظه میانگین درآمدهاست اما این نکته نیز به خوبی آشکار است که منافع این پیشرفت به طور یکسان توزیع نشده است. شکاف بین کشورهای ثروتمند و فقیر و مردمان غنی و فقیر در درون کشورها در طی قرن بیستم گسترش یافته است . در این قرن 25 درصد ثروتمندترین مردم جهان شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه به میزان حدود 6 برابر بوده اند, در حالی که 25 درصد فقیرترین جمعیت جهان افزایش کمتر از سه برابر تولید ناخالص داخلی سرانه را تجربه کرده اند. اگر چه نابرابری درآمد به طور آشکاری افزایش یافته است, اما همانطوری که در بخش بعدی خواهیم دید تولید ناخالص داخلی سرانه تمام داستان قرن بیستم نیست.
کشورهای در حال توسعه چقدر یکپارچه شده‌اند؟
جهانی شدن به مفهوم آن است که بازارهای تجاری و مالی جهانی بیشتر یکپارچه شده اند. اما با این حال پرسش این است که کشورهای در حال توسعه چقدر درگیر این ادغام و یکپارچگی هستند؟
تجربه این کشورها در ارتباط با اقتصادهای پیشرفته متفاوت است. در برخی از این کشورها,به ویژه کشورهای آسیایی, از سال . 197 به بعد, سطح درآمدهای سرانه به سرعت به سمت سطوح این درآمدها در کشورهای صنعتی حرکت کرده است. در عین حال تعداد زیادی از کشورهای در حال توسعه تنها شاهد پیشرفت اندکی بوده اند, یا اینکه حتی وضع آنها بدتر شده است. به عنوان نمونه درآمدهای سرانه در کشورهای آفریقایی نسبت به کشورهای صنعتی کاهش یافته است و در برخی از آنها این کاهش درآمدها مطلق بوده است. در بین کشورهای در حال توسعه آن دسته از کشورها که با اقتصادهای پیشرفته مرتبط شده اند در آنها تجارت به شدت رشد کرده است.
بررسی چهار جنبه جهانی شدن
تجارت: کشورهای در حال توسعه به عنوان یک مجموعه, سهم خود از تجارت جهانی را از 19 درصد در سال 1971 به 29 درصد در سال 1999 افزایش داده اند. اما این افزایش در تمام مناطق در حال توسعه جهان یکسان نبوده است و تفاوتهای زیادی بین مناطق وجود دارد. برای نمونه , کشورهای تازه صنعتی شده آسیا عملکرد خوبی داشته اند در حالی که آفریقا به عنوان یک مجموعه, عملکرد ضعیفی نشان داده است. ترکیب صادرات این کشورها نیز مهم است. بیشترین افزایش تاکنون در صادرات کالاهای تولید شده بوده است. سهم کالاهای ابتدایی در صادرات جهانی از قبیل مواد غذایی و مواد خام که غالبا توسط فقیرترین کشورها تولید می شود, کاهش یافته است.
انتقال سرمایه: آمارهای موجود نشان می دهد که جریانهای سرمایه خصوصی به سمت کشورهای در حال توسعه دربخش اعظم دهه 0 199 افزایش یافته است . این آمارها همچنین حاکی از آن است که اولا این افزایش متعاقب کاهش شدید جریان این نوع سرمایه ها در دهه . 198 صورت گرفته است , ثانیا این که جریانهای کاملا رسمی " کمک " یا کمک توسعه ای از اوایل دهه . 198 به بعد به شدت کاهش یافته و ثالثا این که ترکیب جریانهای سرمایه نیز به شدت دچار تغییر شده است. اکنون سرمایه گذاری مستقیم خارجی به مهمترین نوع سرمایه گذاری جهانی تبدیل شده است. هم پرتفوی سرمایه گذاری و هم اعتبارات بانکی افزایش یافته است, اما آنها آسیب پذیرتر شده اند به طوری که در آستانه بحرانهای مالی اواخر دهه . 199 میزان آنها به شدت کاهش یافت.
انتقال افراد: کارگران عمدتا برای بدست آوردن فرصتهای شغلی بهتر از یک کشور به کشور دیگر می روند. اگرچه تعداد چنین افرادی هنوز اندک است , اما با این حال در برهه 1965 تا 0 199 تعداد افراد متولد خارج در کل نیروی کار جهان حدود . 5 درصد افزایش یافته است . اکثر مهاجرتها در بین کشورهای در حال توسعه صورت گرفته است, اما جریان حرکت مهاجران به سمت اقتصادی پیشرفته در چارچوب مقیاس دستمزدهای جهانی معنا می یابد. البته از سوی دیگر این احتمال نیز وجود دارد که بار دیگر به دلیل افزایش دستمزدها در کشورهای در حال توسعه این نیروها در قالب نیروهای متخصص به این کشورها بازگردند.
انتشار دانش( تکنولوژی): مبادله اطلاعات یک جنبه لاینفک و غالبا مسلط, جهانی شدن است. به عنوان نمونه , سرمایه گذاری مستقیم خارجی نه تنها گسترش حجم سرمایه فیزیکی رابدنبال دارد, بلکه ابتکارات تکنولوژیک را نیز با خود به همراه می آورد. به طور کلی دانش مربوط به شیوه های تولید, تکنیک های مدیریت, بازارهای صادراتی و سیاستهای اقتصادی با هزینه بسیار پائینی در دسترس کشورهای در حال توسعه قرارمی دهد که خود بیانگر منابع ارزشمندی برای آنها می باشد.
مورد خاص اقتصادهای در حال گذار از اقتصادهای برنامه ریزی به اقتصاد بازار به طور عمیق درک نگردیده است. درواقع, واژه " اقتصاد در حال گذار" سودمندی خود را از دست می دهد. برخی کشورها همچون لهستان و مجارستان به سرعت به سمت ساختار و عملکرد اقتصادهای پیشرفته حرکت کرده اند. سایرین (همچون اکثر جمهوریهای شوروی سابق) با مسائل ساختاری و نهادی دیرپا, شبیه مسائل کشورهای درحال توسعه, مواجه هستند.
آیا جهانی شدن فقر و نابرابری را افزایش می‌دهد؟
در طول قرن بیستم, میانگین جهانی درآمد سرانه البته با تفاوت چشمگیر بین کشورها به شدت افزایش یافت. این نکته به خوبی روشن است که شکاف درآمدی بین کشورهای غنی و فقیر طی چند دهه گذشته گسترش یافته است. جدیدترین گزارش " چشم انداز اقتصاد جهان " که از سوی صندوق بین المللی پول منتشر شده و 42 کشوری که اطلاعات مربوط به کل قرن بیستم آنها فراهم بوده (یعنی تقریبا . 9 درصد جمعیت جهان) را مورد بررسی قرار داده, به این نتیجه رسیده است که تولید سرانه به میزان زیادی افزایش یافته است, اما با این وجود توزیع درآمد بین کشورها بیش از ابتدای قرن نابرابر شده است.
اما باید توجه داشت که موضوع درآمدها کل قضیه نیست , معیارهای گسترده تر رفاه که شرایط اجتماعی را محاسبه می کند نشان می دهد که کشورهای فقیرتر پیشرفت چشمگیری داشته اند. برای نمونه, برخی کشورهای کم درآمد همچون سریلانکا شاخص های اجتماعی حیرت انگیزی داشته اند. بررسیهای جدید نشان می دهد اگر شاخص های توسعه انسانی سازمان ملل که آموزش و پرورش و طول عمر را نیز مورد توجه قرار می دهد, مدنظر قرارگیرد تصویر بدست آمده از وضعیت کشورهای در حال توسعه به طور کامل با آنچه برمبنای اطلاعات درآمدی صرف ترسیم می شود تفاوت خواهد داشت.
درست است که شکافها کاهش یافته است, اما یکی از نتایج محسوس بررسی فوق تفاوت بین " شکاف درآمدی " و " شکاف شاخص توسعه انسانی " است. اگر سطوح درآمدی امروز کشورهای فقیر برمبنای تورم تعدیل شود تا حد زیادی پائین تر ازسطوح درآمدی کشورهای بزرگ در سال . 187 میلادی است . در این مقایسه شکاف درآمدی کشورهای فقیر به شدت افزایش یافته اما ارزیابی طبق معیار شاخص توسعه انسانی حاکی از آن است که امروزه کشورهای فقیر نسبت به جایگاهی که کشورهای بزرگ سال . 187 در آن قرار داشتند به شدت در موقعیت برتری قرار دارند. این تحول تا حد زیادی ناشی از پیشرفتهای پزشکی و بهبود استانداردهای زندگی است که موجب افزایش شدید انتظار از زندگی شده است. اگرچه در بلندمدت شکاف شاخص توسعه انسانی کاهش یافته اما هنوز وضع تعداد زیادی از مردم بدتر شده است.
طول عمر اگرچه افزایش یافته اما کیفیت زندگی برای بسیاری از مردم بهبود نیافته و خیلی از آنها دچار فقر هستند. به علاوه گسترش ایدز در سراسر آفریقا در دهه گذشته انتظار از زندگی را در بسیاری ازکشورها کاهش داده است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات