داریوش قنبری
فضای مجلس در رابطه با شانس تصویب طرح استانی شدن انتخابات مجلس قابل پیشبینی نیست اما میتوان گفت مجلس با وضعیت فعلی کارآمدی لازم را ندارد. دلایل آن هم برمیگردد به شیوه انتخاباتی که در کشور وجود دارد. در حال حاضر نمایندگانی داریم که از حوزههای کوچک با آرای بسیار کم به مجلس راه پیدا کردند. معمولاً برخی نمایندگان حوزههای انتخابیه کوچک به خاطر اینکه از طریق تبلیغات چهره به چهره و تحت تاثیر مسائل ایلی، طایفهای و قبیلهای انتخاب میشوند در مجموع به الزامات نمایندگیشان چندان پایبند نیستند و در بسیاری از موارد کارهایی که این گروه از نمایندگان میکنند ارتباط چندانی با وظایف یک نماینده ندارد. ورود به مسائل ریز و جزیی اجرایی توسط آنها موجب اخلال در حوزه اجرا میشود. هنگام انتخابات نیز شاهد هستیم معمولاً شعارهایی میدهند که هیچ ارتباطی به مسوولیتهای نمایندگی ندارد و صرفاً برای رایآوری و جلب نظر مردم داده میشود. احداث راه برای یک روستا، برطرف کردن مشکلات آب و توجه به مسائل زیرساختی که بیشتر جنبه اجرایی دارد در وعدهها و شعارهای اینچنینی نمایندگان میگنجد. اینگونه کاندیداها این وعدهها را میدهند و بعد از اینکه وارد مجلس میشوند میبینند وظایف دیگری دارند که قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین مهمترین و اصلیترین آنهاست. بنابراین نمایندهای از این جنسها نمیتواند وعدههایش را عملی کند و به همین خاطر یک نوع کجکارکردی در عملکرد نماینده ایجاد میشود به صورتی که وارد مقولاتی میشود که عملاً مربوط به حوزه اجرا هستند و به نماینده ارتباطی ندارد. نماینده تمام تمرکزش بر این است که به وعدههایی که به مردم شهرش داده جامه عمل بپوشاند و تمام تلاشاش را در حوزه اجرا میگذارد تا اینکه به وظایف واقعی نمایندگیاش برسد. این شرایط موجب شده مجلس آن طور که باید، متمرکز بر قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن نباشد.
در بسیاری از موارد شاهد هستیم حتی در زمانی که طرحهای مهم در صحن مطرح است و روز پرکار مجلس است نماینده به دنبال کارهای شخصی افرادی در حوزه انتخابیهشان میرود که بتواند مسائل و مشکلاتی را برایشان مرتفع سازد. علت این کارکرد نادرست همین انتخابات چهره به چهره و تعهداتی است که برخی نمایندگان در ایام تبلیغات میپذیرند. نمایندگان نباید وارد حوزه اجرا شوند یا اینکه فکر و ذکرشان این باشد که به امور افرادی که در ایام انتخابات کمکشان کردهاند، رسیدگی کنند و وظایف اصلی خود در دفاع از حقوق ملت را فراموش کنند. این وضعیت با انتخابات استانی تا حدی از بین میرود. انتخابات استانی موجب میشود تبلیغات از حالت چهره به چهره خارج شده و روشهای مدرن و مبتنی بر اندیشه و آگاهی در انتخاب افراد دخالت بیشتری داشته باشند. این موضوع باعث میشود سطح نمایندگان بالاتر رود و هر فردی به عنوان نماینده مجلس انتخاب نشود. معمولاً کسانی میتوانند در چنین انتخاباتی موفق شوند که جزء نخبگان آن استان باشند و شناخت مناسبی از آنها در بین مردم وجود داشته باشد. در این حالت معیارهای طایفهای کمتر میتوانند در انتخاب افراد دخیل شوند. نتیجه این خواهد بود که در شیوه کار مجلس بهبودی حاصل خواهد شد. گذشته از این یکی از ویژگیهای استانی شدن انتخابات مجلس این است که مانع انجام برخی تخلفات در تبلیغات انتخاباتی خواهد شد. با استانی شدن نمیشود با تمکن مالی رایآور بود. برخی بر این اعتقاد هستند که طرح استانی شدن انتخابات مجلس به نفع نمایندگان کمتر شناختهشده نیست. اما به نظر من نمیشود گفت این طرح به نفع نمایندگان مشهور است چون بسیاری از نخبگان به شکلی در سطح استانشان معرفیشده به مردم هستند و در مقابل افرادی وجود دارند که تاکنون نماینده نبودهاند اما عقل جمعی مردم یک استان به این نتیجه خواهد رسید که وی شایستگیهای حضور در مجلس را دارد یا خیر. معتقدم هنگامی که راه برای شایستهگزینی ایجاد شود مشهور بودن یا گمنام بودن معیاری برای انتخاب نخواهد بود. باید نمایندگان شهرهای کوچک نیز از این طرح حمایت کنند چراکه در این صورت تعهدات و وظایفی که خارج از وظایف نمایندگیشان بر عهده میگیرند کمتر خواهد شد و فرصت بیشتری دارند تا به کارهای نمایندگیشان رسیدگی کنند.