* در حال حاضر بحثى به نام مجازاتهاى جایگزین از طرف برخى حقوقدانان، جرم شناسان و روانشناسان مطرح مى شود، به خصوص این مسئله در مورد زنان و کودکان بیشتر مطرح مى شود، به عنوان یک جرم شناس در این مورد چه نظرى دارید؟
** جایگزین مجازات حبس، به معنى این نیست که کسى که مرتکب مجازات قتل شده است را به جاى اینکه به زندان بفرستند، مجازات جایگزین براى او تعیین کنند. البته در بعضى از کشور ها این افراد در خانه هایى با وسایل الکتریکى کنترل و نگهدارى مى شوند ولى به طور کلى، مجازات جایگزین در مورد قتل و تجاوز به عنف، معنا و مفهومى ندارد. هنوز براى این اعمال مجرمانه مجازات زندان مطرح است.
در سال هاى ?? - ?? به دلیل کار تحقیقاتى که داشتم مرتباً به بند زنان زندان اوین مى رفتم، همچنین به زندان کرج، زندان شیراز، زندان هرمزگان و سنندج رفتم، چیزى که در این زندان ها دیدم، حداقل سنى بود که زنان زندانى داشتند که ?? سال بود. سال گذشته خیلى سعى کردم به خاطر طرح مجازات هاى جایگزین به اوین بروم که متاسفانه موفق نمى شدم، بالاخره یک روز که موفق شدم به زندان وارد شوم، اولین چیزى که بسیار چشمگیر بود، احساس کردم به جاى زندان به یک دبیرستان دخترانه رفته ام. با حدود ?? دخترى که صحبت کردم بدون اغراق ?? یا ?? ساله بودند. تمام اینها در خانه فساد دستگیر شده بودند. در حالى که مواد مخدر نیز حمل مى کردند. وقتى پرسیدم چه کسى شما را به این کار واداشته است، گفتند: «پدرمان». با این دختر ها که صحبت مى کردم مى گفتند ما اشتباه مى کردیم که تنهایى کار مى کردیم، در این بندى که هستیم، دخترها به ما مى گویند، اینها یک سرپرستى دارند، خانمى هست که آنها را حمایت مى کند، چه درآمد زیادى دارند یا آنها را به کشور هاى خارجى مى فرستند. فکر مى کنم خیلى از این دختر ها، خود مقصر بوده اند، فرار کرده اند، شاید یک تعداد زیادى از آنها گول خورده باشند. شاید تعداد زیادى از آنها را بتوان توانبخشى کرد، مى توان با یک سرى کلاس هاى آموزشى آنها را توانمند کرد و به جامعه برگرداند. اگر روزى قرار باشد که اینها مادر شوند ما فردا چه آینده اى خواهیم داشت، لذا چون زنان و کودکان یک وضعیت ویژه دارند، خوب است که جرایم آنها را تفکیک کنند، دختران فرارى را تفکیک کنند چون خاص سنى آنها است. روسپى گرى دختران را تفکیک کنند، تا آنجایى که امکان دارد حتى آنها را به کانون هم نفرستند. آنها را در مکان هاى خاصى نگهدارى کنند.
* مثلاً در چه جاهایى نگهدارى کنند؟
** مى توان آنها را در خانه هایى کوچک تر با حضور مربى و به صورت گروهى تربیت کرد، به هر حال هر انسانى استعدادى دارد که مى توان بر روى آنها کار کرد و با توجه به قابلیت هایى که دارند، آنها را توانمند کرد تا در جامعه آنها را بپذیرند. زمانى که مردى مرتکب جرم مى شود، خانواده دوباره او را مى پذیرد ولى زمانى که یک دختر مرتکب خطا مى شود، خانواده هم پذیراى او نیست. همین عدم پذیرش باعث مى شود که سر از بیغوله هاى کلان شهر ها در بیاورند. من خودم زمانى که نتوانستم پرسشنامه هایم را پر کنم، به همراه چند نفر به میدان شوش رفتم. با حدود چهل، پنجاه نفر از خانم هایى صحبت کردم که فراوان اعمال مجرمانه داشتند و از خانواده طرد شده بودند و در کنار بقیه معتادان زندگى مى کردند. به هر کارى دست مى زدند تا بتوانند زنده باشند.
در حال حاضر جایگزین هایى را که مى توان استفاده کرد، مثل نگه داشتن آنها در خانه، اینها مواردى است که خیلى از مردم نمى دانند و رسانه ها باید جامعه را نسبت به این شیوه ها آگاه سازند. البته این شیوه ها مستلزم هزینه هاى زیاد و نیازمند افراد تعلیم دیده است ولى به هر ترتیب این شیوه ها وجود دارد. سازمان تعلیق مجازات، آزادى مشروط و مدد کار هاى اجتماعى و پلیسى که احتمالاً مسئولیتش صرفاً نگهدارى از اینها است. شاید در کوتاه مدت نتوانیم به این ابزار ها دست پیدا کنیم ولى در مورد جرایم کوچک باید به این موضوعات فکر کنیم. یکى از همکارانم مى گفت در کانادا با خانمى در زندان صحبت مى کردم که تمام مناطق آلوده را خوب مى شناخت، تمام کسانى را که کار مى کردند و تمام شگرد هاى مجرمان را خوب مى شناخت، از او سئوال کردم، چگونه این اطلاعات را کسب کرده اى گفت: من خودم یکى از آنها بودم و همکارم مى گفت آن زن مشاور وزیر جوانان شده بود. ببینید، تا کسى خودش در بطن ماجرا نباشد اشراف لازم به این قضایا ندارد و در آنجا پلیس مى آید از خود آنها استفاده مى کند، یا بسیارى از این بچه هاى مجرم را مى آورند آموزش مى دهند. یک پلیس فوق العاده خوب از آنها مى سازند، به هر ترتیب پیشنهاد من، مجازات هاى جایگزین، تجدید نظر در قانون مجازات و اصلاح افراد مجرم است.
* در بازدیدى که از برخى زندان ها داشته اید، آیا طبقه بندى جرایم صورت گرفته بود؟
** از نظر نوع جرم طبقه بندى شده اند، مثلاً قاتلان در یک بند، روسپى ها در یک بند و سارقان در یک بند هستند، ولى این طبقه بندى مشکل را حل نمى کند، زیرا کسى که در تصادف یک نفر را کشته با کسى که مرتکب قتل عمد شده در یک بند هستند به هر حال آن تالى فاسد را دارد. یا مجرمان مواد مخدر حرفه اى در کنار افراد آماتورى که به دلیل کمک به خانواده شان یا به هر دلیل دیگرى مواد مخدر حمل کرده اند در یک بند نگه دارى مى شوند و آن مشکلى که باید باشد، همچنان وجود دارد. مشکل جدى دیگرى که در زندان ها وجود دارد، نبود کار و حرفه براى زندانیان است. در زندان ساعت ها و دقایق به کندى مى گذرد، در نتیجه افراد نیازمند این هستند که شغل داشته باشند، اگر زندانى را تشویق کنند، انگیزه دهند، دستمزد خوب به آنها بدهند، شاید خیلى از مشکلاتى را که در آینده خواهند داشت، دیگر حل خواهد شد.
* در مورد طبقه زندانیان، نکته جدیدى به نظرتان مى رسد؟
** اگر بتوانند در داخل جرایم هم طبقه بندى داشته باشند، افراد حرفه اى را از مجرمان تازه کار جدا کنند، بسیار مطلوب است. من با برخى از زنان جوان در زندان که صحبت مى کردم مى گفتند، در زندان کلى آدرس و خانم به ما معرفى شدند که اگر بیرون بیاییم بى پناه نیستیم و به آنها مراجعه خواهیم کرد و ما را به خارج هم مى فرستند و کار خواهیم داشت.
* عده اى بر این اعتقادند که مجازات هاى جایگزین باعث افزایش جرم و بزه خواهد شد. آیا به نظر شما این نظر مى تواند درست باشد؟
** ببینید تعیین مجازات هاى جایگزین به معناى رها کردن فرد مجرم نیست، به هر حال تشکیلاتى هست، آن تشکیلات باید مراقبت از آنها را برعهده گیرد.
* این تشکیلات در ایران شکل گرفته است؟
** در حال حاضر تا حدودى این قضیه شکل گرفته است، مددکار داریم ولى تعدادشان کم است که به صورت فراگیر نمى توان آن را گسترش داد. من با مددکارى صحبت کردم که ??? مددجوى زندانى را پوشش داده بود که این رقم خیلى زیاد است.
در کشور هاى خارجى تشکیلات عریض و طویلى در مورد آزادى مشروط وجود دارد. حتى وقتى از زندان آزاد مى شوند، آنها را مى برند در مکانى که همه آنها در مرحله آزادى مشروط هستند، یک گروه از زندانیان به دانشگاه مى روند، گروه دیگر کار مى کنند و شب که به آن مکان مى آیند، کنترل مى شوند حتى در طى روز آنها را تعقیب مى کنند، تا مطمئن شوند که اینها دیگر اقدام به عمل مجرمانه نمى کنند سپس در جامعه رهایشان مى کنند. در کشور ما در مورد جوان ها و کودکان، خیلى از قضات، روى مجازات هاى جایگزین کار مى کنند و حکم صادر مى کنند. در حال حاضر کانون خانه هایى را ایجاد کرده که این خانه ها به صورت آپارتمان است و در مورد کودکان و نوجوانانى است که خانواده فاسدى دارند، این بچه ها با تعداد ? نفر صبح به مدرسه و سرکار مى روند و شب در این خانه زندگى مى کنند ولى این پدیده باید هم به لحاظ کیفى و هم به لحاظ کمى گسترده شود.