دکتر سعید زاهد
یکی از سنتهای الهی که در مورد آن به رسول اکرم(ص) نیز از جانب خداوند تبارک و تعالی تاکید شده است به کارگیری مشورت است. رسول اکرم(ص) با اصحاب و یاران مشورت مینمود و به توصیه قرآن کریم پس از انعقاد عزم بیتردید و با استحکام کار را به انجام میرساند. مشورت با دیگران در واقع شریک شدن در عقول آنان است. اما در همان قرآن کریم و نیز در سیره معصومین اصول مشاوره نیز به روشنی تعیین شده است. در این اصول انسان از مشورت با منافقین و بیخردان منع شده است و علم، سلامت اخلاقی و صداقت طرف مورد مشورت، مورد تاکید قرار گرفته است. امروزه در انتخاب مدیران کشور روشی به کار گرفته میشود که براساس سنت مشورت است اما به نظر میرسد سازوکار لازم بر مشورت در بعضی موارد آنچنان که باید مراعات نمیشود و این خود میتواند در حال و یا در آیندهای نزدیک خدای نخواسته مشکلزا باشد.
در شرایط موجود کشور ما به علت نبودن احزاب کاملا تعریف شده با مرامهای معین، گروههای سیاسی نسبتا سیالی فعالیت دارند. برخی از گروهها در بعضی از موارد مرام و فکر خود را مشخص و معین کردهاند اما هنوز هستند گروهها و دستجاتی که مرام و خطمشی آنان به درستی روشن نیست. چرخشهای وسیع و سریع در موضعگیری افراد و گروهها که بعضا در جامعه مشاهده میشود از همین روشن نبودن مرام و مشی گروهی آنان ناشی میشود. طرف مشورت قرار دادن همه این گروهها که ممکن است منافع مشترکی بر سرنوشت اجتماعی و سیاسیاشان حاکم نباشد در انتخاب مدیران میتواند مسایل و مشکلاتی را به وجود آورد.
در یک گروه سیاسی با طرز تفکر خاص و یا منافع و مصالح مشترک، مشورت در جهت و سمت و سوی همان منافع و مصالح مشترک کاربرد پیدا میکند. اما زمانی که گروهها متنوع شوند و دستهها با جهتگیریهای متفاوت مورد مشورت قرار گیرند هر یک در راستای منافع و مصالح گروهی خود طرح نظر مینمایند و صداقت و اخلاص لازم در امر مشورت مخدوش میگردد. در این میان گروههای غیرهمسو به صورت گروههای فشار عمل خواهند کرد و هر گروه شخص مربوط و یا همسو با دسته و گروه خود را تایید و شخص مربوط یا همسو با گروه رقیب را طرد مینماید. نتیجه این تعامل اجتماعی حذف تدریجی کسانی میشود که در گذشته به علت صداقت در موضعگیریهایشان سمت و سوی روشن داشتهاند.
در عوض بر سر کسانی که موضعگیری شفاف و یا قاطع نداشتهاند توافق نسبی بیشتری حاصل میشود و به این ترتیب مدیرانی انتخاب میشوند که از نظر موضعگیری سیاسی و اجتماعی در گذشته بیشتر خنثی عمل نمودهاند. اینگونه از مدیران معمولا از قدرت و عزم راسخی برخوردار نیستند و به راحتی تحت تاثیر گروههای فشار قرار خواهند گرفت. به این ترتیب در صورت عدم توجه به این مهم و خدای نخواسته انتخاب مدیران ضعیف، افراد منتخب در آینده دور و یا نزدیک سازمانهای ذیربط خود را به سمت و سویی هدایت خواهند کرد که شایسته نظام عدالتخواهی چون نظام جمهوری اسلامی ایران که براساس قاطعیت بر ایستادگی بر موضع حق شرافت یافته است نخواهد بود.