آیا نظام جمهوری اسلامی ایران به شرایط دشواری گرفتار شده است؟ آیا تهدید اخیر دولت آمریکا با تهدیدهای 23 ساله این دولت علیه انقلاب اسلامی تفاوتی دارد؟ آیا مجموعه اقداماتی که علیه ایران در ابعاد سیاسی و تبلیغی انجام میشود و «موقعیت سیاسی داخلی» کشور، عوامل موثر بر "قدرت ملی" را تحت تاثیر خود قرار دادهاند؟ آیا تنشهای سیاسی دو جناح عمده حاکمیت، وضعیت دشوار اقتصادی_ اجتماعی کشور، حضور آمریکا در افغانستان وئ اقداماتی که این دولت به همراه اسرائیل و سایر متحدان خویش انجام میدهند، کشور را در «وضعیت فوقالعاده» قرار داده است؟ برای پاسخگویی به این سوالات ابتدا عوامل موثر در قدرت ملی را بر شمرده و سپس به تاثیراتی که این عوامل از وضعیت فعلی پذیرفته یا خواند پذیرفت اشاره میکنیم.
عوامل موثر در قدرت ملی عبارتنتد از:
_ قدرت ناشی از ساختار جغرافیایی (وسعت سرزمین _ شکل سرزمین _ موقعیت جغرافیایی_ وضعیت ناهواری)_ قدرت جمعیتی_ قدرت اقتصادی_ قدرت نظانی_ قدرت ناشی از روابط خارجی_ قدرت سازماندهی
1_ به نظر میرسد قدرت ناشی از ساختار جغرافیایی ایران تنها به لحاظ حضور نظامی آمریکا در افغانستان، آسیای میانه و خلیج فارس به صورت «بالقوه» در معرض تهدید قرار گرفته باشد. اما ساختار جغرافیایی ایران و وسعت این سرزمین تواناییهای عدیدهای به این کشور برای دفاع از این ساختار خواهد داد. ایران سرزمین وسیع و غنی است که دستیابی و تسلط بر آن به لحاظ نظامی کاری سخت و دشوار است. تاریخ گواه خوبی بر این مدعاست که این سرزمین به سادگی به سلطه در نمیآید.
2_ ایران سرزمینی با جمعیت زیاد است. جمعیتی جوان و پویا. که به لحاظ ساختار سنی قئمی ارز تنوع بسیاری برخوردار است، اگر چه بنا به دلایلی گروههای اجتماعی به «روش ناهمگون» به تنظیم تعاملات فی ما بین میپردازند و خطر «بیهویتی» بخشی از اینجمعیت جوان را تهدید میکند و «مشکلات اجتماعی» زمینههای بروز بحرانهای اجتماعی را فراهم آوردهاند، اما «عرق دینی و ملی» ایرانیان در هنگام «تهدید خارجی» همه ناهمگونیها را به «هماهنگی» تبدیل خواهد کرد. از این رو ایران به لحاظ «نیروی انسانی» و همدلی ملی از قدرت بالقوه فراوانی برخوردار است و توانایی از سرگذراندن بحرانها و مقابله با تهدیدات را دارد.
3_ اگر چه رکود اقتصادی تورم، بیکاری، پایین بودم شاخص رشد اقتصادی و عدم دستیابی به توسعه اقتصادی مطلوب از جمله مشخصات بارز اقتصاد ایران به شمار میآیند و معضلات معیشتی بخش بزرگی از جامعه ایران را با تنگنا مواجه کرده است و از این رو لزوم تدبیر «راهکارهای آنی و موثر» برای غلبه بر این معضلات به شدت احساس میشود، اما ایران از آن حدی از تواناییهای اقتصادی برخوردار است که بودجه مناسبی را صرف مقابله با تهدیدات خارجی نماید. اما از سویی، منازعه محافظهکاران و اصلاحطلبان، معطل ماندن طرحهای زیربنایی اقتصادب، عدم سرمایهگذاری مناسب در توسعه صنایع مادر و همین طور تربیت نیروی انسانی متخصص و به عقب افتادن حل معضلات اقتصادی مردم به دلیل گسترش و رقابتهای سیاسی ناسالم، نظام اقتصادی ایران را به شدت تهدید میکند. بنابراین اگر اقتصاد کشور به سامان نشود و فشارهای اقتصادی کماکان عرصه را بر مردم تنگ نماید و برای رفع فقر، تبعیض و تضادهای طبقاتی چارهای اندیشیده نشود، ملت ایران از توانایی کافی برای حفظ کیان کشور در مواقع حساس برخوردار نخواهد بود و انگیزه کافی برای دفاع از حاکمیت ملی خویش نخواهد داشت. از این رو حتی اگر تهدیدهای خارجی از حالت بالقوه، به بالفعل در نیایند، چارهای جز حل سریع معضلات اقتصادی و خشکاندن ریشههای وقوع بحرانهای اقتصادی و اجتماعی وجود ندارد. بنابراین سریعترین راه دسترسی به این اهداف ایجاد «وفاق ملی» و جایگزینی آن با «ستیزهجویی و جناحی» است.
4_ ایران، پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله با عراق، همواره بر تقویت «قدرت نظامی دفاعی» خود تاکید کرده و در این راه به پیشرفتهای قابل ملاحظهای نیز دست یافته است. از این رو و به رغم این که قدتر نظامی آمریکا، خصوصا هنگامی که با متحدان خویش به عملیات نظامی دست میزند، قابل انکار نیست، اما تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و وجود جونان غیور و دسترسی به سلاحهای پیشرفته دفاعی، کشور ایران را در «وضعیت ضربهناپذیری معقولی» قرار داده است. بنابراین کشور ایران به لحاظ نظامی نه «مرعوب» آمریکا میشود و نه «مغلوب» آن. کشورهای منطقه نیز پاسخهای مناسبی به سیاستهای تنشزدایی ایران داده و از این رو تقویت نیروی دفاعی ایران از نظر اکثر کشورهای منطقه تهدیدی محسوب نمیشود. از سوی دیگر این احتمال که آمریکا با کمک دولتهای همسایه ایران یک «اتحاد نظامی» علیه این کشور تشکیل دهد نیز امری ممکن به نظر نمیرسد. موقعیت ایران از چنان اهمیت و حساسیتی برخوردار است که هرگونه حمله نظامی به ایران را با پیامدها و تبعات شناخته شده و ناشناخته گستردهای همراه خواهد کرد.
5_ پس از روی کار آمدن رئیسجمهور خاتمی و اعلام پروژه «گفتوگوی تمدنها» و در پیش گرفتن «سیاست تنشزدایی» ایران از موقعیت مناسبی در نظام روابط بینالملل برخوردار شده به گونهای که وجهه جدید ایران با مقبولیت بینالمللی گستردهای مواجه گردیده است.
اگرچه تنشها و منازعات سیاسی داخلی و محدودیتهایی که برای بخشی از ارکان جنبش اصلاحطلبی ایجاد شده و میشود و اثرات گستردهای که این منازعات در افکار عمومی جهانیان نهاده است. سیاست تنشزدایی بینالمللی ایران را با چالشها و معضلات مواجه کرده است، تا این حد که برخی از کشورها از جمله آمریکا بر حاکمیت دوگانه در ایران و عدم قدرت کافی اصلاحطلبان در تعقیب سیاست تنشزدایی تاکید کرده و از این رو مبانی موضعگیریهای خود را بر شکاف دوگانه سیاسی. اجتماعی در ایران استوار میسازند، اما باید گفت که کماکان عالیترین مقامات کشور بر سیاست تنشزدایی و برقراری روابط خارجی مطلوب با سایر کشورها بر مبنای «عزت، قدرت، مصلحت» تاکید میکنند. اما این «تاکید همدلانه» همواره تاثیر «اقدامات غیرمسئولانه» بخشی از ساختار سیاسی. اجتماعی ایران است که برقراری روابط مطلوب و پیگیری سیاست تنشزدایی با برخی از کشورها را نمیتابند. از این رو لازم است عرصه «سیاستگذاری خارجی» را ار تاثیرپذیری از «تنشهای سیاسی دورنی» دور کرده و در شرایط حساس فعلی بر سیاستهای اصولی ایران تاکیدد کنیم تا بهانه را از دویتهای متخاصم ایران گرفته و امکان تبلیغ این مساله را که سیاستهای ایران مخل « نظم بینالمللی» و «مبارزه با تروریسم» است از آنان باز ستانیم. ایران کشوری است که حق حاکمیت همه دولتها غیر از دولت غاصب اسرائیل را به رسمیت شناخته و براساس اصول «عادلانه» خواهان روابط مسالمتآمیز با تمامی کشورهای جهان است. بنابراین ایران از قدرت کافی برای بهبود مناسبات خویش با جهان برخوردار است. در نتیجه دولت آمریکا، اسرائیل و برخی از متحدان سیاسی این کشورها راه را بسیار دشواری برای منزوی کردن ایران در شرایط فعلی داشته و امکان انجام اقداماتی که تمامیت ارضی. سیاسی ایران را برای مدت طولانی تهدید کند را نخواهد داشت . ادامه گفتوگویهای سازنده با اتحادیه اروپا، روابط مطلوب با کشورهای حوزه خلیجفارس، روابط مبتنی بر احترام متقابل با پاکستان و ترکیه، تلاشهای روز افزون برای کنترل روابط تهران. بغداد، همکاری همه جانبه با روسیه و برخورداری از نفوذ قابل توجه در سازمان کنفرانس اسلامی به همراه عزمی که دولت برای دنبال کردن سیاست تنشزدایی با جهان از خود نشان میدهد همه نشانگر عزم ایران در بهبود مناسبات سیاسی خویش با جهان است.
6_ «قدرت سازماندهی» نیز یکی از پارامترهای بسیار مهم تشکیلدهنده «قدرت ملی» است. قدرت سازماندهی: توانایی کنترل وضعیت بحرانی در داخل کشور در هنگام هجوم خارجی، تدوین و به کار بستن چارچوبهای «وفاق سیاسی» و «همدلی ملی» بسیج نیروهای نظامی و انتظامی، توانایی مقابله با اپوزیسیون داخلی و خارجی را شامل میشود. اگر چه گسترش منازعات سیاسی و مطول شدن ادعانامههایی که دو گروه عمده موسوم به محافظهکاران و اصلاحطلبان برای یکدیگر تهیه میکنند.، عدم کنترل و بهبود زمینههای بروز بحراتنهای اقتصادی _ اجتماعی تا حدی قابل توجه از «قدرت سازماندهی» حکومت کاسته است، اما شرایط فعلی کشور سیاستمداران حاکم و مردم ایران را از این امکان بهرهمند میسازد که به خاطر حفظ کیان ملت و پاسداری از عزت و قدرت خود، تنشها را به کنار گذاشته، یک دل و یک جهت در رفع معضلات عمده کشور بکوشند. دولتهای متخاصم ایران درصددند با استفاده از روشهای گوناگون تبلیغی، وضعیت را به گونهای نمایش دهند که حکومت ایران از قدرت سازماندهی مناسبی برخوردار نیست و ملت ایران نیز در انتظار فراهم شدن شرایط برای به چالش کشاندن قدرت حکومت است. این اندیشه بهره بسیار کمی از واقعیت دارد. از این رو به نظر نمیرسد که حتی دولت آمریکا نیز برای «ضعف قدرت سازماندهی حکومت» حسابی جداگانه و مهم باز کند. اما لازم به یادآوری نیست که اگر از دامنه منازعات سیاسی کاسته نشود و راهکارهای موثر و سریعی برای حل معضلات اقتصادی مردم و کنترل وضعیت اجتماعی کشور اندیشیده نشود آن وقت «قدرت سازماندهی» کشور بدون این که به واسطه «تهدید خارجی» تضعیف گردد، از درون ضعیف خواهد شد و این مساله راه را برای سرمایهگذاری آمریکا در تغییر وضعیت سیاسی ایران، به گونهای که مطلوب نظرش باشد با استفاده از روشهای گوناگون باز خواهد کرد. از این رو بهتر است تا قبل از آن که «قدرت ملی» و عوانل موثر بر آن در دو بعد داخلی و خارجی تهدید شود و ثبات و امنیت و مشروعیت نظام به چالش کشیده شود و زمینه برای دستاندازیهای نظامی خارجی فراهم گردد، نسبت به شناخت و تقویت عوامل موثر بر قدرت ملی اقدام کرده و از طریق دیگری غیر از «اعلام وضعیت فوقالعاده» به تقویت این عوامل بپردازیم. ملت ایران از آن حدی از «شعور سیاسی» برخوردار است که «مصالح و منافع کشور» را با «کمترین هزینه» در هنگامه « تهدید خارجی» حفظ کند. تنها لازم است سیاستمدران به وفاداری و شعور سیاسی و «انقیادپذیری مدنی» ملت ایران ایمان بیاورند، تا کشور این مرحله حساس را نیز با شایستگی و موفقیت پشت سر بگذارد.