اظهارات سه روز قبل رئیس قوه قضاییه در مجلس شورای اسلامی یک بار دیگر حرفهایی از جنس دوم خرداد 76 را به یادها آورد. اظهاراتی از سرآگاهی که دقیقا نیز با بیم و امیدهای بخش روشنفکر و مترقی جامعه منطبق بود.
اظهارات روز سهشنبه سخنانی منسجم و هدفدار و مبتنی بر مبانی دقیق علم اداره جوامع امروزی بود که نگاهی تواماً علمی و عملی به مشکلات کشور داشت.
فضای پیشبرد امور در کشور فضایی بلاتکلیف و ناامید است و متاسفانه گروهی از آنان که وظیفه بهسازی به عهده دارند نیز در تخریب هر چه بیشتر آن اضافهکار نیز دارند. بدین لحاظ بدون اغراق باید تمام دلسوزان جامعه قدر مواضعی از قبیل موضعگیری اخیر رئیس قوه قضائیه را بدانند و در تقویت آن بکوشند.
اما شاه بیت سخنان ساختار شکن هاشمی شاهرودی چه بود؟ از نظر نگارنده پاسخ وی به سوال خبرنگار در مورد اختلاس 200 میلیار تومانی میتواند بالاترین نمره را کسب کند.
چندی پیش که بحث اختلاس 200 میلیارد تومانی مطرح شد، همگان منتظر آگاهی از جزئیات آن بودند. اما وقتی اظهارات رئیس مرکز مربوطه مطرح شد اهل اطلاع دریافتند که این پرونده «کوهی است که موش میزاید» مقام قضایی مربوطه توضیح داده بود:
«این جوان دیپلمه در طول دو سال نزدیک 240 میلیون دلار معادل200 میلیارد تومان از دو شعبه بانک رفاه گشایش اعتبار و تسهیلات دریافت کرده و تا پایان سال 1382 نزدیک به 195 میلیارد تومان بدهی به بار آورده است. وی افزود: این فرد پولهایی را که از این طریق به دست آورده، در جریان سالم اقتصادی به کار نبرده و عمدتا صرف خرید ملک و افزایش دارایی خود کرده است. وی تصریح کرد: اعتباراتی که از سوی بانک به این فرد داده شده، خارج از مصوبات و حدود اختیارات بوده است. وی درباره وجوه برگشت داده شده، خاطرنشان کرد: تا قبل از تشکیل پرونده مبلغ 143 میلیارد تومان به سیستم بانکی برگشت داده شده است. از زمان تشکیل پرونده تا کنون نیز قریب 50 میلیارد تومان از اموال متهم شامل املاکی در شمال کشور و نقاط شمال تهران، نیاوران، اقدسیه، ملاصدرا و کامرانیه شناسایی و توقیف شده و 7 میلیارد تومان نیز به صورت نقدی بازگشت داده شده است».
به عبارتی آنچه به عنوان اختلاس مطرح شده بود- و یا لااقل بخش عمده آن- از جنس معاملات متعارف روزانه بود. یعنی وام گرفتن و گشایش اعتبار اسنادی یعنی عادیترین و متداولترین اقداماتی که اصولاً هیچ مباینتی با مقررات بانکی ندارد. تاخیر در باز پرداخت بدهیهای بانکی نیز از آنجا که عنوان مجرمانه ندارد و بانکها در روز تسویه تا ریال آخر جریمه تاخیر را میگیرند نمیتواند عنوان فساد اقتصادی داشته باشد. دیگر تکلیف مواردی چون خرید ملک در تهران و شمال و ... نیز روشن است. ضمن آنکه همان گونه که رئیس قوه قضائیه اشاره کرد سه چهارم این حسابها قبل از بازشدن پرونده تسویه شده و معادل یک چهارم باقی مانده نیز به صورت ملک، تحت توقیف قوه قضائیه قرار دارد.
اما واقعیت آن است که در کنار هر خیر و شری در کشور معمولا فضایی وجود دارد که نسبت به اصل موضوع پرآب و رنگتر است. این گونه است که هر کس که قصد پرداختن به موضوعی را دارد بیش از هر چیز و پیش از هر چیز این فضایی اطراف را مدنظر قرار میدهد. به ویژه اگر موضوع برانگیزنده حساسیتهای عامه مردم باشد ورود به بحث احتیاط بیشتر و بیشتری را طلب میکند.
آن روز که شرح اتهامات پرونده 200 میلیارد تومانی توسط مقام ارشد قضایی مطرح شد صاحب نظران اقتصادی و حقوقی از خود میپرسیدند که کجای اینها که بر شمردند اختلاس است؟ اما به دلیل فضایی که ایجاد شده کسی را یارای مطرح کردن عمومی آن نبود و اگر رئیس قوه قضائیه به میدان این بحث نمیآمد، هیچ کس ریسک شکستن این جو و پرداختن منطقی به زوایای این پرونده را به عهده نمیگرفت. آنچه این نکته از سخنان رئیس قوه قضائیه را برجسته و درخشنده میسازد دقیقا با همین «جوشکنی» نسبت دارد.
متاسفانه «جو» مسموم در پیرامون موضوعات مطرح سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور ما یک واقعیت دستساز است. به عبارتی عدهای که همیشه برای جوسازی و سوء استفاده از آن آمادهاند، عدهای که به دنبال روشهای آسان برای حل مشکلات هستند و متاسفانه بخشی از مردمی که به دنبال یافتن مقصر برای مشکلات زندگیشان هستند متفقا گروهی را میسازند که هرگاه بر موضوعی متمرکز شوند،کسی جرات اظهار نظر مخالف با آن را ندارد و همگان ناچار به همراهی و اقلا سکوت هستند.
بنابراین بیشتر همان گروه اول و گاه گروه دوم هستند که فرمان را به دست میگیرند و گروه سوم را نیز به دنبال خود میکشانند. بعد هم که کاری یا کارهایی خراب شد و گروه سوم بر مشکلاتشان اضافه شد، گروه دوم به ندرت در معرض مواخذه قرار میگیرد و گروه اول هم طبق معمول از همه عالم و آدم طلبکار به دنبال سوژه جدید میروند. همچنان که در همین پرونده 200 میلیارد تومانی هیچ چیز گیر مردم نیامد- و قرار هم نبود بیاید - گروه دوم مورد مواخذه رئیس قوه قضائیه قرار گرفتند و نام گروه اول هم اصلا مطرح نیست!
هم اینهاست که ارزش موضعگیری رئیس قوه قضائیه را دو چندان میکند و دلسوزان کشور را در تشویق، تقویت و همراهی با آن صاحب مسوولیت مینماید.
بیست و چند سال قبل مقالهای از دکتر حداد عادل - رئیس فعلی مجلس - با عنوان «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» منتشر شده بود که در آن داستانی بس نغز و پر مغز شاهد مثال بود: داستان کودکی که بدون ملاحظات موجود، دست دو شعبده باز مدعی لباس دوختن برای پادشاه را رو کرد. نویسنده مقاله آن روز آرزو کرده بود که ای کاش در عرصه مناسبات جهانی ما آن کودک باشیم. واقعیت آن است که ما امروز در عرصه مناسبات داخلی خود هم بسیار به آن کودک احتیاج داریم و هر چه در طبقات اجتماع بالاتر رویم این مسوولیت سنگینتر میشود. کسانی هستند که پیکر عریانی را در لباسی از تار و پود طلا و نقره به تصویر میکشند و افرادی هم هستند که مقهور شعبده اینان هستند البته که فریاد زدن شجاعت بسیار میخواهد.
فریاد رئیس قوه قضائیه فریادی از سرآگاهی بود و بدین لحاظ با سخن آن کودک تفاوت دارد، اما در کارکرد، صاحب همان نقش آینهدار است. چرا که به دلیل ارزش منطقی آن همراهی صاحبنظران جامعه را در پی دارد و البته به دلیل موقعیت صاحب رای، به راحتی قابل مقابله توسط «گروههای ذینفع» نیست و چون این قدرت و آن همراهی صاحبان نظر به هم جمع شود همراهی عامه مردم نیز دور نیست. چه در غیبت چنین اتحادی است که تردستان میتوانند از هر نمدی برای خود کلاهی بدوزند.
وجه ارزشی دیگر سخنان رئیس قوه قضائیه «خود انتقادی» بود. در حالی که تا گذشتهای نه چندان دور گروههایی در پشت سنگر حمایت از قوه قضائیه قرار گرفته بودهاند و عملا راه افشاگری در مورد عملکرد قابل اعتراض - و گاه فاجعهآمیز - برخی اجزای آن را سد کرده بودند، انتقاد رئیس قوه قضائیه از عملکرد سطوح ارشد این قوه واجد ارزش و اهمیت مضاعف است. این همان چیزی است که سایر قوا و سیاستمداران ما نیز سخت به آن محتاجند و کشور ایران به آن محتاجتر ...