تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۰۱۶۳۷

ارشاد مسئولان به جای هدایت مردم


مصوبات اخیر شورایعالی انقلاب فرهنگی در زمینه عرضه و نمایش فیلم‌های سینمایی و مواد سمعی و بصری خارجی واکنش‌هایی را در میان صاحب نظران برانگیخت و قاعدتا در روزهای آینده شاهد انتقادهای دیگری نسبت به آن خواهیم بود یا اظهاراتی در تایید آن خواهیم شنید.
البته برای آنکه تایید یا انتقاد از مصوبات اخیر با دقت بیشتری صورت گیرد باید مشخص شود در هفته‌ها و ماههای اخیر چه اتفاق خاصی افتاده است که اکثریت اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی - که اخیر تنها یک عضو آن تغییر کرده است - را به تدوین سیاست‌های جدید تشویق نموده است. اما به هر حال این مصوبه از دو جهت قابل تامل است، نخست آنکه مانند بسیاری از تصویب نامه‌ها و مقرراتی که سالهای اخیر بر امور جاری کشور حاکم شده، قابل تاویل و تفسیرهای فراوان است و می‌تواند عرصه بی‌ثبات فعالیت‌های فرهنگی را با رکود یا آشفتگی‌های بیشتری مواجه کند. ضمن آنکه دست برخی نهادها و ضابطان برای اعمال محدودیت‌ها یا برخوردهای سلیقه‌ای را باز خواهد گذارد.
بدون تعارف بگوئیم: در کشوری که مسائل بسیار ملموس و قابل اندازه‌گیری همچون مذاکرات هسته‌ای و مبارزه با مفاسد اقتصادی با برداشت‌های کاملاً متفاوت مسئولان عالیرتبه مواجه می‌شود، تصویب مقررات قابل تاویل همچون «ممنوعیت نمایش فیلمهایی که به تبلیغ سکولاریسم، لیبرالیسم، نیهیلیسم یا فمینیسم می‌پردازد و نیز فیلمهایی که به تلویح یا تصریح، حاکمیت دین در زندگی دنیوی را نفی کرده و ...» می‌تواند موجب گرفتاریهای بسیار گردد.
در ماههای گذشته مسئولان بلند‌ مرتبه کشور، تفسیر‌های متفاوتی از روند مذاکرات هسته‌ای ارائه کرده‌اند که بارزترین آن،‌ اختلاف نظر غیر قابل کتمان دو مقام همطراز یعنی علی لاریجانی و حسن روحانی بود که هر دوی آنها با عنوان نمایندگی رهبری در شورایعالی امنیت ملی انجام وظیفه می‌کردند. یکی روند مذاکرات را به «دادن مروارید غلطان و گرفتن آب نبات» تشبیه می‌کرد و دیگری اقدامات انجام شده را در راستای حفظ منافع کشور و انقلاب می‌دانست. مواجهه مسئولان عالیرتبه و تریبون‌داران صاحب نفوذ با موضوع مفاسد اقتصادی، دومین نمونه‌ای است که اختلاف‌نظر عمیق و تفاوت دیدگاه اصولی میان مسئولان بلندمرتبه کشوری را به نمایش می‌گذارد بطوریکه برخی مسئولان بر تکرار سخنرانیهای آتشین و ادعاهای حیرت برانگیز خود در خصوص رخنه مفاسد اقتصادی به ارکان حکومت اصرار دارند و همزمان با آنها رئیس قوه قضائیه گزارش بعضی دستگاههای نظارتی و امنیتی راجع به مفاسد اقتصادی را مبالغه‌آمیز و موجب یأس و ناامیدی مردم می‌داند و معتقد است «برخی ادعاهای نادرست و طرح برخی مسائل غیر علمی و غیر مستند که بر اساس فضای شعار‌زده مطرح می‌شود. بجای آنکه برای اقتصاد کشور مفید باشد، موجب می‌شد عوامل استکبار با تشدید فضای بدبینی به سمت جذب امکانات، نیروهای انسانی و منابع مالی ما بیفتند و این حرکات در عمل خدمت به کشورهای خارجی است».
وقتی مسئولانی که در تماس نزدیک و همیشگی با یکدیگر هستند بر سر مسائلی که دارای نمود بیرونی و بازتاب سریع است، تا این حد اختلاف‌نظر دارند، آیا می‌توان مصوبات کلی را بر امور فرهنگی حاکم کرد و دست عده‌ای را باز گذاشت تا اگر تشخیص دادند یک فیلم بصورت صریح یا تلویحی نظامهای غیردینی را برتر از نظامهای دینی معرفی می‌کند، جلوی نمایش آن را بگیرند!؟ راه دور نرویم ! دو سال پیش فیلمی بنام «مارمولک» در ایران ساخته شد و پس از مدتها،‌ باعث ایجاد صفهای طولانی در برابر سینماها شد. حتماً به یاد داریم که حتی میان روحانیون سرشناس در مورد این فیلم وحدت نظر وجود نداشت. آیا در چنین شرایطی می‌توان با مصوبات ظاهراً انقلابی دست عده‌ای را برای سانسور بازگذاشت و در عین حال عرصه فرهنگی کشور را با نشاط و پویا نگه داشت؟
البته این مصوبه از جنبه دیگری نیز قابل تامل است زیرا نشان می‌دهد در شناخت عوامل «اقبال» ‌احتمالی جوانان به محصولات فرهنگی غیر دینی و تاثیرپذیری آنان از این محصولات و یا «ادبار» برخی از آنها نسبت به تبلیغات دینی و امور مذهبی، هنوز بر ساده‌سازی مسائل، یافتن راه‌ حلهای میان‌بر و بی‌توجهی به نقش خود در این «اقبال» و «ادبار» اصرار داریم.
کسانی که نگران تاثیر منفی محصولات فرهنگی خارجی هستند، آیا تا کنون لختی به بعضی سخنان و اقدامات داخلی اندیشیده‌اند؟ آیا آنها در عمل، فرهنگ دینی را توانمند معرفی کرده‌اند که اکنون دغدغه تاثیر محصولات فرهنگی غیر دینی را دارند؟
انقلاب اسلامی ایران، قبل از هر چیز یک تحول فرهنگی بود. پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، نهادهای تبلیغی فراوانی، وظیفه ترویج فرهنگ دینی را به عهده گرفتند و در کنار سازمانهای حکومتی همچون صدا و سیما به مقابله با آنچه تهاجم فرهنگی می‌نامیدند برخاستند. مسئولیت این نهادها و سازمانهای حکومتی در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب عمدتاً به عهده کسانی بوده است که هم اکنون در شورایعالی انقلاب فرهنگی حضور دارند و برای مقابله با سکولاریسم، فمینیسم، لیبرالیسم و سایر مکاتب فرهنگی غیر دینی، سیاست‌گذاری می‌کنند. خطبای نماز جمعه و سخنرانان قبل از نماز جمعه در مهم‌ترین و بزرگترین شهرهای کشور بویژه پایتخت نیز از میان کسانی بوده‌‌اند که یا در شورایعالی انقلاب فرهنگی عضو هستند و یا قرابت ویژه با اعضای موثر آن دارند. اما با همه این تفاصیل و تبلیغات فراوانی که برای ترویج فرهنگ دینی می‌شود. یک عضو موثر شورا، چند سال پیش ادعا کرد که «وضعیت فرهنگی جامعه از زمان خلقت حضرت آدم تا کنون هیچگاه مثل وضعیت فعلی نبوده است»، یک نماینده اصولگرا نیز از تریبون مجلس هفتم مدعی شد که جوانان نجیب و سر به زیر، بعد از چند سال حضور در دانشگاه وضعیت نامطلوبی پیدا می‌کنند!
انتقاد از تغییر منفی وضعیت دانشجویان در حالی صورت گرفت که شورایعالی انقلاب فرهنگی با همین ترکیب فعلی، سیاست‌گذاری اصلی در دانشگاهها را به عهده داشته و روسای دانشگاهها نیز پس از عبور از فیلتر همین شورا انتخاب شده‌اند. از همه اینها مهم‌تر، ادعاهایی است که اخیراً توسط یک مقام عالیرتبه کشور در خصوص انفعال سیاستمداران ایرانی در سالهای پس از انقلاب مطرح می‌شود. او همچنین مدعی حضور عناصری در مراکز تصمیم‌گیری نظام شده است که نگاه آنها به آن طرف مرزهاست. اگر کسی سخنان فوق‌الذکر را درکنار هم قرار دهد تنها یک نتیجه خواهد گرفت. نتیجه حاصله از ادعاهای نسنجیده فوق آنست که تبلیغات فرهنگی که توسط داعیه‌داران حکومت دینی بعمل آمده، نه تنها محیط دانشگاهها و سطح جامعه را از آلودگیها پالایش نکرده، بلکه حتی در حفظ روحیه استقلال‌خواهی و انقلابی‌گری بسیاری از مسئولان نظام نیز ناتوان بوده است! آیا با وجود این سخنان و ادعاها، اصولاً دشمنان ما نیازمند ساختن فیلمهایی هستند که حکومتهای غیر دینی را موفق‌تر از حکومت دینی جلوه دهد؟
متأسفانه سخنان نسنجیده و ادعاهای غیر صحیح فقط ناظر به گذشته نیست، بلکه بعضاً آینده پر ابهامی را نیز پیش‌روی جوانان می‌گذارد.
بر اساس اعتقادات دینی ما، حکومت ایده‌آل اسلامی در زمان ظهور حضرت ولی عصر(عج) استقرار خواهد یافت. ما معتقدیم حاکمیت آن امام، موجب گسترش عدل در سراسر جهان خواهد شد و در واقع عدالت - که گم شده همه انسانهاست - به دست ایشان پیاده خواهد شد. اما آیا برخی تبلیغات که پیرامون شخصیت آن امام بزرگوار انجام می‌شود، جذب‌کننده جوانان به طرف فرهنگ مهدویت و زمینه‌ساز افزایش علاقه آنان به فرهنگ دینی است؟ اینکه برخی مجریان و سخنرانان در رسانه ملی، مهم‌ترین ویژگی‌ آن حضرت را زمین نگذاشتن شمشیر بمدت 8 ماه و بزرگترین وظیفه ایشان را گرفتن انتقام خون جد بزرگوارش معرفی کنند و یک روحانی سرشناس نیز از مجازات جوانانی که قادر به خواندن قرآن نیستند توسط امام زمان(عج) خبر دهد، آیا تبلیغ موثری برای فرهنگ دینی و جذب جوانان بطرف حکومت جهانی اسلام است؟
اساتید شورایعالی انقلاب فرهنگی اگر نگران گسترش فرهنگ غیر دینی در کشور هستند برای برخی تریبون‌داران و مسئولان کشوری دوره‌های آموزشی بگذارند و به آنان بیاموزند که تنها راه حذف رقیب، آن نیست که حکومتی مبتنی بر فرهنگ دینی و تربیت‌شدگان دوران انقلاب را تا این حد ضعیف و منفعل معرفی کنند!
نکته مهم دیگر برای ترویج فرهنگ دینی و مقابله با اقدامات ضد فرهنگی دشمنان آن است که آینده جامعه اسلامی و بخصوص دوران درخشان عدل گستری امام زمان(عج) توسط کسانی برای مردم به ویژه جوانان تبیین شود که بتوانند جاذبه‌های فراوان آن دوران را در معرض اطلاع عموم قرار دهند. اگر به این نکات توجه شود نیازی نخواهد بود که با مصوبات قابل تفسیر، فعالیت‌های فرهنگی به ویژه در عرصه سینما مجدداً شاهد محدودسازیهای غیر ضروری شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات