عزتالله واعظی
یکی از آفتهای هر انقلاب (بویژه انقلاب اسلامی) پس از پیروزی و استقرار نظام، خودگرایی و باندبازی برخی مسئولین و کارگزاران (خواص جامعه) بوده است. مسایلی همچون تقسیم قدرت و اعطای امتیاز، تقدم روابط بر ضوابط، ترجیح دادن مصالح شخصی و حزبی، و اصالت دادن به دوست و رفیق و فامیل و ... در اندیشه امام خمینی که تربیت یافته مکتب حیاتبخش اسلام است بشدت تخطئه شده و مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته (1) و در لسان پیشوایان دین نیز همواره روی خدامحوری و خداگرایی توصیه و تاکید شده است (2).
شاید بتوان ادعا کرد حضرت امام از آغاز تا واپسین دم حیات پر برکتش به اندازهای که سعی در توجه دادن مخاطبینش به خدا و در نظر گرفتن او در کارها و قیام برای خدا اتکال و اتکاء به حضرت حق داشته، روی هیچ موضوع مهم و نکته قابل توجه دیگری تا این پایه تاکید و توصیه نداشتهاند. از اولین یادداشتش به تاریخ یازدهم جمادیالاول سال 1363 که برابر است با 15/2/1323 که اصل نسخه خطی آن در کتابخانه وزیری یزد نگهداری میشود، یعنی از همان اوانی که اندیشه را در سر داشته تا وصیتنامه سیاسی الهیاش که آخرین پیام اوست، قریب نیم قرن پیوسته بر این نکته پای فشرد که همواره در تمام کارها و حالات بخدا توجه داشته باشید و به او توکل و اعتماد کنید و برای خدا قیام نمایید و (3) ...
و اینک نظر به اهمیت موضوع خودگرایی و خداگرایی که واژگان جدیدی در ادبیات سیاسی و اجتماعی است به این مساله که مورد ابتلاء جامعه امروز نیز هست میپردازیم:
سرتاکید امام خمینی(ره) به پرهیز از خودخواهی و خود برتربینی و خودگرایی و توجه داشتن به خدا از آن جهت است که ((خداگرایی)) در اندیشه امام خمینی(ره) مساوی است با توجه به خدا و مخالفت با هوای نفس و توجه به عالم پس از مرگ و عمل به وظیفه و تکلیف. آثار مثبت و نتایج شیرین دیگری نیز بر این مساله مترتب است که به هر یک از آنها اشاره میشود:
ـ توجه به خدا و مخالفت با هوای نفس:
امام خمینی(ره) ضمن سفارش مکرر به خداگرایی شدیداً از پیروی هواهای نفسانی که منشآ همه مفاسد و شقاوت انسان است بر حذر میدارد و میگوید:
کسانی که متصدی امور هستند، در تمشیت همه امور باید آن چیزهایی را که مصلحت اسلام و مصلحت اسلام است در نظر بگیرند و از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادهاست جلوگیری نمایند (4).
و تاکید میکند: بسیار کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد ... نه برای هواهای نفسانی و کوشش کنید که این خدمت آلوده نشود به بعضی از کارهایی که ناپسند است (5).
امام(ره) در قسمتی از وصیتنامه الهی ـ سیاسی خود ضمن گوشزد کردن همین مفهوم در توصیه به رهبر و روسای جمهور و دولتها و دستاندرکاران میفرماید:
خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایید و گمان نکنند که دست و مسولیت، فی نفسه برای آنان تحفهای است بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای ناخواسته با هوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد ... باید خدای متعال را حاضر و ناظر، و خود را در محضر مبارک او بدانند (تا) خداوند متعال راهگشای آنان باشد (6)
و میفرماید: آفت اسنان هوای نفس است ... تمام فسادهایی که در بشریت پیدا شده ... منشاش همین حب نفس است، هر بلایی که سرانسان میآید یا جامعه از دست قدرتمندان میبیند، این در اثر هوای نفس و خودخواهی است (7).
سپس اضافه میکند: از حالا که فرصت است ... از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است جدیت کنید به اینکه هوای نفس را از خودتان خارج کنید، همه گرفتاریها روی همین هوای نفس است (8)
توجه به عالم پس از مرگ و جهان آخرت:
باور این حقیقت که خداوند ناظر بر رفتار و عملکرد ماست و به نیات قلبی ما و از آنچه که در اندیشه ما میگذرد آگاه است و فهم این نکته که فردای قیامت هر کس میهمان سفره عمل خویش است و هر کس بهشت و جهنم خود را از اینجا با خود میبرد و دانستن این که پاداش یا جزا وفاق عمل خود شخصی است و سرای دنیا موقت و گذراست، سبب میشود تا آدمی بگونهای رفتار و به شکلی عمل نماید که در سرای جاوید، احساس غبن و خسارت نکند. چه اینکه امام خمینی(ره) در همین رابطه میفرماید:
خدا را در همه امور حاضر بدانید، مهم این معناست ما از اینجا خواهیم رفت، هیچ شکی نیست! باید فکر بکنیم که حالا که رفتیم، آنجا از ما پرسیدند که ... برای مردم چه کردید، و از ملت پرسیدند که شما برای اسلام چه کردید؟ (چه جوابی خواهیم داشت؟) عمده این است که ما آنجا آبرو داشته باشیم. اگر این مطلب را درست بکنیم، هم اینجا درست میشود و هم آنجا، و اگر خدای نخواسته بخواهیم تخلفی بکنیم نه اینجا خیرش را میبینیم، نه آنجا (9).
و در عبارتی دیگر با تاکید بر ناپایداری دنیا و ریاست، و توجه مداوم به خداوند میفرماید:
این چند روز دنیا رفتنی است، این ریاستها رفتنی است، آنچه که به جا میماند این است که (بنگریم) چه کردیم و در محضر مقدس حقتعالی چکاره هستیم ... من امیدوارم که برای همه و خصوصاً آنهایی که کارهای کلیدی در دستشان است این مساله (توجه به خدا) حل بشود و اگر حل شد مسایل دیگر هم حل میشود (10).
سلوک در صراط مستقیم:
از دیگر جلوههای خداگرایی سلوک در صراط مستقیم الهی است. از نظر امام خمینی انسان خدامحور در مسیر زندگی راهی جز راه خدا نمیپیماید، آنجا که میفرماید:
خداوند بهمه توفیق بدهد که راه مستقیم الهی را پیش بگیرند و بگیریم و به این راه مستقیم پیش برویم، صراط که در روایات هست که "ادقازمو (11)" و "تاریکتر از شب" و ... است و در بعضی روایات هست که صراط از متن جهنم میگذرد ... آنجا باید عبور کرد و در این دنیا از همین جا صراط است تا غیر متناهی و این صورت در آن عالم به آن نحو نمایش پیدا میکند. در این راه که دارید توجه کنید صراط مستقیم باشد، شرقی و غربی نباشد (12).
سپس امام (ره) با تاکید بر رهروی در صراط مستقیم الهی و توجه به خداوند، مسولین فرهنگی را به تربیت نسل آیندهساز برپایه خداگرایی و نفی خودیگرایی فرا میخواند و میفرماید:
جوانها را تربیت کنید به این که مستقیم و خداخواه باشند(13)
عمل به تکلیف:
برای کسی که طوق عبودیت را در گردن نهاد و بنده فرمانبردار اوست، عمل به تکلیف و تحصیل رضای او، اصل و مقدم بر هر چیز دیگر است، در این صورت شکست یا پیروزی، عافیت یا ابتلاء به معایب و ناملایمات و اینکه قضاوت دیگران چگونه خواهد بود، فرقی نمیکند، امام خمینی (ره) در این رابطه میفرماید:
ما باید اطاعت امر خدا کنیم، خداوند فرموده است، بروید دست ظالم را قطع کنید ما میرویم آن قدری که قدرت داریم دست ظالم را بتوانیم قطع می کنیم، نتوانستیم، کار خودمان را انجام دادهایم به ما فرموده است که "قاتلوهم... (17)" ما مقاتله میکنیم... یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم، اطاعت کنیم، دنبال هرچه میرویم اطاعت (خدا) بکنیم، اگر موعظه میکنیم، موعظه میشنویم جنگ میکنیم، صلح میکنیم برای اطاعت خدا باشد (14).
و در فرازی دیگر میفرماید:
ما اطاعت امر خدا می کنیم، هرکس هر چه میخواهد بگوید اگر برای خدا شد از حرفهای مردم هیچ ناراحت نمیشویم (15).
پیداست که یک انسان خداگر اهمیت نمیدهد که قضاوت دیگران درباره او و عملکردش چیست؟ او یک دغدغه دارد و آن عمل به وظیفه و تآمین رضای حضرت دوست میباشد حال نتیجه هر چه باشد و قضاوتها درباره او زشت یا زیبا مثبت یا منفی، مهم نیست.
رعایت تقوا و نفی ظلم:
جلوهای دیگر از خداگرایی در اندیشه امام(ره) رعایت تقوا و پرهیز از ظلم است که میفرماید:
بزرگترین چیز (امتیاز) تقواست که قرآن و حدیث در آن، آنقدر پافشاری کردند که انسان متقی باشد، مواظب خودش باشد که مبادا با زبان و چشم و گوشش به مردم ظلم کند (16).
اجرای عدالت و نفی تشریفات:
امام(ره) در فراز دیگری از رهنمودهایشان مفهوم نفی خودگرایی و توجه به خدا را اجرای عدالت در رفتار و گفتار، و حذف تشریفات و پرهیز از تجملات دانسته و میفرماید:
عدالت را اجرا کنید، عدالت را برای دیگران نخواهید، خودتان هم بخواهید، در رفتار و گفتار عدالت داشته باشید، تشریفات را کم کنید و این ملت را خدمتگزار باشید (17).
وصول به سعادت
کسی که در سایه برخورداری از بینش واقعبینانه و باوری حقیقتنگرانه برخوردار گشت همه ظرف وجودش را خداباوری پر میکند، دیگر خودی در برابر خدا نمیشناسد، خود را بنده و مطیع او میداند و سعادت و خوشبختی خود را در طاعت و عبودیت بی چون و چرای او جستجو مینماید.
از نظر امام خمینی(ره) خودبینی و تفوقطلبی معلول جهالت انسان و ثمرهای جز شقاوت در پی نخواهد داشت.
تحقق وعده الهی (نصرت و پیروزی)
بیتردید اگر همه انگیزهها و هدفها در گفتار و رفتار و کردار خدا باشد و عملکردها صبغه الهی بخود گیرد قرین فتح و پیروزی خواهد بود و وعده خداوند در یاری کردن و بر پیروزی رساندن بلاشک محقق خواهد شد و ملاک و معیار نصرت خدا هم، اهتمام در حفظ رهآوردهای وحی و خدمت به بندگان خداست، امام خمینی(ره) در همین رابطه میفرماید:
پیروزی منهای نصرت خدا یک عنایت خاصی است، ربطی به ما ندارد، آنی که وعده کرده است که ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم (18) ... شما برای خدا کار کنید برای خدا پیش بروید برای خدا زحمت بکشید، برای خدا همه کارها را انجام بدهید ...
خدا به وعهده خودش به اشکال عمل میکند، اگر نقصی باشد در ماست (19).
و درادامه میفرماید: وقتی برای اطاعت اوست، پیروزی یا شکست هیچ فرقی با هم ندارد برای اینکه این وجهه الهی همهاش نصرت است ... و این برای ما سرمایه است (20).
و به مناسبت دیگری میفرماید: ما باید جدیت کنیم که ... برای خدا کار کنیم و برای خدا کار کردن این است که ببینیم خدا چی فرموده است، چه گفته که ماباید بکنیم(21).
و باز در تبیین مفهوم "ان تنصروا الله" میفرماید:
نصرت خدا، نصرت بندگان خداست، نصرت دین خداست وقتی ما نصرت کردیم بندگان خدا را برای خدا، برای اینکه اینها "عیانالله" هستند ... پیروز هستیم، میزان این است و ما باید این را درنظر بگیریم (22).
پیروزی و شکستناپذیری مداوم:
در منظر امام رمز پیروزی ما در انقلاب، توکل به خدا و تکیه و اعتماد به رحمت او و پیروی از دستورات الهی بود که از جمله اوامر و دستورات خداوند رعایت اصل وحدت و برادری بوده است. با رعایت و بکارگیری این عوامل در تداوم انقلاب و ادامه راه، دشمنان محکوم به شکست و هیچاند.
آنجاست که میگوید:
رمز پیروزی شما ... اتکال به خدای تبارک تعالی و اعتماد به رحمت اوست که این در راس همه امور است.
و دیگر، پیروی از دستورات خدا ... در اینکه همه با هم یکی باشید ... و باید شما اجتماع و وحدتتان را به جایی برسانید که بین خودتان جدایی نبینید و این دستور اسلامی است که با یکدیگر برادر باشید و این وحدت و برادری اسباب این میشود که هیچ قدرتی نتواند بر شما چیره شود (23).
انتخاب اصلح:
امام خمینی(ره) در نفی خودیگرایی و توجه بخدا در خصوص عزل و نصبها به زعما و مسولین هشدار میدهد و میفرماید:
حاضر بدانید خدا را درکارهای خودتان، آن روزی را که میخواهید یک کس را کنار بگذارید، آن روزی که میخواهید به یک کسی ... انگ غیراسلامی بزنید، توجه کنید که خدا حاضر است اگر خدای نخواسته برخلاف بکنید عمداً و اگر سهوی باشد اشتباهی باشد که مقدماتش دست شماست، بدانید که این خدای حاضر و ناضر بر شما ممکن است نبخشد، توجه کنید که کارها همه اسلامی باشد، برای خدا باشد، خدمت برای خدا باشد (24).
و در فرازی دیگر تعبیر ایشان این چنین است:
توجه به این معنا بسیار داشته باشید که آیا تعیین فلان آدم که در ذهن من است برای خدا میخواهم تعیین کنم یا چون دوست من و رفیق من است؟ (25)
و در فرازی دیگر، در همین رابطه به خداگرایی گوشزد کرده و میفرماید:
و آنکه میگوید این صلاحیت ندارد، برای خدا این حرف را میزند یا برای اینکه مثلاً رقابتی با او دارد؟ ... حق را ملاحظه کنید، آنکه مرضی خداست، نه آنکه مرضی نفس شیطانی ما است (26).
و درفرازی دیگر با تاکید بر انتخاب اصل چنین میگوید:
با اخلاص به خدای تبارک و تعالی و خالی کردن ذهن از همه امور ... شایستهتر را (انتخاب کنید) نه آنکه با من دوستتر است (بلکه) آنکه برای اسلام بهتر است (27).
و باز میفرماید:
در نظر بگیرید که افرادی را که برای اسلام مفید هستند انتخاب کنید، خودی را کنار بگذارید و خدا را توجه کنید، اگر این مساله در هر انسانی حل بشود همه مسایلش حل شدنی است (28).
کار عبادت است و محیط کار معبد:
امام خمینی(ره) خدمت به اسلام و بندگان خدا را براساس خداباوری و اندیشه خداگرایانه، در شمار عبادات بزرگ و محیطهای کاری را عبادتگاه دانسته و آرزو میکند مراکزی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مرکز معصیت پروردگار عالم بود، امروز با تعهد به اسلام در خدمت بندگان خدا و مستضعفین بوده و بیش از همه طبقات ضعیف را ملاحظه نمایند و این را جزء غنایم عمر خود بدانند.
آنجا که میفرماید:
من از خدای تبارک و تعالی مسالت میکنم شما در هر جا و هر شغلی که دارید کارها برای خدا و خدمت به بندگان خدا و اسلام باشد که از بزرگترین عبادات است و من امید دارم جاهایی که (قبلاً) مرکز معصیت بود امروز ... در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه طبقات ضعیف را ملاحظه کنید که این خود یک عبادت بزرگ است (29).
امام (ره) در فراز دیگری با تاکید بر انجام کارها برای خدا و خدمت به بندگان خدا میفرماید:
کارها برای خدا و خدمت به بندگان خدا و خدمت به اسلام باشد که این از بزرگترین عبادات است (30).
پاداش بزرگ:
از جمله آثار و برکات خداگرایی و انجام اعمال نیکو به انگیزه جلب رضایت خداوند، اجرای عظیم و پاداشی در خور و بزرگ است که آنچه در عالم کنونی و طبیعت است در برابر پاداش اخروی خداوند ناچیز است و هرگز قابل محاسبه مقایسه نیست.
امام خمینی طی سخنانی میفرماید: آن چیزی که دل ما را خوش میکند این است که برای شما پیش خدای تبارک و تعالی یک حسابی باز است والا ما نمیتوانیم از شما تشکر کنیم یا به شما اجر بدهیم، ما همچو قدرتی نداریم ... شما از خدا هستید، برای خدا هم خواهید بود، خدا هم اجر شما را میدهد.
اجری که خدا میدهد ارزش دارد ...
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه
جنت، آن جنتی که لقاء خدا و لقاء دوستان خداست، آن برای شما کافی است (غیر از آن چیزی) در عالم طبیعت (یافت) نمیشود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرارداد، هر چه مربوط به عالم طبیعت است مادون آن چیزی است که برای خداست (32)
امام(ره) در بیان دیگری خدمت برپایه اخلاص را ذخیرهای نزد خدا میداند:
شما اخلاص داشته باشید و برای خدا به بندگان خدا خدمت کنید و ثنا و اجر را از او طلب کیند که او جز او اجر شما را عطا میفرماید (33).
همه قشرهای ملت با هم دست برادری دادند و پیش رفتند چقدر شهید و مجروح و جوان ... در راه اسلام از دست دادند، لکن نباید ما بگوییم از دست دادند، آنکه برای همه محفوظ است، آن خدمتی است که در راه اسلام و آن خونی است که در راه اسلام ریخته شود (34).