تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۰۱۶۴۶

ماهیت ارتباطات در هزاره سوم

اشاره: گروه گفتمان و تحلیل ـ گشودن یک فصل مجزا و نسبتا مفصل، با مضمون ارتباطات، اطلاعات و وسایل ارتباط جمعی، می‌تواند متضمن خصیصه فراگیر و کارآمد آنها در هدایت‌گری برنامه‌ها، نگرش‌ها و تمایلات مشرف بر آدموارگی باشد، هر چند که در امتداد این بحث به این نکته نیز اشاره خواهیم کرد که حتی در صورت اثبات عدم قابلیت وسایل ارتباطی و محتوای آنها در جهت ویرایش سازمانی انسان، باز هم تاکید بر غلبه ایدئولوژی آدموارگی در این سیستم حالت ایجابی خود را از دست نخواهد داد. به حتم نمی‌توان پدیداری ارتباطات نوین و تکنیک‌های مشمول آن را به مثابه تبلورات صرفا ابزاری و یا مصنوعات محصور در چرخه صنعت مورد بحث قرار دارد. اصل پیوند‌دهنده انسانها و عامل ایجاد اجتماع و تداوم آن، استقرار ارتباطات بوده است. آدمیان با گردهمایی و تجمع، ارتباط را بسط داده‌اند و در این راستا بانی شکل‌گیری اجتماع یا جامعه شده‌اند. شالوده فعالیتهای اقتصادی هم علاوه بر آنکه حاوی پایاپایی کالا بوده است در بردارنده پایاپایی ارتباط و تعامل نیز بوده است. براساس این تعریف، رابطه مبتنی بر احساس و عاطفه منجر به اجتماع می‌شده و رابطه مبتنی بر منطق ریاضیاتی منجر به جامعه شده است. اما آنچه مهم است ما نیز در پی تشریح آن هستیم، این است که ارتباطات تا پیش از شکل‌گیری و اختراع وسایل ارتباط جمعی یک هویت داشته است و پس از آن ماهیت دیگری. محوریت کلام ما در این نوشتار بر تبیین همین تفاوت ماهیت استوار خواهد بود. به بیان دیگر ابتدا به جنس این دو نوع از ماهیت خواهیم پرداخت و سپس به تاثیرگذاری ماهیت جدید بر ارتباطات جهانی و ثمرات منتهی بر آدموارگی آن.

ارتباطات چهره به چهره
ربط انسانها در صورت پیشین خود ربطی رودررو بوده است. وسایل و ابزار مشخص و فراگیری که واسطه انتقال پیامها و اخبار از جایی به جای دیگر باشند، وجود نداشته و وسایلی که نقش حاملان کنونی را ایفا کنند ظهور نکرده بود. پیام سلاطین و حکام، مصلحان و پیامبران و اخبار مربوط به حوادث و جنگها و لشکرکشی‌ها و مهمتر از همه اشاعه فکر و اندیشه فیلسوفان و متکلمان و کاشفین همگی سوار بر اولین و اساسی‌ترین اهرم ارتباطی، یعنی زبان بوده‌اند و ضبط یا انتشار آنها در گذر زمان نیز تنها محدود به نقل سینه به سینه و یا حداکثر به کتابت و نگارش سنتی بوده است. در باب گونه گونی ارتباطات بدون واسطه، می‌توان سخن گفت اما به رغم این‌گونه گونیها ارتباطات در آن دوره سر به ماهیتی یگانه، با سطوحی متنوع را به همراه داشته است. آنچه مسجل است این است که نمی‌توان کثرت انواع برقراری رابطه را که گه راوی و گاه چاپار و گاه دیگر جارچی و... را به کار گماشته است، به کثرت در ماهیت ارتباطات احاله کرد، زیرا همه این انواع زیرمجموعه همان ارتباط چهره به چهره قرار می‌گیرد.
ماهیت ارتباطی این مقطع از زمان رودررو، چهره به چهره، مستقیم، بی‌واسطه و بی‌وسیله بوده است. یعنی محتوای ارتباط بر هیچ وسیله مصنوعی خاصی از آن نوع که ما امروز آن را تکنولوژی می‌نامیم و به کار می‌گیریم، سوار نبوده است و انتقال پیام و اخبار در مسافت دور نیز به سبب کتابت میسر می‌شد. زیرا در شرایطی که نقل شفاهی محتوای پیام در فاصله مکانی ممکن نبوده است، نقل کتابی، هدم مسافت را فراهم آورده است و نتیجتا امکان نشر را رهم به تعاقب کشیده است موج انتشار محتاج پوشش وسیله و ابزار نبود و البته عدم تحقق همیشگی نشر در آن شرایط امری غیرقابل انکار است زیرا اگر امروز برای مختل کردن جریان انتشار لازم است که یک ایستگاه ماهواری را منهدم کرد و یا به توقیف چند روزنامه مبادرت کرد و یا از توزیع چند نوع کتاب امتناع کرد، در دوره پیشین بدون آنکه حاجت به ایجاد پارازیت در وسیله حمل پیام بوده باشد می‌توانستند پیک حامل خبر را نابود کنند یعنی آنکه می‌توان درون مایه اصلی مساله را از میان برداشت.
قاعده پنج‌گانه و مشهور لسول در زمینه ارتباطات از این قرار است: چه کسی می‌گوید؟ چه می‌گوید؟ با چه وسیله‌ای می‌گوید؟ به چه کسی می‌گوید؟ با چه تاثیری می‌گوید؟ اما اگر برای وسیله همان معنایی را اعتبار کنیم که در دنیای مدرن مصطلح است، در نتیجه در ارتباطات پیشین این قاعده پنج‌گانه به قاعده‌ای چهارگانه تقلیل می‌یابد و مورد مفقود، با چه وسیله‌ای می‌گوید؟ می‌باشد. چون همان‌طور که در ابتدا گفتیم مرکز تتبع ما در این بحث بر وجه تمایز میان ارتباطات پیشین و ارتباطات نوین قرار دارد و آن وجه ممیزه نیز ماهیت بی‌واسطه و بی‌وسیله ارتباط کهن با ماهیت با واسطه و ابزاری حال حاضر است. در بخش بعد به این نکته خواهیم پرداخت که چرا فصل انفکاک ماهیت ارتباطی، مسترد به وسایل ارتباط جمعی است اما در اینجا صرفا به این نکته می‌پردازیم که خصلت و ماهیت ارتباطات ماقبل رسانه‌ای، چندجانبگی بوده است. انبساطی که در معنای چندجانبگی وجود دارد، به این معناست که آن شکل ارتباطی یک سویه نبوده و همواره با جابجایی نقش گیرنده و فرستنده همراه بوده است، چرا که خصلت ارتباطی، چندجانبگی و یا دست‌کم دوجانبگی بوده و پیام‌ها به شکل بی‌واسطه و بی‌وسیله و با تهاتر همراه بوده است. دو فرد در مقابل یکدیگر قرار می‌گرفتند و برای هر دو یا چند نفر حاضر، امکان داشت که در هر لحظه در مضان فرستنده و یا گیرنده پیام قرار گیرند. آلترناتیو مداوم و پی‌در‌پی این نوع ارتباط، حاوی امتیاز بالایی است، چون هر کس این امکان را داشته است که از حلقه انفعال خارج شود و بالافاصله در مقابل آنچه او را فصل‌الخطاب قرار داده است، عکس‌العملی تقابلی، تهاجمی و یا همسو و همدلانه به خود گیرد و آنچه امکان این چند جانبگی را فراهم می‌کرد بی‌واسطه بودن و مستقیم بودن ارتباط بود. در حقیقت وقتی فضای چندسویگی بر بستر ارتباط سایه‌گستری می‌کند که دو طرف رابطه هیچ وسیله‌ای را به استخدام نگیرند و قوس ارتباط را به جای آنکه رسانه طی کند، خود بپیمایند پس در این صورت فعلیت ارتباطی برای هر کس می‌تواند فراهم باشد و هر کس می‌تواند هر وقت که اراده کند، در جایگاه فرستنده قرار گیرد. جایگاه منفعل و ساکن گیرندگی محض را با یک واکنش آنی در قبال پیام دریافت شده، به جایگاه فعال و متحرک فرستندگی بدل کند. فحوای این کلام بر این امر مقرر است که آلترناتیو ارتباطی و در نتیجه فیدبک‌های پی‌درپی از خصائل ارتباطات رودررو و چند جانبه است و این مطلوبیت نیز از ثمرات مسلم ارتباطات بی‌نیاز از رسانه می‌باشد. ارتباطات بی‌نیاز از رسانه دارای یک نقطه قوت و یک نقطه ضعف می‌باشد. ضعف این نوع از ارتباط در فقدان حالت جمعی است و یا دست‌کم نسبت به ارتباطات رسانه‌ای، جمعیت بسته‌تری را خطاب می‌کند و از توان تکثیر کمتری برخوردار است. اما قوت این ارتباط در این است که، هر کس می‌تواند از احتمال برابر در زمینه جای‌گیری در جایگاه فرستنده و گیرنده بهره‌مند باشد و همچنین هیچ تعیین ابزاری و رسانه‌ای نمی‌تواند او را در بروز عکس‌العمل، محدود کند و در واقع کسب مقام فرستندگی پیام مشروط به احراز یک سیستم ابزاری و رسانه‌ای نیست و فرد قادر است که بی‌نیاز از هر نوع ابزار، در قامت فرستنده پیام جلوه کند. این قوت و ضعف، در ارتباطات رسانه‌ای عکس می‌شود، یعنی حالت جمعی به یمن توانایی تکثیر رسانه‌ای پیام، انبساط بیشتری می‌یابد اما در مقابل، شرط انتقال پیام از سوی هرکس تصاحب یک شبکه رسانه‌ای است و فعلیت ارتباطی در گرو دست‌اندازی بر تسلیحات رسانه‌ای خواهد بود.
سخن گفتن از روی در رو بی‌ارتباط کهن و امکان جای‌گیری مخاطب پیام در جایگاه خطیب، بدون وساطت وسایل ارتباط جمعی سخنی بدیع نیست زیرا در ادیان تاریخی نیز با این نوع از ارتباط رو به رو هستیم. در دین یهود، با پنجه‌اندازی و زورآزمایی حضرت یحیی با خداوند مواجهیم. به رغم تحریف محرز و مسلمی که در این خرافه دینی وجود دارد، باید گفت که حتی تراوش چنین افسانه‌ای از فضای ذهنی انسانهای آن دوره و تعدد چنین داستانهایی چه در قالب مذهبی و چه در اشکال ملی و فولکوریک، به خوبی نشانگر حاکمیت شکل ارتباطی چند جانبه و چهره به چهره در آن زمان است، تا جایی که ذهن فولکوریک مبادرت به خلق چنین رودرویی‌هایی تا حد زورآزمایی خالق و مخلوق می‌کند و به همین ترتیب در مسیحیت تحریف شده نیز با تثلیث پدر، پسر، روح‌القدس روبه‌رو هستیم، در این مورد نیز تثلیث ذکر شده ناشی از سیلان و غلبه ارتباط نزدیک و بی‌واسطه می‌باشد و این غلبه، مسیحیان را به تجسم تثلیث و رابطه نزدیک خالق و مخلوق تا حد پدر و پسر واداشته است.
اما صرفنظر از دو مورد فولکوریک یک مذکور، حتی در شکل لاهوتی و اصیل ادیان راستین نیز حضور ارتباطات چندجانبه و یا حداقل، دوجانبه و دوطرفه تصریح شده است. تصریح قرآن کریم مبنی بر زبان گشودن حضرت عیسی در گاهواره و اعجاز نامیدن این امر یکی از این موارد است. سخن گفتن و برقراری رابطه مستقیم در دورانی که امکان برقراری ارتباط زبانی وجود ندارد، می‌تواند به آن دلیل اعجاز باشد که علاوه بر شکستن شکل طبیعی رشد و تکامل انسان، با مسلح شدن یک پیامبر به بالاترین شکل ارتباطی ممکن آن زمان و در دوران طفولیت عجین باشد. در اسلام که سرآمد ادیان آسمانی است، بیشترین ظهورات ماهیت چندسویه ارتباط کهن مورد تاکید قرار گرفته است.
اذکرونی اذکرکم ـ یادکنید از من، تا یاد کنم شما را.
ان تنصرالله ینصرکم ـ هر که یاری کند مرات یاری می‌کنم او را.
ادعونی استجب لکم ـ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
همه آیات فوق‌الذکر و بسیاری از موارد دیگر در روشن‌ترین و مستقیم‌ترین آیت‌الهی که «معامله با خداوند سودمندترین معاملات است» متجلی می‌گردد.
در مورد اخیر موج محسوس و مشخصی از حاکمیت ارتباط تهاتری به چشم می‌خورد. آن چه مهم است این است که اولین تنذیر اسلام در رابطه با غیرقابل تجسم بودن خداوند است اما به رغم این مساله می‌بینیم که در بیان خداوند یعنی قرآن، خداوند متعال طرف تعامل قرار گرفته است و آدمیان طرف دیگر این رابطه می‌باشند. شاید بتوان گفت که بنابر رسم شان نزول آیات، شان نزول این آیت و علت آنکه خداوند خود را اینگونه و با این بیان طرف تعامل نامیده است، این باشد که بنابر غلبه نوع ارتباطی مستقیم و تهاتری آن زمان و به منظور مفهوم بودن کلام، خداوند اینگونه سخن گفته است و به عبارت دیگر نوع بیان و قصد خداوند برای مفهوم بودن کلامش، به خودی خود، بیانگر حاکمیت ارتباط بی‌واسطه رد آن مقطع از زمان است و مهم‌تر از موارد یاد شده، ارتباط مستقیم و بی‌واسطه‌ای است که میان بندگان و خدای متعال در هر روز و در چندین نوبت برقرار است و آن همانان نماز است. در طریقت راستین اسلام آنگاه که مخلوق به نماز می‌ایستد، علیرغم تمامی حقارتی که در برابر ساحت بلند خداوند قرار دارد، می‌تواند مستغنی از هر ابزار واسطه‌گری، به گفت‌و‌گو و رابطه دوسویه بپردازد. نمازگزار سخن می‌گوید و یا او را اجابت می‌کند. قرآن نیز محمل این ربط دوجانبه است. باری تعالی در این کتاب هم از زبان بندگانش سخن می‌گوید و هم از زبان خویش و از این طریق در عین ناباوری، امکان ارتباط دو طرفه را فراهم می‌کند. به هر حال مقصود ما از ذکر این مطالب، تشریح این واقعیت بود که ارتباطات ماقبل رسانه‌ای دارای ماهیت و چیستی بی‌واسطه، بی‌وسیله، مستقیم، تعاملی و چندجانبه بوده است، ارتباطی که در بطن خود توان بالقوه جابجایی جریان ارتباط و غیر انحصاری بودن مقام فرستندگی را برای هر فرد محفوظ داشته است. به بیانی دیگر جای گرفتن در مقام فرستنده مستلزم تکیه زدن بر اریکه وسایل خاصی نبود تا حصر آن وسایل منجر به سرکوب امکان فرستندگی پیام برای مخاطب شود. در واقع فعلیت در این ارتباط تنها بستگی به اراده فرد دارد، نه آنکه بستگی به تملک وسیله داشته باشد.
یک سئوال مهجور ـ یک پاسخ مهجورتر
اختراع رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی نقطه جهش ارتباطات کهن به ارتباطات نوین است. در پی گذار از ارتباطات پیشین به ارتباطات نوین طرح این سئوال کاملا بجاست که چه چیز باعث این گذار گشته است؟ پیش از هر چیز این مساله که به هر صورت ماهیت ارتباطی دنیای امروز تباین و یا حداقل تفاوتی اساسی و فراگیر با ماهیت ارتباطی پیش از مدرن یافته است، مقوله‌ای تصدیق شده است و به حتم کسی نمی‌تواند مدعی شود که انسان‌های قرن بیست و یکم با همان شاکله ارتباطی انسان‌های ده قرن پیش و یا حتی یک قرن پیش زندگی می‌کنند. پس در نخستین قدم روشن است که شیوه ربط در این دو، سامانی برابر ندارد. اما پس از ایقان در این زمینه به مرحله دوم می‌رسیم و آن جست‌و‌جوی ریشه‌های این تغییر ماهیت است. در نتیجه اساس کاوش ما بر این پرسش استوار است که سبب ساز این تحول ماهوی چیست؟ و پاسخی که از ورای کاوشهامان آشکار می‌شود، وسایل ارتباط جمعی و یا رسانه‌ها را به عنوان کارآمدترین مکانیزم‌های این تحول معرفی می‌کند و وسیله را بانی تغییر ماهیت ارتباطی می‌داند.
به بیانی ساده، رسانه‌ها و سایل ارتباط جمعی فی حد ذاته و صرف‌نظر از محتوایی که در برمی‌گیرند توانسته‌اند نقش کلیدی و ماثری را در ماهیت نوین ارتباطی به خود معطوف کنند. در سیر تحقیقاتی ارتباطات، آنچه همواره کانون توجهات قرار گرفته است محتوا بوده است. به این معنا که محققان علوم ارتباطی همواره مرکز تتبع بحث را بر محتوای وسایل ارتباطی استوار کرده‌اند و سپس باب مفصل و البته بیهوده‌ای را با مضمون استفاده درست یا نادرست از این وسایل گشوده‌اند، گویی آن ذهنیت معمول در اوان انقلاب صنعتی که برای تکنولوژی خصلت نوترونی قائل بود، هنوز بر فضای پژوهش‌ها محیط است. پژوهش‌‌های صورت گرفته در زمینه مذکور بااین جزمیت مصلحتی همراه بوده است که اساسا نمی‌توان برای رسانه‌ها به مثابه ابزار صرف مدخلیتی در خور و اثرگذار قائل بود چه رسد به این که نقش آن‌ها را در سرشتن خمیر مایه ارتباطات نوین تا سطح اساسی‌ترین مالفه‌ها ارتقاء داد. یادآور می‌شویم که اهمیت و عظمتی که همواره پشتوانه رسانه‌ها قرار گرفته است و عالمان علوم ارتباطی را به تقریر هزاران سطر در باب موهبت‌های این وسایل واداشته است، هرگز برای رسانه‌ها تعریفی فراتر از تعریف مکانیکی و تکنیکی آ‌ن‌ها لحاظ نکرده است و جتی آنگاه که به نقش وسایل ارتباط جمعی اشاراتی شده است باز هم منظور همان محتوای ریخته شده در رسانه‌ها بوده است و یا در نهایت اگر اشاره‌ای هم به نقش نفسی رسانه‌ها شده است صرفا قابلیت جمعی و تکثیری آنها مطمح نظر بوده است. علی ای حال در جمعبندی این مباحث که از سوی پیش قراولان و همچنین مترقیان علوم ارتباطات و رسانه‌ها تا به حال به حضور درآمدهاست، بر این امر مشرف می‌شویم که نقطه آغاز پژوهش‌ها غالبا بر یک پیش‌فرض مبهم و متزلزل بنا شده است و آن هم حتیمت اصل خنثی بودن تکنولوژی رسانه‌ای است و طبیعتا با یک اغماض در حواشی، نتیجه همیشگی پژوهش‌ها نقش رسانه‌ها را مسترد به محتوای رسانه‌ها کرده است و چشم عنایت از ماهیت مستقل رسانه‌ها برگرفته است.
در فصل مربوط به تکنولوژی از تصور غالب که محدود به تعریف ابزاری تکنولوژی بود، سخن گفتیم و در ارتباط با سترونی این تصور نیز به تفصیل بحث کردیم. تکنولوژی مطرح شده، تکنولوژی ارتباطی را هم شامل می‌شود. ما در آن فصل عللی را درباره خصلت فعال و غیر کاتالیزوری تکنولوژی مطرح کردیم، اما در اینجا علاوه بر آن علل، ‌عللی را در باب خصلت قطبی و غیرخنثی رسانه‌ها اقامه خواهیم کرد.
تصعید حالت جمعی
فراخنای ارتباط و اطلاع وقتی حالت جمعی به خود می‌گیرد که وسایل ارتباط جمعی و قابلیت‌های انتشاری آن مددرسان باشند و این صفت جمعی ابزار ارتباطی تنها صفتی است که از سوی محققان مورد تایید و تاکید قرار گرفته است و به عبارت دیگر یگانه نقشی که برای شکل ابزاری رسانه‌ها قائل شده‌اند، قدرت رسانه‌ها در خطاب کردن کثیری از مخاطبین است. یک پیام از یک منبع اطلاع‌رسانی متصاعد می‌شود و کثرت وسایل گیرنده در بازتر شدن حوزه ارتباط ارجح‌ترین تاثیر را می‌گذارد. هر چه این کثرت ممتد شود، امتداد قید جمع را بیشتر در پی خواهد داشت و رابطه مستقیم رسانه با ماهیت ارتباط به توازی این قاعده مصرح‌تر می‌شود و اساسا این مساله که در ادبیات ارتباطی نوین همواره با تذکار جمعی رو به رو هستیم و فصل اساسی ارتباط را با اصطلاح ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی باز می‌شناسیم، خود مبین این نکته است که رسانه‌ها در سرنوشت ماهوی ارتباطات تا چه اندازه مدخلیت دارند.
وسایل رسانه‌ای ذاتا دارای ظرفیت نامحدودی در انتقال پیام و اخبار می‌باشد. هر دستگاه تلویزیون و یا رادیو و حتی جزئی‌تر از آن، هر کانال تلویزیونی و هر فرکانس رادیویی به راحتی می‌تواند جماعی در امر اخبار و پیام تامین کند و فرم رسانه به شکلی است که تعدد مخاطب در تنزل کیفیت آن کمترین تاثیر را می‌گذارد. البته رسانه‌هایی همچون نشریات و کتب در پی افزایش تعداد بیشتری از مخاطبین با فرسایش بیشتری در کیفیت مواجهند ـ پس بر همین اساس و بنابر این ویژگی می‌توان جمعیت زیادی را تا حد جامعه و یا حتی جامعه جهانی به عنوان حلقه گیرندگان انتخاب کرد و میلیاردها انسان را از سوی منابع محدود اطلاع‌رسانی پوشش داد. این امکان در سایه ویژگی مکانیزه دستگاه رسانه محقق می‌شود. پس یکی از خصائل ابزاری وسایل ارتباط، جمعی بودن آنهاست. سینما این خصلت را بیش از دیگر رسانه‌ها قابل رویت و شناخت می‌کند. تجمع چند صد نفری انسانها در یک مکان واحد برای دریافت یک جریان ارتباطی واحد و از سوی یک رسانه واحد ـ (پرده سینما) ـ به خوبی نحوه بروز و دخالت ذات تکنیک را به نمایش می‌گذارد، اما در دیگر رسانه‌ها مثل تلویزیون، رادیو، نشریات، کاب‌ها و... چون مکان تبلور پیام و اخبار و همچنین رسانه مذکور واحد نیست و هرکس می‌تواند در خانه خود و از طریق دستگاه رسانه‌ای متعلق به خود ازاین جریان ارتباطی برخوردار شود، در نتیجه صفت جمعی آن رسانه کمتر قابل رویت و تشخیص است. اما تولید انبوه وسایل ارتباط جمعی نه تنها نمی‌تواند فزونی منابع انفورماتیک را تضمین کند بلکه حالت جمعی رسانه‌ها باعث می‌شود تا برای بسط حوزه اطلاع و ارتباط محتاج به بسط مصادر پیام و اخبار نباشیم و بتوانیم کمیت بیشتر از مخاطبین را از سوی تعداد انگشت‌شماری از خبرگذاری‌ها و ایستگاهها و انتشاراتی‌ها پوشش دهیم و این مساله، معادلات ارتباطی را به شدت در جهت انقباض و انحصار مصادر ارتباطی سازماندهی می‌کند و تکنولوژی رسانه‌ای به سبب جمعی بودنش قادر خواهد بود که حتی در صورت تکثیر رسانه‌ها معادل با تعداد افراد جامعه، همچنان تعداد پیشین منابع و مصادر را حفظ کند و از قبول تکثیر منابع، به موازات تکثیرگیرندگان سرباز زند، به همین دلیل است که وقتی دهها ایستگاه رادیویی کشور فرانسه پس از جنگ جهانی به سه ایستگاه فرانس انتر، اروپای یک و Rtl، کاهش می‌یابد، هیچگونه خللی در جریان ارتباطات آن کشور وارد نمی‌شود. اما این تنها نقشی نیست که شکل ذاتی تکنولوژی رسانه‌ای بازی می‌کند و به نظر می‌رسد که خصلت جمعی این تکنولوژی از جهات دیگر نیز بر جریان ارتباط اثرگذار است و دومین اثر از این ناحیه است که وقتی وسایل ارتباطی فراگرد جمعی داشته باشند، عواقب این نوع از ارتباط هم جمعی خواهد بود یعنی بازتاب‌های منفی و مثبت پیام‌های منتشر شده توسط وسایل ارتباط جمعی گریبانگیر جمع خواهد بود. به عنوان مثال یک خبر دروغ متوجه جمع کثیری از انسانها می‌شود و می‌تواند جماعتی را در فهم مطالب به انحراف بکشاند و عواقب یک خبر درست نیز متوجه جمع کثیری از انسانها می‌شود و پیش از آنکه یک پیام درست از یک پیام آلوده و ناصواب تمیز داده شود، جمع متاثر شده است و ویژگی جمعی رسانه پیام را در سطح دامنه‌داری منتقل کرده است. در هر حال اخبار و پیام‌های درست و نادرستی که از جانب رسانه‌های جمعی منتشر می‌شود، پیگرد جمعی را به همراه خواهد داشت و مضار یا منافع آن متوجه جمع خواهد شد و این خصلت جمعی وسایل ارتباطی می‌تواند تبعات ارتباط را از حوزه بسته فردی و یا حتی ملی فراتر بود و تا سطح جهانی گسترش یابد.
سومین دخالت و نقشی که خصلت جمعی اعمال می‌کند این است که در سایه این خصلت انکار تمامی مرزها ممکن می‌شود. صفت جمعی ابزار رسانه‌ای از فرازهای گوناگونی‌های ملی، مذهبی، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و فکری می‌گذرد و هیچ کرانه را به رسمیت نمی‌شناسد. قید جمع در رسانه‌ها هرگونه قید دیگری را که موجب محدودیت در انتشار شود کنار می‌زند و خود به خود سبب می‌شود تا انواع بسیاری از فرهنگ‌ها، عقاید، سنن و ملیت‌ها در جریان ارتباطات رسانه‌ای قرار بگیرند و حتی استراتژی ساختن برنامه‌ها طبق شرایط فرهنگی گیرندگان هم تنها می‌تواند بر بخش ناچیزی از این قید سرکش جمعی غلبه کند، زیرا برنامه‌سازی‌های انطباقی قادر نخواهد بود که تا سطح خرده فرهنگ‌ها انشعاب باید و قطعا قادر نخواهد بود که تا سطح گروهها و افراد منشعب شود و در ثانی فضای گیرندگان قابل کنترل نیست و عموما ملیت‌ها، فرهنگ ها و سنن ناسازگار و نامتناسب با برنامه انطباقی ساخته شده نیز ناخواسته در مسیر خط ارتباطی قرار خواهند گرفت و از آن تاثیر خواهند پذیرفت و تمامی ملاحظات صورت گرفته نیز نتوانسته است ارتباطات را متعهد به شرایط مخاطبین کند زیرا برای تکنولوژی رسانه جمعی تقید کیفی امری محال و بی‌معناست و انواع جمع صرفنظر از وجوه تفارقشان مخاطب قرار می‌گیرند و نتیجه اینکه، کیفیت جمع قربانی کمیت جمع می‌شود. شاید حالت جمعی کارآمدترین سلاحی باشد که تمامی تابوهای مسلم و متنوع فرهنگی را خنثی می‌کند و ارتباط را به یک فراگرد و فراگیر و بی‌تعین بدل می‌کند.
در پس این اوصاف کاملا قابل فهم است که حالت جمعی رسانه‌ها تردد خودسرانه ارتباط و اطلاع را از آن جهت مشروعیت بخشیده است که جمعی بودن تکنولوژی رسانه‌ای واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است، یعنی اگر برجولان بلاشرط ارتباط و اطلاع به دیده اغماض نگریسته می‌شود از آن جهت است که شکل تکنولوژی ارتباطی چنین اضطراری را پدید آورده است و تا زمانی که شکل متفاوتی از تکنولوژی ارتباطی اختراع نشود، آش همان آش و کاسه هم همان کاسه خواهد بود.
مطلب مذکور مدخلیت و اثرگذاری تکنیک ارتباطات را خواه ناخواه تصویق می‌کند و حتی چگونگی این فعلیت را هم بازگو می‌کند.
بنابراین سه بعد از این ابعاد تصعید حالت جمعی از این قرارند:
الف ـ انقباض مصادر پیام حتی در صورت انبساط جمع میسر است.
ب ـ ارتباط جمعی، پیامدهای جمعی را به همراه دارد.
پ ـ ارتباط جمعی، ارتباط فاقد تعهد است.
فحوای این بخش بر این حقیقت تاکید دارد که تکنولوژی رسانه‌ای فی حد ذاته در روند ماهوی ارتباطات اثرگذار و تعیین‌کننده است و یکی از مشخصه‌های آن وجود جوهر جمعی در رسانه‌هاست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات