قاسم غفوری
امروز نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگزار میگردد. از مهمترین محورهای این نشست بررسی گزارش البرادعی در زمینه فعالیتهای هستهای ایران میباشد. نشست اخیر از چند جهت حائز اهمیت است.
1- در اجلاس مجمع عمومی آژانس انرژی اتمی، ترکیب 35 عضو شورای حکام تغییر نمود و در کنار 15 عضو ثابت 10 عضو که بار دیگر تعیین شدند، 10 عضو به این جمع افزوده شدند از جمله کوبا و سوریه میباشند که کفه ترازو را به نفع ایران میتوانند تغییر دهند. اما باید در نظر داشت که 8 عضو دیگر چندان مراوداتی با ایران نداشته و گذشته آنها نشان میدهد که گرایش آنان بیشتر به آمریکا و اروپا است. با این وجود با توجه به اینکه در ترکیب جدید، تعداد غیرمتعهدها به 16 کشور افزایش یافته و با احتساب مواضع چین و روسیه، میتوان این نشست را تکرار اجلاس سپتامبر که در نهایت با رایگیری پایان یافت، دانست.
2- در طی روزهای گذشته، اروپاییها ضمن درخواست استمرار تعلیق فعالیتهای هستهای، از آغاز دوباره مذاکرات خبر دادهاند. (این در حالی است که آنها بر عدم در پیشگیری گزینه نظامی در مورد ایران تاکید کردهاند). این اظهارات در حالی بیان میشود که اولا غرب در عرصه داخلی دچار چالش میباشد و از سوی دیگر آمریکا نیز به دلیل رسوایی زندانهای خود در جهان از سوی افکار عمومی منفور گردیدهاند در طی هفتههای اخیر نتوانسته است دیپلماسی فعالی در عرصه جهانی داشته باشد ثانیا اروپاییها پیش از نشستهای شورای حکام با بیان اظهاراتی ملایم و بعضا مسالمتآمیز، خود را پیرو دیپلماسی و مذاکره نشان میدهند تا در نهایت ایران را عامل مواضع خصمانه آژانس و قطعنامههای ارائه شده به شورای حکام معرفی نمایند. ثالثا گزارش البرادعی به گونهای است که ارجاع پرونده به شورای امنیت را منتفی نموده لذا بیانات اروپاییها صرفا برای ابراز قدرت و بیان نقششان در این زمینه است.
3- گزارش البرادعی که در روزهای پیشین منتشر گردیده، هر چند حکایت از همکاری ایران با آژانس دارد، اما در نهایت آنها باز هم سیاست زیادهخواهانه خود در مورد بازدیدها و بازجویی از هر شخص که مورد نظر آنها باشد را تکرار کردهاند. لذا با عنایت به سیاست و خواست غرب که برای حفظ تعلیق تلاش میکند، اروپاییها تقریبا به هدف خود دست یافتهاند، و موضعی که از اکنون میگیرند را نباید چندان مثبت و عامل و دلیلی از سوی ایران برای ادامه دادن تعلیق دانست.
4- دیپلماسی ما تا کنون بر این اصل استوار بوده که از ارجاع پرونده به شورای امنیت جلوگیری کرده و شرایط را برای مختومه شدن آن فراهم آوریم. آنچه در این مدت مسلم گشته، عدم تمایل برای افزایش مجازاتها علیه ایران و صرفا گرایش غرب برای استمرار طولانی مدت تعلیق است که از یک سو به مرور زمان، فرسودگی تاسیسات را به همراه دارد (که خود به خود موجب میشود تا عملا فعالیتهای ایران معلق بماند) و از سوی دیگر موجب چند دستگی در میان دولتمردان ایران برای استمرار تعلیق یا آغاز به کار گردد که نهایتا تهران را با چالش درونی مواجه سازد.
در نهایت اجلاس اخیر به رغم آنکه، به واسطه قطعنامه ماه سپتامبر حساسیت جدیدی را ایجاد کرده است، چندان تفاوتی با اجلاسهای گذشته نخواهد داشت و دیپلماسی و خواست آژانس، اروپا و آمریکا با توجه به تحولات جهانی به سوی استمرار تعلیق و بازرسیهای گستردهتر گرایش خواهد داشت. با این وجود تلاش دستگاه دیپلماسی ایران باید به سمت پایان دادن به تعلیق نطنز و آغاز دستیابی به چرخه سوخت هستهای سوق یابد، چرا که ادامه یافتن روند کنونی صرفا تضعیف ایران و استمرار سیاستهای زیادهخواهانه غرب را در پی دارد. بر این اساس مذاکرات آینده نه بر اساس مذاکرات با اروپا بلکه برای غنی سازی و شروع تمام فعالیتهای هستهای استوار گردد.