دل به دریا افکنانند
به پای دارنده آتشها
در برابر تندر میایستند
خانه را روشن میکنند
و میمیرند.
آذر 77، جنبش اجتماعی مردم ایران که انباشت سالها محرومیت و مطالبات را در انبان خود دارد. آرام آرام نضج مییابد. مطبوعات مستقل در غیاب احزاب سکان افکار عمومی را بدست گرفته، جنبش دانشجویی میرود تا در بازیابی مجدد، خود را بازسازی نماید. اما تحرک و پویش این جنبش هیچگاه به مذاق انحصارگرایان خوش نیامده و لذا همواره تلاش نموده تا با اتخاذ انواع شیوهها بر امواج متلاطم آن ممیز زنند. پس آنانی که در طی دو دهه قبل با ایجاد رعب و وحشت در صدد حذف روشنفکران از عرصه مناسبات سیاسی - اجتماعی جامعه بودند، بر آن شدند تا با از سرگیری تاکتیک ترور، استراتژی خشونت سازمان یافته را مجدداً حیاتی دوباره بخشند. هدف استراتژی خشونت سریع، حذف و خارج نمودن کارایی نیروهای موثر از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت در میان روشنفکران و آزادیخواهان و افکار عمومی و مهار مجدد اوضاع که بعد از خرداد 76 تا حدودی از دست آنان خارج گردیده، بود. پس ماشین ترور به راه میافتد:
شهریور 1377 پیروز دوانی
28 آبان 1377 مجید شریف
1آذر 1377 داریوش فروهر - پروانه اسکندری
- آذر 1377 محمد مختاری
- آذر 1377 محمدجواد پوینده
این ماشین قبلاً نیز قربانیان بسیاری گرفته بود: ابراهیم زالزاده، محمد برازنده، کاظم سامی و: اما با تغییر شرایط و ورود پارامترهای جدید در جامعه، محاسبات جنایتکاران این بار چندان دقیق از کار در نیامد. در مواجهه با این قتلها، افکار عمومی برانگیخته شد، دانشگاه موضع گرفت، مطبوعات به افشاگری پرداختند، مسئله ابعاد ملی به خود گرفت و جامعه خواستار توضیح و پاسخگویی مسئولان گردید. اما اقدامات بسیاری صورت گرفت تا سیمای طراحان، آمران و سازمان دهندگان اصلی این جنایت پنهان بماند. در نتیجه این ماشین بعد از یک وقفه کوتاه مجدداً رفتار گذشته خود را در قالبهای جدید باز تولید نمود.
ترور سعید حجاریان، کشتار تیر ماه 78 دانشگاه، تقطیع مطبوعات، دستگیره وسیع فعالان سیاسی و... زنجیرهای از این اقدامات جهت حفظ و تداوم وضعیت موجود بود.