2006، سال خاورمیانه برای رهبران روسیه است. این سال با سفر جنجال برانگیز رهبران حماس به مسکو و پس از آن سفر ولا دیمیر پوتین به الجزایر آغاز شد. در اوایل تابستان نیز اخباری درباره مدرنیزه کردن تاسیسات نظامی سوریه در بنادر لاذقیه و طرطوس منتشر شد که البته وزارت دفاع روسیه آن را تکذیب کرد. پس از این تحولات، بحران لبنان آغاز شد.
طی هفتههای گذشته، روسیه در شورای امنیت سازمان ملل موضع مدعی گرفت. این کشور همراه با چین (با پافشاری بیشتری) با تصویب پیشنویس قطعنامه مشترک آمریکا و فرانسه که جانب اسرائیل را گرفته بود مخالفت کرد. مسکو در بحران مذکور در عرصه بینالمللی از مواضع دولتهای سوریه و لبنان حمایت کرد. در نخستین روزهای آغاز بحران لبنان که نشست سران گروه هشت در سنت پترزبورگ برگزار شد، بر اثر لابی فعالانه پوتین، نام سوریه به عنوان گناهکار در بحران لبنان در بیانیه پایانی این نشست درج نشد. روابط رسمی بین مسکو و دمشق به طور سریع افزایش یافت. این روند با سفر سال پیش بشار اسد رئیس جمهور سوریه به مسکو آغاز شده بود. روسیه اعلام کرد سه چهارم از بدهیهای سوریه را که بین 12 تا 13 میلیارد دلار تخمین زده شده، میبخشد. به علاوه مسکو تمایل خود را برای ادامه فروش موشکهای ضد هوایی 18 - SA و نیز موشکهایی که به "اسکندر" معروف شدهاند، اعلام کرد. پس از فشار شدید آمریکا و اسرائیل، پوتین شخصا تصمیم گرفت که این معامله را متوقف کند.
به هر حال روابط رسمی سوریه و روسیه به ویژه در زمینه نظامی در سطوح عالی افزایش یافته است. ژنرال علی حبیب رئیس ستاد ارتش سوریه سپتامبر گذشته به روسیه سفر کرد. یوری بلایوسکی همتای روسی وی نیز متقابلا برای بازدید از تاسیسات نظامی سوریه، به این کشور سفر کرد. اگرچه رسما اعلام شد که مذاکرات مقامات نظامی دو کشور، تنها برای معامله سلاحهای کوچک و مهمات و مبادلات بین آکادمیهای نظامی بوده، اما احتمالا درباره برخی مسائل مهمتر نیز مذاکراتی انجام شده است. بدون شک روسیه تصمیم گرفته تا سوریه را مورد حمایت قرار دهد و سیاست سنتی خود را درباره خاورمیانه اعمال کند. روابط نزدیک بین ایران، سوریه و حزب الله برای مسکو نگرانکننده نیست. سرویس امنیتی روسیه، حزب الله را در لیست سازمانهای تروریستی قرار نداده، زیرا این گروه تاکنون هیچ عملیاتی در داخل خاک روسیه انجام نداده است. برخی اخبار که در روسیه شایع شده، حاکی از آن است که مسکو از عرضه سلاحهای روسیه به حزب الله توسطه دمشق آگاه بوده است. برای روسیه منطقی و معقول است که به دلیل تنفر شدید از آمریکا و تمایل برای جبران شکست در دوره جنگ سرد، هم اکنون به خاورمیانه روی آورد.
همچنین سیاستمداران روسی معتقدند که سیاست آمریکا برای ارتقای دموکراسی در منطقه خاورمیانه، تهدید مستقیمی علیه منافع روسیه است. ایده کاهش نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه تا جایی که امکانپذیر باشد، در میان اعضای دولت پوتین طرفداران زیادی دارد. دیمتری تونین از موسسه کارنگی مسکو میگوید: روسیه در حال ساختن جهان اطراف خود است. منابع غنی نفت، باعث میشود که روسیه از نظر داخلی یک نقطه اتکا داشته باشد و به این وسیله اقدامات خود در خارج را تقویت بخشد. غرب به ویژه آمریکا و انگلیس بیشتر برای روسیه دشمن محسوب میشوند تا شریک. در چنین شرایطی، سوریه یک متحد طبیعی برای روسیه در جهان عرب محسوب میشود.
سوریه تنها کشور عرب است که توسط غرب در انزوا قرار گرفته است رئیس جمهور جوان سوریه اگرچه مهارتهای سیاسیاش در حال افزایش است، اما احساس قدرتمندی کافی نمیکند و به دنبال حامیانی برای خود است که روسیه میتواند یکی از آنها باشد. به هر حال، آینده این روابط، چندان روشن نیست. روسیه مانند آمریکا به علت عضویت در شورای امنیت از یک ابزار قدرت برخوردار است. آمریکا در منطقه دارای مشکلاتی است. گرفتار شدن آمریکا در اثر حمله عراق و حمایت از اسرائیل، موجب میشود که روسیه به راحتی به کشورهای عربی نزدیک شود. با این وصف روسیه مانند شوروی سابق از امتیازات بازوی نظامی برخوردار نیست و قادر نیست که مانند آمریکا قدرت نظامی خود را به نمایش بگذارد. حتی پوتین نتوانسته است نیروهای حافظ صلح را به لبنان اعزام کند. مشکل است که تصور کرد پوتین و یا جانشین وی در صورتی که سوریه با اسرائیل و یا آمریکا درگیر شود، از آن به طور کامل حمایت کند. مقامات سیاسی روسیه خود را در معرض هر خطری در خاورمیانه قرار نمیدهند. آنهایی که در خاورمیانه روی حمایت روسیه حساب باز میکنند، به سرنوشت سایر دوستان این کشور نظیر صدام حسین و اسلو بودان میلو شوویچ نگاه کنند.