رضا حمیدی
بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، کتاب «تاثیر انتفاضه بر رژیم صهیونیستى» را در یک هزار و 500نسخه منتشر کرد.
«تاثیر انتفاضه بر رژیم صهیونیستى» را دکتر عبدالوهاب المسیرى تالیف کرده و احمد کریمیان آن را به فارسى برگردانده است.
اعتدال و افراط در یهودیان اسراییلى، فراز و فرود رویاها، وضع اقتصادى، بحران هاى امنیت و عدم میل و رغبت به مهاجرت، بروز اختلافات در مساله اسکان، گریز از خدمت سربازى، مهاجرت منفى، خشم جهانى، جنگ آزادى بخش فلسطین، فرجام اسراییل و توهم نفوذ یهود از جمله عناوین بخش هاى مختلف این کتاب به شمار مى آید.
در بخشى از این کتاب آمده است: «انتفاضه در تمامى عرصه هاى حیات تجمع صهیونیستى، تاثیرات عمیقى بر جاى نهاده است. در زمینه اقتصاد، پس از سال ها رونق و شکوفایى و ثبات اقتصادى، توفان انتفاضه آن را متزلزل و آسیب دیده نمود و در رکودى از انتظار قرار داد.
حالت فوق العاده همراه با بیم و تشویش، چنان بر پیکره اقتصاد رژیم صهیونیستى چیره شده و بحران موجود چنان تار و پود اقتصاد را فرا گرفته که از زمان تاسیس این رژیم بى سابقه بوده و دولت از هرگونه اقدام و راه حلى درمانده است.»
مترجم در مقدمه این اثر در بخشى به چهره عرب در تبلیغات و ادبیات صهیونیستى پرداخته و آورده است: ادبیات صهیونیستى همواره کوشیده است تا از انسان عربى، چهره اى حقیر و منحط ترسیم کند.
آشرجینزبرگ در سال 1891میلادى به یهودیان مهاجر به فلسطین خاطرنشان ساخت که اعراب را مورد تحقیر و خشونت قرار دهند و آنان را بدوى و وحشى چون گله خرانى که هیچ چیز نمى دانند و نمى فهمند، به شمار آورند. یکى دیگر از رهبران صهیونیسم، در اوایل سده پیش تاکید کرد که باید رفتار صهیونیست ها با اعراب، مانند روش برخورد اروپاییان با سیاه پوستان باشد.
اهارون ارونسون، رهبر یهودیان مهاجر در اواخر سده نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مهاجران یهود را از سکونت در کنار کشاورزان عرب که به زعم او آلوده و نادان و غرق در خرافاتند، بر حذر داشت و همه اعراب را رشوه خوار نامید.
در تصور وایزمن نیز «عرب» چیزى بیش از آنچه ذکر شد، نیست. او در نامه مورخ 30نوامبر 1929میلادى خود به آلبرت انیشتین مى نویسد: عرب، عنصر منحطى است که مى خواهد پیش از آن که راه رفتن بیاموزد، بدود. این ملت شایستگى دموکراسى ندارد و به سهولت تحت تاثیر بلشویک ها و کاتولیک ها قرار مى گیرد.
اما راس کالن، فیلسوف پراگماتیست یهودى (و صهیونیست امریکایى)، انسان عربى را در چهره یکى از شیوخ قبایل صحراى نقب ترسیم مى کند که او و فرزندانش با آن که ساعت خارجى در دست دارند، اما چگونگى تشخیص وقت آن را نمى دانند. روى پیراهن بلند عربى خود، کت و یا ژاکت خارجى مى پوشند و در جیب بغل خود، قلم هایى قرار مى دهند که هرگز از آن استفاده نمى کنند. کار اصلى و مورد علاقه آنان قاچاق حشیش است.
اصرار و تاکید سران صهیونیسم و به تبع آنان، اصحاب مطبوعات و ارباب رسانه هاى غرب در تخریب چهره عرب و تحقیر آنان موجب شده است که بسیارى از غربیان در قضاوت خویش درباره این قوم، نگاهى منفى و ناصواب داشته باشند.
تعدادى از دانشجویان امریکایى در پاسخ به یک نظرسنجى در مورد اعراب اظهار داشتند: «اعراب، مردمى وحشى هستند که یهودیان را مى کشند و نفت را دریغ مى دارند... سوداگران نفت و لاشخوران قدرتند... نفت خواران عقب مانده اند... ثروتمندان نفت و...»
و جون از آنان درباره فلسطینیان سوال شد، پاسخ دادند: از نگاه اسراییلیان یک تفاوت اساسى میان آنان با فلسطینیان وجود داشت و آن این که ایشان آقا هستند و فلسطینیان برده.
انتفاضه پایان تلقى منفى از شخصیت انسان عربى و نقطه عطفى در روند مبارزات ملت فلسطین و سرآغازى بر ظهور قابلیت ها و اراده پنهان ملتى بود که ده ها سال به شیوه هاى گوناگون تحقیر و توهین مى شد.
یوسى میلمان در پى مطالب پیشین مى افزاید: «انتفاضه بعد تازه اى به مبارزات اعراب بخشید و آن را از حد یک مبارزه سیاسى، به نبردى ملى و همگانى تبدیل ساخت. استفاده فلسطینیان از سلاح سنگ و چاقو، عرصه را بر اسراییلیان تنگ کرده و آنان را به شدت متوحش ساخت.»
این بیم و هراس جامعه اسراییلى را چنان در موضع دفاع و انفعال قرار داده است که اکنون تنها به حفظ موجودیت خویش مى اندیشند. یک زن فلسطینى به تنهایى توانست با منفجر ساختن بمبى در سینما قدس، ارکان جامعه اسراییل را به لرزه درآورد. از آن زمان دولت مجبور شد با گماردن ماموران امنیتى در مدخل سینماها، کیف افراد را مورد تفتیش قرار دهد. این امر نه تنها براى ورود به سینماها، بلکه در تمام ارکان عمومى اسراییل، مثل مدارس و کودکستان ها و غیره تا امروز ادامه دارد.»
انتفاضه چنان امنیت رژیم اشغالگر قدس و شهروندانش را هدف گیرى کرد که براى این رژیم، تبدیل به یک معضل پیچیده و کابوس وحشت زا گردید. فلسطینیان با دستان خالى ارتش مجهز، مسلح، خشن و کینه توز اشغالگر را درمانده کردند. بسیارى از نویسندگان صهیونیست به روشنى از استیصال و درماندگى ارتش خود سخن گفتند و شمارى از تحلیلگران، انتفاضه را باتلاق صهیونیست ها خواندند. اسحاق رابین، آن را جهنمى براى اسراییل ذکر کرد و در جایى گفته بود کاش یک بار صبح از خواب برخیزم و ببینم توفانى آمده و غزه را با خود برده است.
اکنون برخلاف گذشته، ساکنان شهرک هاى صهیونیستى احساس امنیت نمى کنند و چرخه اقتصادى اسراییل به هم ریخته است. اتوبوس هاى عادى سطح شهر به اتوبوس هاى زرهى تبدیل شده و هر یهودى اشغالگر هر آن نگران وقوع حادثه اى خطرناک است.
اکنون دیگر فلسطینیان «خویشتن» را یافته اند و بر طبل عزت و حرمت خویش مى کوبند و از موضع اقتدار روحى، نه یهودیان عادى اراضى اشغالى بلکه زمامداران و ژنرال هاى رژیم صهیونیستى را با اقدامات دلیرانه و شگفت خود تحقیر و استهزا مى کنند.
در قسمتى دیگر از این کتاب مى خوانیم: «از بارزترین نتایج انتفاضه، که مرزهاى فلسطین اشغالى را پشت سر گذارده، خنثى سازى امواج تبلیغاتى است که علیه ملت فلسطین و بر ضد مبارزان و مقاومت آن صورت مى گیرد. پیام این ملت به گوش همه ملت هاى جهان رسیده و صداى خشم و اعتراض آن را برانگیخته است.»
خاطرنشان مى شود؛ این کتاب با شمارگان هزار و 500نسخه و در 204صفحه از سوى بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم منتشر شده است.