حوادث اخیر جنوب افغانستان بهخصوص تصرف منطقه موسی قلعه توسط نیروهای طالبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
منطقه موسی قلعه در استان هلمند در جنوب افغانستان، جمعه گذشته مورد حمله نیروهای طالبان قرار گرفت و آنان توانستند بسیاری از مراکز دولتی از جمله ساختمان فرمانداری این شهر را به تصرف خود درآورند. امنیت این منطقه را از چهار ماه پیش بزرگان محلی در جریان توافق با ناتو و انگلیس به عهده گرفتند. از سوی دیگر این اقدام نیروهای طالبان نوعی نمایش نمادین قدرت است تا در جریان یک عملیات غافلگیرانه قدرت خود را به رخ ناتو و سایر نیروهای خارجی بکشند. باید توجه داشت که تحرک اخیر طالبان در منطقه قلعه موسی در قالب تبانی میان آنان با نیروهای خارجی یا مانور قدرت، امنیت عینی و ذهنی مردم در نقاط مختلف افغانستان را به مخاطره خواهد انداخت. شرایط فعلی افغانستان نشان میدهد که با وجود آنکه بیش از شش سال از حضور اشغالگران در این کشور میگذرد، کماکان گروه طالبان بزرگترین تهدید به شمار میرود و ناتو و آمریکا توفیقی در ریشه کن کردن معضل تروریسم یا حداقل بر هم زدن شاخصهای انسجام بخش گروه طالبان نداشته است، هر چند برخی شواهد و قرائن حاکی از آن است که نوعی ارتباط پشت پرده بین نیروهای طالبان و اشغالگران وجود دارد.
آیا میتوان گفت نیروهای خارجی حاضر در افغانستان به نوعی بحران کنترل شده برای تداوم حضور خود نیاز دارند؟
قطعا این گونه است و کارکرد اشغالگران نشان میدهد که تمایل قاطع برای قطع خشونتها و ناامنیها در افغانستان ندارند.
چندی پیش از سوی مقامات ناتو و آمریکا بر این نکته تصریح شد که آنها در صدد هستند تا برای مدت زمان طولانی در افغانستان حضور داشته باشند که رقم 99 سال را برای این حضور اعلام کردند. بیتردید استمرار این حضور تنها در پرتو وجود ناامنی و خشونت در افغانستان میسر خواهد بود، چرا که در شرایط ثبات، نیروهای خارجی با چراییهای بسیاری در خصوص ادامه ماندگاری در افغانستان مواجه خواهند شد. بنابراین در این شرایط، ناتو و آمریکا نیازمند وجود نوعی بحران کنترل شده هستند تا تداوم حضور خود را برای دولت و افکار عمومی افغانستان توجیه کنند. البته این موضع آنان یک اشتباه استراتژیک محسوب میشود، چرا که در فضای خشونتبار علاوه بر آسیبهای مترتب بر مردم و جامعه افغانستان، سربازان و نظامیان آنان نیز از گزند این فضا مصون نخواهند ماند. در این صورت مخالفتها و اعتراضات افکار عمومی کشورهای دارای نیروی نظامی در افغانستان به شدت افزایش خواهد یافت.
هم اینک دولتهای غربی که در افغانستان مشارکت دارند با بیشترین انتقادها از سوی افکار عمومی در خصوص افزایش تلفات نظامیان مواجه هستند.
به نظر میرسد نگاه ناتو و آمریکا به موضوع امنیت در افغانستان کاملا ابزاری است. آیا عدم اراده جدی برای تجهیز ارتش ملی و پلیس این کشور از سوی نیروهای خارجی که نابرابری تجهیزاتی با گروه طالبان را تشدید میکند، در این چارچوب ارزیابی میشود؟
در خصوص تجهیز و تقویت ارتش افغانستان باید گفت که در وهله اول تمایل مردم برای پیوستن به ارتش به دلیل سطح پایین حقوق چندان بالا نیست و از سوی دیگر حضور طولانی مدت در جنگهای داخلی باعث شده تا رغبتی برای ورود به جنگ و یا مبارزه با گروههای تروریستی در آنها مشاهده نشود.
البته در خصوص تجهیز ارتش افغانستان، گامهایی از سوی ناتو و آمریکا برداشته شده اما به دلیل تدریجی بودن و کند بودن این روند، ارتش هنوز نتوانسته به قابلیتهای در خور تقابل با گروههای تروریستی دست یابد. البته هماکنون برخی از کشورها تصمیم به خروج از افغانستان گرفتهاند و این میتواند آمریکا و ناتو را در چالش عدم حمایت از سوی متحدین رو به رو کند. به هر حال تا زمانی که ارتش و پلیس افغانستان از توان تجهیزاتی برابر در قبال گروه طالبان برخوردار نشوند، نمی توانند ابتکار عمل امنیتی را در دست بگیرند که البته برخی گمانهها حاکی از آن است که نوعی تعمد در این خصوص از سوی آمریکا و ناتو وجود دارد.