۱- تاریخچه
پس از برگزاری پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 1368 آیتالله هاشمی رفسنجانی با شعار اصلاحات اقتصادی و بازسازی اقتصاد جنگزده توانست آرای بیش از90درصد مردم را به خود اختصاص دهد. کابینه ایشان بیشتر از تکنوکراتها و افرادی با سابقه در کارهای اجرایی تشکیل شد. ابتدای دوره سازندگی مقارن شد با حمله عراق به کویت در سال 1990میلادی (1369هـ ش) و افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی که در نتیجه دولت اعتبار مالی لازم را برای سازندگی تا حدودی بدست آورد و سازندگی کشور با شتاب خوبی آغاز شد. بدنبال انتخاب مجدد آقای هاشمیرفسنجانی به مقام ریاست جمهوری در سال 1372، با آن که بیشتر افراد کابینه به لحاظ سیاسی دارای تمایلات جناح موسوم به راست بودند اما اختلافاتی میان این افراد و آن جریان سیاسی که اکثریت مجلس چهارم را در اختیار داشتند ایجاد شد. این اختلافات باعث شد که برخی از تکنوکراتها که به شدت از اقتصاد و بازار آزاد حمایت میکردند و در دولت حضور داشتند با مسایلی مانند استیضاح و رأی عدم اعتماد روبرو شوند. از جمله استیضاح وزیر بهداشت و رأی عدماعتماد به او، رأی عدم اعتماد به مرحوم محسن نوربخش وزیر امور اقتصاد و دارایی و استیضاح عبدالله نوری وزیر کشور.
در آستانه انتخابات مجلس پنجم در اواخر سال 1374 اختلافاتی بین دولت و جامعه روحانیت مبارز بر سر ارائه لیست کاندیداها در حوزه انتخابیه تهران بروز کرد که نقطه اوج این اختلافات بود یعنی بخشی از جامعه روحانیت و گروههای همسو با آنها مخالف با حضور افراد مشخصی از دولت در لیست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز بودند. نهایت آن که با 5 نفر معرفی شده از سوی دولت برای گنجانده شدن نامشان در لیست جامعه روحانیت توافقی حاصل نمیشود و لذا عدهای از نیروهای همکار اقتصادی رییسجمهور، بدون آنکه نام حزب برخود بنهند از جناح موسوم به راست منشعب میشوند. این انشعاب با انتشار نامهای از سوی 16 نفر از وزراء و معاونین رییسجمهور در تاریخ 30/11/74 رسمیت یافت و از همین مقطع بود که دو اصطلاح موسوم به راست سنتی و راست مدرن وارد فرهنگ جناحبندیهای سیاسی کشور گردید.
این گروه تازه تأسیس نام جمعی از کارگزاران سازندگی ایران را برای خود انتخاب نمود و فعالیت خود را از اول بهمن ماه سال 74 آغاز کرد و در انتخابات مجلس پنجم با ارائه لیست جداگانه برای انتخابات تهران وارد عرصه انتخابات گردید. در رأس این لیست افرادی مانند عبدالله نوری، فائزه هاشمی، آشوری معاون عمرانی شهردار تهران و عدهای دیگر از شهرداران تهران به چشم میخورد. انتخاب برخی از این افراد به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی به اعتبار و مطرح شدن بیش از پیش این گروه افزود.
کارگزاران در مقطع انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در سال 76 از میان کاندیداها از حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی حمایت کرد و با پیروزی ایشان در انتخابات دوم خرداد سال 76 گروه کارگزاران جزء ائتلاف نیروهای دوم خردادی قرار گرفت و در کابینه آقای خاتمی با چند وزیر شرکت کرد و نهایتاً در تاریخ 25/5/78 وزارت کشور رسماً پروانه تأسیس حزب را دریافت نمود و با نام «حزب کارگزاران سازندگی» به فعالیت خود ادامه داد. این حزب در انتخابات مجلس ششم توانست 40 کرسی مجلس را به دست آورد.
2- دبیر کل و اعضای فعال
دبیر کل این حزب غلامحسین کرباسچی و از دیگر اعضای فعال این گروه میتوان به محمد هاشمیرفسنجانی، عطاءالله مهاجرانی، فائزه هاشمیرفسنجانی، مرتضی الویری، مرحوم نوربخش، علی هاشمیرفسنجانی، محمدعلی نجفی، سیدحسین مرعشی، محسن هاشمیرفسنجانی، اسحاق جهانگیری، محمد عطریانفر، رضا امراللهی و تعدادی دیگر اشاره کرد.
3- نشریات
تا قبل از تعطیلی تعدادی از روزنامهها در اردیبهشت 79 هفتهنامه هممیهن به صاحب امتیازی غلامحسین کرباسچی و روزنامههای زن، ایران و همشهری از روزنامههای نزدیک به این حزب محسوب میشدند که پس از توقیف نشریههای زن و هممیهن و تعویض مدیریت روزنامه همشهری در حال حاضر روزنامه ایران بیشترین قرابت فکری را با این جریان دارد.
4- چالشهای درونی و بیرونی کارگزاران
این گروه در طول عمر محدود خود چندین بار با چالشهای جدی روبرو بوده است. این چالشها گاه از بیرون کارگزاران را تهدید کرد و گاه از درون تشکیلات رخ مینمود.
اولین چالش جدی هنگام تولد رسمی کارگزاران در برابر آنها ایجاد شد در این مرحله شدیدترین اعتراضات از این منظر به کارگزاران وارد میشد که با تشکیل یک حزب دولت ساخته موجب هدایت امکانات دولتی به جادههای حزبی میشدند حتی مقامات بلندپایه کشور نیز این اعتراضها را به این گروه ایجاد شده وارد میدانستند.
دومین چالش «خروج تعداد قابل توجهی از اعضای اولیه گروه از دایره این حزب (10 وزیر) بود» که در پی ناتوانی و عدم توان پاسخگویی به چالش قبلی روی داد.
سومین چالش «ناتوانی در استمرار بخشیدن ریاست جمهوری آقای هاشمیرفسنجانی بود که گروه کارگزاران سعی داشته با اصلاح این اصل از قانون اساسی که انتخاب یک نفر به ریاست جمهوری بیش از دو دوره پی در پی را منتفی میداند، زمینه را برای انتخاب مجدد آقای هاشمیرفسنجانی فراهم نماید.
چهارمین مسئله کارگزاران، مشکلاتی بود که برخی از اعضای مرکزی گروه با آن مواجه شدند. به طور مثال احضار «غلامرضا فروزش» وزیر سابق جهاد سازندگی برای پاسخگویی به برخی از نابسامانیها به دادگاه و همچنین ماجرای شهردار تهران و زندانی شدن دبیر کل حزب کارگزاران به جرم تخلف در شهرداری تهران، بخصوص اینکه یکی از اتهامات آقای کرباسچی پرداخت مبلغ زیادی از بودجه شهرداری به آقای علی هاشمی برای هزینه تبلیغات انتخاباتی مجلس پنجم بود. هر چند طبق ادعای شهردار این پرداخت تحت عنوان وام صورت گرفته است. (البته دادگاه رأی بر برائت آن اتهام صادر کرد).
پنجمین چالش گروه کارگزاران، اخبار منتشره در خصوص اختلافات درونی حزب کارگزاران بود که بعد از آزاد شدن کرباسچی از زندان مطرح گردید دو دیدگاه و خط فکری در داخل حزب ظهور یافته و عمدتاً اعضاء به دو بخش کرمانی و اصفهانی تقسیم میشوند.
5- دیدگاههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی
الف- ولایت فقیه: روزنامه همشهری که تا پیش از تغییر سردبیر یعنی محمد عطریانفر، ارگان مطبوعاتی این حزب محسوب میشد، در مورد ولایت فقیه مینویسد: در نظام جمهوری اسلامی ایران سرچشمه مشروعیت همه نهادها از ولایت مطلقه فقیه است و ولایت مطلقه سنگ بنا و محور هرگونه حرکت در نظام است. اما سه سال بعد غلامحسین کرباسچی در روزنامه خرداد 3/4/78 میگوید: «درباره ولایت فقیه یک رشته بحثهایی وجود دارد که کارگزاران در آن وارد نمیشوند وی در همین مصاحبه میگوید ما باید حتماً ولایت فقیه را در قالب قانون اساسی قبول داشته باشیم و بپذیریم.
ب- رابطه با آمریکا: اولین کسی که بحث رابطه با امریکا را مطرح و در راستای جا انداختن آن به ارائه بحث و مقاله پرداخت، عطاءالله مهاجرانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران بود.
او در این زمینه میگوید: من معتقد بودم مانند کشور ویتنام که همزمان جنگ با آمریکا در ژنو مذاکره میکردند و یا مذاکره امام حسین(علیهالسلام) با فرمانده سپاه یزید و یا مذاکرات حضرت علی (علیهالسلام) با معاویه، میتوانیم خواستههایمان را بگوییم و بطور کلی مذاکره با دشمن ضدارزش نیست.
ج- خصوصیسازی: این حزب از خصوصیسازی واحدهای اقتصادی حمایت میکند و حتی آزادیهای دیگر را وابسته به آزادی اقتصادی میدانند. تأکید آنها بر توسعه بیقید و شرط بخش خصوصی در همه عرصههای اقتصادی میباشد. حتی به دنبال راهکارهایی برای آن دسته از مواردی که قانون اساسی تصریحاً در اصل 44 با ذکر نام (مثل بانکداری و بیمه و ...) بر دولتی بودن آنها تأکید داشتند.
د- سرمایهگذاری خارجی و استفاده از منابع دیگر کشورها به نظر کارگزاران بسیار مهم است. مرتضی الویری در این رابطه میگوید: «جلب سرمایه ایرانیانی که اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی ندارند را برای سرمایهگذاری در کشور بدون اشکال میدانیم.»
ه- هنجارها و ارزشهای مکتبی: از دید کارگزاران، اقتصاد و توسعه اقتصادی از هر چیز دیگری مهمتر و پایهای تر میباشد. لذا لیست فرهنگی مدون و مشخص حزبی ندارند و نه بر مبنای اصول ثابت بلکه بر مبنای منافع و مصالح عمل میکنند و به اقتضای شرایط سیاسی روشهای خود را تغییر میدهند. بعضی از اعضای کارگزاران به هر پدیدهای به شکل غیر ارزشی نگاه میکنند و امکان اثبات و نفی آن را مد نظر دارند عملکرد زیگزاگی کسانی نظیر عبدالله نوری ـ مرتضی الویری و عطاءالله مهاجرانی در طول سالهای گذشته بیانگر این مسأله میباشد. بعنوان مثال در روزنامه خرداد تحت مدیریت آقای عبدالله نوری آمده بود: تا زمانی که در قانون شوراها مسایل چون اعتقاد و یا التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه وجود دارد چگونه میتوان توقع داشت که حقوق مردم ضایع نشود! (خرداد 24/11/77) یا آقای مهاجرانی در پاسخ به اظهارات آیتالله مصباح یزدی در خصوص دفاع از دین میگوید: «نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. (آریا 16/1/79) یا روزنامه زن تحت مدیریت فائزه هاشمی از اعضای کارگزاران به بهانه گزارش تمایلات جوانان ایرانی مینویسد: پاپ و راک در میان جوانان ایرانی پرطرفدارترین نوع تقاضای موسیقی هستند. جوانان به تحرک موزیک و نشاط احتیاج دارند و به خدا رقص بد نیست باله بد نیست اینها هنر و نوعی از ورزش هستند.» (زن 26/11/77) آنها پویایی فرهنگی را در فضای «تسامح و تساهل» قابل دسترسی میدانند. در بین متولیان سابق وزارت ارشاد و در رأس آنان آقای مهاجرانی چیزی به نام تهاجم فرهنگی اصلاً قابل توجه نبود. با نظرات دولت بر محصولات فرهنگی اعم از تولید فیلم، کتاب، روزنامه و نشریات قبل از انتشار آنها مخالف بود و آن را مانعی در راه فعالیتهای فرهنگی قلمداد میکردند و از سیاست نظارت بعد از انتشار به محصولات فرهنگی حمایت مینمودند.
6- وضعیت فعلی کارگزاران
این حزب پس از عدم موفقیت در انتخابات شوراها (علیرغم تبلیغات وسیع و پر حجم در تمام شهرها) سکوت اختیار کرده و به جهت اختلاف نظراتی که با گروههای منتفذ جبهه دوم خرداد مانند حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیدا کرده گوشهنشینی در عرصه سیاست را گزینه خود قرار داده است. آقای محمد هاشمیرفسنجانی عضو برجسته این حزب در مورد کاهش فعالیتهای سیاسی این حزب میگوید: «متأسفانه گروهها و جناحهای سیاسی در سالهای گذشته دچار افراط و تفریط شدند و همه چیز را سیاه و یا سفید میدیدند هر کدام دیگری را سیاه و خودشان را سفید معرفی میکردند و به عبارتی هیچکدام خاکستری نبودند. این فضای سیاسی و فضای تبلیغاتی حاکم بر کشور مانع شد از اینکه کارگزاران فعالیتهای خودش را ادامه بدهد ما ترجیح دادیم تا فراهم شدن یک شرایط آرام و رسیدن به یک تعادل در فضای سیاسی و تبلیغاتی کشور سکوت کنیم.» وی همچنین در مورد فعالیتهای این حزب برای هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند 82 میگوید: حزب هنوز برنامهای برای این انتخابات ندارد و برای ما در حال حاضر تشویق مردم برای شرکت در انتخابات مهم است؛ ولی در موقع مقتضی در مورد نامزدها تصمیمگیری خواهیم نمود ولی در صورت تداوم دعواهای سیاسی ترجیح میدهیم سکوت سیاسی خود را حفظ کنیم. (جمهوری اسلامی 9/5/82)
در یک جمعبندی کلی میتوان گفت ویژگی بارز احزاب دولت ساخته که کارگزاران یکی از آنها میباشد این است که چون شکلگیری اولیه آنها نشأت گرفته از حضور در عرصه سیاسی است بقای آنها نیز وابسته به ماندن در قدرت است چرا که اینگونه احزاب فاقد پایگاه اجتماعی بوده و به مجرد کنار رفتن از عرصه سیاسی از حیز انتفاع ساقط شده به خشکی میگرایند و از قبل نزدیکی به این یا آن گروه سعی در بقا و تداوم و حیات سیاسی دارند.