تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۰۱۸۰۴
با وب‌نوشت در گفت‌وگو با محمدعلى ابطحى معاون سابق رئیس‌جمهور خاتمى

تنها براى دلم مى‌نویسم

مینو مومنی مقدمه: سربالایى یخ زده و پر از برف خیابان شهید طاهرى براى رسیدن به قرار مصاحبه حضورى آن قدر طولانى است که با خود یکبار مراحل رسیدن به این مصاحبه را در ذهن مرور کنى، خیلى ساده شماره تلفن همراه گرفته مى شود و قرار مصاحبه اینترنتى گذاشته و اى میل ها رد و بدل مى شود اما در کمتر از یک هفته قرار مصاحبه اینترنتى به تلفنى و کمتر از یک ماه در حالت راکد مصاحبه تلفنى مى‌ماند. شاید بدقولى از مصاحبه شونده باشد و شاید هم نه، به هر حال روزى خبر مى رسد که براى مصاحبه با معاون حقوقى سابق و مشاور فعلى رئیس جمهور یعنى محمدعلى ابطحى باید با رئیس دفتر او قرار را تنظیم کنم اما این کار نه براى گذاشتن کلاس مثل بقیه مصاحبه ها ى رایج است بلکه از آن جهت است که بالاخره طلسم این مصاحبه شکسته شود و عاقبت وقتى کلید ضبط زده مى شود نفسى به راحتى مى کشم. ضبط در دست او و سئوالات در دست من است یعنى خط قرمز را او تعیین مى کند. حاصل گفت وگوى دو ساعته با وبلاگ نویس مشهور دولت محمد على ابطحى پیش روست اگر مایلید بخوانید.

* محمدعلى ابطحى براى سال ها رئیس دفتر، معاون حقوقى واینک مشاور رئیس جمهور بوده اما درست از وقتى که تلاش کرد از طریق اینترنت با مردم و به خصوص جوانان ارتباط برقرار کند مورد توجه شدید قرار گرفت آیا این جادوى وبلاگ است و یا چون موقعیت شما خاص بوده ایجاد وبلاگ چنین بازتابى داشته است؟
** براى جواب به این سئوال ابتدا بهتر است یک فضاسازى داشته باشیم. من در تمامى دوران فعالیت و در تمامى حوزه ها ارتباط خودم را با دیگران برقرار کرده بودم اما در حوزه اى که مخاطب اینترنتى داشته باشد باید اعتراف کنم یک حوزه جدید و ویژه بود و براى من یک تجربه جدید محسوب مى شد. باید قبول کنیم جامعه ما یک جامعه جوان است و اینترنت یک پدیده نو قلمداد مى شود و در پدیده نو خیلى مهم است که جوانان ما نیز احساس کنند که مثل جوانان سایر کشورها مرزهاى بینشان برداشته شده.
به دلیل فشار فرهنگى که در سال هاى قبل از اینترنت وجود داشت یک نوع احساس آزاد شدن از آن فضا در جوانان به وجود آمد و اینترنت را به عنوان یک فضاى خوب براى خودشان در نظر گرفتند، استقبال ها از پدیده اینترنت از سوى جوانان ما استقبال بسیار خوبى بود تا آنجا که در پدیده وبلاگ نویسى استقبال کشور ما بسیار پرشور و چشمگیر بود حتى در زمینه اورکات نیز شاهد هستیم کشور ما با ولع خاصى دنبال این پدیده رفت تا آنجا که در رتبه بندى ها ما در مقام هاى بالا قرار داریم.
پس با در نظر گرفتن چنین فضایى وقتى من در وب نوشت شروع به نوشتن کردم طبیعى بود که نوشته هاى من به چند علت یک پدیده محسوب شود اول اینکه من آخوند هستم و معمولاً تاریخ اینگونه بوده که در جریان سنتى که عموماً روحانیت نمایندگى آن را بر عهده داشته اند در قبال پدیده هاى نو با تلخى یا حداقل عدم استقبال رفتار مى کردند از پدیده بلندگو بگیرید تا تلویزیون بنابراین اینترنت نیز جزء همین مقوله هاست پس این خودش یک دلیل عمده محسوب مى شود که من یک روحانى هستم و اقدام به وبلاگ نویسى کرده ام دلیل دیگر مربوط به اطلاعات حکومتى است که به علت درگیر بودن من با قضایا به آنها دسترسى داشتم تا آن جا که به دلیل همین اطلاعات وبلاگ من جزء معدود وبلاگ هایى است که به عنوان مرجع خبرى به آن استناد مى شود و علت بعدى به خاطر استمرارى است که من در به روز کردن وبلاگ خود دارم چون اکثریت شروع خوبى دارند اما رفته رفته نوشتن را به فراموشى مى سپارند پس به همین چند علت احساس مى کنم وب نوشت مورد توجه قرار گرفته است.
* روزهاى اول شروع به کار وب نوشت این شایعه به طور گسترده اى رواج یافت که شما با این وبلاگ نویسى به دنبال نوعى شهرت براى خودتان هستید و مى خواهید بین جوانان محبوبیت کسب کنید خودتان این شایعات را شنیده اید چه نظرى در این باره دارید؟
** من بحران سختى را در چند ماه شروع به کار وب نوشت پشت سرگذاشتم این شایعه یک طرف بود و شایعه دیگر این که حکومت من را وادار کرده است که به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کنم و از طرف دیگر جریان محافظه کار به این شایعه دامن مى زد که من با ورود به این فضا قصد دارم که از روحانیت و ارزش هاى انقلابى بکاهم. به هر حال شایعه و بحث هاى زیادى وجود داشت در حالى که هیچ کدام از این شایعات صحت نداشت تنها دلیل این بود که من احساس مى کردم اینترنت و وبلاگ یک محیط آزاد است که مى توانم به راحتى در آن حرف هاى دلم را بزنم و من هیچ کس را مجبور نکردم که این مطالب را بخواند حتى اگر کسى یک بار هم روى این مطالب کلیک نمى کرد من باز هم براى دلم خودم مى نوشتم چون من همیشه به نوشتن علاقه مند بودم و اینکه بتوانم به طور مستمر براى روزنامه ها بنویسم این امکان وجود نداشت پس وب نوشت مکان خوبى بود که من براى دلم بنویسم حرف هایى که گاهى اوقات الزاماً با سیاست رسمى کشور متفاوت بود.
* براساس تعریف هاى معمول وبلاگ عمدتاً نوشته هاى شخصى را در برمى گیرد اما به نظر مى رسد که در مورد وبلاگ شما خیلى شخصى نبوده چون برخى از مطالب بلافاصله در رسانه ها ى داخلى و خارجى به عنوان یک مطلب رسمى نقل مى شود علت را در چه چیزى مى‌دانید؟
** دلیلش را من در دو جهت مى دانم اول اینکه اساساً این حرف ها زده نمى شد و براى بیشتر افراد مهم همان وبلاگ نویسى است. دلیل دوم این که من در وب نوشت مطالبى را به رشته تحریر در مى آورم که یا خیلى ها نمى دانستند یا اینکه اگر اطلاع داشتند هم نمى توانستند بنویسند البته آگاهى من به خطوط قرمز باعث شد بتوانم به نوشتن ادامه بدهم.
* خودتان تمایل دارید نوشته هایتان در رسانه هاى دیگر انعکاس پیدا کند؟

** من اگر سایتى داشتم که نوشته هاى آن انعکاس پیدا نمى کرد و مخاطبان اهل دلى مانند تمامى وبلاگ ها داشت بنابراین نوشتن براى چنین وبلاگى خیلى آسان بود اما در این حالت که بعضى از مطالب خیلى سریع در رسانه هاى دیگر انعکاس پیدا مى کند بالطبع نوشتن براى آن به مراتب سخت و دشوارتر است.
* شما موقع نوشتن مطالب احساس نمى کنید که شدیداً زیر ذره بین قرار دارید؟
**‌ صددرصد، به همین علت در حال حاضر نوشتن براى من تا حدودى دشوار شده است چرا که یک طرف مخاطبان لائیک قرار دارند از طرف دیگر یکسرى روزنامه ها ى مخالف داخل کشور و از سوى دیگر رسانه هاى خارجى، همه این خطوط پیچ در پیچ در راه نوشتن من وجود دارد که من باید به گونه اى در زمان نوشتن قدم بردارم که بتوانم استمرار داشته باشم.
* خودتان علاقه داشتید که وب نوشتن به این مرحله برسد؟
** بله به نوعى علاقه مند هستم که مطالبم مورد توجه مخالف و موافق قرار مى گیرد هر چند نوشتن سخت شده اما در عین حال لذت بخش است و باعث مى شود که براى هر مطلب کلى مطالعه داشته باشم چرا که همیشه این احساس را دارم که مطالب مرا یک عده با نظرات و گرایش هاى مختلف مورد مطالعه قرار مى دهند و در حال حاضر مهم ترین مشکل سوژه یابى براى نوشتن در وب‌نوشت است.
* به نظر مى رسد همزمان با ایجاد وبلاگ حساسیت شما هم نسبت به گذشته در بعضى زمینه ها افزایش پیدا کرده مثلاً شما در وبلاگتان چندین بار به صراحت از فیلترینگ سایت هاى اینترنتى انتقاد کرده اید در حالى که قوانین فیلترینگ حدود سه سال قبل توسط شوراى عالى انقلاب فرهنگى تصویب شده و خود فیلترینگ نیز دو سالى است که اجرا مى شود، چرا در همان زمان که بحث مربوط به فیلترینگ داغ بود شما در این مورد اظهارنظرى نمى‌کردید؟
** از زمانى که کارم را در وب نوشت شروع کردم با بچه هاى وبلاگ نویس یک احساس رفاقت خاصى دارم این اهالى در شروع به کار براى بالا بردن آمار بازدیدکننده و به طور کلى استقبال از سایت خیلى به من کمک کردند بنابراین وقتى براى اهالى مشکلى پیش مى آید بالطبع این مشکل به طور ویژه براى من مطرح مى شود چون احساس مى کنم یک نوع دین نسبت به این مجموعه دارم.
وقتى من از خوبى هاى این محیط استفاده مى کنم بنابراین درست آن است وقتى مشکلى نیز پیش مى آید با جدیت باید آن را دنبال کنم. به عنوان مثال اتفاقى که براى بچه هاى وبلاگ نویس اخیراً پیش آمد مى دانستم پیگیرى پرونده این افراد کار دشوارى است اما آن را دنبال کردم و خوشبختانه نتیجه خوبى داشت در حالى که این پیگیرى مى توانست نه تنها نتیجه خوبى نداشته باشد بلکه براى من مشکلاتى نیز ایجاد کند اما با علم به این موضوع من خودم را مسئول پیگیرى این کار دانستم چون احساس مى کردم وقتى ماه ها و سال ها خواننده خوب وبلاگ نویس داشته ام خوب طبیعى است روزى که براى آنها بحرانى ایجاد شود نسبت به دیگران حساسیت بیشترى داشته باشم.
* آقاى ابطحى سئوال من این بود چرا تا زمانى که در دولت پستى داشتید فیلترینگ سایت ها برایتان چندان اهمیت خاصى نداشت و درست زمانى که به عنوان وبلاگ نویس به شهرت رسیدید مسئله فیلترینگ برایتان یک دغدغه محسوب شد؟
** نه این طور نیست چرا که من درست زمانى که مسئله فیلترینگ توسط شوراى عالى انقلاب فرهنگى مطرح شد عکس العمل نشان دادم طى مصاحبه ها این اقدام را محکوم و به عنوان معاون حقوقى اعتراض خود را با نامه بیان کردم که مکاتبات آن به طور رسمى وجود دارد و از آن جا که این اعتراض از سوى یک مقام رسمى مطرح شده بود خیلى سروصدا ایجاد کرد تا آنجا که هرگاه بحث اینترنت مطرح مى شد بدون اینکه به عنوان شغلى من ارتباطى داشته باشد از من دعوت مى شد تا در آن جلسه شرکت کنم چون عقیده داشتند اگر من در جریان نباشم و به طور دقیق توجیه نشوم فردا تمامى کارهاى آنها را زیر سئوال مى‌برم.
* حساسیت شما نسبت به فیلترینگ در قبل و بعد از این که وبلاگ نویس باشید متفاوت بود؟
** حقیقت نمى توانم بگویم از یک حساسیت یکسان برخوردار بودم چرا که الان حساسیت من به دلیل آگاهى و اشراف به مسئله اینترنت بیشتر از قبل است. در گذشته به دلیل عدم آگاهى، مسئله فیلترینگ در ردیف بقیه مسائل قرار گرفته بود. در این جا خوب است.
به یک نکته مهم اشاره کنم که یکى از بحران هاى جدى این است که مسئولین با پدیده اینترنت آشنایى کامل ندارند و قبل از اینکه من بخواهم بحث فیلترینگ را مطرح کنم باید کلى زمان صرف شود تا این افراد با مقوله مورد بحث آشنا شوند بعد از آن تازه در خواست خودم را مبنى بر عدم فیلترینگ عنوان کنم مثلاً در مورد مسئله فیلترینگ اورکات وقتى حضور چند تن از بزرگان حکومت رفتم که حتى برخى جزء چهره هاى کاندیداتورى ریاست جمهورى هستند ابتدا کلى بحث در مورد معرفى و موارد استفاده اورکات داشتم تا آنجا که تعدادى از آنها راغب به نام نویسى شدند بعد از این مرحله تازه درخواست اصلى یعنى رفع فیلترینگ را بیان کردم.
اگر مسئولین قبول کنند که مثلاً با مقوله اینترنت آشنایى کافى ندارند مثل خود من که در ابتدا شروع به کار کرده بودم این وضعیت روند کار را آسان مى کند همه این افراد یک اطلاعات عمومى در ذهن دارند و نهایت اطلاع آنها از دنیاى اینترنت مربوط مى شود به همان پرینت هایى که برایشان از محتواى سایت ها تهیه مى‌شود.
* در صفحه نخست وبلاگ تان تا همین چند وقت قبل شعارى نوشته بودید با این مضمون «اجازه بدهید من در اینجا محمدعلى ابطحى باشم خارج از مسئولیت هاى قانونى خودم» که البته اخیراً به این شکل تغییر داده اید «من در این سایت محمدعلى ابطحى هستم با خاطرات و نظرات شخصى ام» نگاهى به رسانه ها و افکار عمومى کافى است که دریابیم همین نظرات شخصى شما در این وبلاگ بیشترین بازتاب رسمى را داشته و به نوعى در همین مدت کوتاه به اندازه کل سال ها ى گذشته حضورتان در حکومت توجه جلب کرده اید. به نظر مى رسد کارکرد این وبلاگ خیلى هم شخصى نبوده است این طور نیست؟
** در وب نوشت اطلاعات و از طرف دیگر جایگاه حقوقى که قبلاً داشتم باعث جذب خواننده زیادى شده است اما این که در وب نوشت آورده ام این مطالب نظر شخصى من است به این دلیل است که در نوشتن این مطالب با کسى مشورت نمى‌کردم.
فرض کنید وقتى معاون رئیس جمهور بودم براى کارهاى جارى وظیفه داشتم با شخص رئیس جمهور و دیگر عوامل هماهنگى هاى لازم را برقرار کنم اما در وب نوشت تنها من نظرات خودم را مى نویسم در آن جا من یک آدم حقیقى هستم که به علت وابستگى ها و سوابق حکومتى داراى اطلاعات زیادى هستم اما در نوشتن آن به طور مستقل عمل کردم تا آنجا که در چند ماه شروع به کار وب نوشت سعى کردم زیاد با آقاى خاتمى در تماس نباشم که مبادا در مورد سایت از من سئوال کنند حتى عکس العمل ایشان را نمى دانستم که آیا اطلاع دارند من یک سایت دارم یا نه.
* شما از معدود افرادى هستید که در حاکمیت قرار دارند و وبلاگ مى نویسند چرا به جز شما کسى به فکر وبلاگ نویسى نیفتاده است، سیاستمداران ما تا چه حد وبلاگ مى خوانند مثلاً از وزراى کابینه هستند کسانى که به وبلاگ خوانى علاقه داشته باشند؟
** اگر از وزراى کابینه یا مسئولین کسى وبلاگ ندارد به نظر من به این دلیل است که اهمیت آن را نمى دانند و اگر تعریف از خود نباشد باید بگویم ذوق ندارند چرا که نوشتن یک استعداد و ذوق درونى مى‌طلبد.
من خیلى تلاش کردم که آنها را به این کار تشویق کنم ولى متاسفانه چندان موفق نبودم اما قابل ذکر است تعدادى از این افراد با بعضى از بچه هاى فعال در عرصه طراحى سایت نیز صحبت کرده بودند اما مثل اینکه یک دلهره اى باعث شده آنها کارشان را به اتمام نرسانند به نظر من وبلاگ نویسى دقیق مانند ایستادن در وسط یک میدان است که نیاز به ریسک بالایى دارد آن هم در سیستم موجود در کشور که هیچ قانون خاصى براى نقد کردن افراد وجود ندارد چرا که براى نقد از اتهام گرفته تا تهمت اخلاقى و سیاسى و اقتصادى استفاده مى شود بدون اینکه براى آن مرزى در نظر گرفته شود بنابراین به طور کلى من فکر مى کنم از یک طرف عدم تحمل ریسک پذیرى و از طرف دیگر ذوق و سلیقه و وقت گذاشتن همه و همه باعث شده که تمایلى در مسئولین براى ایجاد سایت شکل نگیرد.
* به نظر شما کدام یک از عوامل پررنگ تر از بقیه سبب شده که مسئولین حکومتى براى ایجاد یک وبلاگ تمایلى نشان ندهند؟
** من فکر مى کنم سه عامل عدم ریسک پذیرى، ذوق و سلیقه و گذاشتن وقت و زمان به یک اندازه تاثیرگذار است اما باید بگویم که بعضى از این افراد در حال آماده کردن خودشان هستند که بعد از اتمام دوره ریاست جمهورى سایت خود را راه اندازى کنند پس براى این افراد مى توان عنصر وقت و زمان را در اولویت در نظر گرفت.
* آقاى خاتمى چطور اصلاً ایشان با وبلاگ خوانى و وبلاگ نویسى ارتباطى دارند؟
** خودشان که وبلاگى ندارند و در رابطه با وبلاگ خوانى نیز باید بگویم به جز پرینت هایى که در اختیار ایشان از اخبار و اطلاعات سایت ها قرار مى گیرد فکر نمى کنم مستقلاً به وبلاگ خوانى علاقه داشته باشند اما خانواده ایشان مخصوصاً فرزندانشان در مسئله اینترنت بسیار قوى هستند و حتى گاهى اوقات تمهیداتى براى خواندن بعضى مطالب وبلاگ ها براى ایشان فراهم مى‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات