علی تتماج
از آغاز بررسی پرونده فعالیتهای هستهای ایران در مجامع بینالمللی و آژانس انرژی اتمی، در کنار اروپا و آمریکا، دولتمردان رژیم اشغالگر قدس از فعالان گروه مخالفان دستیابی ایران به فنآوری هستهای میباشند. براساس گزارشات منتشره در طی ماههای اخیر، بویژه پس از شکست مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی، رژیم صهیونیستی تلاش گستردهای را در عرصه بینالمللی برای جلب رضایت سایر کشورها، جهت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت داشته است. هر چند این واقعیت که تلآویو، ایران و توانایی دفاعی آن بویژه پیشرفت آن در صنایع موشکی و نظامی را تهدیدی برای سیاستهای توسعهطلبانه خود میداند، قابل پذیرش است، اما با توجه به تحولات عرصه بینالملل و اهداف رژیم صهیونیستی، در عملکرد کنونی آن چند نکته قابل تامل است.
1) سرپوش بر شکست در برابر انتفاضه: سیر تحولات سرزمینهای اشغالی برخلاف آنچه رژیم صهیونیستی ادعا میکند، بیانگر شکست این رژیم در برابر مقاومت و گروههای جهادی میباشد که نمود آن را میتوان در عقبنشینی این رژیم از نوار غزه و چند شهرک کرانه باختری مشاهده نمود. در عین حال تلآویو در عرصه داخلی نیز با مشکلات عدیدهای مواجه است، لذا آنها به دنبال ابزاری برای انحراف افکار عمومی از این ناکامیها میباشند که جنجالآفرینی در قبال پرونده ایران را یکی از راه کارهای پیشروی خود تدوین کردهاند.
2) حضور در عرصه بینالمللی: هر چند رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا، عضو برخی از سازمانهای بینالمللی است و بسیاری از کشورها نیز با آن در ارتباط میباشند، اما تا به حال حاضر این رژیم نتوانسته است مشروعیتی سیاسی برای خود در عرصه جهانی به عنوان یک کشور کسب نماید و حتی مراودات این کشور بیشتر در سطح اقتصادی و تجاری است. با توجه به اهمیت این موضوع، تلآویو سعی دارد تا با دخالت در تحولات عرصه بینالمللی ولو در حد اظهارنظر (که بعضا در چارچوب اهداف غرب و آمریکا میباشد)، جایگاهی برای خود در جمع بازیگران جهانی ایجاد تا بتواند مشروعیت سیاسی برای خود کسب کند.
3) دور ساختن ایران از تحولات فلسطین: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از مهمترین حامیان ملت فلسطین ملت ایران بوده است که با حمایتهای مالی و معنوی نقشی مهم در دستاوردهای مردم فلسطین داشته و دارد.
با توجه به این مساله، تلآویو همواره سعی کرده تا به هر بهانهای تهران را از تحولات سرزمینهای اشغالی دور سازد تا شرایط را برای سرکوب مقاومت و انتفاضه هموارتر سازد که در مقطع کنونی این تحرکات افزایش یافته است.
4) همسویی با سیاستهای اروپا و آمریکا: آنچه در عملکرد رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن مشهود است، همسویی و هماهنگی آنها در عرصه جهانی و منطقهای برای تحقق اهداف یکدیگر میباشد. در این راستا در قبال پرونده هستهای ایران نیز اروپاییها که سعی دارند تا همچنان خود را پیرو سیاست مذاکره نشان داده و از سوی دیگر بر شمار مخالفان فعالیتهای ایران بیفزایند، از سایر همپیمانان خود میخواهند تا نقش آنها را ایفا نمایند که در کنار کشورهایی همچون کانادا، ژاپن، رژیم صهیونیستی نیز این مهم را برعهده دارد تا خود نیز در حاشیه بتواند از حمایتهای مالی و سیاسی غرب در قبال تحولات سرزمینهای اشغالی و عرصه جهانی بهرهمند گردد.
5) کاهش توجهات به برنامههای هستهای رژیم صهیونیستی: براساس گزارشات و آمار منتشره رژیم اشغالگر قدس با داشتن 200 کلاهک هستهای تهدیدی بزرگ برای امنیت بینالمللی محسوب میگردد و تاکنون صدها قطعنامه در مجامع عمومی برای پایان دادن به سیاستهای هستهای این رژیم صادر شده که هرگز اجرا نگردیده است. با توجه به واکنشهای جهانی به عملکرد غیر صلحآمیز هستهای تلآویو، آنها با بزرگنمایی فعالیتهای هستهای سایر کشورها بویژه ایران از یک سو افکار عمومی را از فعالیتهای هستهای خود دور میسازند و از سوی دیگر با امنیتی کردن این موضوع، داشتن سلاح هستهای را برای امنیت خود ضروری جلوه میدهند.
در نهایت و با عنایت به تحولات سرزمینهای اشغالی میتوان گفت که عملکرد مقامات رژیم اشغالگر قدس در مقابل فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران که مورد تایید آژانس و بسیاری از کشورها میباشد، اقدامی نه از روی قدرت بلکه صرفا کارکردی برای تحقق اهدف این رژیم در سرزمینهای اشغالی و عرصه جهانی بویژه رفع بحران مشروعیت سیاسی این رژیم در میان کشورها و معرفی خود به عنوان یک کشور، همچنین دستیابی به اهداف توسعهطلبانه در سرزمینهای اشغالی میباشد. بر این اساس عملکرد رژیم صهیونیستی در قبال ایران بلفی سیاسی بیش نیست که نمیتواند بر مواضع جهان چندان تاثیرگذار باشد مگر بر عملکرد کشورهایی نظیر انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا که خود از همپیمانان و خطدهندگان به این رژیم میباشند و بعضا سیاستهای خود را در لوای نام آن پیگیری مینمایند. لذا تحرکات تلآویو را باید سیاست دیکته شده از سوی غرب دانست که با اهداف خصوصی رژیم صهیونیستی ترکیب و موجب موضعگیریهای زیادهخواهانه و غیر اصلی آنها در برابر فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران گردیده است.